ورود / ثبت نام
0

زندگی با اراده خداوند (قسمت اول)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

زندگی با اراده خداوند نوشته ای است که زمانی فقط به صورت یک عقیده یا انرژی در قلمرو نامرئی (انرژی پاک) قرار داشته است.

خواست خداوند بر این قرار گرفت تا این آگاهی به صورت نوشته ای قابل خواندن و درک شدن در دنیای مادی متجلی شود.

بعد از خواندن این نوشته شما دیگر انسان اکنون نخواهید بود چرا که آگاهی جدیدی از طریق خواندن این نوشته از دنیای بی شکل وارد دنیای شکل یافته ذهن شما خواهد شد.

بنابراین شما تغییر خواهید کرد و این تغییر در نگرش، می تواند باعث تغییر زندگی شما شود.

اگر آنچه می خوانید باعث شکل گیری فرمول جدیدی در ذهن شما شود، این فرمول سبب تغییر در افکار و رفتار شما خواهد شد و اراده ای در شما برای تغییر زندگی شکل خواهد گرفت.

من، شما، همه انسانها و به طور کلی همه زندگی از میدانی به وجود آمده ایم که دیده و شنیده نمی شود و آن میدان “قدرت خداوند” است.

اگر با این نگرش زندگی کنید، قدرتی را در خود احساس خواهید کرد که همان قدرت خداوند است و مصداق وعده خداوند که در قرآن کریم می فرماید: من از خود در شما دمیدم.

“پس زمانی که اندامش را درست و نیکو نمودم و از روح خود در او دمیدم، برای او سجده کنید. (۷۲ سوره ص)”

برای درک قدرت خداوند می توان به قدرتی که در وجود ما نهفته است توجه کرد.

همه ما قدرت خود را با “اراده” می شناسیم.

  • من انسان با اراده ای هستم
  • من انسان بی اراده ای هستم
  • من اراده کرده ام
  • من اراده ندارم
  • من اراده دارم و …
  • کلمه “اراده” تعریف ما از قدرتی است که در خود سراغ داریم.

معنی کلمه “اراده” چیست؟

اراده همان دنبال کردن هدف یا انگیزه ای نیرومند به همراه عزم و تصمیم برای ایجاد نتیجه ای مطلوب به شمار می رود.

از نظر ما افراد با اراده افرادی هستند که برای رسیدن به خواسته های خود تلاش می کنند و هیچ نیرویی نمی تواند مانع رسیدن آنها به هدفشان شود.

اگر انسانی هستید که هرگز تسلیم نمی شوید و رویایی درونی (تصویری ذهنی) شما را به سمت تحقق رویاهایتان حرکت می دهد خود را انسانی با اراده می دانید.

اما نکته ای در نقش اراده در زندگی ما وجود دارد که معنی و مفهوم اراده داشتن را تغییر می دهد.

بارها در زندگی خود شاهد مسائل و موضوعاتی بوده اید که بدون اینکه تصمیم به تجربه آنها گرفته باشید وارد زندگی شما شده اند.

این موضوع را به شکل کمک هایی که انتظار دریافت آنها را نداشته اید اما در زمان مناسب از طریق انسانها به شما داده شده اند نیز تجربه کرده اید.

در شرایطی که هیچ راهی برای تغییر شرایط یا رسیدن به خواسته ای نداشته اید، اتفاقاتی رخ داده است که مسیر رسیدن شما به خواسته هایتان را هموار کرده است.

در اینجا نیروی اراده شما منجر به تغییر شرایط و رقم زدن اتفاقات نشده است بلکه نیرویی بسیار قدرتمندتر باعث ایجاد همزمانی هایی در زندگی شما شده است که شرایط شما را دگرگون کرده است و نتیجه اراده شما فراتر از انتظارتان رقم خورده است.

من برای رها کردن شغل ابزار و یراق تصمیم قاطع نگرفته بودم، همچنین برای آموزش دادن لاغری با ذهن برنامه ریزی نکرده بودم، حتی برای نوشتن این کلمات به دنبال یکدیگر هیچ تصمیمی نگرفته ام.

زمانی که ارتباطم با معنویت (قدرت اراده خداوند) را بیشتر کردم این رویدادها به صورت عملکردی طبیعی و ساده در زندگی من رخ دادند.

من سال ها شغل های مختلف داشتم که همه آنها نیاز به حضور فیزیکی در محل کار و رعایت اصول حضور و غیاب و سایر قوانین اداری بود و من بعد از آشنایی با قدرت خداوند دوست داشتم در شرایطی کار کنم که آزادی داشته باشم.

آزادی در انتخاب محل انجام کار، آزادی در انتخاب زمان انجام کار و از همه مهمتر آزادی مالی را تجربه کنم.

دقیقا به خاطر دارم در یک روز از زندگی ام احساس کردم باید شغل ابزار و یراق را رها کرده و مشغول آموزش لاغری از طریق قدرت ذهن شوم.

آن لحظه برای اولین بار بود که این فکر در ذهن من مرور شد و بلافاصله به یک تصمیم برای اجرایی شدن تبدیل شد.

تصمیم (اراده) خود را با همسرم مطرح کردم.

تصور می کنم در آن لحظه همسرم نیز مطیع و فرمانبردار آن نیروی عظیم و قدرتمند شد و با تصمیم (اراده) من موافقت کرد و این در حالی است که هیچ نشانه منطقی یا دلیل قانع کننده ای نداشتیم که اثبات کند رها کردن شغل ابزار و یراق که شش سال بود آن را با هر سختی و زحمتی انجام داده بودم و تازه به شرایطی رسیده بود که احساس می کردم در حال نتیجه دادن است را رها کرده و مشغول کاری شوم که هیچ تضمینی برای نتیجه دادنش وجود نداشت.

اراده خداوند، فراتر از اراده من برای ادامه دادن شغل ابزار و یراق بود. اراده خداوند در جهت تحقق رویای من بود و اراده من در جهت ادامه دادن شرایطی که مرا به رویایم نمی رساند.

توکل کردن در این مرحله از تحقق رویاها تاثیر فوق العاده ای در فعال شدن اراده خداوند در جهت تحقق خواسته های ما دارد. با توکل کردن شما تصمیم می گیرید که از اراده خداوند برای تحقق آرزوهای خود استفاده کنید و این در حالی است که ممکن است همچنان در حال عمل کردن بر اساس اراده ای باشید که نتیجه زندگی شما را تا آن زمان رقم زده است.

در این صورت اراده خداوند وارد عمل شده و اراده شما را تحت تاثیر قرار داده و در ذهن و قلب شما تمایل برای انجام اعمالی را ایجاد می کند که هم جهت با اراده قبلی شما نیست بلکه همسو با اراده خداوند و در مسیر تحقق رویاهای شما می باشد.

پس از درک اراده من و اراده خداوند و نقش هر کدام در شکل دهی نتیجه زندگی، این عقیده در من شکل گرفت که: اراده بسیار فراتر از یک تصمیم منطقی بر اساس داده های دریافتی از دنیای پیرامون است.

اراده واقعی تقریبا در تضاد با تعریف قبلی من و احتمالا اکثر انسانها درباره اراده می باشد.

کارلوس کاستاندا در آخرین کتابش، اراده خداوند را اینگونه تعریف می کند:

اراده خداوند، همچون نیرویی است که در جهان وجود دارد. افرادی که در ارتباط با منبع و منشاء وجود زندگی می کنند قدرت خداوند را قرا می خوانند. این قدرت در دسترس آنها قرار می گیرد و راه فضیلت و کمال را برایشان هموار می کند. یعنی آنها هرآنچه را که بخواهند انجام می دهند.

بر اساس این آگاهی، اراده کاری نیست که ما انجام می دهیم یا قصد انجامش را داریم، بلکه نیرویی است که به صورت میدان انرژی نامرئی در جهان وجود دارد.

من تا قبل از این هرگز چنین تصویری درباره نیروی اراده نداشتم.

برای بهره بردن از قدرت اراده خداوند باید خودمان را غرق آن کنیم، از طریق توکل کردن، ایمان داشتن و اعتماد کردن به خداوند و قدرت بی نهایتش در شکل دهی جهان هستی.

این نکته برای من کاملا آشکار شده است که از طریق تلاش های طاقت فرسای فیزیکی (ظاهری) برای رسیدن به آرزوها به وسیله اراده ی شخصی، امکان دست یابی و قدرت اراده خداوند کاهش می یابد.

به این معنی که هرچقدر بیشتر بر نیروی اراده خود برای تحقق رویاهایمان متکی شویم از نیروی اراده خداوند در جهت خلق رویاها کمتر بهره مند می شویم.

از آنجاکه خداوند منبع و منشاء تجلی جهان هستی می باشد، قدرت اراده ما در برابر قدرت اراده او بسیار ناچیز است و استفاده از کدام اراده برای تحقق رویاها به عهده انسان می باشد.

ما می توانیم انتخاب کنیم با اراده شخصی خود و بر اساس افکار منطقی و منیتی خود در جهت رسیدن به آرزوهای خود تلاش کنیم.

همچنین می توانیم انتخاب کنیم با استفاده از اراده خداوند زندگی کرده و از قدرت هدایت او بهره مند شده و در مسیر رسیدن به رویاهای خود حرکت کنیم.

به اندازه ای که بتواینم دیدگاه خود درباره اراده انجام کارها را تغییر داده و برای انجام امور زندگانی به اراده خداوند متکی و متصل شویم شرایط ما در زندگی تغییر می کند.

پاتانجالی بیش از بیست قرن پیش توصیه کرده است:

“نیروهای خفته، قابلیت ها و استعدادها شکوفا می شوند و شما خودتان را به صورت انسانی بسیار برجسته تر و بزرگ تر از آنچه که حتی در رویاهای تان می دیدید کشف می کنید.”

نیروی خفته در سخن پاتانجالی همان اراده خداوند است. همان اراده ای که سبب شد من از حرفه چندساله ام دست کشیده و مشغول حرفه ای شوم که هیچ دانش و تجربه ای در آن نداشتم.

همان نیرویی که سبب شد من تمایل پیدا کنم از قدرت ذهن برای رهایی از چاقی و خلق رویای لاغری استفاده کنم و نه تنها من بلکه بی نهایت افرادی که رویای لاغر شدن دارند را به سمت سایت تناسب فکری هدایت کرد تا مسیر خلق رویایشان را به آنها نشان دهد.

شاید تصور عموم از عبارت “نیروی خفته” در سخن پاتانجالی، نیروهایی هستند که وجود ندارند یا به صورت انسان های مرده هستند اما واقعیت امر این نیست بلکه نیروی خفته، اراده ای است که در وجود انسان پس از اینکه در معرض وحی و الهام قرار می گیرد ایجاد می شود.

در واقع خداوند به وسیله الهام کردن به انسانها از طریق آنها مشغول انجام کارها می شود. اگر تا به حال درباره هدف یا ایده ای به شما الهام شده است و آن را انجام داده اید بهتر مفهوم انجام کارها از طریق خود توسط خداوند را درک خواهید کرد.

مدت طولانی است این موضوع ذهن مرا به خود مشغول کرده است که چطور می توانم به این نیروهای به ظاهر خفته دسترسی پیدا کنم تا در لحظات حساس زندگی از آنها کمک گرفته و به آرزوهای خودم برسم.

این نیروهای خفته چه نیروهایی هستند؟

در کجا قرار دارند و چه کسی می تواند از آنها استفاده کند؟

چه کسی نمی تواند از این نیروها بهره مند شود و چرا؟

این سوال ها سبب شد تا اشتیاق بیشتری برای درک نیروی خفته (اراده خداوند) در من ایجاد شود و نتایج زندگی من گواه تغییر نگرش من درباره نیروی اراده شخصی و سعی در بهره مند شدن و استفاده از نیروی اراده الهی برای رسیدن به رویاهاست.

امروز می دانم که اراده، همچون نیرویی است که همه ی ما آن را در وجود خود داریم. قدرت اراده خداوند میدانی از انرژی است که به صورت نامرئی و ماورای الگوهای تکرار شونده روزمره و طبیعی ما جریان دارد.

این نیرو حتی قبل از بسته شدن نطفه هر یک از ما نیز در آنجا وجود دارد.

ما دارای ابزاری هستیم که می توانیم این نیرو را جذب کنیم و زندگی را به شیوه ای جدید و مهیج تجربه کنیم.

اراده خداوند در کجا قرار دارد؟

برخی از پژوهشگران اعتقاد دارند که هوش، خلاقیت و تصورات ما در نتیجه ی واکنش به اراده خداوند به وجود می آیند و صرفا افکار و عناصری در مغز نیستند.

دیوید بوم معتقد است: “همه ی تاثیرات و اطلاعات منظم در قلمرو نامرئی یا در حقیقتی متعالی تر وجود دارند و به هنگام نیاز می توانیم از آن ها دعوت کنیم.”

در پاسخ به این سوال که میدان انرژی اراده خداوند در کجا قرار دارد؟ باید بگویم هیچ مکانی را نمی توان یافت که این انرژی در آن نباشد، زیرا هر چیزی که در جهان موجود است در درونش هدف و انگیزه ای دمیده شده است.

این حقیقت درباره همه صورت های زندگی مانند یک اسلحه، یک غنچه گل رز و یا یک کوه صحت دارد. یک پشه نیز در تجربه  ی زندگی دارای هدف و انگیزه است.

یک دانه لوبیا که به نظر می رسد قدرت فکر کردن و عمل کردن ندارد نیز تحت مدیریت اراده خداوند است.

تنها کافی است دانه لوبیا را در خاک مرطوب بکارید، چند روز بعد شاهد قدرت و عظمت موجود در دانه لوبیا خواهید شد.

اگر دانه سیب را بشکافید درخت سیب را در آن نمی بینید اما می دانید که درخت سیب از دل این دانه به وجود می آید.

هر شکوفه ای که در فصل بهار بر شاخه درختی می روید فقط گل کوچک و زیبا است اما در حقیقت هدفی درون آن دمیده شده است که باعث می شود در زمان مقرر به صورت میوه سیب متجلی شود.

در دایره اراده خداوند هرگز اشتباهی صورت نمی گیرد.

دانه سیب هرگز به گلابی تبدیل نمی شود و تخم یک کبوتر هرگز به یک مار تبدیل نمی شود.

هر بخش از طبیعت بدون استثنا داری هدف و انگیزه است و چیزی در طبیعت وجود ندارد که به هدف خود از بودن در دنیا شک کند.

ما انسانها نیز جزئی از این طبیعت هستیم و داری هدف و انگیزه برای بودن در دنیای مادی هستیم.

همانگونه که تولد یک شکوفه در فصل بهار بدون هدف و برنامه نیست، تولد هر انسان در جهان مادی بدون هدف و برنامه نمی باشد.

تفاوت انسان با سایر موجودات در پیگیری هدف و انگیزه خود از زندگی این است که انسان تنها موجودی است که قدرت ذهن دارد، توانایی اندیشیدن و انتخاب کردن و تغییر کردن دارد.

هیچ موجودی به جز انسان در جهان مادی در طول حیات خود قادر به ایجاد تغییر در شرایط زندگی خود نیست و فقط بر اساس غریزه خود زندگی می کند.

اما انسانها می توانند در مدت زمان حیات خود در دنیای مادی بارها شرایط زندگی خود را دگرگون کنند.

من تا سن 35 سالگی چاق بودم و اکنون چند سال است که متناسب هستم.

این یک تغییر است که من در شرایط زندگی خود ایجاد کرده ام.

تا سن 35 سالگی از نظر مالی در شرایط بسیار نامناسبی بودم اما در طی چند سال شرایط مالی خود را به طور کامل تغییر دادم.

هر فردی که این نوشته را می خواند در طول عمر خود بارها شرایط زندگی خود را تغییر داده است و این از توانایی های منحصربفرد انسان است که در هیچ موجود دیگری یافت نمی شود.

نکته جالب توجه این است که قدرت اراده خداوند در تمام اجزای هستی جریان دارد بنابراین هر تغییری که انسان در شرایط زندگی خود ایجاد می کند تحت مدریت و کنترل قدرت اراده خداوند است.

در لحظه ای که نطفه ما بسته می شود زندگی در معنا و مفهوم واقعی شروع می شود و قدرت اراده خداوند مراحل رشد و نمو را مدیریت می کند.

در لحظه ای که نطفه بسته می شود ساختار جسمانی، ویژگی های ظاهری، زمان مناسب تشکل شدن قلب، چگونگی شکل گیری استخوان ها و هزاران موضوع دیگر در همان لحظه اول و شروع زندگی تعیین می شود.

ما فقط به عنوان یک شاهد در حال نظاره کردن مراحل رشد و نمو جسم خود هستیم.

می بینیم که موهایمان رشد می کند و می توانیم آنها را کوتاه کنیم بدون اینکه بتوانیم رنک، صاف یا فر بودن آنها را تعیین و انتخاب کنیم.

قدرت اراده خداوند را نمی توان با کلمات توصیف کرد چون همین کلمات هم از این قدرت سرچشمه می گیرند.

قدرت اراده خداوند قلبم را به تپش در می آورد، غذایم را هضم می کند، پاهایم را کنترل می کند، نوشته هایم را می نویسد و حرف هایم را می زند و این کارها را برای هر چیزی که در جهان وجود دارد انجام می دهد.

قدرت الهی همه چیز را در جهان تعیین می کند و در همه جا حضور دارد یعنی جایی را نمی توان یافت که قدرت اراده خداوند در آن جا نباشد، اما ما انسانها اغلب اوقات احساس می کنیم از خدا جدا شده و دور افتاده ایم.

نکته مهم تر و قابل توجه این است که اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر ما انسانها بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟

پاورقی:

این نوشته ادامه دارد اما برای اینکه از خواندن آن به نتیجه بهتری برسیم در همین لحظه که مشغول نوشتن هستم به من الهام شد که نوشتن را متوقف کرده و از خواننده بخواهم یک بار دیگر این نوشته را بخواند و به سوال مطرح شده در انتهای نوشته پاسخ دهد.

ایمان دارم اراده خداوند این نوشته و نوشته های بعدی را مدیرین می کند و اراده او هدایت ما برای درک بهتر و افزایش نیروی اراده در وجود ماست که زندگی خود را تغییر دهیم.

سوال: اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر ما انسانها بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟


منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

موزیک بی کلام
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=29480
برچسب ها:
51 نظر در مورد زندگی با اراده خداوند (قسمت اول)

دیدگاهتان را بنویسید

      🤗Ꮥ-ᎷᎧᏗፚᏗᎷᎥᎩ😊
      1400/08/28 23:38
      مدت عضویت: 47 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,145 کلمه

      ب نام خدا 

      سلام دوستان عزیز..‌‌‌‌‌‌‌ضمن عرض تشکر و سپاس از استاد عزیزم بابت این نوشتهای زیبا و ناب … استاد من دیشب داشتم یکی دیگ از فایلهاتون و میدیدم ک پیشنهاد دادید ک بیاییم سراغ نوشته های باور ساز راستش من چندماه پیش هم میدیدم ک این نوشتهارو میزارید یکی دوبار خوندم ولی هیچی از نوشتهاتون  متوجه نمیشدم ، خیلی کلمات برام سنگین و غیرقابل درک بود . وقتی میخوندم سرم سوت میکشید .نمیدونم شاید دلیلش این بوده ک هیچ وقت راجبه نظم و آفرینش و اراده خدا نخونده و نشنیده بودم .ازدیشب ک اومدم سراغ این نوشتها چندباری خوندم کلمه ب کلمه، و الان مطمئن م ک الان این موقع، وقتش رسیده … بله استاد جان جهان آفرینش ب خواست خدا دارای نظم و هدف خاصیه..هیچ موجودی ،هیچ گل و گیاهی بدون هدف رشد و نمو نمیکنن ، ..

       

      سوال: اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر ما انسانها بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟

      بنظر من چون ما اونقدری ک باید ب خدا ایمان و اعتقاد نداریم چرا چون همش ب این معتقدیم ک اگر مریضیم ، مشکل داریم ، شغل مناسبی نداریم ، بچه ای نداریم نمیدونم هرچیییی رو ربط میدیم ب خدا ک خدا نخاسته ،صلاح ومصلحت خداست ،،درحالی ک همه چی بستگی ب باور و ذهنیت ما داره ..

      استاد جان قبل از آشناییم با سایت تناسب فکری و شما منم جز همون دسته از افرادی بودم ک همیشه گله مند بودم از خدا ،ازینک چرا من بدنیااومدم ، چرا منو خلق کرده ، خلقم کرده ک همش تو عذاب و بدبختی و بیپولی باشم ،منو خلق کرده ک تو چاقی وحسرت نعمتاش باشم ،منو آفریده ک برای یک لقمه نون مثل چی بدوعم ،همیشه گله میکردم ک دنیات منو کم داشت ،اینا همه گله های هروز من بود ، حالا اگ مشکلی داشتم یا نیاز مالی یا التماس دعا بجای اینک ب خدا ایمان داسته باشم و ب خدا بگم ب بنده های خدا میگفتم ،بجای اینک دستم جلوی خدا دراز باشه جلوی بنده ش دراز میکردم ،اگر ک محتاج دعایی بودم بجای دردودل باخدا با بنده اش میکردم در حالی ک خدا انقدر نعمات داره انقدر بخشنده س ک نیازی ب التماس و دست درازی نبوده و نیست ،،

      استاد جان من این دوروز خیلی فکر کردم ته نتیجه ام این بود ک من هیچ وقت نتونستم خدا رو بشناسم ،هنوزم اونقدری نمیشناسمش ،همیشه منو از خدا ترسوندن مثلا اگ دروغ بگم خدا کورم میکنه ، اگ نماز نخونم خدا مجازاتم میکنه ،اگ روزه نگیرم خدا گناه اونا ک روزه میگیرن و برای من مینویسه ،همیشه از خدا بد شنیدم ولی همیشه تو مدرسه و شروع هرکاری نوشتن گفتن ک بگم« بنام خداوند بخشنده و مهربان»…همیشه فکر میکردم ک این خدا چطور بخشنده و مهربانیه ک منه بنده رو ب این دنیا اورده ک همش عذاب بکشم .کاسه چکنم چکنم دستم بگیرم و آخرم ک مُردم اون دنیام خداخودش عذاب میده و میرم جهنم ،،استاد هنوزم خیلی از مردم هستن ک اَدعای نماز خوندن درمیارن ، ازترس از خدا چون بنظر من هنوز خدارو نشناختن ،،همیشه ب من یاد دادن ک اگر چیزی میخام باید با گریه و زاری و تروخدا تروخدا از خدا بخام ..درحالی ک خداانقدرررر نعمت داره اگ ی خونه خواسته من باشه درخاستم پیشش هیچه ،،اگر ک من الان هیچی ندارم از نداری خدا نیست ،از ذهنیت خرابیه ک دیگر ان از همون بچگی تو مخ ما کردن و این ادامه داشته تاالان ک من هم ب فرزندمم آموزش دادم،

      اون زمان هایی ک من از اول صبح ک بیدار میشدم و بدون هیچ مسئله شروع میکردم ب غر زدن و نالیدن ،ب این ،ب اون ،مینالیدم ازینک نیست و نداریم فرکانس من ب کائنات نداشتن و نخاستن بوده ،..اون زمانهایی ک من انواع و اقسام رژیم های مختلف  میگرفتم و ورزشهای سبک و سنگین میکردم فرکانس من ب کائنات چاقی بیشتر بوده اینک من چاقی رو دوست دارم ،

      رویاهای مادی  یک انسان یک خونه ،یک ماشین ، بچه ،آرامش و سلامتیه ،،،ولی من ازمطرح و خواستن یک خونه از خدا هم گاهی ترس داشتم . چون ن پولشو داشتم ، ن انقدری روی خدا شناخت داشتم ک فکر کنم اگ از خودش بخام بهم میده.

      ولی خدایی ک خالق ما بنده هاست وازروح خودش درما دمیده و دستور داده ک همه ی موجوداتش  سجده ب ما کنه نمیتونه خدای انتقام گیر و زور گویی باشه …منم قبلامثل خیلی های دیگ ازافراد این جامعه هییی میگفتم ندارم ندارم ولی الان دارم یاد میگیرم من داشته های دارم ک خیلیا آرزوی داشتنشو دارن . من زنده ام و نفس میکشم ودارم خدای خوبم رو میشناسم ک دیگ ازش نترسم ،فرزندمو ازش از خالقمون نترسونم ، دارم یاد میگیرم ک همه چی مو از خدای خودم خالق خودم بخام خونه ،ماشین ،سلامتی،پول ،لاغری ،از خدایی بخام ک خواستهای بزرگ من ازش، کوچکترین نعمت و داشتهای از اقیانوس داشتهای نعمتهاش ،،،

      افرادی رو میشناسم دراطرافم ک خونه ،ماشین ،طلا پول ،زندگی آنچنانی دارن و قبلا حسرت من بود ،وآرزویی یک روز جاشون بودن ولی دلشون شاد نیست ،زندگی و داشتهاشون براشون یی معنی ومفهومه ،عشق ندارن …ولی من هیچکدوم ازاونا روندارم درعوض سلامتم درسته چاقم ولی خداروشکر هنوز بیماری ندارم و چاق بودنم قابل درمانه ، دنبال شور و شوق و عشقم برای زندگیم ،برای آینده فرزندم و مهمتراز ی زندگی شاد و خوشبخت شناخت خدامه … من دیگ دوست ندارم جای هیچکسی باشم تواین دنیا ، جایگاه من بهترین جایگاهی هست ک میتونه باشه …

      من همیشه از خدا گلایه داشتم و غر زدم ازینک چرا بدنیا اومدم.چرا ثروتمند نیستم ،چرا چاقم ،چرا ،چرا چرا ،ولی الان خداروشکر میکنم ک خدااین محبت و ب من کرده و من دارم نفس میکشم ،زندگی میکنم و درحال ساختن دنیایی هستم ک حضور خدا ی خوبم ،خدای مهربان و بخشنده ام احساس میشه ،من هروز خدارو بخاطر اینک زنده ام و لیاقت زنده بودن و زندگی کردن دارم دراین دنیای مادی شکر میکنم ،،

      از حالا هر خواسته کوچیک و بزرگی داشته باشم فقط از خدا میخام و همیشه بخودش توکل میکنم ولی توکلهای ن مثل قبل ک میگفتم خدایآ توکل ب تو ولی کار خودمو میکردم ،وآخرم ب بنده اش رو میزدم ،،ایندفعه توکلهام ،سپردن هام از اعماق قلبم خواهد بود ،،

      خدا جونم بابت گذاشتن ( استاد رضا عطار روشن عزیز)بر سر راه مسیر زندگی بی معنی و مفهومم ،زندگی پراز سربالایی و ناامیدم ،زندگی ک نمیخاستم و همش گله و شکایت بود ،،ازینک حضور ووجودشون روگذاشتیش سرراه زندگیم ک باعث تغییر زندگیم ،احوالم ،حال خوبم بشه وباعث بشه تورو ای خدای بزرگ آسمانها بشناسم ،،از داشتن خدایی چون تو ب خودم ببالم و دلم از داشتنت قَنج بره و تو پوست خودم نگنجم وکوه غرور بشم از داشتنت از حضورت ،از گرفتن دستام و گذاشتنم ب اون زمان و مکانی ک خواست و اراده ی توست هزاران هزار بار شکرتتتتت و ممنونم …

      استاد جان یک در دنیا و صد  درآخرت خداوند متعال اجرتون بده و خدارحمت کنه مادر عزیز و بزرگوار تون

      ی دنیا ممنون بابت این نوشتها عالی”👌”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/28 14:52
      مدت عضویت: 781 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 187 کلمه

      سلام 

      خوشحالم که امروز متوجه این نوشته هاشدم 

      امیدوارم حالتون مساعد تر شده باشه

      فکر میکنم همه چیز برای ما به بهترین شکل همراه با خودمان که متولد شدیم رقم خورده وبقول شما پشت دراماده هست اما ما با رفتار واحساسات نادرست مانع از ورود نعمتها میشویم بخصوص درشرایط کنونی که همه درها بسته هست وهرچه تلاش میکنی چیزی نمی شود  ناامیدی بزرگترین عامل احساس بد ویاس هست که هرچه میکنیم به باور کامل ودریافت نعمتبرسیم اما نمیرسیم خود من خیلی سعی در خوب کردن حال خودوخانواده می کنم اما طوفانی همه را بهم ریخته ودوباره بر میگردم سرجای اول امیدوارم حال خوب شما رو همه بدست بیارن وبا اطمینان قلبی کامل وباور ویقین حتمی برسیم تادر حوزه دریافت نعمات قراربگیرم واز عمری که  سریع میگذره با لحظه لحظه انتظار برای رسیدن به ارزوها درکنار تلاش اتفاقهای خوب بیفته وما هم از گذر عمر لذت ببریم امین 

      بقول خودتون باید اراده ونظر لطف خدا شامل حالمون بشه وجرقه ای زده بشه تا درمسیر تغییر عالی قرار بگیریم اکثر ادمهای موفق وپولدار رو خوندم که در اثر یک حرقه شهودشون اون جرقه رو گرفته وباعث قرار گرفتن درمسبر موفقیت قرار گرفتن بروند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/27 11:37
      مدت عضویت: 133 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 309 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! اراده خداوند در تک تک آفریده های خداوند وجود دارد و جایی نیست که ما خواست خداوند را آنجا نبینیم، وقتی خداوند جهان هستی را خلق می‌کرد اراده کرد که این جهان به این صورت شکل بگیرد. فقط خواست و گفت موجود باش و همه چیز موجودیت گرفت، وقتی ما را آفرید از روح خودش در ما دمید بنابراین ماهم صاحب اراده شدیم، همان چیزی که باعث تمایز ما با سایر مخلوقات است. اراده خداوند بر فراوانی، خیر، خوبی، زیبایی، شادی و… بنا شده است، پس چرا ما نمی‌توانیم از همه این مواهب بهره مند شویم و به همه خواسته هایمان برسیم؟ اگر ما نتوانسته ایم به آرزوهایمان برسیم و شرایط زندگی خوبی نداریم، فقط ایراد از خودمان است که نتوانسته ایم به منبع این همه خیرات و خوبی ها وصل شویم، اراده خداوند همیشه جاری است اما ما در خلاف جریان آن شنا می کنیم بنابراین مسیر سخت و کار طاقت فرسایی هست که رسیدن به خواسته ها را دشوار یا ناممکن می سازد. وقتی ما مخزن وجودی خودمان را از ناامیدی و ناسپاسی و نگرانی و همه حس‌های بد پرکرده باشیم چیزی از جریان فراوانی نصیبمان نمی‌شود، به ظرفی که قبلا پر شده باشد، نمی توان هیچ چیز دیگری اضافه کرد، بنابراین باید اول افکار منفی را از خودمان دور کنیم، ذهن تنگ نظرمان را که همیشه ما را محدود می کند، گسترش دهیم تا بداند که دارایی های خداوند بی شمار است و آرزوهای ما چیزی از خزانه الهی کم نمی کند و خداوند برآورده کردن آنها را وظیفه خودش می‌داند و بارها و بارها در قرآن فرموده است بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. 

      یعنی فقط ما باید بخواهیم و به خدا ایمان داشته باشیم و تمام! 

      و دیگر اینکه اراده خودمان را با اراده خداوند همسو کنیم تا در جریان موهبتهای الهی قرار گیریم و به راحتی به آرزوهایمان برسیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/27 10:34
      مدت عضویت: 610 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      سلام استاد عزیز

      من فکر میکنم چون بر اساس اراده شخصی خودمون حرکت می‌کنیم. فکر می‌کنیم با منطق وفیزیک فقط میتونیم به خواسته هامون برسیم در صورتی که اگر اراده شخصی را رها کرده تابع اراده خداوند شویم به او توکل کنیم ارده خداوند به شکل الهامات .کمکهای انسانهای دیگر وبه اشکال گوناگون به زندگی ما سرازیر میشه کافیه به اراده خداوند اعتماد کنیم وشک وتردید ونگرانی را کنار بزاریم.

      چطور برای امور مهم زندگیمون که زنده بودنمون به اون وابسته است نگران نیستیم!

       شاهد اراده خداوند نیستیم؟

      چطور نفس میکشیم؟چطور قلبمان ضربان دارد؟

      وووووو که اگه بخوام بگم ساعتها برای گفتنش کم است 

      حال برای خواسته های به مراتب کوچکتر ارده خداوند را رها کرده ومتکی به ارده شخصی خودمان شده ایم فکر می‌کنیم که خیلی متوجه می‌شویم حال آنکه ارده خداوند است که بالاترین قدرت هاست.

      استاد عزیزم من در حالی دارم براتون این را می‌نویسم که خسته از تغییر زندگیم  به وسیله اراده شخصی ام شده ام 

      نیرویی دوباره منو به سمت نوشته های شما آورد

      قطعا این نیرو اراده شخصی نبود بلکه اراده خداوند بود که می‌خواست بهم یاد بده که چجوری میتونم در زندگی به خواسته هام برسم وهدفم از آمدن به این دنیا.

      ممنونم از شما برای این سایت ونوشته ها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      amirali2020110@gmail.com
      1400/07/24 20:22
      مدت عضویت: 294 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 169 کلمه

      بنام خدا 

      علت اینکه ما انسانها هر چیزی که دوست داریم داشته باشیم را نداریم اینکه باور نکردیم که خدا از،رگ گردن به ما نزدیکتر است و هر لحظه کنار ماست .درسته ما در هر کاری میگیم خدایا به امید تو اما این جمله از ته دل نیست بلکه فقط کلامی است و ما در اصل زندگی را دست اتفاقات پیرامون سپردیم که مثلا اگه دلار بده بالا ما بد بخت میشیم یا اگه اجناس گرون بشه چه بلائی سرمون میاد و یا اگه بچم رفت بیرون دیر کرد میگیم که یعنی برمی گرده اووووو اتفاقاتی دیگه اینجوری ما قدرت را از خداوند می گیریم و به دست رمال و دعا نویسو و غیره میدیم  و نمیگیم اون کسی که ما را از نطفه آوردید و ما فقط شاهد بزگتر شدن خودمان بودیم قادر متعال است و می تواند همچون طبیعت ما را هدایت و حمایت کند و ما را به آنچه که دوست داریم برساند و علت اینکه نرسیدیم شناختی از خداوند نداشتیم و مقصر خود انسانها هستند .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kouroshzamany95@gmail.com
      1400/07/18 13:01
      مدت عضویت: 107 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 124 کلمه

      با سلام ودرود 

      ما انسانها خودمون رو از خدا جدا کردیم میگیم خدایا کمکمون کن ولی از ته دل امیدی بش نداریم و در تلاشیم که چیزهایی رو که میخوایم رو یا خودمون به دست بیاریم یا رو میزنیم به انسانهای دیگه و به التماس ازونا طلب میکنیم و چشم امیدمون اینه که انسانهای دیگه برامون کاری کنن و در مقابل هم به اندازه باورهامون به اندازه کسانی که بشون رو میزنیم نصیبمون میشه 

      ولی وجود خداوند بینهایت هست واگر ازون بخوایم وامیدمون و توکلمون واقعا به اراده خداوند باشه راههایی رو جلوی پا مون میزاره که شاید از منطق ما دور باشه و مارو به جاهایی فراتر از نیازهامون و باورهامون برسونه خیلی راحتتر و بی دردسر 

      باورش سخته ولی اراده خدا فراتر از تصورات ماست 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      الهام خوشبخت
      1400/07/13 20:56
      مدت عضویت: 823 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      به نام خدا
      دوست دارم قبل ازخواندن نظرات هرآنچه به من الهام میشودرا بنویسم به نظر من چون انسانهای با نیروی اراده خود راه را بر قدرت اراده خداوند می بندند.انسانها افکار باورهای ضعیف و محدود کننده دارند انسانها نیروی اراده خداوند را باور ندارند انسانها قدرت را از خدا گرفته اند ومی خواهند همه کارها را با عقل محدود خود و نیروی اراده خود کارها را انجام دهند .ما باید از سر راه خدا کنار برویم بگذاریم خدا با نیروی اراده ی خود کارهایمان را اداره کند به نظرم چون انسانها تسلیم نمی شوند وبه زور وتقلای خود می خواهند کارها را سرو سامان دهند نا امید و افسرده می شوند وبه آرزوها و خواسته های خود نمی رسند.زندگی با اراده خدا لذت بخش و راحت واسان وزیباست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/13 18:52
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 217 کلمه

      باعرض سلام خدمت استاد خوبم ودوستان گلم ،دل نوشته ي عالي بود  وتا الان سه بار خوندمش حس مي كنم كه هنوز جاداره كه بازم بخونمش خيلي از مسايل كه راجبش صحبت كرديد رو همه ي مي دونيم وتوي مدرسه در كتاب بينش اسلامي يادمه خونديم وامتحان داديم ولي نتونستيم باورش كنيم وبهش عمل كنيم ،مثلا من خودم مي دونم كه خدا گفته از رگ گردن به مانزديكتره ولي تا الان نتونستم حتي تصورش رو بكنم وكاملا دركش كنم فقط قبولش كردم ومي دونم كه هر وقت اتفاقي ميوفته بايد به خدا توكل كنم وحتي به بقيه اين توصيه ونصيحت رو مي كنم ولي زمان عمل كه مي رسه نمي تونم بهش عمل كنم ،بنظر من دليلش اينه كه ما هميشه مي خوايم با منطق وذهن خوداگاه خودمون زندگي كنيم وهمه چيز رو رهبري كنيم وچون اين ذهن اطلاعاتش رو از محيط پيرامونمون كه پر از اطلاعات اشتباه ،استرس زا ست نمي تونه به ما كمك كنه كه اون چيزهايي رو كه دوست داريم رو بدست بياريم چون از نظر اون براي رسيدن به هر ارزويي نياز به سختي فيزيكي هست براي افزايش درامد بايد بيشتر كار كرد وغيره ،به همين خاطره نمي تونيم خيلي از چيزهايي رو كه دوست داريم داشته باشيم رو نداريم چون منطق ما رسيدن به اونها رو سخت وطاقت فرسا مي دونه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      yafatemehyezahramm@gmail.com
      1400/07/02 00:46
      مدت عضویت: 185 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 108 کلمه

      درجواب سوال دودلیل دارم که نظر شخصی خودم هست یک اینکه ما داعما با فکرهامون و باورهامون ورفتارهامون که ناشی از ذهنیت های منفیمون هستدداریم زندگی میکنیم وخودمون اجازه نمیدیم نیروی زندگی (خداوند ) در زندگی ما کار انجام بده ودوم اینکه شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند  با ناشکری زندگی کردن باعث میشه که واقعا اونچیز هایی که میخواهیم و حق ماهست به دست نیاریم و نکته ای که اینجاست اینه که  منظور از خواسته های ما چه خواسته ای هست اینکه فقط بی دلیل به خاطر حرص و طمع چیزی را بخوایم یانه نعمات طبیعی و چیز هایی که حق ماهستند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/15 19:27
      مدت عضویت: 120 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 295 کلمه

      سلام به دوستان وهمراهان عزیز سلام به استاد عطار روشن که قلبشون روشنه به باورخداوند مهربان واین باور باعث باور قدرت درونی خودشون شده که چنین سایت فکق الهدده ای رو طراحی کردن با طرحی که خودشون مسیرشو رفتن وصفرتا صد مسیری رو که به ما اموزش میدن خودشون طی کردن وطی میکنن خدارو شکر که با شما اشنا شدم خداروشکر که خواستم لاغرشدن به اسانی بود ومقاومتی نکردم وقتی هدایتی فهمیدم که شما دراین مسیرزیبا کارمیکنید

      اراده ی خداوند بدای ما همه چیز میخواد هرنو زیبایی وفراوانی وثروتی رو اما اینکه ما نداریم اونهارو به این دلیله که ما خودمونو خیلی وقتها لایقش نمیدونیم  خودمو میگم  شاید به ظاهرمیگم من لایق بهترینهام اما ته ذهنم باورنمیشه که من مثلا فلان سفر خارجی رو بدم یا اندام زیبا داشته باشم البته الان با شما دیگه باورکردم وایمان دارم که میتونم با قدرت عالی ذهنم لاغر بشم  

      مثلا از لباس خریدن بگم من خودم خریو لباسو خیلی دوست دارم اما ته ذهنم همیشه اینه که من که سایزم لباس خوشگلی پیوا نمیشه یا مثلا لباسها خیلی بازن ومن که باز نمیپوشم  وخیلی چیزهای دیگه  درصورتی که اونا برای من اماده ان ومن باید خودمو لایق داشتن لباسهای شیک وزیبا بدونم 

      باید باورکنم که من همینطور که هستم دوست داشتنیم ولایق داشتن چیزهای با کیفیت وزیبا هستم  

      خداروشکر میکنم که دارم کامنت مینویسم ومقاومتهای ذهنمو کنار زدم چون باورکردم که میتونم توی این مسیر زیبا به آسانی اندامی زیبا ومتناسب داشته باشم ولاغر بشم  همونطور که قبلا بودم  همونطور که خداوند بطور طبیعی برای من متناسب بودن وزیبا بودن رو میخواد وطراحیش کرده برام

      خدایا سپاسگزارم برای تغییرات امروزم سپاسگزارم از استاد عزیز که هنوز کمی مقاومت دارم برای گفتن این کلمه ببخشید استاد جان  

      سپاسگزارم از دوستان زیبا اندام وزیبا اندیشم که کامنتهاشون بهم خیلی انرژی وانگیزه میده 

      خدایا سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/06/12 02:12
      مدت عضویت: 153 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      سلام
      واقعا من ایمان دارم ک همه چی با قدرت خدا انحام میشه
      من در جواب اون سوال باید بگم ک چن ما خدارو نمیبینم
      اونطور ک باید ازش نمیخوایم بخدا میگم ک گفته باشیم اون اطمینان و باور ک باید پشت خواستمون باشه نیس
      ما با اطمینان قلبی نمیخوایم شک داریم اصلا خدا رو حس نمیکنیم خدا فقط تو زبون ها زندس ولی تو دلمون ن.
      از بس ک دلمون تیره و تاریک شده با منفی ها با عقاید کهنه
      ما تسلیم خدا نمیشیم ک اون قدرت الهی برامون کار کنه برامون جواب بده
      من ب شخصه هر جا واقعا دویدم و نرسیدم اومدم سپردم ب خدا جواب گرفتم کاری هم نکردم فقط گفتم خدا من این خواسته رو دارم این کارو دارم اینو نیاز دارم نمیدونم چجوری برام حلش کن و واقعا شده
      همین دیروز باید برا مراسمی لباس میگرفتم چن هفتس کل بازار گشتم اصلا هیچ کدوم ب دلم نمینشست یا خیلی گرون بودیک لحظه دیروز گفتم خدا خودت حلش کن سپردم ب خودت و همون دیروز ب قطعیت در دلم رسیدم ک رفتم خیاط اندازه کرد و رفتم امروز پارچه گرفتم شاید باورتون نشه ک وقتی وار مغازه شدم درست اون پارچه ک من میخواستم با همون رنگ رو میز بود انگار ک برا من امادش کرده بودن و من میان اون همه مغازه رفتم داخل اون پارچه رودیدم
      ما خدا رو نمیبینیم الان یجوری شده خودمونم نمیبینیم با خودمونم بیگانه ایم انگار رودربایستی داریم با خودمون
      ما با خدا یک رنگ نمیشیم ک از اون قدرته استفاده کنیم
      دیدن رنگین کمان نصیب کسی میشه ک بخواد تا آ خر بارون بشینه
      ما صبر نداریم ما اصلا تقاضا میدیم ولی ایمانی ب براوده شدن نداریم
      ما انسانها چوب باورهامونو میخوریم
      ما اصلا باور نداریم ک همه چی دست خداست وابسته ب قدرت خداست
      همش میگیم قسمت قسمت در حالی ک در مواجحه با یک چیز نمیگیم خدا قدرت تو
      اگه صلاحه بشه اگه ن نشه تسلیم نمیشم
      کاشکی انقد ک بهمون یاد دادن قسمت قسمت بگیم
      میگفتیم خدا قدرت تو
      خدا مثل مربی بازی فوتباله ک میدونه بازیکناش باید چیکار کنن تا ببرن وبازیکنا مثل ما انسانهاست تو زمین بازی و زندگیمون یا دچار غرور و تکبر و خودبزرگ بینی و ناراحتی غم و اینها
      فرصت گل زدن از خودمون میگیریم و حسرت کل وجودمون گرفته در حالی ک اگه ب گفته مربی گوش بدیم ب فریادهایش ب نشانه هاش عمل کنیم میبریم ما اصلا تو زمین بازی مربی نمیبینیم فقط خودمون میبینیم و ب خودمون بها میدیم و نتیجش میشه نزدن گل

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/10 01:00
      مدت عضویت: 542 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد عزیزم 

      من دوباره شروع کردم از اولین جلسه این باورهای قشنگ و زندگی ساز رو میخونم وبرای خودم نت برداری میکنم چون هر سری که من این نوشته هارو میخونم کامل درک میکنم مفهوم تک تک جملاتتون رو بعضی وقتها از هیجان فهمیدن موضوعی غرق شادی میشم عاشق خوندن این نوشته هام.

       

      استاد اگه ممکنه یه امکانی در سایت فراهم کنید که بتونیم قسمتهایی از نوشته هارو برای خودمون هایلاتش کنیم.البته من همین کارو توی دفترم انجام میدم ولی توی سایت هم این امکان فراهم بشه عالی میشه 

      باز هم خداوند رو بابت وجود شما استاد نازنین که مسیر منو نورانی کردید شکر میکنم و از خداوند برای شما بهترینهارو میخوام . سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/29 20:44
      مدت عضویت: 133 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 52 کلمه

      سلام خدمت دوستان قبل از اینکه بقیه نظرها رو بخونم نظر خودم رو مینویسم، جواب سوال از نظر من اینه که چون خواسته ما با اراده خداوند همسو نیست خدا میخواد که ما از قدرت اراده مخفی او استفاده کنیم ولی ما با افکار منفی آن موهبت ها را رد می کنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/22 14:42
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 507 کلمه

      با یاد و نام خدای مهربان و با سلام

      آهنگ آرام و ملایم بخش به متن نوشته شده روح بیشتری داده ممنون از حسن انتخابتون .

      اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر ما انسانها بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟

      این سوالی بود که شاید قبل از اینا چندبار درخلوت خودم پرسیده بودم اما خیلی جرات به زبان آوردنش را نداشتم. چون طبق چیزی که از بچگی بهمون یاد دادن که راضی باش به رضای خدا، خدا نخواسته که بهت بده و… 

      همیشه برام سوال بود که پس عدالت خدا چی میشه؟ چرا فقط به یه عده میده؟؟

      گاهی فکر می کردم که حتما بنده ی خوبی واسه خدا نیستم که نمیده. واسه هر فکری هزار تا دلیل توی ذهن خودم می تراشیدم و اونوقت خدا را  طبق همون افکار اشتباه و اطلاعاتی که به اشتباه از اطرافیان وجامعه و حتی کتابای درسی توی ذهنم داشتم قضاوت می کردم. خدایی که فکر می کردم مثل یک معاون سخت گیر مدرسه منتظر یه خطا واشتباه ماها میمونه تا به شدیدترین شکل ممکنه تنبیه مون بکنه. یادمه از بچگی فقط ترس از خدا در دلمون کاشته شد این کارو نکن خدا دوست نداره، اینو نگو خدا غضب می کنه، اینجا اشتباه کردی تو آتش جهنم می سوزی… و چه خدای وحشتناکی توی ذهنم جا گرفته بود تو بچگی همیشه از مردن وحشت داشتم تموم بچگی کابوس پل صراطی رو میدیدم که باریک تر از مو هستش و با یه خطا ولغزش قرار به ته اون سقوط کنم.

       

      پس این خدای رحمان وبخشنده ای که تو کتابا ازش اسم می برن کجاست؟ چرا فقط از خشم وغضبش برا ما گفتن؟؟ تو تمام این سال ها اگه موفقیتی بدست میوردم فکر می کردم با تلاش خودمه و هرجا شکست میخوردم فکر می کردم خودم کوتاهی کردم.

      خدایا چرا هیچوقت نتونستم اون ارتباطی که دلم میخواد را باهات برقرار کنم؟؟

      یادمه یه جای دوره استاد گفته بودن هیچوقت نگید خدایا به داده و نداده ات شکر چون در ذات خدا ندادن معنی نداره وهرجا که نتونستیم به دست بیاریم حتما ظرفیت وجودی خودمون کم بود و از خدا نخواستیم.

      استاد خیلی خوشحالم که توی این دوره هستم ودر این مدت تقریبا دو سال کلی اطلاعات جدید به دست آوردم، دیدم بازترشده و به قدرت ذهنم ایمان کاملی پیدا کردم می دونم تو هرکاری که اراده خودم را در راستای اراده خداوند قرار بدم کارم بهتر پیش میره و موفقیت های بهتری به دست میارم.

       

      از دیروز تا الان سه بار این فایل را خوندم و هر بار تمرکز کردم وتموم سال های زندگیم از جلو چشمم رژه می رفت و به فرصت هایی که از دستم رفت و کارهایی که فقط می خواستم با اراده خودم انجام بشه و نشد فکر می کردم ولی باز هم خدا رو شکر می کنم که منو به این راه راست هدایت کرد تا در این مسیر درست زندگیمو ادامه بدم. تا بدونم که اگه در تمام این سالها اراده خداوند را در کارهام قرار می دادم و من همسو با اون اراده حرکت می کردم چه نتایج خارق العاده ای می توتستم در زندگیم بدست بیارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/16 00:37
      مدت عضویت: 408 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      سلام 

      همیشه خودم رو تسلیم زندگی میدیم چیز جذابی توی وجودم و لحظه هایی ک داشتم نمیدیم احساس میکردم درون زندانی هستم ک هرگز رهایی وجود نداره 

      حالم هروز بدترازدیروز بود وهمیشه با خودم میگفتم ک حالا همه چیز به خواست و اراده خداوند چرا پس زندگی وجود داره چرا من بدبختم و دیگری خوشبخت و همیشه گلایه های من ازخداوند بی نتیجه بود ولی الان به این باور رسیدم ک خدا خیرمطلق وهمه خوبیها ازسمت خداست و اگربدی درزندگی من است ازسمت خودمه وحالا ک به این مفهوم اززندگی رسیدم میفهمم این قانون الاهیه خدا اراده کرده زندگی من برمبنای اختیار باشه و هرجورک دوست دارم بسازمش و حالا چرا من به همه اون چیزی ک میخواستم نرسیدم مقصرش منم ک با ذهنم خودم رو محدود کرد وعملم و خواسته هام و ذهنم دریک ورودی نبودن وهمونطورک گفتم خدا خیر مطلق و صاحب و اختیار ما وبراهمه بندهاش یه چیزیو میخاد ارامش و خوشی و تمام 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/05/13 03:18
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      اگر قدرت خداهمه چیز را تعیین می کندچرا بیشتر ما انسان‌ها بیشتر آنچه را که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟

       

      واقعا سوال سختیه ولی من فکر می کنم چون هیچ وقت خودمون نخواستیم و در خواست نکردیم از خدا به دلایلی که مثلا خودمون و شایسته اون چیز نمی دونستیم  فکر می کردیم که چون بنده خوبی نبودیم از خدا دور افتادیم  . اتفاقا چند روز پیش داشتم فکر می کردم چرا من این چیزها رو خیلی شنیدم یا حالا شاید خودم هم اینطوریم که مثلا نمازتو خوندی راحت شدی یا حالا پاشم برم نمازم و بخونم راحت بشم نمی دونم خیلی فکر کردم وقتی این مطرح شد نمی دونم حالا توی کدوم فایل صحبت شده بود دیدم واقعا چرا ما باید این حرف‌ها و بزنیم چرا این عبادت ها و با عشق انجام نمی دیم …..

      من هم بیشتر روزها الان که همیشه از صبح ذکرم اینه که من به خدا ایمان دارم خودم و وصل به قدرت و اراده خدا می دونم 

      و خدا کمک می کنه تا همه کارها روبراه بشه.

      این روزها من یک سری چیزها رو نگفتم به کسای نزدیکم نمی دونم حالا دروغ حساب می شه ولی به دلیل اینکه خیلی سوال می کنن نگفتم من چند وقتی هست که دیگه سرکار نمی رم تصمیم گرفتم مدتی خونه باشم مخصوصا که الان تابستونه و دخترم هم اومده  دوست داشتم با هم باشیم بیشتر . بعضی وقتها حس خوبی ندارم از اینکه باید این مسلیله و قایم کنم  .

      و اینو یاد گرفتم که برای هر مسیله ای نباید انقدر بی خودی آدم بدو بدو کنه و بسپر به خدا ‌خدا راهاشو نشون می ده و اون و در همزمانی های مناسب قرار می ده .

      البته این مسیله کارم هم یه روز که تو خونه بودم انگار یه الهام بود که من شنیدم و سریع به منیجرم گفتم که دیگه نرفتم . 

      خدا انشالله منو می بخشه یه سری چیزها رو هم آدم نمی تونه به همه بگه .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/05 19:48
      مدت عضویت: 612 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 625 کلمه

      سلام استاد و دوستان عزیزم

      اینکه قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین میکنه ولی چرا به خواسته هامون نمیرسیم من فکر میکنم به علت داشتن ذهنیه که با نمیشه ها پر شده 

      و به خاطر بیشتر بها دادن به نمیشه های ذهنمون،بنظر خودمون خیلی هم منطقیه که به خیلی از خواسته هامون نرسیم

      شاید درک کامل نداشتن از اون نیروی درونی که همواره به سمت خیر و خوبیه و به سمت پیشرفت و موفقیته ما بر طبق مشیت الهیه که بهش بها نمیدیم به این قسمت از وجودمون و اون رو نادیده گرفتیم ولی با این وجود همیشه اشتیاق اینکه بسمت موفقیت و کسب موفقیت رو داریم که اینهم به فرموده استاد همون بذر درونیه منه،همون نیروی خفته،که اومده به این جهان تا لذت ببره از نعمت‌ها و خوبیها،و با گوش دادن به این آگاهی‌ها دارم بهش آب و نور میرسونم تا رشد کنه بهش بها میدم تا رید کنه

      من تا حدوداتی متوجه شدم که تمام این افکار نمیشه،یا منفی،یا افکار استرس زا،افکاری که میگن احتیاط کن تا فلان آسیب رو نبینی،افکاری که میگم کودک درونم آسیب دیده،یا من توانایی ندارم و….همه و همه از بیرون به من القا شده و من خیلی راحت پذیرفتمشون،و فکر میکنم واقعی اند

      استاد من یکبار از اولین نوشته تا نوشته آخر باورساز،رو نطالعه کردم ،و برای اولین بار این حس و حال قشنگ رو تجربه کردم و به این درک رسیدم که تمام افکار منفیه من همون جاده خاکی و بیراهه هست ولی اگه یکم حواسمو بدم و بدونم که نسیر دیگه ای هم هست که وقتی آگاهانه واردش میشم به یه حس آرامش عمیق و حال خوبی میرسم یه حس و حالی که اصلا نگرانی معنایی نداره،استرس جایی نداره،ترس نیست ،غصه نیست،دغدغه نیست بلکه حس امنیته،آرامشه،حس خوبه،خودبخود لبخندم شکوفا میشه،چشم امید از تمام جهان و جهانیان برداشته میشه و میره به سمت یکی،یکی که تمام جهان رو داره مدیریت میکنه به همون شکلی که من میبیننم و انتطار دارم بهم نشون میده 

      من دیدم وقتی آگاهانه توجه کنم به افکار همین لحظه و دونستن اینکه این افکار ساخته پرداخته ذهنه منفی بافه منه که از جهان بیرون پذیرفتم و قدرتی نداره مگر اینکه من باورشون کنم و بعد یکم فرمون توجهم رو میچرخونم سمت دیگه،سمتی که خداست ،اون جاده ای که همواره ،پارو ها زمین گذاشته میشه،توکل هست و اعتماد و اطمینان به نیرویی که منبع تمام خواسته هامه(اوایل این حرف استاد رو درک نمیکردم که منبع آرزوهاست،یعنی چی،ولی الان به این درک رسیدم که یعنی وقتی من کاری دارم که باید انجامش بدم و نمیدونم چطوری اول میام از خدا میپرسم،درونا از خدا طلب میکنم از اگاهی کل ،و تا حدی که حالم و آرامشم خوب بوده و خودم رو لایق جواب گرفتن دیدم ،خیلی واضح و طبیعی جواب به من داده شده و در مرحله دوم طبق جوابی که گرفتم از بیرون کمک میگیرم) 

      من تو این جاده،نگران هیچ چیزی نیستم،نگران چطور انجام شدن کارها نیستم،تو این جاده منم با یه راننده شخصی،که اون نیروی قدرتمند و آگاه به همه چیزه،که من بیخیال نشستم با خیال راحت نشستم و فقط شاهد خوبیها و زیبایی ها هستم و از مسیر لذت میبرم ،مسیری که این راننده شخصی برام تعیین میکنه از کجا منو ببره،چطوری منو ببره و من در حس امنیت و آرامش. از روزی که این نوشته ها را شروع به خوتدن کردم تونستم این مسیر رو تجربه کنم هر چند زیاد نتونستم خودمو ثابت نگه دارم و خیلی زیاد به جاده خاکی زدم ولی تا جایی که میشه برمیگردم به مسیر درست ،همون جاده همواری که اون نیروی قدرتمند درونم اونجاست منتظره منه،کاری به گذشته من و اینکه چه جور بنده ای بودم نداره،قضاوتم نمیکنه و هر لحظه ای که من توجهم رو بهش میدم میبینم که بنده نوازی خوب بلده،این منم که باید هنر ثابت بودن در این مسیر رو یاد بگیرم با تمرین کردم،درک بیشتر این نیرو 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      1400/05/05 01:59
      مدت عضویت: 334 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 770 کلمه
      • سلام دوستان واستاد گرامی زندگی با اراده خداوند اول میخواستم بگم کاشکی این نوشته ها هم ویدیو داشت چون یا من عادت کردم به ویدیو یا این نوشته ها برام سنگین بود خیلی خوندم ومفهومشو فهمیدم که باید برای زندگی بهتر از قدرت اراده خداوند استفاده کنیم ومن سعی میکنم استفاده کنم اما یادم میره          ومن با خوندن این نوشته فرمولهای جدید در ذهنم ایجاد کردم واین فرمولها باعث تغییر افکار ورفتار من خواهند شد                                                        ومن بسیار خوشحالم که تونستم ی چیز جدید دیگه یاد بگیرم وخدای مهربانم بیشتر بشناسم وبفهمم که قدرت اراده خداوند چیه                                          ما بارها در زندگیمون شاهد مسائلی بودیم که تصمیم نگرفتیم که اون چیز وارد زندگیمون کنیم اما اون چیز به شکل خارق العاده ای وارد زندگی ما شده مثلا من دوست داشتم ی  تیشرت گشاد وبلندی داشته باشم که  دامادم میاد راحت باشم ونمیشد که بخرم ی وقت بود که من پول داشتم نشد که برم خرید ی وقتم بود که میرفتم خرید ولی پول تیشرت نداشتم ولی چند روز بعد دخترم اون چیز به مناسبت روز مادر یا تولدم بهم هدیه میداد واین میشه همزمانی که تو زندگی من زیاد رخ نداده                                                                برای بهر بردن از قدرت خداوند باید خودمونو غرق در اون کنیم با توکل کردن ایمان داشتن اعتقاد داشتن به خداوند وقدرت اراده بی نهایتش                              ومن از وقتی این قدرت فهمیدم سعی کردم ازش استفاده کنم چون تا حالا استفاده نکرده بودم از چیزهای کوچیک استفاده کردم وایشالا برای چیزهای بزرگم استفاده میکنم                                              من ی روز داشتم میرفتم دنبال دخترم ساعت ُه بعداز ظهر بود ومن سوار ی ماشین خطی شدم که سه تا مرد بودن ومن تنها خیلی ترسیدم وهمونجا سریع توکل کردم به قدرت اراده خداوند که خدایا تو با قدرت اراده ایکه داری از من محافظت کن واحساس بدی داشتم نسبت به اون مردها واز ترس در سفت نگه داشتم که راننده دکمه شیشه رو بالا نکشه خلاصه وقتی توکل کردم ی حس عجئبی بهم دست داد احساس کردم که اون مردها دیگه حس بدی نسبت به من ندارن ومنم خوشبختانه رسیدم وپیاده شدم واز خداوند متغعالم بخاطر سالم رسییدنم تشکر کردم               

            ومن میدونم که با قدرت من نبود که ساتم رسیدم فقط باقدرت خداوند بود که به مقصد رسیدم            ومیدان انرژی خداوند در همه جا هست چون هر چیزی که در جهان وجود داره در درونش هدف وانگیزه ای دمیده شده است                                             ی دانه لوبیا به نظر میرسه که قدرت فکر کردن وعمل کردن نداشته باشه امآ تحت مدیریت اراده خداوند قرار دارهدفقط کافیه لوبیا رو در خاک بکاری وابش بدی بعد شاهد قدرت وعظمت موجود در دانه لوبیا میشیم        اگر ساقه نیشکر بشکافیم هیچ قندی در اون نیست اما میدونیم که قند رو از نیشکر بدست میارنودر حقیقت هدفی در اون دمیده شده که باعث میشه در موقع مقرر بتونن از اون قند بدست بیارن                                 وهر کس در طول زندگی خودش تغییراتی بوجود اورده ومنم خیلی تغییر کردم سلامتیمو بدست اوردم احساس خوبی دارم ارامش دارم اعتماد به نفسم بالا رفته و…      نکته جالبتر اینکه قدرت اراده خداوند در تمام اجزای هستی جریان داره بنابراین هر تغییری که ما در زندگی خود ایجاد میکنیم تحت مدیریت وکنترل قدرت خداوند هست واما سوال که چقدرت اراده خداوند همه چیز رو تعیین میکنه چرا بعضی ها از نعمتهای کمی بهره مندن بعضی ها از نعمتهای زیادی بهرمند هستند به نظر من اینکه اونها یاد گرفتن که چجوری درخواست کننچجوری سپاسگزاری کنن واینکه خداوند به احساس موسعی ما پاسخ میده اگه فکر خوب داشته باشیم فکرهای بعدی وبعدی خوب وخوبتر میشن ونتایج انها هم خوب وخوبتر میشه واگر فکر بد داشته باشیم فکرهای بعدی هم بد میشه وتایجشم مشکلات سختیها ورنج وناراحتی غم و…میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/05 01:17
      مدت عضویت: 404 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 430 کلمه

      به نام خدا
      سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان
      سوال: اگر قدرت اراده ی خداوند همه چیز را تعیین میکند، چرا بیشتر ما انسانها بیشتر انچه را که دوست داریم داشته باشیم نداریم؟
      جواب من این است چون ما از قدرت اراده ی خداوند استفاده نمیکنیم. ما بیشتر روی قدرت اراده ی خود استفاده میکنیم، و به اطلاعات و دانسته ها و شنیده های خود از طریق پدر و مادر و معلم و رسانه و مجله و ….. عمل میکنیم، ما نمیتوانیم به ندای درونمون گوش بدهیم چون اصلا اطلاعی از داشتن ان نداریم ما از نااگاهی و نادانی رنج میبریم. از یک طرف شناختی از نیروی خفته نداریم و از طرف دیگر هر انچه میبینیم و میشنویم از اطرافیانمان و رسانه هاست و چون اعتمادی به خود و نیروی درون خود و قدرت اراده ی خداوند نداریم به دانسته ها و اطلاعات و دیگران متوسل میشویم انهت را میبینیم و از انها یاد میگیریم و تلاش میکنیم مثل انها عمل کنیم، و قطعا هم مثل انها نتیجه میگیریم، به نظر من بیشتر ما انسانها به وجود این نیروی خفته و قدرت اراده ی خداوند اگاه نیستیم و ان را نمیشناسیم پس اگر صدایی هم از ان بشنویم نادیده اش میگیریم، و فکر میکنیم تنها تصورات ماست و حنی حاضر نیستیم بهش گوش دهیم. مثلا خود من زمانی که میخواستم وزن کم کنم اطلاعات زیادی جمع اوری کردم من تقریبا کالری تمام مواد غذایی را میدانستم حتی با چشمم میتوانستم بگویم این خوراکی ها چند کالری دارند!!! اطلاعات تغذیه ایم هم کتمل و جامع بود میتوانستم برای خودم و هر کسی درستترین رژیم را بنویسم رژیمی که تمام گروه های غذایی با نسبت درست در ان باشد، ولی نمیتوانستم به دانشم عمل کنم، نمیتوانستم عادت های چاق کننده ام رو ترک کنم، نمیتوانستم از خوردن خوراکی های خوشمزه و مورد علاقه ام دل بکنم، بنابراین خودم را انسانی شکمو و کم اراده میدانستم من با اراده ی خودم نتیجه ای نگرفتم و تنها زمانی که تسلیم شدم به خداوند توکل کردم و ارامش خاصی داشتم و دیگر روی دانسته های خودم پافشاری نکردم و از خداوند هدایت خواستم با یه حالت خوبه توکل و ارامش انوقت به سایت شما هدایت شدم جایی که نه خبری از کالری شماری است و نه قرار است که رژیم بگیری، و نه قرار است خوراکی های مورد علاقه ات را نخوری. و انفاقا قرار است با روند تدریجی و با لذت و اسانی لاغر شوی. و غیر از لاغری خیلی اگاهی های ناب دریافت کنی این تنها یک مثال از حساب کردن روی قدرت اراده ی خداوند در زندگی من است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      اشرف مخلوقات
      1400/04/31 16:12
      مدت عضویت: 803 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 676 کلمه

                             بنام یگانه خالق هستی 

       

      اگر قدرت اراده ی خداوند همه چیز را تعیین می کند،چرا بیشتر ما انسانها بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم ؟

      هنگامی که به زندگی خود نگاه می کنم می بینم جای بسیاری ازچیزهایی که دوست دارم  خالی هست وبه زندگی خانواده ام هم نگاه می کنم همینطور هست خیلی از خواسته هایم را در زندگیم یا آنها را دور از خود می بینم وبسیاری از آنها را غیر قابل دسترس .

      واقعا چرا ؟

      از وقتی که در این مسیر قدم گذاشتم وکمی درکم نسبت به مسائل ذهنی بالا رفت الان بهتر می فهمم که چه دیوارهایی بین من وخواسته هایم هست وهمه ی اینها فرمول های ذهنی هست که در وجودم هستن.

      وقتی به کلمه اراده نگاه می کنم می بینم که من در گذشته  در ساختن زندگی خودم وخواسته هایم نقشی نداشتم وهرچه بود خواست خدا بود واگر خدا صلاح میدانست به من داده میشد واگر نه هیچی به من داده نمی شد .

      واینجا اراده وانتخاب من معنایی پیدا نمیکرد وتمام نداشته ها ونداری های من از اراده ی آن نیرو بود وبر عکس در زندگی برخی از مردم تمام دارایی ها وخوشی های آنها باز با اراده ی این نیرو بود.

       خداوند را همیشه بعنوان یک عادل به من معرفی میکردند عادلی که در این دنیا کاری نداره فقط در آخرت با بررسی به پرونده ی اعمالم ،عدالت را در جهانی که من ندیده ام و در روز محشر و روز ترس و روز وحشت و روز برملا شدن همه چیز اونجا عدالت اصلی بر قرار می شود،واونجا مشخص میشد جزو کدام دسته هستم .

      وقتی اراده ی خودم را اینجوری دیدم دیگه من باور کردم که من توانایی تغییر ندارم وخودم را یک انسانی ضعیف و ناتوان دیدم برای همین هرچه تلاش جسمی وفیزیکی می کنم باز نتیجه ایی نداره و تسلیم شدم .

      تسلیم چی ؟

      تسلیم چیزی که خودم هم درکش نکردم 

      تسلیم یک چیزی که در برابرش قدرتی ندارم اون میخواد ومیشه ومن توانایی ندارم .

      همه چیز در جهان بر اساس غریزه عمل می کنه بجز من انسان که بر اساس اختیار . اختیاری که بیشترش دست کس دیگه ایی هست ومن اختیاری ندارم ،پس چرا میگن انسان صاحب اختیار هست !

      شب گذشته خیلی در مورد خودم و وجودم فکر میکردم که یک آگاهی جدیدی را درک کردم اینکه منم مثل خدا فقط یک دونه ام در این جهان تا حالا با اینکه علم این همه پیشرفت کرده تا حالا نشنیدم که دو نفر را در این دنیا پیدا بشه که یک اثر انگشت داشته باشن ومثل هم باشن حتی همون دو قلوها که از یک مکان تغذیه می کنن وهم زمان رشد می کنن وهم زمان بدنیا میان باز هم مثل هم نیستن تازه این در مورد جسم من هست چه برسدبه روح  . 

      این ویژگی خیلی منو متحیر خودش کرد ،واز طرفی منو اشرف مخلوقات خودش معرفی کرد ودستور سجده را داد ،سجده در برابر روح الهی خودش چون روح هستم و وجودم از خداست قابل ستایش هستم .

      واگر به صفات و ویژگی های خداوند توجه کنیم می بینیم چه بسیار صفات مشترکی بین ما هست.

      یک لحظه از نوشتن اینها ترس تمام وجودم را گرفت ولی آنها را پاک نکردم چون اینها واقعیت من هستن می دونم ترس اسلحه ی شیطان هست ،من تسلیم خدام و سر در برابر قدرت وعظمت این پروردگار  فرود میارم .

      اگر بتوانم نیروی خود را با نیروی خدا واراده ی او همسو کنم که برای درک آن وهمسو شدنش نیاز به هماهنگی وصلح درونی با خدای درونم هستم اون وقت هیچ خواسته برای من دور وغیر قابل دسترس نیست .

      در این مسیر باید دیوارها ودرها وپرده هایی که بین من واین نیرو هست را از بین ببرم وهمه ی اینها دقیقا مثل فرمول های چاقی که در ذهنمون هست وقتی اونها را بر میدارم خود به خود جسمم متناسب میشه اینجا همینه ،این نیرو قدرتش توی زندگی من بیشتر وبیشتر میشه وهر آنچه را میخوام در زندگی ام ظاهر میشن به سادگی وطبیعی اگر نیست به معنا نیست که وجود ندارن بلکه هست من تا حالا در را باز نکردم که دریافتشون کنم . 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/29 20:59
      مدت عضویت: 651 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 487 کلمه

      با سلام .

      خواندن متن احساس خیلی خوبی به من داد.

      وقتی به سوال رسیدم و دوباره متن را خواندم برداشت های جدید و متفاوتی از نوشته داشتم.

      بخش اول سوال که اگر قدرت اراده ی خداوند همه چیز را تعیین میکند ….

      خواندن ادامه ی سوال برای من سخت بود چون فکر میکردم نباید در اراده ی خداوند دخالتی کرد بنابراین شجاعتی بود که تا پایان سوال را خواندم..

      به نظر من دو بخش سوال هیچ ارتباطی بهم ندارند..

      چون این کاملا درست است که قدرت اراده ی خداوند همه چیز را تعیین میکند ولی آیا آن چیزی که کاملا به میل من باشد ، اسمش میشود اراده ی خداوند؟؟

      قطعا نه 

      چون هر چه قدر که در کنترل ذهن مهارت پیدا میکنیم باز نیرویی بسیار قوی تر به نام خداوند وجود دارد بنابراین مقایسه اراده ی خداوند و این پرسش که چرا زندگی بیشتر ما آنچیزی که دوست داریم ، نیست سوال درستی نیست..

      همین اراده ی خداوند ، نیروی اراده را در انسان قرار داده است که انتخاب کند و هر انتخابی انجام بدهد در جهت اراده ی خداوند است ..چون همه جا این نیرو وجود دارد .حتی بدی را نیز همان خدایی آفریده که خوبی های را آفریده است..

      یک گل نمیتواند تبدیل به خورشید شود و خورشید هم نمیتواند هیچ گاه مکانی برای زندگی موجودات زنده باشد به جهت ویژگی هایی که خداوند در وجود آنها نهاده است..این ویژگی ها ، تمام آفریده های خداوند را منحصر به فرد میکند و وجود گل ، خورشید ، درختان ، باران و.. همه مهم هستند..

      در انسان نیز ویژگی هایی قرار داده شده تا در مدت زمان حضورش در دنیا منحصر فرد باشد.

      منحصر به فرد بودن برای من همیشه به معنای معروف شدن در حد حافظ و مولانا بود..

      ولی شاید منحصر به فرد یعنی مفید بودن برای خودت ، برای خانواده ات ، تلاش برای بهتر کردن زندگی خودت ،کمک به دنیا برای بهتر شدن حتی اگر گام کوچکی باشد.

       

      اما اینکه چرا بیشتر ما آنچه که دوست داریم را نداریم: 

      باید به این فکر کرد که الان که بیشتر ما خیلی از چیزهایی را که دوست داریم ، داریم چه کاری انجام میدهیم؟؟

      آیا ارتباطی بین آنها و اراده ی خداوند میدهیم یا بودنشان را طبیعی و کم ترین حق خود میدانیم؟؟

      خیلی از ما از جسم سالمی برخوردار هستیم، دو دست و دو پای سالم داریم، هردو چشم ما سالم است ، قلب ما سالم است و بخوبی کار میکند..

      چرا هیچ وقت نمیگوییم اراده ی خداوند بر این بوده که من جسم سالمی داشته باشم؟؟؟

      بسیار افرادی را دیده ام که نقص عضو داشته اند ولی هزاران برابر من و بقیه خداوند را دوست داشته و سپاسگزار بوده و راضی بوده اند..

      آنها هم دوست داشته اند که جسم کاملی داشته باشند ولی ندارند..

      اعضای بدن چیزی نیست که با قدرت ذهن دوباره به دشت آورده شود ولی قطعا شرایط زندگی را میتوان تغییر داد ..

      شرایط زندگی ما به نظر من انتخابی بوده که توسط ما یا خانواده ی ما اتخاذ شده و هر وقت اراده کنیم میتوانیم تغییرش بدهیم..

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/16 12:20
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 342 کلمه

      سلااااام استاد عجب اگاهی نابی فوق العادس😍 من ندیدم حداقل تا الان تو کتابایی ک در رابطه با خداوند و خودشناسی حتی، اینقدر ساده و عالی همچین مطلبی رو بیان کنند… نمیدونم شایدم من تو مدار آگاهیش نبودم، الان دارم اولین قسمت رو مطالعه میکنم و هر لحظه ک جلوتر میرم بیشتر ب این حس میرسم ک این آگاهی ها باید جمع بشه و ب صورت کتاب دربیاد، عااالیه ب نظرم اگ کتاب بشه خیلی هیجان انگیزتر میشه، هرچند من ک ب خوندن کتابای مجازی عادت دارم برام لذت‌بخشه همینطور ام، اراده خداوند…… دقیقا در این لحظه از زندگیم بسیار ب خودم آگاه هستم ک در بین اراده خودم و خداوند در رفت و آمد هستم، و هرلحظه با آگاهی روی خودم حس میکنم ک دلم میخواد ک اراده خداوند رو حاکم بر خودم داشته باشمصحبت هاتون حس ظریف بودن در مراقبه رو داره مثلا این پاراگراف،” قدرت اراده خداوند قلبم را به تپش در می آورد، غذایم را هضم می کند، پاهایم را کنترل می کند، نوشته هایم را می نویسد و حرف هایم را می زند و این کارها را برای هر چیزی که در جهان وجود دارد انجام می دهد.”الله اکبرجواب سوال شاید این باشه ک متاسفانه ما اراده خودمون رو ترجیح میدیم برای ما راحتتره ک انتهای یچیز رو برای خودمون بچینیم توفکرمون و سخته ک ب خداوند اعتماد و توکل کنیم و ایمان داشته باشیم😬، چ با توجه ب ناخواسته ها و چ با توجه ب خواسته ها اما از جانب احساسی ناصحیح موانع رو برای خودمون ایجادمیکنیم(حتی ب نظر خودم هدف تایین کردن برای خودمون با ذهنیتی ک داریم یجور مانع برای اراده خداوند میتونه باشه) و منیت خودمونو تقویت میکنیم و با توجه ب گفته های شما هرچی خودمون بیشتردست و پا بزنیم و روی اراده خودمون حساب کنیم کمتر از اراده خداوند بهره مند میشیم متاسفانه خدایا اراده تو حاکم بر من و زندگی و روزگار منه و من هرلحظه شاهد تو هستم همانگونه ک وجودم در شکم مادرم تماما تحت اراده تو و عشق تو بود همانگونه وجودم را در بربگیر… عجب لحظات لذتبخشی😍😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 17 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/14 12:46
      مدت عضویت: 151 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      سلام استاد گرامی من امروز برای اولین بار اولین قسمت نوشته های باور ساز رو مطالعه کردم،برام تازگی داشت و در طول خواندن مطلب هم فکت  هایی رو در تایید مطالب در ذهن خودم مرور میکردم تا به این جمله رسیدم و مقاومتی در ذهنم ایجاد شد و احساس کردم تا جواب سوالم رو نگیرم این وضعیت ادامه داره،در جمله تولد هر انسان در جهان بدون هدف و برنامه نمیباشد،منظور از تولد بعضی اشخاص که جنبه های منفی وجودشان به بقیه خصال نیکوی انسانی برتری مطلق داره،چیست؟ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/14 23:21
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        سلام دوست عزیز
        تقسیم انسانها به بد و خوب بر اساس معیارهایی است که انسانها مشخص کرده اند.
        با این معیارها قطعا فردی مثل هیتلر در دسته انسان های بد قرار می گیرد اما وضعیت فعلی کشور آلمان ارتباط مستقیم بار دوران حکومت هیتلر دارد.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        اشرف مخلوقات
        1400/04/18 21:03
        مدت عضویت: 803 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 277 کلمه

        سلام دوست من 

        چرا مقاومت را در ذهن خود اینقدر بزرگ می کنید وبه خودتون اجازه نمیدید تا ذهن شما آرام آرام جواب شما را بدهد اگر آرام باشی پاسخ تمام سوالات خود را خواهی یافت .

        و اما در مورد جواب شما خداوند وقتی ما را آفرید به خودش آفرین گفت وبه همه دستور داد که ما را سجده کنند .

        همه ی ما بر اساس اراده ی خودمان ویا اراده ی خداوند می توانیم کارها را انجام بدهیم واینجاست که قدرت تصمیم گیری ما مشخص می شود زمانی که آدم وحوا تصمیم گرفتند از آن درخت بخورند اونجا اراده ی شخصی اونها بود در صورتی که اراده ی خدا این بود هرگز به آن درخت نزدیک نشوند ،اما آنها خود انتخاب کردند .

        فرق بین انسان خوبد وبد هم همین هست وتو بر اساس اراده ی خود تصمیم میگیری خیلی وقت ها بارها وبارها به ما گفتن که مثلا به برق دست نزن خطرناکه . اما ما باز هم به اون دست میزنیم چون تصمیم می گیریم تجربه اش کنیم واین چی هست که ما را نمیزارن بهش نزدیک بشیم .

        هر خوبی وبدی در این جهان باعث رشد جهان میشه .

        نمیشه بهش گفت بدی چون بدی وخشونت هیتلر باعث پیشرفت کشور آلمان وحتی جهان شد همین جنگ باعث پیشرفت صنعت شد وچه صنایعی در همان زمان ظهور کردند این تفاوت ها بر اساس معیارهای انسانی صورت میگیره چون ممکنه از نگاه من یک کار بد باشد اما همان فردی که آن کار را انجام میدهد ممکن هست بهترین راه وکاری باشد اون موقع بهش رسیده وانجام داده.

        اگر چندین بار با ذهن خالی این مطالب رو بخونی بهتر می تونی این آگاهی ها را درک کنی .

        در پناه خدا باشی 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/05/29 22:21
          مدت عضویت: 133 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 70 کلمه

          سلام دوست عزیز، این مطلب قابل درک هست که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ولی با این دیدگاه وحشی‌گری و غارتگری هم تایید میشه چون اگر این طوری باشه هیتلر کاری جز انجام اراده خداوند انجام نداده و گناهی هم به گردنش نیست و خون اون همه آدم فقط برای توسعه بشریت ریخته شده و این از خدایی که مهربون تر از مادر هست بعید به نظر میرسه

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      اشرف مخلوقات
      1400/04/13 01:22
      مدت عضویت: 803 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 722 کلمه

      بنام یگانه خالق هستی 

      سلام استاد عزیزم

      عجب آهنگ زیبا وملایمی با این نوشته ها عجین شده هر چه بیشتر میخونم بیشتر می فهمم وبا این موسیقی بیشتر ارتباط می گیرم وآرامش بعد نوشتن وخواندن آنها آرامشم را بیشتر می کنه حتی از خوندن نوشته های خودم لذت می برم وبعضی مواقع چندین بار اونها رو می خونم .

      در ادامه درک آگاهی های این قسمت رسیدم به قسمت میدان قدرت خدا

      از کودکی بسیار شنیدم که خداوند قدرتمنده ولی درکش نکردم منظور از قدرت چی هست وممکن هست  برای من وخیلی های دیگه از اونجایی که خدا را بعنوان یک انسان درک کردیم قدرتش رو مثل یک زور بازو درک کردیم یا قدرت تصمیم گیریهای او وقدرتش برمی گشت به واکنش هایی که در هر لحظه نشان میداد اما الان میخوام این رو بگم که من از یک دنیای بی شکلی آمدم دنیایی که همه ما روح بودیم  و از نظر من با درکی که الان دارم  نمی تونه شکلی داشته باشه چون ما همه از روح هستیم واون دنیا شکلی نداشته مثل نور بودیم ونور شکل نداره اما وقتی که یک تک سلولی رشد کرد وساخته شد واین جسم توسط این نیرو هدایت یافت ودست وپا وصورت وبقیه اعضا برام درست شد و روح خدا در این جسم قرار گرفت روح من با جسمی که دارم شکل ظاهری گرفت برای همین هر چیزی برای من در این جهان مادی با شکل خاص قابل درک وتمایز هست ومن این قدرتی را که در وجودم بود فراموش کردم که چه نیرویی هست وکم کم قدرت را از اصل خودم گرفتم دادم به بقیه چیزهای دیگه .

      برای همین هست هر انسانی از بدو تولد خود در این جهان به دنبال یک اصل بود واگر توجه کنیم اولین چیزی که ممکنه هر کودک سوال کنه اینه که خدا کیه .

      اصل واساس من خداست چون من یک روح الهی دارم و وجه تمایز من انسان با دیگر موجودات همین نیرویی است که در اختیارم هست .که شما استاد از اون بنام اراده نام بردید .

      اراده 

      اراده من وخدا 

      اراده خدا ومن

      همه چیز همینه  اگر به گذشته نگاه کنم می بینم هرچی ما وجهان به جلوتر پیش میریم بیشتر، این اراده ونیرو را در خودمان درک کردیم ازش استفاده کردیم و می کنیم مثلا در جهت تولید مواد غذایی انسانهای صد سال قبل خودمان با مواد غذایی که انسانهای الان تولید می کنن چقدر متفاوته و زیاده واین یعنی فراوانی .

      وجسم من بدون این نیرو وانرژی هیچ قدرت وتوان نداره برای همین هست وقتی این روح از بدن خارج میشه اون جسم هم از بین میره .

      برای همین هنوز من نتوانستم از این نیرو درست استفاده کنم در خلق آنچه می‌خواهم .

      چون نیروی خودم ونیروی خدا را از هم جدا کردم فقط کافیه من نیروی خودم وخدا را یکی بدانم و ارتباطشون رو پیدا کنم ومنطقی کنم اون وقت هیچ نیرویی نمی تونه مانع رسیدن من به اهدافم بشه.

      خیلی از اوقات هست که من هیچ کار خاصی نمی کنم فقط یک لحظه در ذهنم  به  شخص خاصی فکر کردم که بارها وبارها برای همه مون پیش اومده که همون موقع زنگ زده یا اومده که خودمون تعجب کردیم وبعد بهش گفتیم همین الان داشتم بهت فکر میکردم که خودت اومدی یا زنگ زدی .

      اینه خاصیت من 

      اینه همسو بودن با اراده ی خدا 

      برای همینه که میگن تو بهشت هر چی اراده کنی برات حاضر میشه یا در زمان حضرت سلیمان در یک چشم بهم زدن تخت بلقیس حاضر شد اینها همه توانایی ما انسان است انسانی که الان رفته به کرات دیگر به دنبال موجودات غیر زمینی هست  .

       انسانها ماه را تماشا میکردن و رویای آنها سفر کردن به ماه بود اما الان فراتر از ماه وخورشید رفتند وحتی اونها از فضا عکس می گیرن وفیلم تهیه می کنن .

      هر چه بیشتر بتونم ارتباطم با معنویت که همون قدرت خداست را درک کنم بیشتر رویدادها در زندگی من طبیعی وساده میشه .

      من یکی از خواسته هام داشتن شغلی که آزادی زمانی ومکانی ومالی داشته باشه  شغلی که به گسترش جهان بیشتر کمک کنه ومیخوام با اراده این نیرو همسو بشم خیلی شغل خیاطی را دوست داشتم ودارم اما وجودم دنبال یک کار بزرگتر از این هست وارد این کار شدم دیدم من رسالتی فراتر از این دارم .

      داستان زندگی شما سند بسیار قوی ومحکمی برای من هست که می توانم با اراده ی خدا واقعی همسو بشم 

      من به خدا توکل کرده ام 

      من خودم را به یگانه نیرو می سپارم تا هدایتم کنه 

      ادامه دارد 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      اشرف مخلوقات
      1400/04/12 14:43
      مدت عضویت: 803 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 486 کلمه

      بنام یگانه خالق هستی 

      سلام به استاد عزیز وهمه ی کسانی که اینجا حضور دارند چند روزی هست که دوباره این نوشته ی قسمت اول رو دارم می خونم اما هربار که می خوندم ونوشته ودرکم را که میخواستم بنویسم یک طوری می شد نمیشد بنویسم .

      به هر حال مهم نیست  

      اما همین لحظه که این نوشته رو خوندم اولین چیزی که نظرم را جلب کرد این بود که شما نوشتید اکنون که شما این نوشته را می خوانید دیگر آن انسان قبلی نخواهید بود واین آگاهی هایی که دریافت می کنید از دنیای بی شکل وارد دنیای شکل یافته شما خواهد شد .

      همون لحظه گفتم چرا استاد نوشته دنیای بی شکل و طرف دیگه دنیای شکل یافته منظور چیه ؟

      ناگهان چیزی که جوابم را داد این بود که دنیای بی شکل مثل دنیایی که سراسر نور و روشنایی باشه در این دنیا هیچ شکلی نداره وهمه چیز نوره اما دنیای شکل یافته ی من هر چیزی یک رنگ یک شکل یک بو یک نماد یا هر چیزی می تونه می باشه همه چیز برای من باشکل ظاهری اون قابل شناختن هست بسیار محدود هست مثلا بگم میوه خیلی از تصاویر میوه تو ذهنم رد میشه ومن می تونم خیلی شکل میوه هارا به خاطر بیارم ولی اگر بگم گیلاس ذهن من فقط یک شکل رو برام میاره ومن محدود میشم و هر بار می تونم باز هم محدود ترش کنم میوه نارس گیلاس گل گیلاس شکوفه ی گیلاس وقتی به شکوفه گیلاس هم برسم هنوز این گل به میوه تبدیل نشده برای همین در دنیای مادی من همه چیز شکل یافته است شکل های که برای من مشخص هستند ولی اون دنیا شکلی نداره همه چیز نوره مثل خدا که گفته الله نور السموات و الارض نور شکل نداره نور رنگ نداره نور هیچ چیز مشخصی نداره وقابل مقدار و قیاس نیست برای همینه که ما دوست داریم به خدا هم شکل بدیم در واقع خدا شکلی نداره و هرکس از خدا برای خودش شکلی ساخت وخواست که به دیگران هم همون رو منتقل کنه ونتایج ساختن خدا به شکل ظاهری هم که در دنیای هر کدوم از ما مشخصه بر اساس شکل نتیجه گرفتیم .

      پس اینجا می تونم یک شکل بهتری به این نیرو بدم که بتونم ازش بهره ی بیشتری بگیرم خدا رو می تونم به شکل سلامتی دربیارم می تونم به شکل پول وارد زندگیم کنم می تونم به شکل زیبایی وتناسب اندام انتخاب کنم انرژی که به هر شکلی در میاد .اینو نوشتم برای خودم تا دوباره بتونم ادامه اش بنویسم از آنچه از جملات که درک می کنم .

      پس بدون تردید با تغییر دادن این نوع نگرش در شکل خدا نتایج زندگی من هم تغییر خواهد کرد .مهم اینکه که الان این نیرو رو اینجوری درک کردم قسمت دوم برنامه چگونگی وارد کردن این انرژی وتغییر واستفاده کردن این نیرو هست وچگونگی شکل دادن به انرژی  در زندگیم که بتونم بالاترین وبهترین استفاده رو ازش بکنم .

      .در پناه الله یکتا

      ادادامه دارد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      اشرف مخلوقات
      1400/03/30 01:19
      مدت عضویت: 803 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,072 کلمه

      بنام یگانه خالق هستی 

      سلام به استاد عزیزم وهمه دوستان 

      خداوند را سپاسگزارم که لایق شنیدن حرفهای خودش هستم لایق خوندن ونوشتن کلماتی که اراده خود اوست هر انسانی از لحظه ی که به دنیا می آید به گونه ایی به دنبال یک اصل می گردد وهمیشه می پرسد خدا کیست . به دنبال اصل و اساس خودمان بودیم 

      بله من و خیلی از ماها به دنبال خدا بودیم همه می‌گفتند خدا اما هیچ وقت به ما جواب درستی ندادند نه پدر ومادر ونه معلم ها و نه اساتید دینی و…. اما همه یک حرف را به من گفتند خدا تو آسمانهاست خدا رو برای من چیزی دست نیافتنی کردند که دور از دسترس هست بعد بهم گفتن که چون حوا وآدم اشتباه کردند تا ابد من باید تاوان اشتباه آنها بدهم ودر این دنیای فانی زندگی کنم وجسم من زندانی هست که روحم در اون حبس شده بهشت را برای من دست نیافتنی کردند .خدا رو برای من مثل یک انسان تعریف کردند که همیشه آماده ی گرفتن مچ من در هنگام اشتباه هست اگر اشتباه کنی بخشیده نمی شوی حتی اگر بمیری برای رفتن به دنیای دیگر برای من پلی ساختن از مو باریکتر از شمشیر برنده تر ونیز تر که این پل بین دو کوه هست که از این پل رد بشی که پایینش دره است وکلی از توصیفات دیگه .

       خدا دلش پر از کینه است منتظر اینه که من اشتباه کنم تا مجازات کنم نه فقط در این دنیا بلکه در آخرت هم باید مجازات بشم  تازه مجازات خدا در اون دنیا بسیار وحشتناک تر است  اما دریغ از یک جواب که این خدا چی هست وکی هست که دوست داره منو مجازات کنه ؟.

      همه ی انسانها از او دورن فقط محدود انسان‌هایی که اونها پاک بدنیا اومدند اما ما ها انسانهای پاکی نیستیم من از همون لحظه نطفه  بستن کسی هستم که از خدا دورم وبهشت برای ما ساخته نشده بلکه جای من جهنم هست به اندازه ایی که کارهای بد انجام دادم مجازات میشم بعدش منو با یک مهر بر پیشانی زده شده به طبقه پایین بهشت میفرستن اینم فقط به خاطر اینکه کمی کار خوب انجام دادم.

      خدا شده یک فردی که همیشه در حال امتحان کردن ومجازات کردنه هر کاری میکنم این امتحانه چه خوب چه بد.

       نمی دونم از کدوم جهت این خدا رو بررسی کنم .خدایی که به بعضی ها فقط شادی وپول میده تا فراموشش کنن اما به بعضی ها زجر وبد بختی میده وامتحانشون می کنه که دوستشون داره که اگر در این امتحان الهی قبول بشن شاید اونها رو ببره به بهشت.

       خدایی که باید تمام بدنت پوشیده باشه وگرنه آویزانت می کنه با موهات خدایی که اگر دروغ بگی گدازه های آتش را در حلقت میریزه خدایی که از همه جهت بی‌رحم هست وبه هیچ کس رحم نمی کند خدایی که هرچی جلوش خم وراست بشی ونماز بخوانی شاید نماز ها رو قبول کنه تازه اگر حواست در هنگام نماز خواندن بهش بوده باشه وگرنه قبول نمیشه.

       واین تکه که اگر نمازها قبول شد بقیه ی اعمالت قبول میشه واگر قبول نشه تمام کارهای خوبی هم که انجام دادی هم هدر میره .خدایی که تو رو آفرید وقتی مردی وهنگامی که در قبر تو را میزارن تازه فشارها شروع میشه .

      چقدر این خدا دوست داره من دائم گریه وزاری کنم همیشه گردن در برابرش کج کنم و دست به دامن دیگران باشم در برابرش شاید مشکلی وگرهی از کارهام باز بشه .

      همه به من از این خدا گفتن وتصویری رو اینگونه برام ساختند خدایی که با بیمار شدنم وناراحت بودنم ومشکلات این دنیا شاید کمی مجازات آن دنیا را برایم کم کند .

      وقتی اینها را نوشتم چقدر گریه کردم برای خودم اشک هام جاری شد برای کسی که از همه مهربان‌تر بود بدون منت منو بزرگ کرد به من تمام چیزهایی که من برای زندگی کردن نیاز داشتم را به من داد که کارهای بدنم رو طوری خودش به عهده گرفت که اگر من فراموش کنم از بین نرم مثلا یک ثانیه یادم بره نفس بکشم یا پلک بزنم یادم بره که الان قلب باید بتپه یا وقت پمپاژ کردن خون به بقیه قسمت های بدنم هست این خدایی که وقتی در شکم مادر بودم یک تک سلولی بودم وتبدیل شدم به هزاران هزار سلول ، سلول‌ها رو هدایت کرد که هر کدوم قسمتی از بدنم رو بسازن مواد غذایی مورد نیازم را تامین کرد بدون اراده من منو رشد داد در جایی مثل شکم مادر تا بزرگ شدم وقتش که رسید به این دنیا اومدم باز هم مسئول تامین همه چیزم بود.

       قلبم به خوبی می تپید شکمم به خوبی غذا را هضم می‌کرد بدون اینکه کسی یادم بده مک زدن وشیر خوردن رو بهم یاد داد مواد غذایی مورد نیازم را تامین می‌کرد من چه دخل و تصرفی داشتم.

       پدر ومادر را برای من مهربان کرد که حتی گریه میکردم آنها با محبت نوازشم می‌کردند همه اینها با اراده ی خدا انجام می‌شد واما بدنم رو بزرگترین داروخانه ی جهان قرار داد هر چی نیاز داشته باشم خودش تامین کنه نیازی به داروهای بیرونی نیست استخوان‌های بدنم را چنان قوی ساخت که هر چه می افتادم سفت تر می شدند کبدی برای من ساخت که حتی اگر خراب بشه خودش رو ترمیم کنه دستم اگر بریده بشه خودش خوب بشه و……..وکلی معجزات دیگه بدنم. 

      خدایی که به من گفت تو اشرف مخلوقات منی تو جانشین منی من آسمانها وزمین وهر آنچه هست را در تسخیر تو در آوردم تو فقط لب تر کن چی میخوای همون لحظه برات انا اقول کن فیکون میشه خدایی که به من قدرت خلق کردن وخدایی کردن رو به من داد چطور ممکنه اینجوری منو مجازات کنه .

      اگر تا الان نتونستم اون خواسته هایی را دوست دارم در زندگیم داشته باشم رو بدست بیارم فقط به خاطر اینه که من از خدایی که دیگران برام ساختند درخواست کردم ومنتظر بودم اون برام بسازه واون هم فقط ازم امتحان می‌گرفت ومجازاتم میکرد

      من از امروز باید با این خدای واقعی هم اراده وهمسو بشم فقط کافیه اون بت های ذهنی که به عنوان خدا ساختم را در ذهنم خرابشون کنم واجازه بدم تا خدای واقعی کارها رو خودش انجام بده من باید اجازه بدم همون خدای که وقتی نوزاد بودم رزق منو رو می‌رساند الان هم دوباره همین کارها رو انجام بده و خودش برسونه ومن نگران نباشم .

      چقدر احساس آرامش تمام وجودم رو گرفت چقدر با وجود این خدا راحت شدم آرامشی عجیب که بهم میگه برو استراحت کن من همه ی کارهاتو برعهده میگیرم ونیاز نیست که همه رو خودت به تنهایی انجام بدی بسپارشون به من .

      من هستم 

      در پناه خدا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 60 از 12 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        saberehsadat@gmail.com
        1400/03/31 12:42
        مدت عضویت: 256 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 146 کلمه

        دوست خوبم با خوندن مطالب شما به یاد زلیخا افتادم . وقتی بتهایش را شکست و خدای جلیل و مهربان و شناخت کل زندگیش تغییر کرد و حتی جوانیش را باز یافت و زنی که بار دار نمیشد ، دارای فرزند شد .

         

        و چقدر زیادند از این مثالها در قرآن که همه با شکسته شدن یکسری بندها و تعصبات و بت ها زندگی جدیدی خلق میشود قطعا ما هم هدایت شده ایم از طرف همان پروردگار بی حدو وصف پس قطعا 

        ما هم میتوانیم با ازاد کردن ذهنمان از زنجیرهای اسارت تولدی دوباره داشته باشیم و زندگی سرشار از عشق و آرام را تجربه کنیم این قطعا پاداش کسانیست که از نو ایمان اوردند به خدای یگانه . خدا رو شاکرم بابت این تغییر نگاه و سپاسگزارم از شما دوست موحدم و همینطور استاد که قطعا دست و زبان خداوند یکتای عظیم هستند 

         

        قطعا در پناه الله هستیم 

         

         

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          اشرف مخلوقات
          1400/03/31 13:24
          مدت عضویت: 803 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 48 کلمه

          سلام به شما بزرگوار 

          چقدر لذت بردم از مثال زلیخا که حتی خودم این رو فراموش کرده بودم والان به یادم آمد اینگونه مثال‌ها زیاد است این مائیم که آنها فراموش می کنیم سپاسگزارم دوست خوبم سپاس فراوان 

          خدا رو شکر که اینجا هستم ودر این مکان حضور دارم  

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/28 10:07
      مدت عضویت: 343 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,051 کلمه

       به نام عشق♥️و تجلی گر هستی بخش او 

       

      لا اله الا الله و سبحان الله کلماتی نیستند که عمری ناآگاهانه به زبان آوردیم و لق لقه ی زبان کردیم 

      اکثرهم لایتفکرون 🤔لا یعقلون 😔

      چیزی جز حضور خدا نیست هر آنچه میبینیم و نمیبینیم وجودش از حضور همان نیروی غیبی است که در اول سوره ی بقره ازش یاد شده و خداوند همونجا آب صاف و پاک رو ریخته تو دستمون کسانی که به نیروی غیب ایمان آورند به راستی که پرهیزکارانند ⭐️یعنی به نظر بنده ..اگر این شناخت نباشه هیچ آیه ای رو متوجه نمی شیم و تازه به گفته ی خود قرآن گمراه هم میشیم .

      آن نیروی غیب ،این انرژی خالص و پر از آگاهی ،همان نیروی قدرتمند خداست که به خواست و اراده ی خودش در جهان مادی به شکل ها و فرم های متفاوتی متجلی می شود و ناظر اوست و شاهد ما ‼️

      شاهد بودن ما وقتی است که تسلیم هستیم مثل زمانی که در رحم مادر قلبمون شروع به تپیدن کرد و سلولهامون هوشمندانه کنار هم قرار گرفتند و هر روز رشد کردیم تا زمان تولد ما فرارسید .

      میتونیم اینطور هم بگیم که دقیقا مثل وقتی که فیلمی تماشا می کنیم و هیچ دخل و تصرفی نمی تونیم داشته باشیم و فقط تماشاگریم و همیشه پایان داستان  هم زیباست بر این باور و یقین قلبی باشیم که زمانی که به خدا می سپاریم حتما آخرش قشنگه 😇😍 و برای زندگی کردنمون هم باید شاهد باشیم .

      و شاهد بودن فقط از راه شناخت ودرک تنها نیروی حکمفرما بر جهان هستی به دست می آید چون انسان 

      با ساخته های ذهنی زندگی می کند و عمری توهم دارد که جسم است و بعد هم توهم ساخته های ذهنی ‼️و ما باید با این شناخت برسیم که ما روح پاک الهی هستیم و نوری از انوار الهی ….

      نیرویی که این لحظه در قلب من می زند و یا در من نفس می کشد همان خداست و اراده ی او بر جهان حکمفرماست گنجی بودم نهان خواستم آشکار شوم 💎

      هدف از خلقت و خلق شدن هر ذره تجربه و تغییر و در نهایت رشد و کمال است به سوی هدفی از قبل تعیین شده .

      همانطور که تصویر درخت بلوط در دانه ی آن وجود دارد هر مخلوقی برای هدفی خلق شده است و چطور می شود انسان که حکم جانشینی دارد بی هدف باشد⁉️

      تفاوت انسان با دیگر مخلوقات این است که اراده دارد برای تغییر زندگی و خلق تجربه های متفاوت و می تواند با برنامه ریزی ذهنی خود در شرایط زندگی اش تحول و نتیجه های خوشایند ایجاد کند.

      درست مثل دانه که روزی از خاک (ظلمت )سر بر می آورد و با آب (آگاهی)و نورخورشید (عشق) رشد می کند تا به غنچه ای زیبا و یا درختی پر محصول برسد و کمال او در آن است .

      و اما تمام آنچه که رویای ما هست و احساس خوبی نسبت به اون خواسته داریم در مسیر زندگی ما از قبل قرار گرفته است و اگر اراده ی ما با اراده ی خداوند همسو شود به اون رویا می رسیم و اما 

      اگر اراده ی خداوند حکمفرماست چرا خیلی از چیزهایی که دوست داریم را نداریم ؟🤔

      به نظر من چون ما با اراده و تصمیم خودمون مسیر تعیین می کنیم و یا وابسته و دلبسته می شویم و چون ذهن ما محدود هست و نسبت به تجربیات و فرمول های ذهنی عمل می کنه هر بار مسیری رو به ما پیشنهاد می ده که هر چند در هر مسیری هم تجربیات فراوانی به دست میاریم ولی ما به خواستمون نمی رسیم یعنی مسیر صحیح نیست و دچار درد و رنج میشیم اما همون تجربه ها هم از لطف خداوند است که هرآن تحت حفاظت و هدایت و حمایت او هستیم

      ⭐️و اما اراده ی خداوند بر آن است که ما در مسیر زندگیمون آزاد باشیم و رها و این نهایت کمال است در هر موضوعی که خواسته ماست وبنده فکر می کنم که اصلا خواسته ای که ما را اسیر کنه و محدود کنه با اراده ی قدرتمند خداوند همسو نیست و جز طرح و هدف الهی ما هم نیست و گاهی اینگونه هم به بن بست می رسیم که در روابط عاطفی بیشتر میشه مثال زد 

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 

      🙏🏻 اما اگر انسان به جایی برسد که دست از تلاش فیزیکی بردارد و در واقع تسلیم شود و راه و مسیر اون خواسته رو به خدا بسپارد یعنی کاملا توکل کند و اعتماد کند که تنها قدرت اوست خیلی ساده و زیبا و عزتمندانه به خواسته خودش می رسد هر چند که اغلب ،ظاهر قضیه شکست را تداعی می کند و با عقل و منطق جور در نمی آید اما باطن و حقیقت به زودی  با پیروزی عیان می شود .

      و به نظر بنده …اون وقتهایی که اراده ی خداوند در زندگی ما جاری شده بدون اینکه تصمیم بگیریم و ما را در مسیر صحیح قرار داده دقیقاا همون وقتهایی بوده که ما موضوع رو رها کردیم یعنی متوجه شدیم که با عقل و منطق و تلاش فیزیکی نتیجه نمی گیریم و اغلب بعد از تجربیات فراوان و به بن بست خوردن ها در زندگیمون در نهایت تسلیم شدیم .

      نمونه ی بارزش همین هدایت شدنمون به مسیر لاغری با ذهن هست که سالها مسیرهای پیشنهادی ذهنمون رو رفتیم و شکست خوردیم در نهایت تمام اون شکست ها به ما آموخت که قدرتی بالاتر از جسم و ذهن من وجود داره همون قدرتی که از روح خودش در من دمید و بعد آسمانها و زمین بر ما سجده کردند چرا ⁉️

      چون خود خداوند در قالب انسانی قرار گرفت تا به صورت فیزیکی و مادی در نقشهای مختلف تجربه کنه و لذت ببره و لذت هم همون گاز زدن سیب هست که ما خودمون خواستیم و اختیار هم داشتیم که گاز بزنیم سیب یا حالا خوردن گندم ….🌾🍎انتخاب بعد فیزیک و جهان مادی هست .

      بنابراین خواست و اراده ی خداوند بر خوشبختی و سعادت ،ثروتمندی و سلامتی ،شادی و آرامش و آگاهی ما هست نسبت به مسائل است  و به قول شمس تبریزی :مگر می شود خدا خودش را دوست نداشته باشد؟!(کمی تامل 🤔)

      انرژی یا همون آگاهی خالص با بی نهایت صفت زیبا از عشق♥️متجلی شده است یعنی منفعتی (عقل و منطق دنبال منفعته 🤫)در کار نبوده این عشق لبریز شده هست و تمام این داستان یعنی هر ذره تو این عالم از حضور خداست و این یعنی سبحان الله و چیزی هم جز او نیست و اینم میشه لااله الا الله 

      ما آینه بودیم که در وحدت تصویر 

      شکستیم و شدیم همه تکثیر 🔥❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 22 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/28 01:07
      مدت عضویت: 343 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 528 کلمه

      در تمام سالهایی که ناآگاهانه در همرنگی با جماعت گذشت من منتظر بودم تا شرایط و عوامل بیرونی زندگی من تغییر کند تا احساس خوشبختی کنم فردی پیدا شود که عاشقم باشد یا مدرکی بگیرم تا بتوانم کار بهتری پیدا کنم و یا فردی که جایگاه اجتماعی معتبری دارد در مسیر زندگیم قراربگیرد و زندگیم را متحول کند و یا ارث پدربزرگی به من رسد تا بتوانم ماشینی بخرم و احساس ارزشمندی کنم …اما امروز متوجه شدم که تغییر کردن یعنی من به این موفقیت برسم که بتونم توجه و تمرکزم رو بر افکار خوب قرار بدم و احساس خوبی داشته باشم همه ی افرادی که امروز موفق هستند روزی در شرایط بد زندگیشون فقط می خواستند کمی اوضاع رو سروسامان دهند و وقتی در مسیر تغییر کردن قرار گرفتند یعنی حال خوب داشتن بعد از مدت کوتاهی وقتی به پشت سر خود نگاه می کردند احساس رضایتمندی و سپاسگزاری پیدا می کردند اونها از همان اول اهداف بزرگی نداشتند و در مسیر تغییر کردنشون کم کم و به صورت تکاملی از دستفروشی به دکه و بعد مغازه و فروشگاه و تولیدکنندگی رسیدند و مثلا فردی که خوراکی برای خوردن نداشت بعد از چند هفته وقتی نونی برای خوردن داشت از این مسیر تغییر و احساس خوب و نتیجه ای که از قبل متفاوت بود بسیار خوشحال می شد و انگیزه و شوق او بیشتر می شد و اشتباه خیلی از افراد همینه !که با دیدن و یا شنیدن، تصمیم به انجام کاری می گیرند تا زندگیشون رو متحول کنند و برای مثال فردی که هدفش متناسب شدن است اما در نقطه ای هست با اضافه وزن بالا و درد و رنجی که هرروز همراهش هست  و وقتی به نقطه ی پایان نگاه می کنند بسیار براشون دور به نظر می رسه و هر روز که حرکت می کنند نگاهشون به وضعیت کنونی خودشون می افته و از طرفی نقطه پایان که هدفه و ناامید می شوند مسیر براشون طولانی و دشوار میشه و دچار سرخوردگی می شوند و رمز اینه که هدفی نزاری فقط حرکت کنی و از تغییرات احساسی و نتایج هر چند جزیی احساس رضایت داشته باشی و البته استمرار بسیار مهمه و هرچقدر دیدن و شنیدن و خواندن و نوشتن که اصول آموزش ذهنی هست با انگیزه دنبال کنیم و فردایی بهتر انجام بشه نتایح مسرت بخش دیگری هم در زندگیمون دیده میشه 🕊😇

      این فایل خیلی 🤔 قابل تامل بود و من همیشه درگیری ذهن داشتم که هدفم چیه اون طرح الهی زندگیم چیه چرا هر چی به خدا میگم نشونم نمی ده؟!

      یعنی به زور و با فکر کردن میخواستم یه هدف داشته باشم و نمی دونستم باید چیکار کنم ؟!و به لطف هدایت خدا جوابمو گرفتم همین جایی که هستم هدفی بوده برای بهتر شدنم آزاد شدنم و خیلی موهبتهای دیگری که به اندازه ای که وقت گذاشتم و انرژی نصیبم شده روزهای گذشته خواستارش بودم  تغییرات بیشمار کوچکی که داشتم که خود به خودی اتفاق افتاده و بسیار شگفت انگیزند احساس خوبم آرامش شادی ام و رهااایی ام همه یک هدف بودند که می خوام گسترده تر و پایدارتر باشند 🙏🏻

      پس با عشق♥️ادامه می دهم و شناور می شوم تا به اقیانوس بیکران آگاهی و صلح و بیداری برسم 

      خدایا شکرت عاااشقتم ♥️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/28 00:10
      مدت عضویت: 730 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,603 کلمه

      زندگی با اراده خداوند قسمت اول 

      منهم مثل خیلی از افراد ، اطلاعات جامع و صحیحی از خداوند نداشتم ، تو تصورات کودکیم خدا رو یک موجود یا انسان بسیار بزرگ میدیدم که خیلی هم عصبی و خشمگینه ، یه ترس عمیقی ازش داشتم که اجازه نمیداد بهش فکر کنم ،بیشتر باهاش لج بودم ، من با عظیم ترین قدرت جهان لج بودم و انتظار داشتم همه چیز برای من گل و بلبل باشه 

      مادر مذهبی و نماز خونی داشتم که هر وقت میخواست از خدا بگه از شکنجه هاش میگفت ،از انتقام گرفتنش میگفت و اون اطلاعات منو میترسوند 

      شنیده بودم که خدا با فقیرها خوبه و به ثروتمندا ثروت بیشتر میده که حتی اسمشو  نیارن ، من از یه جهت دوست داشتم به خدا نزدیک بشم ولی میدونستم باید فقیر باشم و هم دوست داشتم ثروتمند باشم که اونوقت خدا ازم شاکی میشد ،پس در ذهن کودکی خودم مابین اونها موندم 

      دلم میخواست ثروتمند باشم ولی شنیده بودم ثروتمندا بی خدا هستن ،بدجنس و سنگ دلن ، مغرور و خودخواه و شکم گنده هستن 

      در مورد فقیرها هم شنیده بودم که اگر میخوایی به خدا نزدیک بشی باید فقیر و بی ریا باشی ، زیاده خواهی خوب نیست ،قناعت کردن خوبه وووو 

      مونده بودم بین این ۲ گروه ،آخه این خدا چه خدایی بود که انقدر حق انتخابو برای من سخت کرده بود ، خدا رفته بود تو دسته فقرا که منم دوست نداشتم فقیر باشم 

      و من مونده بودم و یه عالمه باورهای ضد و نقیض ،که فقط گمراهم میکردن و روز به روز از خدا ناامیدتر میشدم ، امروز استاد یه استوری گذاشتن که مظمونش این بود که  (  چرا به جای امید به خدا ،اعتماد به خدا را به ما یاد ندادن) اگر درست نوشته باشم ، واقعا من یاد نگرفتم‌ که فقط به خدا اعتماد کنم ،من به همه اعتماد کردم بجز خدا ،به همه رو زدم ،بجز خدا ،چرا ؟ چونکه در ذهن من خدایی محکم و قدرتمند وجود نداشت ، وقتی من از چیزی اطلاع ندارم چطور میتونم بخواهمش ؟ 

       

       قبلا به من فهمونده بودن که تو به دنیا اومدی ، یه مدتی زجر میکشی ، تازه جنسیتت هم که خانمه ،پس درد و رنج بیشتری متحمل میشی ،بعدشم که با خفت میمیری ، آیا هدف از خلقت من این بوده ؟ یعنی خداوند اینهمه ادعا کرد که زمین و زمان رو برای شما خلق کردم ، شما اشرف مخلوقات من هستید ، آیا منو فرستاد که اون چیزهاییکه به من فهموندنو زندگی کنم ؟

      اینهارو چند ساله متوجه شدم و تا قبل از اون هیچ کس بمن اطلاعاتی نداده بود ، تقریبا ۶ سال پیش در کلاس دکتری شرکت کردم که  واقعا نمیدونستم ،موضوعه کلاسش چیه و من رفتم تو اون کلاس ، ( اینهم نمونه ای از  هدایت خداوند) وارد کلاس شدم ،نمیدونستم خانم دکتر میخواست در مورد چی صحبت کنه ، تازه یادمه اون موقع برای ۲ ساعت کلاس، ۲۰۰ هزار تومن هم پرداخت کرده بودم 

      خیلی از صحبت های اون روز خانم دکتر یادم نمونده بجز قسمتیشو که داشت خدارو توصیف میکرد ، گفت شما جزئی از کل هستید ، شما از خداوند هستید ، ما و خداوندو تشبیه کرد به آب اقیانوس ، گفت ما مثل یک ظرفی هستیم که وقتی در آب اقیانوس قرار میگیریم ،پر میشیم از اون‌ آب و در واقع ما  همون آب هستیم که شکل اون ظرفیو میگیریم که وارد اقیانوس  شدیم ، گیج شده بودم 😯 درک نمیکردم حرف هاشو ، از کلاس اومدم بیرون ، کلی فکر کردم ،گفتم یعنی خداوند و ما یکی هستیم‌ ؟  اون کلاسو به ظاهر فراموش کردم ولی همون سئوال هاییکه در ذهن من ساخته شد ،منو فرستاد به مسیرهای بعدی از شناخت این نیروی قدرتمند 

      همون زمان فرمولی در من شکل گرفته شده بوده که باعث شروع تغییرات درونی من بود 

      اون زمان ها ، در هر جنبه ای از زندگیم که موفقیتیو بدست می اوردم ،فکر میکردم که شانس آوردم ، همه میگفتن فریده خوش شانسه ، به هر چیزی رسیدم‌ فکر کردم که ،حالا شانس آوردم و دیگه این اتفاق برام‌ نمیفته ، منتظر شانس و اقبال بودم ، در مسیر زندگیم بینهایت بهم کمک شد که همشو نشات گرفته از شانس میدونستم و هیچ وقت حتی فکرشم نکردم که اینها قوانین خداونده 

      از چند سال پیش که به تضادهای بیشماری برخورد میکردم ،به آگاهی هایی هدایت شدم ،به مسیری فرستاده شدم که اصل موضوع بود و جواب تمام سئوالات و مجهولات ذهن من بود ، حالا که بهش فکر میکنم ،مطمئن میشم که هدایت و اراده خداوند برای من ،منو فرستاد به مسیر آموزش ذهن 

      با ورودم به آموزش های ذهنی ، درهای رحمت و برکت الهی بروی من باز شدن، اولین فایلی که در مورد خدا از استادی شنیدم ،درون منو متحول کرد 👈چی داشتم میشنیدم ، خدا کیه ، درکی که من از اون آگاهی های جدید  داشتم ، این بود که خداوند یک انرژی هوشمنده  که در تمام جهان وجود داره ، گیج شده بودم ،پس اون خدایی که من در ذهنم ساخته بودم چی بود؟

      بمن‌ چیزهای خوبی در مورد لطف و مهربانی خدا نگفته بودن و حالا تو اون آگاهی ها‌، صحبت از خدای مهربان و قدرتمندی بود که برای منهم کار میکنه و میتونه مال منهم باشه 

      مدتها با اون اطلاعاتی که کسب کرده بودم‌ کلنجار میرفتم‌ ، یعنی فرمول های قدیمی ،اجازه ورود داده های جدیدو نمیدادن ، به مرور و با تکرار کردن ، آرام ارام درک من متفاوتر شد و هنوز هم در پی درک بهتر از قدرت خداوند هستم 

      نیروی قدرتمند خداوند منو به مسیر لاغری با ذهن هدایت کرد ،همون زمان هاییکه من داشتم تو افکار پوسیده و رنج آور خودم غرق میشدم‌ و هیچ امیدی نداشتم ،همونجا اراده خداوند شاهکار کرد ،منو فرستاد جاییکه همه چیز هست ، من ۳۰ سال رژیم گرفتم و ورزش کردم و رنج بردم ،اون منو فرستاد جاییکه ،رژیم نمیگیریم ،ورزش به اجبار ندارم و دارم لذت میبرم ،خدا  چکار کرد و من چکار کردم 

      سال ۱۳۹۱ زمانیکه دنبال خونه میگشتم و یه حس قدرتمند در درونم هلم میداد که بخوام خونه دار بشم ، زمانیکه تمام آژانس های املاک ،منو ناامید میکردن ،یه نیرویی در اون فشارها ،بمن میگفت برو درست میشه ، اون زمانها این قوانینو بلد نبودم ،حال روحیم اصلا خوب نبود ،پولم به اندازه خریدن یه خونه ۲ خواب تو محل خودمون نبود و منهم دلم نمیخواست برم ۲ تا محله پایین تر 

      من حتی راضی شده بودم به خونه ی یک خوابه که حتی پارکینگ هم نداشته باشه ولی اراده خداوند برای من خونه ۳ خوابه ای بود ،اونم تو محل خودم ، چند تا چهار راه با هم فاصله داشت ، با تمام امکانات 😊 من خودم متوجه نشدم که چجوری خونه دار شدم ،پولش جور شد ،   خدا کار نمیکنه ،شاهکار میکنه و خیلی از این مدل همزمانی ها برای من پیش اومده 

      همه ما قسمتی از طبیعت هستیم که در ما هدف و انگیزه ای برای زندگی کردن وجود داره ، وقتی یک حشره با هدف و غریزه خودش زندگی میکنه ، چطور ما بدون هدف بدنیا اومدیم ،ما که اشرف مخلوقات خداوندیم 

      اگر قدرت خداوند مطلق است و اراده خداوند بر تمام سیستم جهان حکمفرماست چرا بیشتر ما انسان ها بیشتر از آنچه که دوست داریم را نداریم ؟  ما آدم ها به اندازه ای که باور به فراوانی و برکت داشته باشیم میتونیم دریافت کنیم ، انرژی خداوند بر اساس درونیات ما شکل میگیره ، اگر من به بیماری اعتقاد داشته باشم ، انرژی خداوند رو بسمت بیماری شکل میدم و اگر در ذهنم به سلامتی توجه کنم ،این انرژی قدرتمند بسمت سلامتی بیشتر هدایت میشه 

      از بیشتر آدم ها که بپرسی چه خواسته هایی دارن یا نمیدونن چه خواسته ای دارن یا جرات ندارن خواسته هاشونو درخواست کنن ، آدم ها بیشتر از ناخواسته هاشون حرف میزنن تا خواسته هاشون ،مثلا میگن ،من نمیخوام فقیر باشم ،نمیخوام مریض باشم ،نمیخوام چاق باشم ،نمیخوام بهم خیانت بشه ،نمیخوام طلاق بگیرم ،نمیخوام دعوا کنم ووووو بعضی ها هم حتی به خواسته هاشون فکر هم نمیکنن چونکه باور ندارن میتونن بهشون برسن ، خودشونو در حد خواسته هاشون نمیدونن ، خواسته‌هاشون براشون دست نیافتنی میاد ، خودشونو لایق داشتن چیزهای خوب نمیدونن وووو  

      و تا‌زمانیکه احساس لیاقت نداشته باشیم به خواسته هامون حتی نزدیک هم نمیشیم ، باید حس توانمندی کنیم ،باید خودمونو بزرگ ببینیم ، وقتی در فرکانس ضعف هستیم که اتفاقات خوب در فرکانس ضعیف نیستن ، ما با شرایط و موقعیت هایی روبرو خواهیم شد که شکل خودمون و افکارمون باشن ،کبوتر با کبوتر باز با باز

       

      خداوند مظهر قدرته ولی  ما خودمونو ضعیف میدونیم ، خداوند مظهر سلامتیه ولی  ما پذیرفتیم که باید زمستونا سرما بخوریم و کلی بیماری دیگه ای که به عنوان ارثی بودن پذیرفتیم 

      خداوند ثروته ،خداوند همه چیزه ، وقتی برای ۲زار  خودمونو به آب و آتیش میزنیم ،خودمونو لایق پول و فراوانی نمیبینیم ، ما نپذیدفتیم و جهان هم به ما نداد ، البته کلامی همه ما خوب صحبت میکنیم ،دلمون بنز میخواد ،ویلا  میخواد ووووو ولی خودمون تو دلمون به خواستمون میخندیم 

       وقتی فکرشو میکنی و میبینی که میلیارد ها آدم ثروتمند هستن که در ثروت بینهایت دارن لذت میبرن ،پس من چه فرقی با اونها دارم ،برای خداوند که فرقی نمیکنه من ثروتمند باشم یا بیل گیتس ، من خودمو ضعیف دیدم وگرنه ساختار  مغز من و بیل گیتس شکل همه ، اون تونست خودشو قدرتمند ببینه ،من نتونستم 

      همونجوری که تو لاغری با ذهن یاد گرفتیم‌ که با تصحیح کردن فرمان های مغز ،اجرائیات ،تصحیح میشن   ، برای هر خواسته ای هم که داریم از همون فرمول استفاده کنیم ، فرمان های مغزی ثروت ساز بسازیم تا اجرائیات ،داشتن ثروت بیشتر باشه 

      ما انسان ها به اندازه برنامه ریزی هاییکه در ذهنمون داریم میتونیم به خواسته هامون برسیم نه بیشتر نه کمتر ،اگر دلمون خواسته های بیشتر میخواد ، انرژی قدرتمند جهان هستی رو تنظیم کنیم‌ روی بهترین ها‌

      ممنون برای آگاهی های بسیار ارزشمند 🌹 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 28 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/04/27 09:42
        مدت عضویت: 823 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        سلام واقعا لدت بردم‌دستتون درد نکنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/04/27 21:20
          مدت عضویت: 730 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 6 کلمه

          سلام دوست عزیز

          خدارو شکر 

          خواهش میکنم ⚘

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/27 02:36
      مدت عضویت: 241 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 14 کلمه

      سلام دوست عزیزمن هم ازشمانهایت تشکررودارم.امیدوارم که هممون باآرامش درونی بتمام ارزوهایمان برسیمدرپناه خداوندیکتا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/27 01:35
      مدت عضویت: 632 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 277 کلمه

      به نام جان جانان .

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و تمام دوستان خوب هم فرکانسی.

      چقد این نوشته زیباست چقد اراده ی خداوند بینظیر چقد همه چیز در امتداد زیبایی هست وقتی که در اراده ی خداوند باشیم.چقد شگفت انگیز جلو میره مراحل رشد و نمو یک انسان یا یک درخت یا یک حیوان .

      یک یک پرنده که ازاد و رها بدون ترس از گرما و سرما بدون ترس از رسیدن غذا فقط تحت اراده ی خداوند زندگی میکنه و ماموریتش رو به زیبایی انجام میده.

      یک درخت که از دل زمین به اذن خدا بیرون میاد و بهره برداری میشه.

      انسان چی؟؟؟؟؟؟خداوند بلند مرتبه ما رو از گلی ناچیز به وجود اورده و در اون گل دمیده و از روح خودش به ما بخشیده و ما جان گرفتیم .چقد تا اینجای کار زیباست ما یک تکه از وجود خودش هستیم مثل بقیه ی مخلوقاتش.

      ولی وقتی پا به این دنیا میزاریم و با قدرت ذهن روبه رو میشیم همه چیز فرق میکنه انسانی که حق انتخاب داره، انسانی که میتونه تصمیم بگیره ،انسانی که میتونه خیلی از چیزها رو کسب کنه.

      اینجاس که دیگه ادمی از خداوند و اون اون روح متعالی دور میشه و صدای روح کم و کمتر میشه و خودش رو از اراده ی خداوند دور میکنه.

      به نطر من فقط ذهن ادمیزاد هست که باعث عدم هماهنگی با روحش میشه و اون رو از خداوند و اراده یا اداره ی خداوند دور میکنه.

      این نبود هماهنگی باعث میشه که ادمیزاد با ذهن منطقی خودش همه چیز رو از خودش دور ببینه و نتونه به اون چیزهایی که میخاد برسه.در صورتی که باید روح و ذهن در یک راستا باشن و این نیازمند یک توکل واقعی به خداوند هست……….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/25 13:04
      مدت عضویت: 652 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 444 کلمه

      با سلام وعرض ادب 🌺💐

      در ارتباط با سوال مطرح شده : 

      اگر قدرت واراده خداوند همه چیز را تعیین میکند چرا ما انسانها بیشتر انچه را که دوست داریم داشته باشیم نداریم؟؟؟؟🧐🧐🤔🤔

      قبل از هرچیز بایستی اقرار کنم به این گفته ارزشمند از یک بزرگی که فرمود: 

      « ما همانیم که می اندیشیم»

      اگر امروز من فردی تحصیل کرده ، توانمند یا متناسب وخوشبخت و شاد وآرام هستم ، نتیجه اندیشیدن وباورهای درونی وذهنی من نسبت به خودم وشخصیت و نمای بیرونی ام که بارها آن را از درون تصور کرده هستم👌🏻❤

      واگر چاق و ناتوان و نا آرامم  ویا ندار هستم این نشات گرفته از از افکار غلط درونی ام که تحت تعلیم خانواده محیط اطراف ، باور درونی  ، ونادوستی با خودم  وناباوری قدرت عظیم  درونی ام است وبس ، 😌😌

      واما چاره کار؟؟؟🤔🤔

      خبر خوب این که حالا دیگر میدانم ( به توفیق خدای مهربان وهدایت های استاد عزیزم) که ، با تغییر افکار وذهنیتم نسبت به خودم  وجایگزین کردن فکر متناسب در هر موضوع از زندگیم ( که تحت افکار غلطم شکل گرفته ونا راضی هستم) مرا میرساند ومی کشاند به آن چه که میخواهم ، کافی است، خوب بیاندیشم وخوب عمل کنم به اندیشه های درستم، تا برسم به اوج آمالام، یعنی از درون  خودم رادر آینه ذهنم آن طور که میخواهم تصور کنم ( از لحاظ ظاهر جسمی و سخصیت و ثروت و…) تا متجلی گردم در چشمان بهت زده اطرافیانم👏👏👌🏻👌🏻💃💃❤️

      پس اکنون واقفم که نداشته هایم را علت چیست، دیگر ننالم که خداوند مرا نمی بیند یا دوست ندارد ، چرا که من نخواستم بدانم  وببینم که او از نقطه اغاز خلقتم مرا در قالب دمیدن روح ملکوتیش در جسمم، دید و سرشاز از قدرت لایزالش نمود وومن در فرکانس ارتعاشات او، خودم را رویاندم ( شکل گیری تمام امحا واحشا واندام های بدنم) وپروراندم وبزرگ شدم وتا امروز تمام سیستم هوشمند درونی ام وتنفس وزندگیم تحت فرمان اراده  بی انتهای الهی درونم اتوماتیکوار (بدون این که بخواهم ، افکارم را دراین پروژه عظیم الهی وارد عمل کنم) پا برجاست ، یعنی ضربان قلبم همان میزان میزند که لازم دارد وخون در رگهایم به اقتضای نیازش جاریست وپابرجا به همین سادگی👌🏻👌🏻❤️💃💃

      واما نتیجه بحث:

      اگر بدانم که بودن درمغناطیس قدرت الهی، چه بامن میکند،همین کافی است، که خودم را تنها وتنها درارتعاشات قدرت لایزالش رها کنم و بگذارم مرا بچرخاند وبرساند به آن چه که باید باشم ( حتی اگر اراده ام مصمم چیزی باشد که همسو با خواست صلاحدید او نباشد)بعنی حق وسهم من از آمدنم به این دنیای مادی،  درمسیر ومنبع شادی وانرژی بودن،  واین همچون یک جریان الکتریسته وبه راحتی برق خواسته هایم در خون و رگ زندگیم جاری می شودو مرا سرشار از بودن ، سعادت ، داشتن وقدرت میکند ، همین وبس.🌺👏👏👌🏻👌🏻💃💃💃💃💃 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/24 21:20
      مدت عضویت: 578 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 324 کلمه

      اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین می کند، چرا بیشتر ما انسانها بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم را نداریم؟

      سلام

      امیدوارم حال دل همه ی عزیزانم خوب باشه

      باور نکردن این نیرو باعث میشه که اون چیزی که میخواهیم رو نداشته باشیم. اگر باور داشته باشیم نیرویی هست که برتر از تمام نیروهاست و تمام جهان به خواست و اراده او مدیریت می شود و هیچ برگی بی اذن او از درخت بر زمین نمی افتد، اگر این باور رو داشته باشیم دیگه دائم نگرانی نیستیم، ترسی نداریم، خیلی عجله نداریم تا برسیم و از مسیر لذت میبریم و میدونیم در زمان و مکان مناسب همه چیز هایی که میخواهیم رخ میده، چرا که میدونیم اون حواسش هست و ما رو به سمت خواسته هامون میبره، ادامه میدیم، دیگه نجواهای شیطان ما رو کنترل نمیکنه و نمیترسونه چرا که میدونیم اون کارش رو خوب بلده و ما هم دلمون به اون نیرو خوشه، حالمون خوبه. نشونه ایمان داشتن به اون نیرو این هست که حالمون خوبه. خب ما انسانیم ربات نیستیم که همیشه در هر لحظه حالمون خوب باشه، ولی میتونیم کاری کنیم که در زمان های بیشتری حالمون خوب باشه و توکلمون به خدا باشه. بیشتر به خواسته هامون توجه می کنیم، بیشتر باورهای خوب میسازیم، بیشتر رو ترس هامون پا میگذاریم، بیشتر با امید حرکت می کنیم چرا که میدونیم اون حواسش هست و هدایتگر ماست. از طریق قلبمون با ما صحبت میکنه، با نشانه ها بهمون مسیرهای درست رو نشون میده، میدونیم هر آگاهی مهارتی و دانسته ای رو باید یادبگیریم سر راهمون قرار میده، میدونیم که بهترین راه ها رو برای حل مسائلمون در تمامی جوانب رو بهمون الهام میکنه.. بنابراین حالمون خوبه. بنابراین هدایت میشیم قدم به قدم و مسیرها برامون باز میشه و یهو میبینیم آره من به خواسته هام رسیدم نفهمیدم چطور و چقدر حالم خوبه و چقدر با لذت رسیدم.. و الان هم از نتیجه لذت میبرم.

      چقدر این موسیقی آرامش بخش هست، سپاسگزارم از شما.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/24 17:49
      مدت عضویت: 282 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 899 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز

      باید بگم که از دیروز چندین بار این متن رو خوندم .اولش فکر کردم که یعنی هر چی خدا بخواد همون میشه…دو مرتبه خوندم به همراه اون موزیک ملایم دیدم که نه….اراده منم شرطه…..از دوباره بادقت تک تک کلمات رو خوندم به این درک رسیدم که وقتی که من خواستار چیزی باشم ودر حمایت اراده ی خداوندی حتما به اون خواسته ام میرسم.

      بازم متن رو خوندم…والان به این نتیجه رسیدم که من به این دنیا اومدم تا اونطوری که دلم میخواد زندگی کنم ..چیزهای رو که دوست دارم تجربه کنم.یعنی اراده ی الهی بر این قرار است که من بخواهم وبشود.

      حالا چرا تا حالا میخواستم نشده…چون من فقط به  مهملاتی که در مغز ما جا داده بودند که باید بفکر دیگران باشی .اگه از دستت کاری برای کسی بر بیاد باید انجام بدی تا خدا ازت راضی باشه…والله…‌

      تو فرزند برزرگ خانواده …خلاصه سالهای زیادی از بهترین سالهای عمرم به خدمات پایان ناپذیر به اطرافیانم گذشت…بطوری که وقتی بچه های خودم بزرگ شدند دیگه زمان دانشگاه رفتن اونا شد وکم کم از میزان رسیدگی من کم شد.متوجه شدم که ای بابا اونا عادت کردند وبسیار متوقع هستند .اصلا از اون چیزی که فکر میکردم اوضاع بدتر  بودووقتی بخودم اومدم که با یک گروه دشمن خونی طرف بودم..و من چقدر حیرت زده…مات وپشیمان .واز لحاظ وجسمی در وضعیت بسیار بد…

      در هرصورت بعد از باصطلاح قطع صله رحم اصلا نمیتونستم خودم رو پیدا کنم از یک طرف فشار روحی واز طرف دیگر فشار خون بالا وچندین درد ومرض که تماما از اعصاب درب وداغونم بود..

      تصمیم به تغییرات گرفتم یعنی اراده کردم که دیگه فقط به فقط بفکر خودم باشم ولی مگه میشد هر دم به ساعت کارهایی که در طی سالها بعنوان خدمت انجام داده بودم هر لحظه جلوی چشمم بود واز همه بدتر رفتار بیرحمانه ایی که اصلا منتطرش نبودم.وباورم نمیشد.😟😞😳

      با همفکری همسرم کلا محل زندگیمون رو عوض کردیم…شماره تلفنم…کلا قطع با دنیایی که داشتم‌

      سالها طول کشید تا در شرایط خوبی که به کمک اراده ی الهی وخواست ما برامون درست شد حالم خوب بشه.بگذریم که فقط سعی در فراموش کردن سالهای گذشته داشتم ولی هر موقع که یاد اون وقتها می افتم واقعا حالم دگرگون میشود.مثل همین الان….

      اصلا قصدم تعریف زندگیم نبود ولی لازم دیدم که بگم که واقعا تمامی اون پند واندرز ودانسته هایی که  با قاطعیت باهاشون  جلو رفتیم درست نبود.دیگه واقعا به هر چه میدانستم وقبول داشتم شک میکردم..دخترهام خیلی بهم کمک کردند..یوگا..کتابهای مختلف از کاترین پاندر تا جو ویتالی…جو دیسپانزا…خلاصه ۲۱ روزه های دکتر چوپرا…ومن حسابی مشغول شدم واشتیاقم بیش از حد زیاد تر شد برای درک بهتر مطالب های که میخوندم…تا بخواست خدای مهربان به سایت تناسب ذهنی هدایت شدم.واقعا خدا روشکر میکنم که استاد با چه طرز بیان آسان وراحت در فایلها درسهای مهم وفرمولهای صحیح رو یاد میدهند.من تازه فرمولهای نادرست که عمری طولانی در ذهنم حک شده بود رو شناسایی کردم وفرمولهای صحیح رو آموختم…واقعا بادیدن هر فایل یه دریچه جدید برام باز شده…دریچه ای رو به روحیه تازه ومثبت…ارامش درونی..افکار درست وبراستی یک طرز فکر جدید…یه آدم جدید….

      هر روز ساعتها از وقتم رو در این سایت میگذرونم

      با لذت ونشاط ….🤗🤗

      مشکلم بعد گذراندن  اون مقطع از زندگیم این بود که دیگه توجهم به مشکلاتم بود .مثلا سایز من ۳۸ است ولی من تمامی توجهم به یه کوچولو شکمم است…ودیگه مابقی اندامم که خوب وعالیه نمیدیدم.حتی اینکه بهم میگفتند بارها…بارها ولی من فقط شکم خودم رو می دیدم…وبسیاری مسائل دیگر…ولی الان به آگاهیهایی رسیدم که هرروز بیشتر..بیشتر هم میشود به لطف استاد که از داشته هایم لذت ببرم..با الانم حال کنم..قدر دان این نعمتها باشم که باوجود اون ذهن پر از فرمولهای نا صحیح ونادرست بازم خدا روشکر وضعیتم اینه..چون از لطف خدای یکتا من با پیش فرض سعادتمندی وتناسب در هر زمینه ایی بدنیا اومدم وبا دست خودم وبا جهالتم اوضاعمو پریشون کردم

      واین را الان طبق این فایل از این میدونم که پشت اراده من برای تغییر کردن اراده ی الهی بوده وهست که من واقعا بصورت معجزه با کمک خداوند وبچه هام یه زندگی رویایی یعنی همونی که آرزوشو داشتم.دارم .البته نه از لحاظ مالی و.‌‌‌….

      بلکه از لحاظ آرامش روحی وشور ونشاطی که بدست آوردم..یعنی از دوباره زندگی جدید رو آغاز کردم…کلاسهای مختلف ورزشی…هنری…زبان خارجی

      دوستان بی نظیر جدید که واقعا همه کس من شدند وبراستی فکر میکنم که اینجا در حال زندگی کردن به معنای واقعی هستم…خدایا شکرت از اینهمه محبت وبزرگواری…واگر این اراده ی خداوندی نبود پس چی بود…اراده تنها من به کجا ختم میشد؟

      پس در جواب سوال استادم باید بگویم به نظر من این قفل ذهنی است که مانع رسیدن به اهداف میشود.

      واگر واقعا در هدفی مصمم باشیم واراده کنیم اراده ی خداوندی پشت سر اون اراده قرار میگیرد …ولی

      باید بگویم که این اهداف برای خداوند فرقی نمیکند یعنی چه به نفع تو باشد وجامعه ویا به ضرر.زیرا

      ما به این دنیا آمدیم برای تجربه کردن آنچه که دوست داریم خواه خوب وبدرد بخور ویا بد خانمان سوز…زیرا در طی دوران تاریخ بودند کسانی مثل نرون…چنگیز….مغولها  باقدرت افسانه ای به اهداف خود رسیدند….ولی با چه پیامدهایی……

      به کمک سپر ایمان *اگر تو ایمانی به کوچکی دانه خردل داشته باشی.میتوانی کوهها را بلرزه در آوری.خداوند این را به نحوه های گوناگون واز طریق هر معلمی که بتوانی نام ببری .گفته است که آنچه را که تو انتخاب می کنی چنانچه به نام خداوند انتخاب کنی .آنرا بدست خواهی آورد.

      ****نیل دونالد والش******

      ومن امیدوارم که هر کس با کمک سپر ایمان خودش و یاری خداوند .سعی در برقراری جهانی پر از آرامش وآسایش …دوستی ویکرنگی ومحبت و صلح. و…داشته باشد.🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/24 13:37
      مدت عضویت: 715 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,150 کلمه

      سلام🙂

      خدا همون انرژی کل کائنات هست که همه موجودات ستاره ها سیاره ها انسانها گیاهان و جاتوران تکه هایی از اون انرژی هستن در واقع تمام  عالم یکی است واحده 

      من با تمام آنچه در اطرافم هست از انسان و گیاه و جانور ….یکی هستم چون منشا وجود همه ما یکی است و اینه معنی توحید👌👌👌

      وقتی اینو درک کنیم دیگه خودمون رو بالاتر و برتر از بقیه نمیدونیم🙂

      اینو که درک کنیم قضاوت و حسادت بی معنی میشه😊

      اینو که درک کنیم آزاری به هیچ موجود زنده ای نخواهیم رسوند😊

      وقتی من با هرآنچه در محیط من است یکی هستم آسیبی نخواهم رسوند نه به جانور نه به گیاه به نه انسان به نه طبیعت و نه به هوا….

      وقتی خودم رو یکی ببینم عاشق همه کس و همه چیز خواهم بود😊

      وقتی خودم رو پرتوی از اون انرژی مبدا بدونم دیگه خودم رو دور افتاده و فراموش شده و تک وتنها حس نمیکنم😊

      در واقع خداوند در تک تک ذرات این عالم حضور داره در تک تک سلولهای ما 👌👌

      در واقع ما خود اوییم و او جز ما نیست

      اینم معنی دیگر توحیده👌👌

      آنچه در اون انرژی میدا وجود داره از قدرت و توانایی و خلاقیت در ما هم هست

      در واقع ما مثل لیوان هستیم درون اقیانوس که از اب اقیانوس پر شده و باز در درون همون اقیانوس قرار داده شده و فقط توسط جدار لیوان که همون جسم هست جدا شدیم  برای اینکه بتونیم جهان مادی رو تجربه کنیم  خداوند خودش رو در حصار تن محدود کرده که بیاد از طریق ما جهانی که خودش خلق کرده رو ببینه ولذت ببره و اونو توسط ما انسانها گسترش بده 👌🙂

      این قدرت خلق کنندگی در ذره ذره این عالم وجود داره در دانه سیب قابلیت تبدیل شدن به درخت سیب که میلیونها سیب بده قرار داده شده …..

      حالا فکر کنید در ما انسانها چه نیرویی قرار داده شده

      یه ابرکامپیوتر به عنوان مغز قرار داده که میلیونها گیگ حافظه داره که تمام اتفاقات محیط در اون ذخیره میشه از زمان جنینی تا پایان زندگی …. دو تا ذهن هم داریم که یکیش نا خودآگاه هست و همان هوشیاری و آگاهی است که با خدا و با کائنات یکیه و همواره در اتصال کاملن

      یکی هم ذهن خودآگاه که برای حفاظت ما و برای یادگیری و جهت بقا ما است

      ذهن ناخودآگاه مسئول تمام واکنشهای سلولی ما است و میبینید که چقدر عالی و درست تک تک سلولهای ما وظیفه خودشون رو انجام میدن و هرگز هم نمیخوابن و همواره در حال فعالیت به عالیترین شکل هستن اینه چشمه ای از اون قدرت لایزال👌👌👌

      ذهن خودآگاه ما تحت تاثیر نحوه رشد ،والدین ،خانواده ،معلمین ،رسانه ها و خلاصه محیط شکل میگیره و چون کارش حفاظت از بقا هست انچه که خطر و تهدید تلقی میشه رو رو در حافظه ذخیره میکنه که ما همیشه ازش محفوظ و مصون باشیم .در واقع یه اتفاق با یه جمله ای مربوط میشن و این میشه فرمول یا همون باور که برای حفاظت ما ذخیره شدن مجموعه ای از این باورها رو ما در ذهنمون داریم که تکرار که شدن به ذهن ناخودآگاه سپرده شدن که دیگه همیشگی باشن و انرژی کمی هم مصرف بشه براشون

      جایی شنیدم که به اونها باورهای نگهبان میگن👌ما با این ذهنی که ساخته خودمون هست از بچگی تا بزرگسالی زندگی مون رو در تمام جنبه ها خلق میکنیم مثلا در مورد ثروت وقتی یه عالمه باور خوب داریم حتما از نظر مالی تصمیمات درست میگیریم و رشد مالی خوبی هم داریم 

      تفاوت آدمها در تفاوت همین باورهاشونه یکی ممکنه در زمینه ثروت باورهای خوبی داشته باشه ولی همون آدم در زمینه روابط بسیار ضعیف باشه

      ما آدمها فراموش کردیم که چه موجودات خارق العاده ای هستیم و تعریفی که از ما و از خداوند به ما داده شده هم طبق تعاریفی هست که از کودکی تا کنون شنیدیم و باور کردیم 

      خالق ما وقتی ما رو خلق کرده به ما اطمینان داد که من هرلحظه با شما هستم فقط کافیه منو یاد کنین به من اعتماد کنین و به من توکل کنین اونوقت من همه خواسته های شما رو بر طبق اراده خودم از هدف خلق شما براتون مهیا میکنم

      ولی شرطش اینه که  ازم درخواست کنین(ادعونی استجب لکم)

      حالا ما چه میکنیم ؟؟؟؟ ما بر اساس تعریفی که از خداوند برامون ساختن که خدای قهار عذاب دهنده مچ گیر …. هست و فقط در دین و مذهب وجو د داره و ….و اینکه خودمون هم فراموش کردیم که چه کسی هستیم(جلوه ای از اون اصل و مبدا)خودمون رو رها شده در ابن دنیایی که باز دیگران از ترسناک بودنش برامون گفتن که یا خورده میشی یا میخورنت یا برای زنده موندن باید گرگ باشی و……  یا برای رسیدن به گنج باید رنج تحمل کنی و موفق شدن سخته و…….یا هر چه فقیر تر باشی به خدا نزدیکتری و….پاداش اون دنیا بیشتره و….

      با این باورهای ذهنی که وارد این دنیا میشیم ‌‌‌‌خودمون و جسممون و توانایی های ذهنمون رو هم که میبینیم ،درک میکنیم خیلی محدود و ناتوان هستیم…..

      میشیم یه آدم محدود ناتوان که وسط یه دنیای وحشتناک تک وتنها به حال خودش رها شده

      از طرفی تا زمانی که خودمون با این ذهن و جسم محدود بخوایم به قول جول اوستین بجنگیم هم که خداوند وارد نمیشه چون ما اجازه ورود بهش نمیدیم

      و طبق تعریفهایی هم که باز شنیدیم موفقیت بسیار سخت غیر ممکن مخصوص آدمهای خاص معرفی شده که ما معمولیها جزئش نیستیم و بنابراین باید براش بسیار بحنگیم و اذیت بشیم و تحقیر بشیم و بارها زمین بخوریم و دوباره بلند شیم و تلاش کنیم تا بتونیم خودمون رو ثابت کنیم هم به خودمون وهم به بقیه آدمها…..

      در صورتیکه اصلا قرار نبوده دنیا اینطوری باشه اصلا هدف از خلقت اینهمه رنج و عذاب و سختی نبوده

      خداما رو برای گسترش این دنیا و برای لذت بردن از نقشهامون در این جسم فیزیکی خلق کرده که اونم قسمتی از برنامه خداوند برای رشد ما بوده👌👌👌

      و گفته که اصلا لازم نیست خودت بجنگی 

      تسلیم باش 

      توکل کن

      به من اعتماد کن

      اینقدر درگیر حاشیه نشو

      به اتفاقات واکنش منفی نده

      ….

      تا من بیام وارد شم از بهترین وآسانترین ولذت بخشترین مسیر تو رو به خواسته ات برسونم

      خوب حالا جواب سوال پیدا شد…🙂

      جواب اینه ۹۷ درصد آدمها خودشون دارن میجنگن با ذهنی که اونا رو از خداوند جدا کرده با جسمی که بسیار محدوده و اصلا اونا درک درستی از خداوند و هدف آفرینش ندارن و خودشون دارن برای خواسته هاشون میجنگن

      در صورتیکه راه آسون توکل و اعتماد و تسلیم رو دارن ولی ازش استفاده نمیکنن و در بیراهه به دنبال مقصد میگردن

      البنه که با ذهنی که ما از بچگی پرورش دادیم تسلیم کردن و توکل و اعتماد اصلا کار راحتی نیست

      و فقط با دریافت آگاهی های جدید ومتفاوت میشه آروم آروم خومون و ذهنمون رو کنار بکشیم و اجازه بدیم خدا وارد بشه و به شکلی معجزه آسا و غیر عادی ما رو به خواسته مون برسونه

      هربار که بیشتر و بیشتر این کار رو انجام میدیم و لذتش رو دریافت میکنیم مشتاقتر میشیم که باز هم از این روش استفاده کنیم و به این صوزت حضور ذهن کمتر و حضور خداوند که همون آگاهی و شعور مطلق و همون انرژی پاک هست وارد میشه👌👌👌👌😍😍😍😍

      د

      ا

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/24 18:12
        مدت عضویت: 282 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 125 کلمه

        با سلام

        واقعا از خوندن نوشته تون لذت بسیاری بردم.

        دقیقا هم عقیده باشما هستم که ما رو بجای آزاد ورها بودن..به جای شادی ولذت از زندگی وبا اعتماد به خدای یگانه…بخشایشگر .وبا آرامش وآسایش بدون کوچکترین نگرانی ادامه طریق دادند….با ترس .بیهوده از خداوند واعمال بسیار سنگین وعذاب آور برای رضایت خدا…با از خود گذشتگی وخدمت به دیگران برای رضایتش وپاداشی خیالی در آن دنیا زندگی پر از هول..ولا…پراز استرس برامون درست کردند.

        به امید روزی که همه مردم جهان به آگاهیهای درست ولازم دست پیدا کنند ودر نهایت آرامش وآسایش وصلح ودوستی کنار هم دوستانه زندگی کنند.

        براستی باعث سعادتم است در این سایت بادوستان فرهیخته ایی مثل شما واستاد گرانقدر مان هم مسیر هستم.

        به امید رسیدن به تناسب ذهنی برای همه مردم جهان🙏🙏🙏🙏

        براتون آرزومند بهترینها هستم.🌺🏵🌸🌺

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        saberehsadat@gmail.com
        1400/03/26 11:29
        مدت عضویت: 256 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 194 کلمه

        سلام . دوست خوبم . با تک تک جملاتتون اشک ریختم . چقدر زیبا این نیروی عظیم رو درک کردید و نوشتید 

        بعضی جملات و از قبل میدونستم اما فراموش کرده بودم و کلمات شما  سخنان خدا بود که با من گفته میشدو به من  .  یادآوری کرد من چیزی جدای از تو نیستم ، من خود توام و تو خود من و این کلمات فقط و فقط برای عالم مادیست وگرنه همه چیز وحدت است و یگانگی . 

        اما متاسفانه ما درگیر این کلمات و دو گانگیها می شویم و اصل را فراموش میکنیم 

         

        وای این جمله تون آتشی در دلم زد 

        که خداوند خواست جهانی که خلق کرده را تجربه کنه و خودش را در حصار تن قرار داده و دقیقا همینه 

         

        واقعا سپاسگزارم . امروز بهترین روزه منه . چون به وسیله ی نوشته های شما اراده ی خداوند را درک و صدایش را با تمام وجودم شنیدم 

         

        چقدر خوبه که انسانهای موحد دور هم جمع میشن و از این عشق ناب سخن میگویند 

        متشکرم استاد که وسیله ی ترویج یکتاپرستی هستید 

         

        ای کسانی که ایمان آوردید ، ایمان بیاورید به الله ی که همینجاست و هیچ تفکیک و دو گانگی نیست . 

        متشکرم .قطعا  در پناه الله هستیم 🌷🌷 

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/24 13:04
      مدت عضویت: 241 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,016 کلمه

      بنام خداوندجانهاودلهاخداوند عشق وزیبایها

      سلام استادگرامی ودوستان هم مسیرم

      استادگرامی شما بهترین مطالب رااراعه میدین.

      استادیاد زندگی خودم افتادم من درسال شصدوسه.. ماه خردادازدواج کردم.

      کمترازدوسال بامادرشوهروده سال اجاره نشین بودم

      وزندگی خیلی خوبی داشتم .اون زمانهاعشق وعاشقی نبود که پدرمادرهاوبزرگترهاتصمیم میگرفتن که با کی وچه موقع ازدواج کنیم.

      من هم باتصمیم پدرومادرم ازدواج کردم وخرداد۶۳عقدکردیم ومرداد۶۳ازدواج کردیم درعرض

      دوماه من رفتم خونه شوهردرسته اول عاشق هم نبودیم ولی من دوستش داشتم اون رو نمیدونم امامن واقعا عاشق بودم وتوخونه مادر شوهرواجاره نشینی زندگی فوق العاده ای داشتیم همیشه شادوخوشحال بودیم وخیلیهاوحتی خانم برادرم بارهامیگفت چه زندگی خوبی دارین چون من همیشه می خواستم زندگی عالی داشته باشیم.

      وروزی رسید که یه خونه واسه خودمون بخریم وحاصل عشقمون که توتا فرزند زیبابود یه پسرویه 

      دخترخوشکل که باهم زیر یه سقف بدون هیچ مزاحمتی زندگی کنیم.

      وحتی نصف پول که ازبابام به من ارث رسیده بود داده بودم تاسه دانک مال من باشه وسه دانک مال همسرم. ولی شوهرم حتی موقع خرید نه برای دیدن خونه بردونه حتی مصلحت کرد موقع نوشتن قباله دو دانکش رو بنامم کردوقتی همه چیز تمام شدمن روهم مثل بقیه بعداتمام کاربردوخونه رونشانم دادهمه خوشحال بودن امامن خوشحال که نبودم بیشترناراحت وغمگین بودم وخودش هم آدمی تودارهستم وهیچ چیزی رو بروز نمیدم و موقع اسباب کشی شد من رفتم اما اصلاازته دل راضی نبودم امامجبوربودم بسازموبسوزم .

      من دیگه اون سوسن همیشه نبودم شاد.خوشحال.پرشورحال.دیگه هیچی برام مهم نبود. 

      وقتی نوشته شما رو خوندم  متوجه شدم که چه برسر خودم و خانواده آوردم😔😔😔

      من بودم که اینگونه باحال خراب زندگیم رو به جهنم تبدیل کردم .

      وقتی شادی وخوشحالی از درونم رفت عشق هم باسرخوردگی وباچشمان گریان ازخانه خارج شد.

      وماچهارنفرروباغم وغصه واندوه ومشکلات فراوان تنهاگذاشت.. وخونه پرازعشق و محبت تبدیل به جهنم شد.

      جهنمی که خودم بافکروذهنم درست کردم.😭😭😭😭

      فرزندانم هم دراتشی که درست کرده بودم داشتن میسوختن.

      واز وقتی اسباب کشی کردم روز به روز بدترشدهمسرم دیگه اون آدم سابق نبود دیگه نه کار میکردونه بیرون می‌رفت وفقط جلوی تلوزیون لم میدادمیخوردومیخوابید.

      تااون زمان پول وثروت.رزق وروزی سلامتی همینطورمثل بارون میباریداما دیگه ازاونهاخبری نبود وضع ماروزبروزبدترمیشد چون من اون عشق زیبارا از دلم وازخونمون بیرون کرده بودم .

      واین عشق ازاراده خداوندهست که بماداده میشه ولی من نفهمیدم وخودم روازش دورکردم واین همه بلا سرم اومد.

      حالا میخوام برایتون یه قصه تعریف کنم.

      روزی سه تا مرددرخانه ای را میزنندوخانم خانه دررابازمیکنه ومیبینه سه تامردپشت درهستن که یکی اسمش عشق بود.یکی ثروت .ویکی آرامش وآنهابه زن میگن ازسه نفرمایکی روانتخاب کن تا بیاد خونه زن هم میگه همسرم خونه نیست وقتی اومد میگم آگه اجازه دادمیگم یکیتون بیاد خونه وقتی همسرش خونه میادزن ماجراجوتعریف میکنه.

      وداشتن تصمیم می‌گرفتند که کدوم رو دعوت کنند.

      شوهرش گفت بزارثروت رو دعوت کنیم چون اگه ثروت بیاد تو. دیگه ازهمه چیز بی نیاز میشیم.

      زن گفت نه بزارآرامش رودعوت کنیم چون اگه آرامش داشته باشیم برایمان خوب است ویک پسر شش، هفت ساله داشتن واون داشت به حرفهای پدرومادرگوش میکرد وگفت پدر چرا عشق رودعوت نمیکنین بیاد تو چون اگه عشق باشه همه چیز  خواهدبودواونهابخاطرحرف پسرشان قبول کردند.

      و خانم خانه رفت ودررابازکردوگفت کدوم یکی ازشماعشق هستین لطفا بفرماین تووهرسه تامرد ازجابلندشدندتاداخل خانه شوند وزن گفت مگر نگفتین فقط یک نفر میاد عشق جواب داداره همونطوربوداگه شماثروت روانتخاب میکردین فقط اون میاومداگه آرامش روانتخاب میکردین فقط آرامش میومد ولی  چون شماعشق روانتخاب کردی بخاطرهمین ماباهم دارد خانه میشویم وچون هرجاعشق باشه همه چیزباعشق همراهه آره عشق همان اراده خداوند است که که باما هم سو میشه ومن ناخواسته این عشق رو ازخانه بیرون کردم

      واین تقریباده دوازده سال طول کشیدوچه زجری کشیدم وچه هابرسرم آمد ویکدفعه به خودم اومدم دیدم ۱۱۰کیلوگرم شده بودم دیگه نه میتونستم راه برم نه میتونستم کار کنم نه میتونستم حرکت کنم این قد رغم وغصه روم تل انبار شده بود که خودم رو فراموش کرده بودم وبه دکتر تغذیه مراجعه کردم و شروع به رژیم گرفتم کردم اون موقع پسرم سربازرفته بودوتاسربازی اون تمام بشه من هم خودم رو به هفتادوسه رسوندم واندامم زیبا شدوسبک بال شودم وپسرم از سربازی اومدوچند ماه دنبال کارگشت اما نتونست کار پیدا کنه ویه روز اومد گفت مادر کی برای ما دعا کرده که کارنکن بخوراین یه مثله ترکی هست من به فارسی نوشتم 

      ترکیش هست ایشلمیسن ییسن.

      وچون با پدرش رابطه خوبی نداشت دوباره مشاجره هاشروع شدومن تازه خودم رالاغرکرده بودم دوباره استرسها اضطرابهانگرانیهاشروع شدومن دوباره رسیدم به صد کیلوگرم وهمیشه ازخداگله داشتم آخه چرا اینطورمیشه مگه من چه گناهی کردم وبا این حرفهاوهمش دنبال مقصر میگشتم غافل ازاین که مقصراصلی خودم بودم.

      ولی بایک اتفاق ما خونمون  روفروختیم ویک اپارتمان خریدیم چون به پول نیاز داشتیم خونه ای داشتیم ویلای بودبانصفش اپارتمان خریدیم وبانصفش احتیاجاتمان را برطرف کردیم.

      وتقریبا سال نودو پنچ بود که من باکانالهای انگیزشی آشنا شدم.

      وبقول استاد با کلمات تاکیدی چندسررسیدتمام کردم.

      کم کم وضعمان شروع به عوض شدن کرد آرام آرام زندگی‌مان بهتروبهتر شد.

      وازتمام کسانی که ازشون ناراحت .کینه .دلخوری.داشتم و همشون ازگردنم آویزان شده بودندوهمیشه سرسفره غذا.موقع کار.موقع بیرون رفتن .حتی تو تمام خوابهایم بودن و ولم نمی کردن وواقعا کمرم روخم کرده بودندامایادگرفتم که چطوری یکی یکی ببخشمشون واونهاهم یکی یکی منو رهاکردن وتازه تونستم کمرم روصاف کنم ویک نفس راحت بکشم واین تازه شروع زندگیم بود.

      واستادشماسوال کردین اگه قدرت خداوند همه چیزراتعیین میکند چرابیشترماانسانهابیشترانچه مادوست داریم داشته باشیم رونداریم. 

      وقتی به زندگی خودم نگاه میکنیم وبه کارهایی که کردم فکر میکنم میبینم اگه عشق ایمان اعتماد واراده خداوندرونداشته باشیم هیچوقت به خواسته هایما نمیرسیم وقتی همه میگفتن که سوسن چه صبری داره چه اراده ای داره این من نبودم این خدای من بود که درمن صبر واراده ایجاد میکردوباهدایت کردنش به کانالهای انگیزشی و به  سابت استادفهماند که همیشه بایدباایمان به خدای مهربان زندگی خود روسروسامان بدیم .

      استادبامطالبی که نوشتین واین چندروز که من خوندم در خودم یه حس عجیبی پیداکردم یه احساس غریب یه احساس زیباکه نمی‌تونم توصیفش کنم یه حال عجیب پیداکردم ولی نمیدونم چیه واین چند روز دارم میگردم تا بتونم پیداش کنم

      ولی خیلی خوشحالم میخواهم دراین احساس فوق العاده ای که پیدا کردم بمونم چون حس زیبای است ومن درتمام این مدت هیچوقت این حس رو نداشتم و استادازت ممونم هرچه قدردرسایت شما میگردم به طعمهای فوق العاده شما برخوردمیکنم وازاین طعمهالذت میبرم.

      وداشتن این طعمهااگه عشق نیست زیبای نیست اگه آرامش نیست اگه راحتی وآسایش نیست پس بایداسمش روچی گذاشت .

      ومن ازخدای خودم وازشمااستادگرامی واز دوستان هم مسیرم نهایت تشکررودارم وهمیشه باشماوپیشتان خواهم ماندوهمه ماباموفقیت این مسیر راطی خواهیم کردبه امیدوباور خداوند مهربان  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/03/24 18:26
        مدت عضویت: 282 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        با سلام

        دوست عزیز.واقعا براتون خوشحالم که پس از گذروندن یه دوران سخت به لطف خدا به آرامش وآسایش دست پیدا کردید.

        همواره در پناه خداسعادتمند وموفق باشیدوتحقق آرزوهایتان🙏🙏🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/23 23:51
      مدت عضویت: 647 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 397 کلمه

      به نام خدا 

      با سلام خدمت شما استاد عزیز 

      واقعا محشره این نوشته شما من تا الان سه بار اونو خوندم و الان در سن ۴۵ سالگی تازه متوجه شدم که خدا هر انسانی رو با هدف مشخص در زندگی خلق کرده ولی ما یاد گرفتیم که فقط زندگی کنیم و روز رو به شب برسونیم و شب رو به روز ، هی از مشکلات بگیم ببینیم فلانی چقدر درآمد داره چه جوری پول خرج میکنه چند تا ماشین داره بچه هاش چه کار میکنن و …خیلی چیزهایی که باعث میشه وقت رو به بطالت بگذرونیم و با این حرف و حدیث ها مخزن ذهن مون رو پر کنیم .

      استاد من با مثال شما در مورد شکوفه درخت یاد درخت نارنج توی خونمون افتادم خیلی بهش فکر کردم وقتی شکوفه میکنه گلهای خوشبو و زیبایی داره که بهش بهارنارنج میگن و بعدش تبدیل به نارنج میشه که اول خیلی ترش مزه هست و بعد از چند ماه یه کم ملس میشه امسال خیلی گل کرده بود که بوی گلهای تا وسط کوچه میومد و فرایند تبدیل گل به میوه در سکوت و آرامش و بی سروصدا انجام میشه و صد البته به قدرت و اراده خداوند انجام میشه . و اما سوال شما که چرا ما انسانها بیشتر از آنچه که دوست داریم داشته باشیم رو نداریم به نظر من چون همه حواسمون به عوامل بیرونی مثل قدرت بعضی کشورها ،مسئولین مملکتی و دنبال کردن اخبار و حوادث گوناگون هست که باعث دور شدن ما از خدا و قدرت خداوند میشه توی یه فایل شما در مورد آقای ترامپ که قراربود رئیس جمهور آمریکا بشه صحبت میکردین اون زمان همه جا صحبت سر این موضوع بود که اگه ترامپ رئیس جمهور بشه وضع بدتر میشه و یه ترسی توی وجود همه بود و من با این صحبت شما که گفتین فرض کنین به پرنده ها بگن از فردا صبح ترامپ گفته دیگه حق ندارین پرواز کنین و هیچ پرنده ای نباید توی آسمان پرواز کنه اصلا همچین چیزی امکان نداره پرنده ها رو خدا آفریده و خدا به پرنده ها و ما انسانها آزادی و زندگی عطا کرده پس قدرت الهی در همه چیز را در جهان تعیین می‌کند نه انسان که خود آفریده خداوند است و توکل کردن به اوست که می‌توان همه چیز رو تغییر داد و به سمت خوشبختی و موفقیت گام برداشت .بازم ممنون استاد خیلی آروم شدم و بیشتر از قبل ایمانم بیشتر شد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/23 14:24
      مدت عضویت: 169 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 824 کلمه

      سلام 🙂 چ نوشتهای جذاب و جالبی جمله ب جمله اش پراز احساس خوب حس عالی و این آهنگ ملایم پراز آرامش ک اصلا آزاردهنده هم نیست …

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      راجبه سوالی ک استاد درنوشتهاشون پرسیده بودن : ک اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین میکند،چرا بیشتر ماانسانها بیشتراز آنچه ک دوست داریم داشته باشیم ، نداریم ؟؟؟!!!! 

      اول میخام راجبه قسمت دومش درک و تحلیل خودم و برای استاد و شماهمراهان عزیزم ب اشتراک بزارم ..اینک چرا بیشتر ماانسانها بیشتراز آنچه ک دوست داریم داشته باشیم و نداریم ؟!: بنظر من ماانسانها اگ کاری رو خوب انجام بدیم درحالیک خدا خواسته اون کارو ب اسم خودمون تموم میکنیم ک من کارمو خوب انجام دادم ..اما اگ کاره خوب پیش نره و مشکل از دو دوتا چهارتا کردن خودمون باشه میچسبونیمش بخدا ک خدانخاست ، خداهواسش ب ما نیست ، خدا مارو دوست نداره خدا خدای آدم خوباست ، درحالیک خدا خدای همه ی انسان ها و موجودات هست ،، درواقع ما همیشه مسایل و مشکلاتمون رو برای خدا بردیم و گله و شکایتهامون رو،وقتیک کارمون لنگه میگیم خدا قشنگه کارمون ک با خدا تموم شد میگیم دلش چ سنگه،،اره ب فلانی همه چی میده ک نماز نمیخونه ب من ک مثلا نمازم قضا نمیشه حلال و حرامی سرم میشه نگاهمم نمیکنه وازین جور حرفا،،در حالیک خدا فرقی بین بندهاش قایل نمیشه ،کسی ک نماز میخونه برای آخرت و رستگاری و همچنین خوشبختی خودش هست ن خدا ,,هممون خیلی خوب میدونیم ک خدا نیازی ب نمازو روزه گرفتن بندهاش نداره ،،پس اگ من دارم تو رندگیم درجا میزنم ،اگ کاسه چ کنم چ کنم دستم گرفتم دیگ ب خدای من مربوط نمیشه چرا ک خدا ب منه بنده عقل داده ، قدرت تفکر داده ,این درحالی هست ک ب بیشتر موجوداتش همچین عقل و قدرت انتخاب نداده ،اما اونایی ک از عقل و قدرت انتخاب برخوردار نیستن خیلی ببشتر و بهتر انگیزه و هدف دارن برای ادامه حیات و زندگی شون ،،ما انسانها طمع کار هستیم اگ پیشرفتی هرچند کوچیک تو ی زندگیم داشته باشیم بجای اینک شکر گزار باشیم بیشتر ژمع میکنیم ب بیشترخواستن ،درحالیک اون پیشرفت کوچیک آرزوی چندین و چند ساله ی ما بوده ، 

      نعمت‌های خدا انقدر زیاد و بینهایت هستن ک اصلا نیازی ب طمعشون ، حسودی کردنشون و حتی حسرت خوردنشون نیست ،،،خدا هدفش از خلق دنیا این نبوده ک ما انسانها تو رنج و عذاب و سختی باشیم ، خدا مارو نیافریده ک حسرت یا خواسته ای رو توی دل ما بندازه بگه ای بنده حالا بیاانقدر التماس کن ، انقدر گریه و زاری کن حالا شاید دلم سوخت و بهت دادمش ،ن خدای من اینجوری نیست ،،خدای من ، خدای ما خدای خوبیهاست ، خدای مهربونیا ، خداوند بخشنده ی مهربان ،،اما خدارو بد برای تعریف کردن یک خدای ک با گریه باید دلشو بدست اورد ، خدایی ک باید ۱۷ رکعت براش نماز خوند واگرنه عذابت میده ،،همیشه مارو از خدا ترسوندن ک مثلا تگ دروغ بگی خدا کورت میکنه ، اگ دزدی کنی حق الناس و خدا نمیبخشدتت ،،درسته این کارهای کاملا غیر منطقی و غیر عقلانی هست اما اگ دانشش رو کسی داشت خیلی بهتر می‌تونستن ک جاش بندازن و راهنمایی درست تری کنن تااینک مارو از خدایی ک از روح خودش درما دمیده بترسونن،خدایی ک یک کارخوب رو هزاران ثواب و یک کار بد رو فقط یک گناه مینویسه،،ابنارو گفتم ک برسم ب افکار و باورهای خودمون ،افکار و رفتارهایی

      ک ما آنها را آموزش دیدیدم و داریم ب آیندهگانمون ، و فرزندانمون آموزش میدیم ،،در حالیک خدا فهم و شعور ب منه انسان داده ک بهترین شکل ممکن برای خوشبختی ، سعادت ، رستگاری ، آرامش ، سلامتی ، و تناسب اندام و لاغرشدن ازش استفاده کنم ,,,

      اراده خداوند فوق ارادهاست ،،،

      اینک ما وقتی ک میخاییم کاری کنیم و فقط میگیم هرچی خدا خواست ، اگ خدا صلاح دونست ولی هیچ کارو تلاشی نکنیم این مارو ب هیچ نوع هدفی نمیرسونه ، خدا گفته از تو حرکت از من برکت ..حالا اگ من بشینم و بگم خدا ماشین ، خدا خونه ، خدا سلامتی ،این خواستن ها منو ب هیچ کجای این دنیای پهناورو بینهایت نمیرسونه،،ولی اگ ی کاری رو با عقل و منطق درست بسنجیم تو دلش ی پرتو های نوری رو احساس کنیم بگیم خداباتوکل بخودت شروعش میکنم و اگ ب صلاح موفقم کن داخل این تصمیم ، شغل ، زندگی ، حرفه. و ماهم تلاش کنیم حتما دراون کار ب پیشرفت و موفقیت میرسیم ،فقط کافیه ک فرمول های اشتباه رو شناسایی و در رفع و جایگزینیشون کردن ب فرمول های صحیح و درست کوشا باشیم , عشق و استمرار و ادامه دادن صبر و عجله نکردن از مهم ترین رکن های رسیدن ب اهداف ماست… 

      چقدر خوشحال و خردسندم ک هروز آگاهی های جدید و تازه ای رو تغذیه ی روح و روانم میکنم و خودم و خدای خودم رو ب بهترین شکل ممکن میشناسم 🌹😍 ممنون از شمااستاد عزیزم ک باعث حال خوب من هستید و آگاهی های عالی رو باما ب اشتراک میزارید😊

      ب امید موفقیت دوستان عزیز و همسیرم 🙏🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/03/23 12:48
      مدت عضویت: 469 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,147 کلمه

      با سلام خدمت همگی دوستان واستاد گرامی

      بیندیش ذهن خلاق وقدرتمند من

      سوال اگر قدرت اراده خداوند همه چیز را تعیین مبکندچرا بیشتر ما انسان ها بیشتر آنچه که دوست داریم داشته باشیم رو نداریم؟

      من فکر میکنم نداریم چون باور نداریم که میتونیم داشته باشیم یادمه سالها پیش مجموعه راز رو با کلی اشتیاق ودراوج بیپولی خریدم وقتی اون مجموعه رو دیدم مثل انسان های مسخ شده فکر میکردم معجزه شده واین آگاهی چقدر ناب اما اون زمان هر چه سعی کردم وبه گفته هاش عمل کردم پولدار نشدم وچیزایی که میخواستمو جذب نکردم حتی اتفاقاتی که مایل بودم بهش برسمم بهش نرسیدم

       یادمه از عکس یک چک پرینت گرفته بودم وچسبونده بودم به سقف اتاقم وهر شب بهش نگاه میکردم وآه میکشیدم برای پولدار شدن حتی عکس ماشین های مورد علاقمو هم چسبونده بودن به دیوار کمد دیواریم عکس مردان ثروت مندبود 

      سالها گذشت ومن به هیچ کدومش نرسیدم تا اینکه دوستی منو به یک انرژی درمانگر معرفی کرد وگفت با یادگیری روش هاش میتونی چنان قدرتمند بشی که همه مشکلاتتو حتی مریضی هاتم شفا بدی اون زمان من این آگاهی ها رو نداشتم برای همینم ته مونده حسابمو برداشتمو وباهاش رفتم پیشش اون خانم از مغزم بهم انرژی داد وروش هایی یادم داد برای انرژی وباز کردن چاک راهها ومدیتیشن جالب اینجا بود که وقتی گفت برای اولین بارهمه آرزوهات براورده میشه من تند تند مشخصات همسر دلخواهم گفتم وبعدش سلامتی وبعدش ثروت خواستم

       اون خانم به من گفت که نور هایی که هر کس ببینه نشانه قدرتشه وتوان روحش من درزمانی که چشمانم بسته بود نور بنفش درخشانی رو دیدم که اون خانم بهم گفت نور طلایی استادی وبنفش نشانه قدرت ذاتی که کمتر کسی به این درجه بدون تمرین میرسه وقتی اومدم از اونجا بیرون روی ابرها بودم وپاهامو حس نمیکردم درکمتر از یک ماه همسر مورد علاقم به طور کاملا اتفاقا با غریبه بودن صددرصد با من اومد خواستگاریم ودقیقا مشخصات همسردلخواهمو داشت

       

      یادمه اون زمان فکر میکردم من به خاطر قدرت اون استاد اینگونه جذبش کردم ولی الان باور دارم که من فقط برای یک بار درزندگیم باور کردم وایمان آوردم که اون شخص میاد وعاشق ودلباخته من میشه وباور من باعث این شد

       من فکر میکنم ذهن من که تعیین میکنه که روح من با خواسته هاش همسو بشه یا نه روح من چون از وجود خداوند قادر به براورده کردن هر خواسته ایه ولی ذهن من با باورهاش مانع یا همسو میشه یک عمر با باور کردن هر حرفی که بهمون زدن کلی باور اشتباه بهمون قبولوندن وقتی رفتیم پیش فامیل ودوست همه از شرایط نابه سامان وعدم موفقیت ها مریضی ها خطرات تجاوز ها بدی ها دزدی ها ونامهربانی ها برامون گفتن برای هر نشدی بهانه ای آوردن وبهانه ها رو اونقدر تکرار کردن که شد باور ما

       یک عمر بهمون گفتن باید حرف بزرگتر تو بپزیری اون از تو تجربش بیشتر ویک عمر بهمون گفتن باید در دوستی پای دردو دل بقیه بشینی ومراقب بقیه باشی وگرنه شادی که همه هستن سختی ها باید کنار هم باشین مریضی ها دست همو بگیرین

       اگه کسی موفق میشد لقب افاده ای خر شانس متفاوت ومخ یا ارث رسیده بهش واز ما بهترون بهش میچسبوندیم که یا پول دار یا پارتی داره یا ژنش خوبه یا شانس داره وهمیشه باهاش بد بودیم وحسرت وخشم بهش داشتیم هیچ وقت برامون پرسیدن اینکه چطور موفق شدی برامون مطرح نبوده چون بدخواهی وافکار منفی تک تک سلول هامونو گرفته بود

       اینجا استاد اشاره کردن به انرژی پاک انرژی پاک چطور میتونه روی انرژی ناپاک وارد بشه مثلا من متنفرم از آدمهای لاغر متناسب وحسد وخشم وجودمو پر کرده بعد بخوام تناسب اندام وزیبایی وزندگی رویایی داشته باشم خب معلومه که اینهمه انرژی ناپاک انرژی پاک یک دفعه فکر کردن من رو هم نابود وناپاک میکنه

       من میگم میخوام متناسب بشم  انرژی پاک  اون میگه فکر کردی الکیه انرژی ناپاک من میگم پول دار بشم انرژی پاک اون میگه پولدارا دزد وکلاهبردارن انرژی ناپاک

        خلاصه این شد که بیشتر آدمها به بیشتر چیزایی که میخوان برسن نمیرسن تا تک تک سلول هامون پاک نشه انرژیشون تا تک تک باورهامون درست نشن هیچی درست نمیشه اما خدارو شکر با هر اصلاح باوری وهر پاکسازی سلولی تغییر دریک جنبه ایجاد میشه یادمه جایی استاد گفته بودن شخصی میگفت من ولع وحرص خوردنم کم شده چرا لاغر نشدم استاد گفتن مگه فقط حرص وولع اونقدرا باورهای اشتباه داریم حالا یکیش درست شده

       انگار یه نفر میخواد نویسنده بشه وبگه من الف یاد گرفتم دیگه میتونم دیگه بنویسم الف چرا نویسنده نشدم بابا فقط یک حرف یاد گرفتی تا کل حروفم که یاد بگیری تازه باید به کار ببندیش کلمه بسازی جمله بسازی بعد قواعد دستور زبان یاد بگیری بعد مطالعه کنی درمورد نوشته های دیگران ساعت ها بخونی بنویسی بعد همه اینا تازه بری کلاس نویسندگی تازه آخر همه باید خلاقیت ومطلبی داشته باشی که مفید باشه تازه بعد از نوشتن باید ویرایشش کنی والا ماشالله کار کنی روش تا تازه آماده فروش بشه مردم بخرن خوششون بیاد وآیا مشهور بشی یا نه

       تازه این حکایت ماست همه چیز خیلی سریع وبدون طی کردن مراحل رشدمون دراون زمینه میخوایم حالا ممکنه یکی یه سال برسه این امر یکی ده سال ه یکی هم ۶۰ ۷۰ سال طول بکشه اما یه جای امیدواری هست هرچقدر بیشتر ادامه بدیم بیشتر به خواسته هامون میرسیم

       مثلا من و همسرم ازدواج داشتیم میکردیم هیچی نداشتیم وام گرفتیم وتلاش کردیم رسیدیم به شرایط الانمون یه ماشین داریم وپول رهن خونمون میتونیم اجاره بدیم وکلی هم وسایل خونه داریم حقوقمون زیاد شده وکلی شرایطمون عوض شده خب این پیشرفت دیگه رسیدن به خواستست حالا خواسته بعدی ما رهن کامل خونه دریک محله بهتر همسایه های بهتر صاحب خونه بهتر خونه بهتر وبزرگتر وخلاصه امکانات وشرایط بهتر ماشینمون ارتقا بدیم میشه شرایط بهتر که به لطف خدای مهربان هر روز داریم بهش نزدیک تر میشیم وبهش میرسیم خب درسته ثروت رویایی ماهم میخوایم وماشین وخونه خودنون اونم لوکسشو اما بهتر شدن اوضاع نشان دهنده درمسیر رسیدن به خواسته هامون

       

       خدایا شکرت من بسیار خوشحال وسپاسگزارم که دارم خونه خوب میگیریم ماشینمون ارتقا میدیم وکلی شرایط مالیمون بهتر میشه پول توجیبی من افزایش پیدا میکنه ومن وهمسرم شرایط مالی به مراتب بهتری رو نسبت به پارسال تجربه میکنیم واین عید بهترین عیدمون میشه خدایا شکرت که خداجونم حقوق همسرمو زیادترش میکنی وتمام پولایی که دست بقیه داریم رو بهمون برمیگردونی خدایا شکرت من بسیار خوشحال وسپاسگزارم که همسرم چند درامده میشه وپول کافی برای هر چیزی بخواییم میرسه دستمون خیلی فوق العاده ست

       وقتی خودمو با شهریور پارسال مقایسه میکنم میبینم شرایط زندگیمون خودم اخلاقم جسمم وهمه چیزمون فوق العاده شده یعنی خوبم نه ها فوق العاده من اصلا انتظارشو نداشتم فقط درعرض ۹ ماه اینهمه پیشرفت کنیم وصاحب خونه خوب وماشین بهترمون بشیم خیلی فوق العادست اینا همش همون اراده خداوند از وقتی دست برداشتم از اراده خودم وسپردمش دست خدا همه چی ردیف شد خیلی خوشحال خدایا شکرت این بینظیر ترین اتفاق زندگی من  که بیشتر از انتظار من به من وزندگیم میرسه خدایا شکرت همین طور مارو با اتفاقات فوق العاده شگفت زده کن ممنونتم وعاشقتم خدا جونم🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamramezani6262@gmail.com
      1400/03/23 02:09
      مدت عضویت: 379 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 573 کلمه

      سلام و درود به همه عزيزان 🌹

      با خوندن نوشته هاي ارزشمند استاد عزيز به ياد روزهايي از زندگي خود افتادم كه دچار مشكلات زياد مالي و روحي بودم ؛

      اتفاقات جالبي رو تجربه كردم (همزماني )گوشي همسرم خراب شده بود طوري كه امكان تعمييرش نبود ،درست همون موقع همسرم توي محل كارش با فردي ملاقات ميكنه كه براش در مورد قدرت ذهن و قانون جذب صحبت ميكنه و يكسري فايل صوتي رو بهش معرفي ميكنه كه همسرم چون گوشيش خراب بود شماره منو به ايشون ميده و اين فايلا رو تو تلگرام براي من ميفرستن ،همسرم برام از صحبتاي اون آقا گفت ولي من توجهي نكردم ،من هر روز پياده روي ميكردم و موسيقي گوش ميدادم ،يه حسي به من گفت كه فايلايي رو كه اون آقا برام فرستاده بود رو گوش كنم و من هم اولين فايل رو گوش كردم صحبتهاي يكي از استاداي عزيز تكنولوژي فكر بود كه من اون موقع حتي اسمشون رو هم نشنيده بودم ولي با شنيدن صحبتهاشون احساس كردن كه دارم حرفاي رو ميشنوم كه سالها منتظر شنيدنشون بودم حال خيلي خوب شد و هر روز مشتاقانه فايلها رو گوش ميكردم و با تمام وجود لذت ميبردم و از همون زمان ، هدايتهاي خداوند رو حس كردم يعني احساس ميكردم خداوند دستم رو گرفته و داره با خودش به آگاهي بيشتر ميبره و آدمها و كتابهايي رو سر راهم قرار ميداد كه منو هر روز آگاهتر كنه ،لذت ميبردم كه هر روز دارم بيشتر ميفهمم ،مني كه عادت به كتاب خوندن نداشتم تمام وقتم رو كتاب ميخوندم و لذت ميبردم ،گاهي از خوشحالي گريه ميكردم ،احساس ميكردم خداوند منو به دنياي ديگه اي برده ،اونقدر تغيير كرده بودم كه گاهي خودم از كارهام و احساسم تعجب ميكردم و اون روزي رو يادم مياد كه دنبال اطلاعات در مورد قدرت ذهن توي اينترنت بودم كه با سايت استاد عزيز روبرو شدم در صورتي كه اون لحظه به فكر لاغري نبودم وارد سايت شدم و فايلاي ناب استاد عزيز رو ديدم و با جان و دل گوش كردم همون لحظه احساس كردم وارد راه درستي شدم و دقيقا احساس كردم خودشه (راهي براي رسيدن به يكي از هدفهام كه تناسب اندام بود )و من اراده و لطف و هدايت خداوند رو با تك تك سلولهاي بدنم حس كردم ،بعد از گذشت چند ماه دوره رو تهيه كردم و تازه متوجه شدم خداوند منو به سمتي هدايت كرده كه هر روز آگاهتر ميشم و با عمق وجودم خدايي بودن اين دوره رو حس كردم چون دوره اي كه اينقدر همه جانبه باشه از خداست و جالب بود هر زماني كه احتياج به آگاهي داشتم از طريق فايلاي استاد عزيز بهم ميرسيد حتي امروز كه نوشته هاي استاد عزيز رو خوندم دقيقا احساس كردم خدا داره جواب سوالاتم رو ميده و هدايتم ميكنه و اشك شوق ريختم.  

       اراده خداوند همه چيز رو تعيين ميكنه و همين اراده خداوند به انسانها اختيار داده تا تجربه كنند زندگي كنند و لذت ببرند ،قوانيني در جهان هستي قرار داده كه ثابت هستند و انسانها مختارانه بر اساس اين قوانين زندگي كنند. خداوند قوانين رو بر پايه ي زيبايي ،عشق و خير قرار داده و انسانها با تجربه سختي ،آساني رو درك ميكنن ،با تجربه تاريكي روشنايي رو درك ميكنند و با تجربه نفرت ،عشق رو ميفهمن. 

      زماني كه تسليم اراده خداوند شويم و به او اطمينان و توكل داشته باشيم ما رو به سمت بهترينها ميبره ،بهترينهايي كه حتي تصورش  رو هم نميكرديم و در نهايت به خودش وصل ميشيم ،ميشيم خدا و عشق مطلق ❤️❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 33 از 7 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/23 00:10
      مدت عضویت: 513 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      سلام به استاد عطار روشن عزیز بچه های سایت تناسب فکری

      چه همزمانی دقیقی من یک هفته هست که دارم روی همچین اراده و یا دقیقتر الهامی که خداوند به همه میکنه کار میکنم که چجوری میشه آگاهانه دریافتش کنم چطوری بفهممش خود خدا تو قران سوره شمس بعد از ۷تا قسم که میخوره بعدش میگه

      فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا

      سپس بدیها و پرهیزگاریهایش را به او الهام كرده -شمس (۸)پس همینجا برای ما ثابت میشه که کل الهام از سمت خداست و کاری هم که خدا بگه چطور انجام بشه هم اسون میشه و هم دقیق انجام میشه.

      درسته که قدرت اراده خداوند همه چیز رو تعیین میکنه ولی ما انسانها یه گزینه ای داریم به اسم ذهن که این ذهن خوراکش از شنیده ها گفته ها اطرافیان جامعه پدر و مادر خواهر و برادر دوست اخبار ووووو دیگه تغذیه میشه و چونکه این تغذیه با منطق همراه هستش ذهن قبول میکنه و وقتی قبول میکنه دیگه ذهن نمیزاره قدرت اراده خداوند فعال بشه و بخاطر همین هم هستش که بیشتر تجربه های انسانها مثل هم دیگه هستش .

      من اولین کاری که کردم این بود که بتونم کنترل ذهن داشته باشم و بتونم این ذهن نجوا گر رو خاموش کنم تا بتونم آگاهانه این قدرت اراده رو تجربه کنم بعد از اینکه این کنترل ذهن رو یاد گرفتم و هنوز هم دارم یاد میگیرم رفتم مرحله بعد که همین درک اراده خداونده و مطمئنم این اراده رو هم درک میکنم.

      حالا کاری که باید کنم و کنیم اینکه به طور منطقی این نجواهای ذهنی رو کمرنگ و کمرنگ تر کنیم اونم با منطق تا بتونم قدرت اراده خدا رو فعال کنیم و وقتی فعال شد که بصورت تکاملی هم انجام میشه با سپاسگزاری و به یاد اوردنش تداوم بهش بدیم و به قول یک عزیزی یه جمله طلایی گفته که این متن رو گذاشتم تو صفحه موبایلم:

      باور های ما و نوع ایمان ما به قدرت خداوند،تعیین کننده نتیجه ای است که از این قدرت تجربه خواهیم کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم