ورود / ثبت نام
0

زندگی با اراده خداوند (قسمت پنجم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

تصمیم برای همسو شدن با اراده خداوند از اراده فردی شروع می شود.

من در یک شب از زندگی تصمیم گرفتم زندگی خودم را به شکلی که دوست دارم تغییر بدم. این تصمیم شخصی من بود و با تمام آنچه درباره زندگی به من گفته شده بود در تضاد بود.

بنابراین متصل شدن به اراده خداوند نیاز به اراده شخصی دارد و به همین دلیل است که بسیاری از انسانها در مدت زندگی خود همسو شدن با اراده خداوند را تجربه نمی کنند چون نیاز به تصمیم بر اساس اراده شخصی دارد و از آنجا که در ذهن همه انسانها فرمول های زیادی درباره خدا، زندگی، کسب و کار و … وجود دارد فراموش کرده اند که می توانند برای زندگی کردن به اراده خداوند متکی باشند و همه تصمیمات آنها بر مبنای اراده شخصی و سعی و تلاش برای زنده ماندن می شود.

من تصمیم گرفتم با متصل شدن به اراده خداوند زندگی خود را تغییر دهم.

توجه داشته باشید در زمانی که این تصمیم را اتخاذ کردن هیچ نشانه ای از اتصال به اراده خداوند در زندگی من وجود نداشت و من هیچگونه اطلاعاتی درباره اراده شخصی و اراده الهی نداشتم.

فقط یک تصمیم بود، تصمیمی که هیچ مسیر و نتیجه ای برای آن مشخص و واضح نبود.

بنابراین شما هم می توانید در همین لحظه حتی اگر هیچ نشانه ای از اتصال با اراده خداوند در زندگی خود مشاهده نمی کنید و یا باور ندارید می شود به اراده خداوند متصل شد و زندگی را به شکلی که دوست داشت تجربه کرد، شجاعت داشته باشید و این تصمیم را اتخاذ کنید.

پیشنهاد می کنم تصمیم خود را به صورت کتبی ثبت کنید.

“من رضا عطارروشن در این لحظه مقدس تصمیم می گیرم عمل کردن بر اساس اراده شخصی خود را متوقف کرده و بر مبنای اراده خداوند برای رشد و گسترش زندگی عمل کنم.”

نوشتن همین چند کلمه اطمینان بهتری در قلب ما ایجاد می کند که بر تصمیم خود مصمم و مشتاق هستیم.

به این طریق ما به طور آگاهانه تصمیم می گیریم دوباره به قدرت اراده الهی ملحق شویم و جهت اراده شخصی را تغییر می دهیم.

با ارزش قائل شدن برای تصمیم خود جهت پیوستن به اراده خداوند به عنوان انسانی ارزشمند و منحصربفرد که مورد توجه و قبول خداوند قرار گرفته است احساس خوشایندی پیدا می کنیم.

  • احساس دوستی و نزدیکی با خداوند.
  • احساس همکاری با خداوند در جهت رشد و گسترش زندگی.
  • احساس تحت حمایت و هدایت خداوند بودن.

این احساس ها در نهایت باعث ایجاد و تقویت “توکل به خداوند” به شکل واقعی می شود.

نتیجه توکل به خداوندی که بر اساس احساس خوب نزدیکی و دوستی با خداوند در ما ایجاد می شود بسیار متفاوت با توکلی است که به صورت زبانی و عادت وار (توکل به خدا) همیشه بر زبان ما جاری بوده است.

از این پس برای رهایی از اراده شخصی و دلبستگی هایی که باعث ایجاد احساس بد در ما می شوند از عبارت “من به خداوند توکل کرده ام” استفاده می کنیم.

این عبارت برای ما یادآور تصمیم است که جهت پیوستن به اراده خداوند اتخاذ کرده ایم و سبب می شود از شر افکار منفی رها شده و در مسیر صحیح و ارتباط با اراده خداوند باقی بمانیم.

“من به خداوند توکل کرده ام”

همین الان بارها این عبارت را تکرار کنید.

چه احساسی در شما شکل می گیرد؟

قطعا یکی از قوی ترین احساس ها، احساس آرامش و امنیت است.

این احساس که در ما شکل می گیرد بر اساس اراده شخصی ما نیست بلکه پاسخی از سوی اراده خداوند است که در ما احساس آرامش و امنیت ایجاد می کند.

به همین سادگی می توان از حضور اراده خداوند در وجود خود اطمینان حاصل کرد.

“من به خداوند توکل کرده ام”

“من به خداوند توکل کرده ام”

“من به خداوند توکل کرده ام”

همین لحظه پاسخ را دریافت می کنید.

به احساسی که در نتیجه پاسخ دریافتی از سوی خداوند است شک نکنید.

این خود خداست که مستقیم و بدون واسطه به ما پاسخ می دهد.

بدون اینکه قبل از پاسخ دادن، ما را مورد سنجش قرار دهد.

ما همیشه لایق دریافت پاسخ از طرف خداوند بوده ایم، هستیم و خواهیم بود.

این عبارت از کارلوس کاستاندا تکمیل کننده این موضوع است:

“بشر عادی وقتی امیدش را به بازگشت به منبع و منشاء آفرینش از دست می دهد در خودخواهی هایش به جستجوی وسیله ای برای تسلی می گردد.”

من در گذشته مصداق بشر عادی بودم که هر روز از سر خودخواهی و تفکری اشتباه که من از خدا دور افتاده ام و خدا مرا دوست ندارد یا ترد کرده است برای جبران صدمات جسمی و روحی خودم در زندگی تلاش می کردم.

سال ها به این طریق گذشت و من خسته تر و ناامیدتر شدم.

روزی که به حالت تسلیم رسیدم و در عین حالی که باور داشتم خداوند مرا رها کرده است، مانند فردی که تمام آنچه دارد و ندارد را از دست داده است تصمیم گرفتم یک بار دیگر شانس خودم را امتحان کنم. شانس اینکه آیا خداوند مرا دوباره می پذیرد؟

از همان لحظه که تصمیم گرفتم به اراده خداوند ملحق شوم و از او درخواست یاری کردم تا همین الان که در حال نوشتن این کلمات روحانی هستم، هرگز شانس خود را از دست نداده ام و با تمام زیر و بالا شدن های احساسی اما هر روز سعی کرده ام به یاد داشته باشم “من به خداوند توکل کرده ام”.

به این شکل من دیگر آن بشر عادی گذشته نبودم بلکه هر روز بدون درنظر گرفتن خودخواهی ام، منطقم و تمام فرمول های ذهنی اراده شخصی ام سعی کرده ام پیمان خود با خداوند را تمدید کنم.

چندین سال قبل تصمیم گرفتم مصرف سیگار را ترک کنم. می خواستم رهایی از بند بایدهای مصرف سیگار را تجربه کنم تا به این ترتیب همت و اراده خودم برای رها شدن از اراده شخصی و پیوستن به اراده الهی را محک بزنم.

مصرف سیگار، رفتاری بود که به صورت یک باید و عادت روزانه بر مبنای اراده شخصی در من ایجاد شده بود و گزینه مناسبی برای اثبات کردن عزم و اراده خودم برای رهایی از اراده شخصی بود.

احساس کردم توسط اراده خداوند به این کار مهم دعوت شده ام.

با اینکه در 18 سال قبل که سیگار مصرف می کردم بارها تصمیم گرفته بودم سیگار کشیدن را ترک کنم اما بیشتر از چند روز موفق به انجام این کار نشده بودم.

الان به وضوح به یاد دارم، روزی که تصمیم گرفتم مصرف سیگار را ترک کنم، بعد از ظهر یکی از روزهای اسفندماه سال 93 بود.

طبق عادت چندساله یک لیوان چای شیرین با کلوچه خوردم و با اشتیاقی وصف نشدنی درب کشوی میز کارم را باز کردم و یک نخ سیگار برداشتم و بین لبهایم گذاشتم و کبریت را با دست دیگر برداشته و آماده روشن کردن بودم که صدایی را در ذهن خود شنیدم که به من گفت:

“الان وقتشه که اولین قدم برای رهایی از اراده شخصی را برداری.”

“این سیگار را روشن نکن و دیگر هیچ وقت سیگار مصرف نکن.”

در همان لحظه دستانم بی حرکت شد و سکوت را در ذهنم احساس کردم.

افکار شروع شدند:

این چه مسخره بازیه، سیگارت رو روشن کن.

الان چای خوردی و سیگار خیلی می چسبه زود روشنش کن.

در جند ثانیه ده ها جمله در ذهنم مرور شد که مرا تشویق می کرد کار را ادامه بدم.

اما دیگر صدای اول را نمی شنیدم و هرچه بودی صدای دوم بود که تند تند در حال حرف زدن با من بود.

همان لحظه درک کردم صدای اول از طرف اراده خداوند و از درون من و روح الهی من به من گفته شد و صدای دوم که همچنان در حال حرف زدن با من است از طرف اراده شخصی من دارد با من صحبت می کند.

تصمیم خود را عملی کردم.

کبریت را در سطح زباله انداختم، سیگار را از لبم برداشتم و آن را له کردم و به درون سطح زباله انداختم و باقی مانده پاکت سیگار را نیز از بین بردم.

از همان روز تا به امروز هرگز آن عادت 18 ساله را تکرار نکردم.

این اولین تصمیم من برای عمل نکردن به اراده شخصی و همراه شدن با اراده خداوند برای تغییر زندگی در جهت رشد و گسترش آن بود.

در روزهای اول این تصمیم بزرگ بارها توسط اراده شخصی دعوت به کشیدن سیگار می شدم اما هر بار آن نیروی درونی که مرا به سوی به عمل کردن بر اساس اراده خداوند دعوت کرده بود مرا هدایت می کرد تا به تصمیم اراده شخصی خود بی اعتنا باشم و همچنان بر اساس اراده خداوند عمل کنم.

بعد از آن یکی یکی رفتارهایی خود را که بر مبنای اراده شخصی بودند را بر مبنای اراده خداوند تغییر دادم. و نتیجه این تصمیم به مرور در زندگی من مشخص شد.

امروز که 7 سال از آن روز می گذرد برای من کاملا واضح و آشکار است که اراده خداوند فرصتی در اختیارم قرار داد تا در راستای سرنوشتی که قبل از ورودم به دنیای مادی توسط خداوند برایم مقدر شده بود حرکت کنم.

تصور کنید من همچنان سیگار می کشیدم یا مانند چند سال قبل 137 کیلوگرم بودم، چگونه می توانستم در مسیری که رسالت من بود حرکت کنم و در این لحظه درباره اراده خداوند کلمات را از انرژی پاک دریافت کرده و به رشته تحریر در آورم؟!

اگر من همچنان اسیر عادت هایم بودم، صحبت کردن و توصیه کردن به دیگران که چگونه عادت های خود را تغییر دهند کار مسخره ای نبود؟

پس اراده خداوند قبل از آنکه من بدانم قرار است در آینده عاشق آموزش دادن لاغری و تغییر زندگی شوم می دانسته است که من عاشق چه خدمتی در جهان مادی هستم.

اراده او به من که تصمیم گرفته بودم زندگی ام را تغییر دهم پیشنهاد کرد برای قدم اول جهت رها شدن از اراده شخصی عادت زیانبار سیگار کشیدن را ترک کنم.

چگونه می توانستم در حالی که مشغول ضرر رساندن به جسم خود هستم، همو با اراده خداوند در جهت گسترش و رشد زندگی حرکت کنم؟

این صحنه ها از زندگی خودم را بیشتر توضیح می دهم تا با چگونگی هماهنگ شدن با اراده خداوند در زندگی بیشتر آشنا شوید.

شاید شما هم عزم تغییر کردن دارید و به دنبال سرنخ تغییر کردن هستید.

همانگونه که اراده خداوند درون ما قرار دارد سرنخ تغییر کردن نیز در درون ما قرار دارد.

باید آن را پیدا کرده و برای تغییر آن اقدام کنید.

سرنخ ها چنان واضح هستند که نیاز به جستجو برای یافتن آنها نیست، اگر از خودخواهی و عمل کردن بر اساس اراده شخصی دست بردارید و شجاعت همراهی با اراده خداوند را در خود ایجاد کنید، سرنخ ها را به سادگی پیدا می کنید.

از اینجا به بعد دیگر تصمیم با شماست که بر اساس اراده شخصی خود زندگی کردن را ادامه دهید یا به ندای اراده خدای درون خود توجه کرده و برای تغییر کردن اقدام کنید.

لازم به ذکر است که تاکید کنم برای تغییر زندگی نیاز نیست دست به تغییر دنیای بیرون خود بزنیم.

باید از درون شروع کنید، به مرور هرزمان لازم باشد اراده خداوند شما را به سمت تغییر دنیای بیرون هدایت می کند.

تغییر دنیای بیرون بر مبنای هدایت اراده خداوند کاری بسیار ساده و روان خواهد بود.

در این صورت شما نیاز به صرف انرژی زیاد یا تلاش خاصی برای ایجاد تغییر در دنیای بیرون از خود ندارد.

گویی به اشاره ای کارها حل و فصل می شوند و تغییر ایجاد می گردد.

امروز و در این مقطع از زندگی به این درک رسیده ام که اراده خداوند قدرتی است که من فقط باید خود را به آن متصل کنم.

این اتصال به معنی انجام کاری نیست که باید با اراده شخصی یا منیت انجام شود بلکه تصمیمی است کاملا درونی و ذهنی.

برای اتصال به اراده خداوند نیاز به تکرار عبارت های خاص به تعداد مشخص ندارید، نیاز به انجام اعمال خاص در ایام مشخص از شبانه روز ندارید، نیاز به وعده دادن به خداوند که اگر به ما کمک کند و مشکل ما را حل کند ما هم برای او چه خواهیم کرد ندارید.

فقط کافی است تصمیم بگیرید و در قلب خود با خداوند صحبت کنید، تصمیم خود را با او مطرح کنید و از او بخواهید شما را در اتصال دوباره به اراده خودش، حمایت و هدایت کند.

این مطرح کردن با خداوند به این دلیل نیست که خداوند از نیت و تصمیم شما آگاهی ندارد و باید به او بیان کنیم، بلکه فقط به این دلیل است که احساس اطمینان و آرامش را در خود ایجاد کنیم.

تمام محتوایی که من بعنوان فایل صوتی و تصویری آموزشی یا نوشته های آموزشی در سایت تناسب فکری منتشر می کنم همه الهامات و ایده هایی است که از طرف اراده خداوند به من گفته میشود و من فقط با اراده شخصی ام آنها را انجام می دهم.

به این شکل اراده شخصی من در همسو با اراده خداوند در جهت رشد و گسترش زندگی قرار می گیرد.

هر بار که ایده ای برای تهیه محتوای آموزشی به من داده میشد در عمل کردن به آن تعلل نمی کنم چرا که اراده شخصی من منتظر فرصتی است که مرا از همسو بودن به اراده خداوند خارج کند.

عبارت “من به خداوند توکل کرده ام” را به عنوان یادآوری یادآوری عهدم با خداوند بر زبان جاری می کنم و خود را وسیله ای در دستان خداوند برای انتقال آگاهی از دنیای غیرقابل شنود (انرژی پاک) به دنیای قابل شنود (دنیای ماده) می دانم.

کاملا احساس راحتی می کنم و بدون فکر کردن فقط آنچه در لحظه در ذهنم مرور می شود را بر زبان جاری می کنم.

سال هاست هیچ فایل آموزشی نیاز به ادیت کردن ندارد، آنچه در سایت تناسب فکری می بینید همان است که ضبط شده است بدون کم کردن حتی یک ثانیه.

در مورد این نوشته ها هم به همین شکل است، بعد از اتمام نوشتن حتی یک بار هم نوشته را مرور یا بازبینی نمی کنم، هرچه دریافت می کنم را می نویسم و در لحظه ای کار تمام میشود.

به این ترتیب به هنگام تهیه محتوای آموزشی هرگز رشته سخن را از دست نمی دهم و ارتباطی فوق العاده را با مخاطب برقرار می کنم.

در تمام مدت آماده سازی محتوای آموزشی احساس خستگی نمی کنم و به جز اکسیژن به هیچ چیز دیگری نیاز پیدا نمی کنم.

در این طریق کار کردن که همسو با اراده خداوند است، گویی همه آنچه برای انتقال پیام لازم است در دسترس من قرار دارد.

کار به سرعت و بالاترین کیفیت انجام می شود بدون هدر رفتن ذره ای از انرژی.

اینکه چرا درباره عملکرد خودم می نویستم به این دلیل است که تصور نکنید همسو شدن با اراده خداوند کار عجیب و پیچیده ای است که شاید در عهده و توان شما نباشد.

من هیچ تفاوتی با دیگران ندارم، از همان میزان نعمت هایی برخوردار هستم که همه انسانها برخوردارند، هیچ توانایی و استعداد خاصی که در من وجود داشته باشد و در دیگران نباشد را در خود نمی بینم.

یک انسان کاملا معمولی مانند همه همنوعانم با یک تفاوت کوچک، من تصمیم گرفتم زندگی با اراده خداوند را تجربه کنم.

در قسمت بعدی درباره ترکیب اراده شخصی با اراده خداوند توضیح داده خواهد شد.

به اندازه ای که نیاز دارید و احساس خوب در شما ایجاد می کند این نوشته و قسمت های قبلی را مطالعه کنید.

خواندن این نوشته ها را بعنوان وظیفه ای در قبال خود بدانید تا بر بهانه های اراده شخصی خود برای غفلت کردن از این آگاهی ها غلبه کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما رضا عطارروشن

موزیک بی کلام
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=29683
برچسب ها:
22 نظر در مورد زندگی با اراده خداوند (قسمت پنجم)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/09 02:20
      مدت عضویت: 140 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 240 کلمه

      من در این دل شب وساعاتی مقدس من مرضیه با خدای خودم پیمان میبندم. که از اراده شخصی خودم فاصله بگیرم و با اراده پروردگارم همسو شوم 

      خدایا خودت گواهی که همیشه و شاید بیشتر وقتها بخودت تو کل کردم.

       و تو همیشه در سخترین مراحل دستم را رها نکردی زمانی که ازت نخواستم و بلد نبودم  خواستن چیزی را بهترین هارا بهم دادی

       خدای من من از تو بیشتر از هرکسی محبت و لطف دیده ام 

      تورا همه جا و د.ر همه حال به واضح دیدهم. کمک های غیبیت را

       در هر لحظه زندگی پر فرازم در کنار تو آرام بودم

       ولی ای  پناه بی پناهان از ادمهای دور برم زیاد بی محبتی دیدم.

       بارها ازشون پیشت گله کردم 

      بارها

      بخاطر کم شانس بودن خودم.ازت گله کردم

       ولی درمیان گلها  مدام بهت گفتم 

       که  خدایا می دونم خودت باهامی. همراه وهمدممی

        خودت گواهی که بهت گفتم.

      اما از ادمای دوربرم زیاد رنجیدم. 

      زیاد

      قصه  خوردم. از دستشون ولی هیچ وقت بروشون نیوردم 

       همیشه خودما شاد و ارام نشون دادم. ولی  از درون داغون شدم. 

      خدایا دیگه ازاین ساعت همه امیدم به خودته. همه توکلم به خودته

       خودت می دونی کسی را جز خودت ندارم. 

       خدایا خودت گواهی هرکسی به طریقی دلما شکستنه 

      از فامیل در جه یک گرفته تا خانواده. نمیدونم.

       آیا شانس واقبال برام اینطوری رقم خورده یا خودم مقصرم. چون من جز محبت چیزی بلد نیستم. 

       نمیدونم این چه راضیه که سالها ازش سر در نیاوردم. خدایا منرا ببخش این آخرین باره که شکوه می کنم خدایا مثل همیشه بخودت توکل می کنم. منرا هدایت  و حمایت کن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/07/28 01:16
      مدت عضویت: 163 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 368 کلمه

      سلام
      من فریبا در این لحظه مقدس تصمیم میگیرم ک زندگی براساس اراده شخصی خودم رو متوقف کنم و زندگی براساس اراده خداوند رو برای رشد و گسترش زندگی ادامه بدم
      خداوند عزیزم من توکل میکنم ب تو اما از جنس دیگر واقعا الان ک این عبارت رو تکرار مبکنم انگار با تمام وجودم تسلیم میشم
      قبلا وقتی دوره راهنمایی بودم همیشه ی صدایی در درون من منو هدایت میکرد همیشه هر چی میگف یادمن ب هرچی راهنمایی میکرد درست بدون نقص برام اتفاق میافتاد حس میکردم خودمم ک دارم با خودم حرف میزنم ولی ب خودم میگفتم ن بابا من ک از اتفاقها خبر ندارم
      سردرگم شده بودم ک این صدای درون من چیه اسمشو گذاشتم فرشته درون من
      هنیشه میگفتم فرشته این مورد چیکار کنم یا فلان
      الان ک میبینم میفهم همون خدای درون من بوده و من اراده خودم باهاش همسو کرده بودم و من هر چی میدیم و راهنمایی میکرد واقعا میشد ولی هر چقدر بزرگتر شدم این صدا در من کمرنگ شد چن روزه ی پیجی دیدم ک ی تکنیک یاد میده ک با چهار عبارت
      ک خدایا منو ببخش و متاسفم و دوست ارم و متشکرم پاکسازی میکنه
      ک من نمیدونم گ این درسته یا اصلا نفهمیدم تا اون حد ولی چن روزه ک هر جا ناراحت شدم هرجا بریدم کلا بیشتر تو کارم تو روز این عبارتها روگفتم مثلا امروز بیخودی استرس داشتم چن بار گفتم خداوندا من متاسفم منو ببخش ک امروز انقد خودمو اذیت کردم خدایا من دوستت دارم ممنونم ک کنارمی همراهمی و چن روزه دارم سر هر موضوعی خدارو صدا میزنم و الان سه روزه این صدا رو در درون خودم دوباره میشنوم صداهایی من داره راهنمایی میکنه برای حال خوب هرجا کار اشتباهی میکنم ک اذیت میشم دچار استرس و ناراحتی میشم صداشو میشنوم ک یجوری داره ب من یاد میده ک چیکار کنم
      من خیلی خو شحالم خیلی
      اولش گفتم حتما خودمم ک دارم با خودم حرف میزنم ولی بعدش میگم این صدای قلب منه ک داره منو هدایت میکنه کاش بیشتر درکش میکردم حس میکنم درکم کمتره
      نمیدونم ب خودم فرصت میدم
      و خداوند عزیزم من تسلیمم دربرابر اراده تو خودت منو هدایت و حمایت وراهنمای کن
      خدایا دوستت دارم
      میدونم ک همیشه همراهمی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/22 00:11
      مدت عضویت: 117 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 430 کلمه

      به نام خدای مهربانم 

      با سلام من فاطمه در این لحظه مقدس قسم میخورم زندگی ام را تغییر بدم و ازین به بعد با اتصال به اراده خداوند روند زندگی ام را ادامه بدهم .

      من الان سی و دوساله هستم 

      زمانی که محصل بودم سردردهای زیادی داشتم که باعث شد از درس خوندن بدم بیاد ولی بازم یه حسی به من میگفت برو روانشناسی بخون 

      من دیپلم کاردانش داشتم و برای شرکت در آزمون فراگیر پیام نور به صورت اضافه و شبانه مدرک پیش دانشگاهیم رو هم گرفتم ولی وقتی خواستم دفترچه رو بگیرم بابام گفت دست نگه دار درس بخونی که چی بشه که به کجا برسی ولش کن برو آرایشگری یاد بگیر تا برات آرایشگاه بزنم من دوره رفتم و برام سالن هم زد و موفق هم بودم ولی من پیشرفت بیشتر میخواستم دوباره خواستم دفترچه فراگیر پیام نور رو بگیرم دوباره خانواده گفتن نه بسه دیگه ما حوصله سردردات و نداریم و منم که توکل نداشتم بیخیال میشدم من الان دو فرزند دارم یکی پنج ساله و یکی دوساله مدتی بود با اینکه کارهام خیلی زیاده و همیشه از کمبود وقت مینالم دوست داشتم درس بخونم تا جزئ والدین بیسواد نباشم ولی میترسیدم که نتونم و اینکه میگفتم از من گذشت حالا درس بخونم که چی بشه تا اینکه فایل لیاقت لاغری رو گوش دادم و یه چیزی در درونم جوشید لرزه به تنم افتاد که من باید ادامه بدم نه فقط برای مدرک ادامه برای موفقیت 

      من کلا مطالب روانشناسی و خودشناسی رو دوست دارم و کتاب درموردش زیاد میخونم والان که با این سایت آشنا شدم حس میکنم پرم از مطالبی که همیشه دوست داشتم بدونم وانقدر مطلب هست و من دلم میخواد همه شو زودتر یاد بگیرم ولی اینجوری فکر میکنم درست تو ذهنم جا نمیگیره و بعد به این فکر میکنم کاش منم بتونم به آدمهای دیگه کمک کنم مخصوصا آدمهای کشور ما که واقعا نیاز دارن به امید داشتن نیاز دارن به خود شناسی  

      الان حس میکنم که شاید اراده خدا این بوده که من درس بخونم و حتما میتونم موفق باشم چون من ادمی هستم که وقتی توی یه کاری پا میزارم سعی میکنم تا تهش و برم و همیشه همه کار و خوب انجام میدم پس میتونم تو این راهم موفق باشم بیشتر بخونم بیشتر یاد بگیرم تا کلی رنگ سبز در فضای بیرون از خودم بکشم 

      توکل به خدا میکنم و ادامه میدم 

      حسی که من بعد از گفتن توکل بر خدا میکنم در درون من شکل میگیره یه حس درونیه عجیبه انگار یه انرژی از توی قلبم پخش میشه توی بدنم و در آخر مو به تنم سیخ میشه 

      عجیبه ولی هربار همین اتفاق میفته

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/20 11:47
      مدت عضویت: 622 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      عمل کردن براساس ارادهشخصی در من ،

      فکر میکنم پیروی از هوای نفسم ،مثلا قضاوت کردن خودم و خدای خودم و دیگران

      انتقاد و سرزنش کردن خودم و دیگران،تذکر دادنها،عیب جوییها،عصبانی و پرخاشگری ها،خودم را حق به جانب دیدن ،و خیلی از رذیله های اخلاقی میتونه باشه ،من تا جایی که بتونم اینها را در خودم کمرنگ و کمرنگتر کنم خالص تر میشم و بیشتر به حضور خدا در خودم و اون اراده خداوند پی ببرم و درکش کنم

      پس من از این لحظه به یاری خدا تصمیم میگیرم،پیروی ازهوای نفسم را تا جایی که میتونم کاهش بدم و خودم رو به نیروی درونم،به خداوند متصل بدونم و این ذکر رو همیشه تکرار کنم،که من به خدا توکل کرده ام

      با گفتن این جمله آرامشی عجیب در وجودم حس میکنم و اون منیتم بی رنگ احساس میشه   حضور خدا رو در خودم پررنگتر میبینم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/06/20 11:50
        مدت عضویت: 622 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 86 کلمه

        راضیه جان، به اندازه ای که رذائل رو کنار بزاری و فضایل رو در خودت بیشتر کنی بیشتر خداگونه میشوی

        مثلا تا در ذهنم شروع به قضاوت کردم اول آگاه میشم بهش بعد مکث میکنم و بعد اگه بتونم نقطه نقابلشا انجام میدم

        مثال امام صادق که در مورد دندان های سفید سگی توجه کردند و تحسینش کردند در صورتی که همراهانشون،همه از بوی بد اون لاشه سگ،شروع به بدگدیی و قضاوت اون سگ کردند

        نقطه مقابل قضاوت ،توجه به نکات مثبت و تحسین کردن هستش

        یا حداقل سکوت کردن

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/06/02 05:25
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 396 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      من ‌پونه عدل تهرانی در این لحظه مقدس تصمیم می گیرم عمل کردن بر اساس اراده شخصی خود را متوقف کرده و بر مبنای اراده خداوند برای رشد و گسترش زندگی عمل کنم.

      من فکر کنم از اون دوره زندگی با طعم خدا یا خدا هرگز دیر نمی کند یادم نیست دقیقا کدوم هر روز صبح معمولا می گم من به خدا ایمان دارم یا من به خدا توکل کرده ام بیشتر موقع ها ذکرم اینه یا بعضی وقتها یه جایی نمی دونم چیکار کنم اینو تکرار می کنم منم حسم و حالم یه موقع هایی خیلی بالا و پایین می شه ولی وقتی این ذکر ها رو می گم آرامش پیدا می کنم می دونم که خدا به من کمک می کنه منو تنها نمی زاره .

      خدایا شکرت واقعا این جمله ها منو به قدرت خودت وصل می کنه هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست سبحان الله هر روز اینا و تکرار می کنم و خودم و خانواده ام و همه مردم و می سپرم به خودت .

      خیلی حس خوبیه قبلا من هم از این حرف‌ها می زدم خدایا همین نذر و نیازها اگه اینجوری شه من می رم امامزاده صالح اگه اونجوری شه فلان کار و می کنم یعنی همش چیزهای بی خودی  توی فرهنگ ما زیاد بود دیگه که همیشه مستقیم با خدا در ارتباط نبودیم همیشه واسطه می ذاشتن…

      ما همه به نیروی خدا متصل هستیم خداوند همیشه به ما نزدیکه من الان فکر کنم آگاه شدم به حرف زدنم دیگه حواسم هست که حرفهای بی خودی نزنم ،گله و شکایت نکنم ، این مسیله گله و شکایت هنوز یه مقدار هست البته به کسی حرفی نمی زنم ولی توی ذهن خودم یه موقع ها میاد که باید بپذیرم . دیگران هم اگه حرفهای بی خودی می زنن دنبالشو نمی گیرم ویا می گم بسه دیگه نمی خوام بشنوم.

      ولی راستش الان یادم افتاد چند روز پیش خیلی ناراحت شده بودم تو گاراژمون موش اومده بود خونه خیلی قدیمیه همسرم تله می ذاره همیشه و گیر کرده بود موشه ولی من و دخترم رفته بودیم بیرون اومده بودیم می ترسیدیم بریم تو خونه خیلی گله کردم تا شب بعدش کم کم آرام شدم خدا رو شکر زود به داد خودم رسیدم که بیشتر از این ناشکری نکنم و بتونم شکایت نکنم.

      من به خدا توکل کرده ام . می دونم خداوند همیشه بهترینها و برام رقم می زنه .ممنون خدای مهربونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/01 02:43
      مدت عضویت: 812 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 28 کلمه

       من در این لحظه مقدس در حرم امام رضا علیه‌السلام تصمیم می‌گیرم که زندگی براساس اراده شخصی را متوقف کنم و زندگی براساس اراده الهی را شروع کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/28 16:52
      مدت عضویت: 817 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      با یاد و نام خدا

      وقتی نوشته های این قسمت را می خوانم آرامش عجیبی می گیرم حس می کنم این کلام  منو به یه منبع بی نهایت وصل می کنه.

      من  در اين لحظه ی مقدس تصميم ميگيرم كه عمل كردن بر اساس اراده شخصی خود را متوقف كرده و بر مبنای اراده خداوند برای رشد و گسترش زندگی عمل كنم.

      نوشتن این تصمیم مهم به قلبم آرامش و اطمینان بیشتری بخشیده این که فکر می کنم یک حامی و تکیه گاه قابل اطمینان دارم که می تونم خودمو بهش وصل کنم  و روزهای زیباتری را در زندگی تجربه کنم.

      من به خدا توکل کرده ام

       این جمله ای است که بارها بر زبان اورده ام اما فقط در کلام چون در پس باورهای ذهنی ام همیسه از خدا می ترسیدم و فکر می کردم من چه کار خوبی برای خدا کردم که حالا انتظار داشته باسم مثلا خدا کمکم کنه و همیشه با وجود توکل زبانی باز هم اراده خودم تصمیم گیرنده در انجام کارهایم بود به جز چند باری که واقعا کارها طبق اراده خداوند بود که متاسعانه آن را هم به علت بی اطلاعی به شانس و اقبال نسبت می دادم و گویی هیچوقت اراده خداوند را نشناخته بودم.

      الان که میگم به خدا توکل کردم احساس خیلی خوبی وجودم را گرفته البته تقریبا این یکسال و خورده که در این سایت لاغری با ذهن هستم احساسم نسبت به قبل خیلی بهتر شده و وجود خدا را در همه لحظه های زندگیم حس می کنم اما نمی دونم چرا این توکل هنوز اونجوری که دلم میخواد نشده. خدایا من اراده شخصی خودم را کنار گذاشتم و دلم میخواد با توکل به تو کارامو پیش ببرم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/09 18:15
      مدت عضویت: 622 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      سلام به دوستان و استاد عزیزم

      چقد مطالب این دوره آرامش‌بخش وجود منه 

      من خودمو با خدا یکی میکنم میشم دو تا گوش،بهش اعتماد میکنم میدونم که آگاهه به تمام مسائل، و در جهت رشد و پیشرفت حرکت میکنه ،پس باهاش یکی میشم، وقتی یکی میشم چه حس آرامش‌بخشی داره چقد محکم میشم 

      من به خدا توکل کرده ام ،من به خدا توکل کرده ام

      چقد تمرین نیاز دارم تا با تمام وجودم به درک این نکته ببرم 

      من برای تک تک کارهام باید توکل کنم به خدا

      من باید اول منیت خودما خوب بشناسم وقتی بشناسمش،وقتایی که روش تمرکز کردم و دارم طبق اون پیش میرم سریع مچشا میگیرم و تغییر مسیر میدم

      استاد تنبلی کردن بی حوصلگی هم جزو اراده شخصی من میشه؟

      استاد نمیشه بیشتر مثال بزنید در مورد اراده شخصی

      یه تعریف در موردش بکنین،تا بهتر جا بیفته برام

      هنوز برام خوب جا نیفتاده اراده شخصی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/05/09 18:25
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        سلام و درود
        به مرور در شناسایی عملکرد بر اساس اراده شخصی و اراده الهی مهارت پیدا میکنید
        ادامه بدید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/05/10 17:03
          مدت عضویت: 622 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 9 کلمه

          چشم استاد ،میدونم که باید خودم به درک برسم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/04 22:36
      مدت عضویت: 740 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 772 کلمه

      زندگی با اراده خداوند (قسمت پنجم)

      سلام به دوستان هم قدم و استاد گرامی 

      من فریده حسنی در این لحظه مقدس تصمیم میگیرم عمل کردن بر اساس اراده شخصی خود را متوقف کرده و بر مبنای اراده خداوند برای رشد و گسترش زندگی عمل کنم 

      جالبه که هر وقت در مسیر آموزشم به مطلبی برخورد میکنم که باعث میشه کدی در ذهنم‌ باز بشه و من به مدار دیگه ای وارد بشم ،یعنی مطالبو یجوره دیگه ای درک میکنم و اون نوع درک و فهم جدیدم برام بسیار دلپذیره ، میبینم که تمام آموزش های اون‌ تایمم همشون شکل هم میشن

      من چند وقتیه روی مطالب خداشناسی دارم کار میکنم ، مثلا تو دوره علم ثروت از یکی اساتیدم‌ که الان در حال گذروندش هستم ، استادم آموزش هایی بمن میده که وقتی میام اینجا هم به نوعی برام تداعی و تکرار میشه ، تو یه دوره ۴ روزه که چند روز پیش شرکت کرده بودم هم در مورد خداوند زیاد صحبت شد و جالبه یک کامنتی  در  سایتی  خوندم که اونهم در مورد اراده خداوند نوشته بود،در واقع قسمت ras مغزم بشدت زوم‌ کرده رو مطالبی که باهاشون در حال تمرین هستم 

      من به خدا توکل کرده ام 

      چه حس خوبی بهم میده ،حس داشتن یک حامی یک تکیه گاه محکم ،اینکه یه انرژی قدرتمند حواسش به تو هست بهت حس اعتماد و قدرت میده ،حس آرامش ،امنیت ، رهایی ،آزادی 

      هر وقت دلم خواسته که خداوند باهام صحبت کنه یا بهم نشونه بده ،دیدم که چند روز بعدش یه فایلی یه دوره ای یه پستی دیدم که متوجه شدم کلام خداست و داره با من صحبت میکنه که نوع و جنس صحبت هاش امیدبخش و آرامش دهنده است و من خوندن این متن رو هم نشانه ای میدانم که خداوند باز هم داره برای من مسیرو روشن میکنه 

      با خوندن جمله کارلوس کاستاندا یاد اون روزهای سرد زندگیم افتادم که هیچ امیدی نداشتم ، اولش که خدارو از ریشه قبول نداشتم ، میگفتم خدا وجود نداره ،بعدها بخاطر اینکه زیاد در مورد خدا شنیده بودم ،میگفتم خدا اگر هست برای من نیست مال یه عده خاصه ،از ۴ سال پیش که خدارو بیشتر شناختم باورش کردم ولی نمیدونستم که تو همین ۴ سال هم که در حال شناختش بودم ،ایمان داشتم که خدا هست ،خدا تواناست تو انجام هر کاری ولی این ولی ش مهمه ، خدا تواناست بر هر چیزی ولی نه برای من 

      در اعماق وجود ما که باور به وجود خداوند بوده و هست ،تازه این باگ و در خودم کشف کردم که خدا برای من نمیخواد برای یه عده خاص میخواد ،تازه چند روزه دارم روی این باورم کار میکنم که قبول کنم برای خدا فرقی نداره آرزوی منو اجابت کنه یا آرزوی بیل گیتسو

      و دقیقا وقتی امیدت از قدرت خدا ناامید میشه مدام چنگ میندازی به افکار خودت که شاید راهکاری برای مشکلت پیدا کنی و هر چقدر دست و پا میزنی بیشتر غرق میشی و اونجاییکه تسلیم میشی و میگی خستم دیگه نمیتونم ،امداد غیب خدا به کمکت میاد درست جاییکه تو از سر راه خدا رفته باشی کنار

      حالا با اینهمه اطلاعات جدید و اونهمه باورهای قوی مخفی منفی درونم‌ باید چکار کنم ؟ دلم میخواد به اراده خداوند وصل بشم ولی یه عالمه فرمول های گذشته در مغزم بهم آلارم میده ،باید تک تک اون شنیده هارو که به درون من چسبیده ر‌و نقض کنم‌ تا اون شکل هاییکه به خداوند داده بودم در افکار من کمرنگ بشن

      یکی از تکیه کلام های مادرم که به تکرار شنیدم ازش این بود و هست که     هر چی خدا بخواد  ، تا خواست خدا چی باشه  در واقع مادرم هم دلش میخواد اراده خداوند براش چیزهای خوب رقم بزنه منتها من الان مطمئن شدم که یکی از باورهای مادرم در مورد خداوند اینه که خدا براش چیزهای خوب نمیخواد چونکه هر وقت اتفاق بدی میفته میگه خدا خودش میدونه  و برای من همیشه سئوال بود که چرا خواست  این خدای مادرم خواست های خوبی نیست در واقع مادرم پیش اومدن هر اتفاق بدیو از طرف خواست خدا میدونه 

      منم همیشه از خواست های خدا میترسیدم ،آخه این چه خدایی بود که همش برای ما بد میخواست 

      انقدر درونم متلاطم شده ،هر آنچه از قبل میدونستم و هر آنچه که الان در حال آموزشش هستم ،همگی با هم در حال پردازش هستند و من موندم و یه عالمه علامت سئوال ،یعنی تا الان هر راهی رفتم به بیراهه بوده ،من چقدر میتونستم راحتر زندگی کنم ولی با ناآگاهیم ازش محروم شدم ،همیشه خودمو تهی و خالی میدیدم 

      من به خدا توکل کرده ام 

      من به خدا توکل کرده ام

      من به خدا توکل کرده ام

      خدایا مثل همیشه که‌ تو حامی من بودی و من نااگاه بودم باز هم دست منو بگیر و ببر به همون جایی که در حوضه اراده خودته

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryamramezani6262@gmail.com
      1400/04/24 00:05
      مدت عضویت: 389 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      سلام دوستان عزيز 🌹

      من مريم در اين لحظه مقدس تصميم ميگيرم كه عمل كردن بر اساس اراده شخصي خود را متوقف كرده و بر مبناي اراده خداوند براي رشد و گسترش زندگي عمل كنم❤️

      وقتي نوشته هاي باور ساز رو ميخونم خيلي لذت ميبرم و آرامش پيدا ميكنم وقتي چند بار گفتم من به خداوند توكل كرده ام پاسخ خداوند رو به صورت آرامش و احساس خوب دريافت كردم ،توي همون آرامش خودم رو تسليم اراده خداوند كردم و ازش كمك خواستم و خيلي واضح شنيدم كه :تو يك درمانگر هستي 💖خداي من اينقدر واضح با من صحبت كرد و من هم همون لحظه اقدام كردم و ايمان دارم كه خداي مهربانم هميشه هادي و حامي من هست ❤️

      معني توكل به خدا برايم تغيير كرده ؛توكل به خدا ؛آرامش و احساس خوب برايم به ارمغان مي آورد 😍😍😍

      چند روز پيش توي آرايشگاه با خانومي روبه رو شدم كه درباره اوضاع سخت زندگي صحبت ميكرد من بهشون گفتم توكل به خدا انشاالله درست ميشه و اون خانوم جواب داد درسته توكل به خدا ولي همسرم بيكاره و شرايط اقتصادي سختي داريم گفتم توكل به خدا ديگه ولي نداره و ايشون ادامه داد آره ولي شما كه نميدونيد زندگي ما چقدر سخته ……

      و من ديگه ادامه ندادم چون خودم هم قبلا همينطور بودم روزي چند بار ميگفتم توكل به خدا ولي با أحساس بد و به هر دري ميزدم تا اوضاع رو روبه راه كنم فقط به زبان مي آوردم توكل به خدا ….ميخواستم با منيت كارها را انجام دهم و طبق اراده خودم پيش ميرفتم 

      و حالا وقتي ميگم به خداوند توكل كردم احساس آرامش ميكنم و همون لحظه خدارو احساس ميكنم و الهاماتش رو ميشنوم و آرامش ادامه پيدا ميكنه خدايا شكرت كه هر لحظه حامي و هادي من هستي 

      دلم ميخواد روز به روز ايماني قويتر و آرامشي عميقتر و احساسي عاليتر و ماندگار تر داشته باشم بنابراين تسليم خداوندي بينهايت هستم ❤️❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      عارفه متناسب
      1400/04/11 22:51
      مدت عضویت: 753 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 236 کلمه

      سلام استاد

      لطفا بیشتر برامون با مثالهای زندگی خودتون توضیح بدید که چطور در جهت اراده الهی حرکت کردید…چطور رابطه تون رو با همسرتون بهبود بخشیدید…چطور  وجودتون رو تغییر دادید که همر همسرتون تو قلبتون ایجاد شد..‌چطور با تضادها برخورد کردید و همسو شدید با اراده الهی

      من واقعا از این نیرو دور افتادم و واقعا میخوام در جهت اراده خداوند حرکت کنم.میخوام خداوند رو تو وجودم حس کنم…

      اگه شما تونستی پس من هم میتونم‌..من واقعا ناتوانم در حل مسائل زندگی و تسلیمم..تا الان تصمیمات زندگیم اشتباه بود اشتباه پشت اشتباه‌..

      همینجا به خدای درونم خدای لایتنهای هستی اعلام میکنم که تسلیمم…فقط میخوام کمکم کنه که چطور در جهت اراده الهی پیش برم و دست بکشم از اراده شخصی خودم که همش آلوده به نجوای شیطانه‌.‌

       

      خدای مهربانم…من از این لحظه رشته اتصال خودم رو از اراده شخصی قطع میکنم و خودم رو رها میکنم تا با راده تو همسو بشم و درک کنم مفهموم زندگی رو..

      خدایی که چنین زیبا به قلم و ذهن و روح استاد جاری شده و این اگاهی هارو به رشته تحریر دراورده همین خدا در درون منم هست…خدای من من اینجام اماده برای هم جهت شدن با تو..

      کمکم کن به استاد گفتی از ترک سیگار شروع کنه…به من بگو من امادم برای تغییر از خودم خستم که همیشه منتظر تغییر بودم و فقط تصمیمش رو گرفتم و عملی نشد…خدایا قلبم رو باز کن که بشنوم چطور باید شروع کنم…معبودم…من اینجام وامادم برای با تو بودن🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      اشرف مخلوقات
      1400/04/10 01:29
      مدت عضویت: 813 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 675 کلمه

      بنام یگانه خالق هستی 

      سلام به استاد عزیزم وهمه ی دوستان هم مسیر با اراده ی خداوند 

      از وقتی این قسمت از سایت به ساختن باورها شروع شد دگرگونی بزرگی را در خودم حس می کنم از قسمت اول تا الان انگار این خداست دارد به من خط مشی میدهد و پاسخ سوالهای مرا می‌دهد نمی دانم از کجای این نوشته ها بگویم .

      اشتباهی که در ذهن من است این است که اراده خداوند واراده ی خود را کاملا اشتباه درک کرده ام چون اراده ی خداوند را خارج از تصمیمات خود می دانستم نمی دانم چگونه این مطلب را بیان کنم تا بتوانم بهتر بنویسمش وبهتر بفهمم 

      اینکه این مثال ترک سیگار رو زدید دریچه ی جدیدی در وجودم باز شد واینکه چطور می توانم با این اراده همسو شوم .در طول این مدت زندگی ۴۵ ساله ایی که تا الان از خدا دریافت کردم جز این دو سه ساله واقعا مفهوم زندگی ام معنایی دیگر برایم پیدا کرده نمی گویم توانسته ام خوب عمل کنم ویا خوب همسو شوم ویا خوب توانسته ام کنترل زندگی ام را در دست گرفته باشم چون اینقدر چالش‌ها وباورهای دریافتی من محدود کننده است هنوز نتوانسته ام درست درک کنم مفهوم خدا را . می توان این مثال از زندگی ام را بیارم در آغاز زندگی مشترکم به چالش بسیار بزرگی برخورد کردم چالشی که می توانست به راحتی منو از پای دربیاورد چنان غم سنگینی ومشکل بزرگی برای من ایجاد شد که همان روزنه ی امید بود توانست من رو از آن خارج کند چه شب ها و روزهایی من متوسل به همه که از خدا بخواهند گره زندگی من باز شود ولی یکی پس از دیگری درها بسته شدند و من ماندم پشت اون درهای بسته و مدت طولانی سپری شد چون فکر میکردم اینها امتحانهای خداست تا اینکه یک روزی واقعا تسلیمش شدم وبهش گفتم خسته شدم دیگه نمی تونم خودت یه کاری بکن اونجا بود که دیگه احساس کردم یکی یکی گره ها داره باز میشه اما نمی نمی دانستم از این خدای واقعی واراده وتسلیم بودن در برابرش چطور استفاده کنم .الان که این نوشته ها را می خوانم ومی نویسم اشک هایم خود به خود سرازیر می شوند الان بهتر می فهمم تسلیم اراده خداوند بودن این نیست که قبول کنی که او یک چیزی را از قبل نوشته و خواسته همان طور بشه و من هیچ نقشی ندارم .

       فقط کافیه که من اگر دریچه قلبم را باز کنم وبشنوم اولین صدایی که با آرامش به من میگه که چه کاری انجام بدم وببندم اون پنجره ی بقیه صداها که منو از هر کاری می ترسونه وآشوبی به همراه داره اون وقت می تونم باهاش همسو بشم همسو بشم با اراده ی خدا .

      کدوم خدا ؟

      همون خدایی که نزدیک منه هیچ وقت از من دور نبوده ولحظه ایی از من جدا نشده ولحظه ایی منو تنها رها نکرده بلکه هر جا مواظب ویارم بوده من مثل اون بچه های لجباز لجبازی کردم وهرکاری که خواستم خودم انجام دادم و قلبم رو بستم و بقیه صداها را شنیدم وصدای این خدا برای من کم کم کمتر وکمتر شد چه جاهایی هست در زندگیم می بینم فقط رد پا و وجود خدا بوده که از من محافظت کرده والان هم به لطف همین خدای واقعی است که من اینجام که دارم گوش میدم و می شنوم اما هنوز نتوانسته ام درست همسو شوم با این نیرو .

      امشب با این جمله ی 

      من به خدا توکل کرده ام  

      ایمان دارم به همان یگانه نیرو که قرار هست تحول عظیمی در زندگی ام رخ دهد فقط کافیه این اراده ی خدا رو در تصمیم های خودم اجرا کنم وآنچه را دریافت می کنم عمل کنم تا رسالتی که واقعا قرار هست آنرا در این جهان انجام دهم درک کنم .

      هر آنچه هست اشاعه ی توحید ویگانگی اوست تسلیم بودن است 

      سپاس فراوان وعظیم دارم استاد 

      واقعا نمی دانم چه بگویم فقط میدونم که اینها کلام کسی دیگری است که با دست شما نوشته شده .

      خدایا من تسلیم خدایا من تسلیم 

      من به تو توکل کرده ام 

      راه نشانم بده 

      هدایتم کن که اگر هدایتم نکنی از گمراهان خواهم بود 

      من به تو توکل کرده ام 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 33 از 7 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        اشرف مخلوقات
        1400/04/10 17:28
        مدت عضویت: 813 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 593 کلمه

        بنام یگانه خالق هستی 

        آنچه را که درک می کنم میخوام برای خودم بنویسم چون این بهترین دفتر هست که من می تونم هرجا باشم همرام باشه وتغییرات خودم را به راحتی ببینم .

        اولین ومهمترین درکم از این مطالب اینه اگر میخوام با اراده ی خدا همسو باشم با تصمیم خودم شروع میشه ومن اراده می کنم که کار را انجام بدم 

        اراده به تغییر کردن ممکن هست با تمام آنچه تا به امروز شنیده ودیده باشم در تضاد باشه پس وقتی من نتیجه ایی مختلف از دیگران میگیرم که مثل آنها عمل نکنم چون تا الان مثل آنها عمل کردم ونتیجه ایی همانند آنها گرفتم .

        پس برای متصل شدن به اراده ی خداوندنیاز به اراده ی شخصی داره 

        باید تمام آنچه فرمول های ذهنی که درباره خدا رو دارم پیدا کنم تا نتیجه ی رابطه ام با خدا تغییر کنه فرمول اینکه خدا در تصورات ذهنی من مثل یک انسان هست چون مثل یک انسان هست پس انتظارات منم مثل یک انسان هست از این خدا .

        خدایی که در ذهنم هست براساس رفتارهای من واکنش نشون میده مثل یک انسان عصبانی میشه ،مجازات می کنه و ممکنه از داشتن واستفاده کردن برخی از نعمت ها تو را محروم کنه باید ازش عذر خواهی کنی وقتی  خوشحاله ممکنه تو رو ببخشه وخیلی از ویژگی های دیگه برای همین منم برای اینکه راضیش کنم در برابرش زانو میزدم ازش طلب بخشش می کردم که فلان مشکل رو برام حل کن تسبیح می گفتم بعضی از شب ها تا صبح ۱۰۰ رکعت نماز میخواندم واز پا درد نمی تونستم بشینم یا بایستم  خدا رو برای من در بیخوابی شبها تعریف کرده بودن وگفته بودن که دروازه های رحمت خداوند شب ها بر روی بندگانش بازه خدا رو برای من در سه وعده خلاصه کرده بودند خدای من یکسری ویژگی های انسانی داره وبرای من شب هایی را تعریف کردن که کارنامه ی اعمالم رو به دست او میدادند واونجا خدا تصمیم میگرفت که یک فرصت دیگه بهش بدم یا نه ومن در اون شبها تا صبح باید گردن کج میکردم وگریه میکردم شاید منو ببخشه .

        از کجای این خدا بگم از کدوم شکل وشمایلش از کدوم عذاب هاش از کدوم امتحانها از کدوم ها

         نمی دانم چه بگویم 

        برای اینکه بتوانم از اراده ی خدا استفاده کنم باید اون چهره ها واشکال انسانی که از دیگران شنیده بودوبرای خودم ساختم اون بت های ذهنی ودرونی خودم را بشکنم وبه خدای واقعی پی ببرم ودرکش کنم مهم نیست با جامعه تضاد دارم چون اگر میخوام از دیگران متفاوت نتیجه بگیرم پس از دیگران هم متفاوت عمل می کنم ونمی خوام یک خدایی رو داشته باشم که دیگران می سازن میخوام با اون انرژی واحد همسو بشم مهم نیست الان من هیچ نشانه ایی از اتصالش ندارم که چگونه قراره بهش متصل بشم من شجاعانه تصمیم میگیرم و تصمیم مکتوب خودم را می نویسم

        من مه گنج رئیسی در این لحظه ی مقدس تصمیم می گیرم عمل کردن بر اساس اراده ی شخصی خود را متوقف می کنم وبر مبنای اراده ی خداوند برای رشد وگسترش زندگی عمل کنم من ایمان دارم که رسالت عظیمی در این جهان دارم وبرای گسترش این جهان بر مبنای اراده ی خداوند عمل کنم .

        من به خدا توکل کرده ام 

        من به خدا توکل کرده ام 

        من به خدا توکل کرده ام 

        اینجا دیگر مسیر من مشخص می شود که بر اساس اراده خدا حرکت می کنم یا بر اساس اراده شخصی 

        خدا همیشه پاسخ من رو داده ولی این من بودم برای تسلی خودم به هرچیزی وهر کسی پناه بردم از امروز میخوام به خودش پناه ببرم تا آرامشم را بدست بیارورم چون من به خدا توکل کرده ام .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 9 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          رضا عطارروشن
          1400/04/10 19:58
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 53 کلمه

          سلام دوست عزیز
          خدا رو شکر که این نوشته ها به دوستانم کمک کرده که احساس بهتری داشته باشند
          نتایج بارها مطالعه کردن این نوشته ها فوق العاده است
          برای نوشتن مجدد در پاسخ به دیدگاه قبلی خودتون ننویسید
          در این صورت امکان مدال دادن به نوشته وجود نداره
          لطفا بعنوان یک دیدگاه جدید بنویسید
          سپاسگزارم از شما

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            اشرف مخلوقات
            1400/04/10 20:35
            مدت عضویت: 813 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 22 کلمه

            سلام استاد عزیز من یک دیدگاه جدید نوشتم اما دیدگاهم ثبت نشداحتمالا اشتباهی که مجدد دیدگاه را نوشتم بعنوان پاسخ ثبت شده

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/09 18:24
      مدت عضویت: 644 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      سلام دوستان.یک سوال داشتم،به طرز عجیبی وقتی میخواک مطالب بخش نوشته های باورساز رو بخونم خوابم میبره و دریک متن شاید ۲۰ بار چرت بزنم، تو ساعات مختلف شبانه روز هم امتحان کردم باز خوابم میگیره و بعضا نصفه کارهذمیمونه و میخوابم.من مدتهاست که از محتویات مختلف این سایت بصورت صوتی و نوشتاری استفاده میکنم و هیچوقت این مشکل رو نداشتم، میخواستم ببینم کس دیگه ای غیر از من هم با این بخش این مشکل رو داره؟ شاید فک کنیم بخاطر موسیقی بی کلامه ولی من صدای گوشی رو قطع میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/10 10:57
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام دوست عزیز
        پیشنهاد میکنم موقع مطالعه کردن قلم و کاغذ کنار دستت باشه و برخی کلمات رو به صورت تصادفی که برات جالب هستند یادداشت کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        اشرف مخلوقات
        1400/04/10 15:19
        مدت عضویت: 813 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 132 کلمه

        سلام دوست عزیز 

        از آنجائیکه این نوشته ها وخواندن این مطالب برای ما جدید هست وتازگی داره هنگام خواندن این مطالب به یک آرامشی میرسی واین هم برمیگرده به اینکه ما نیاز داریم به آرامش برسیم شایدبه خصوص که با این آهنگ ملایمی که استاد انتخاب کردند من با اینکه شب ها این مطالب رو میخونم وچندین بار هم میخونم اصلا خوابم نمیبره تازه تا صبح هم تمام ذهنم مطالب رو برام مرور می کنه درسته از لحاظ جسمی در جای خودم هستم اما ذهنم وروحم کاملا بیداره 

        من پیشنهاد می کنم شما موقعی این مطالب را بخون که کاملا انرژی بالایی داری واز نوشتن کمک بگیر چون در اون لحظه هماهنگی بیشتری پیدا می کنی وحتی درک این مطالب برات بهتر میشه من هم اوائل اینجوری بودم پس جای نگرانی نیست موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/09 02:08
      مدت عضویت: 552 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 33 کلمه

      من فقط محو این آگاهیها شدم و واقعا نمیدونم چی بنویسم فقط میتونم تشکر کنم، من با این آگاهیها میخابم و صبح با همین اگاهیها روزم رو شروع  میکنم، باز هم سپاسگزارم 🙏🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم