ورود / ثبت نام
0

زندگی با اراده خداوند (قسمت ششم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

توکل کردن به خداوند ارتباطی به مذهب، دین و حتی نگرش ما ندارد بلکه به انتظاری که از خداوند داریم ارتباط دارد.

بارها برای انجام یا شروع کاری به خداوند توکل کرده ایم در حالی که انتظار ما از آن موضوع شکست خوردن بوده است.  نتیجه آن اقدام در نهایت تجربه کردن شکست خواهد بود.

بعنوان مثال انتظار من از زندگی مشترک محدود شدن، جر و بحث با همسر و … بود. برای ازدواج کردن نه تنها من بلکه اعضای خانواده ام به خداوند توکل کردیم و تصور ما این بود که آنچه خداوند قسمت کرده باشد رخ خواهد داد. در نهایت من آنچه انتظار داشتم را در زندگی مشترک تجربه کردم نه آنچه توکل داشتم خداوند برایم رقم بزند.

در قسمت های قبلی توضیحات مفصلی درباره اراده شخصی و اراده خداوند داده شد و به این نتیجه رسیدیم که برای تغییر زندگی لازم است عملکردن بر اساس اراده شخصی را متوقف کرده و بر مبنای اراده خداوند عمل کنیم.

ما برای عمل کردن و تصمیم گیری در جنبه های مختلف زندگی نیاز به فکر کردن داریم.

مرحله فکر کردن تعیین کننده عملکرد ما در زندگی می باشد.

اگر افکاری در راستای اراده شخصی را مرور کرده و اقدام به تصمیم گیری کنیم، عملکرد ما بر اساس اراده شخصی خواهد بود و اگر افکاری در راستای اراده خداوند را در ذهن مرور کرده و سپس اقدام به تصمیم گیری کنیم، عملکرد ما بر اساس اراده خداوند خواهد بود.

برای این کار لازم است مهارت ادغام کردن اراده شخصی با اراده خداوند با کسب کنیم.

  • چگونه اراده شخصی را با اراده خداوند ترکیب کنیم

در سال گذشته که مدارس به صورت مجازی برگزار می شد همراهی کردن با فرزندانم سبب شد که دروس پایه سوم دبستان و اول متوسطه را مرور کنم.

در ریاضیات هفتم درباره زاویه ها نوشته شده است که دو زاویه زمانی با هم مساوی هستند که دقیقا بر هم منطبق باشند. انطباق دادن شرط لازم برای هم اندازه بودن زاویه هاست.

این قانون ریاضی به شکلی دیگر در قوانین الهی یافت می شود.

انطباق افکار با اراده خداوند شرط همسو شدن با پروردگار برای گسترش و رشد زندگی است.

در این صورت به جای اینکه طبق شیوه ذهنی خود عمل کنید همزمان که در حال مطالعه این نوشته هستید اهدافتان در تمامی جنبه های زندگی در هماهنگی با اراده خداوند به جریان می افتد.

احساس آرامش و سکوت ذهنی که در این لحظه تجربه می کنید به دلیل توجه نکردن به موانع ذهنی یا همان افکاری است که منیت و اراده شخصی ما را شکل داده اند.

در این صورت خواسته های شما در حال جریان از مسیر اراده خداوند به سوی شما هستند.

البته ناگفته نماند که خواسته های تان به دو صورت مــادی یا ایــده قابل اجرا به سمت شما جریان دارند.

حتما شما هم تجربه کرده اید که خواسته شما داشتن وسیله ای بوده است و آن وسیله توسط فردی به شما هدیه داده شده است.

در این روش خواسته شما به شکل مادی به سمت شما جریان می یابد.

در طریق دیگر خواسته شما به شکل ایده های اجرا شدنی منطبق با شرایط فعلی شما به شما گفته میشود.

فردی که تصمیم گرفته است بر اساس اراده خداوند زندگی کند (به خداوند توکل کند) ایده های الهی را دریافت کرده و به آنها عمل می کند و قدم به قدم به سمت تجربه خواسته هایش حرکت می کند.

در این حالت زندگی در اصطلاح عموم بر وفق مرادتان خواهد بود و چرخ زندگی شما به شکل روان می چرخد.

وقتی ظاهر زندگی مخالف خواسته ی شما پیش می رود، وقتی احساس خوشبختی در زندگی نداریم، وقتی افراد نادرست در مسیر زندگی مان قرار می گیرند و حتی زمانی که عادت های مخرب را در زندگی روزمره تکرار می کنیم، نشانه هایی از ناهمانگی ما با قدرت اراده خداوند در زندگی است.

در زندگی بر مبنای اراده خداوند باید همواره برای تجربه شرایطی که انتظار داریم، آماده باشیم.

اگر نیاز به کمک دیگران داریم، آماده پذیرش باشیم.

به نیروی اراده خداوند توکل کنیم و مطمئن باشیم که الهامات خداوند بر ما آشکار می شوند.

هوشیار باشیم و برای پذیرش هر راهنمایی و کمکی که به سمت ما جریان پیدا می کند اشتیاق نشان دهیم.

به این شکل ارتعاش ذهنی خود را با ارتعاش منبع و منشاء جهان هستی هماهنگ می کنیم.

به نظر من توکل کردن به خداوند به این معنی است که ایمان داشته باشیم شرایطی که انتظار داریم را تجربه خواهیم کرد.

همه ما در زندگی خود تجربه انجام کارها به شکل شگفت انگیز را ما داریم.

حتما در زندگی خود به یاد دارید زمان هایی که کارها و مسائلی که حل آنها برای شما مشکل بوده است در چشم به هم زدنی به شکل باورنکردنی حل و فصل شده باشند.

در نوشته های اعضای سایت در فایل های زندگی با طعم خدا بارها خوانده ام که مسائلی که حل کردن آنها برای شخص غیرممکن بوده است به شکل باورنکردنی توسط فرد یا افرادی برطرف شده اند.

  • به شکل باورنکردنی خانه ای که در رویای خود داشته ایم را خریده ایم.
  • به شکل شگفت انگیز پول مورد نیاز برای انجام کار به دست ما رسیده است.
  • با مقدار پولی که داشته ایم زمین یا خانه بزرگتر  و در شرایط بهتر نصیب ما شده است.

همه ما از این گونه تجربیات در زندگی خود داریم و در آن زمان شاید تصور ما این بوده است که خدا رو شکر یک بار هم شانس به ما رو آورده است، انگار فلانی سرش به سنگ خورده که خودش مقدار پول مورد نیاز با به ما قرض داد و افکاری از این نوع که بیانگر نداشتن توجیه یا طریق حل مسائل توسط ذهنمان بوده است.

اما اینها ردپای اراده خداوند در زندگی ماست که به شکل های مختلفی مسائل را برای ما آسان می کند.

به عقیده من همه انسان ها از حداقل اراده خداوند در زندگی خود برخوردار هستند و این خواست خداوند است چرا که در زندگی همه انسانها مسائلی وجود دارد که خود فرد باورش نمی شود چگونه آن مساله حل شده است و به بیشتر از آنچه می خواسته است رسیده است.

اما افرادی که تصمیم می گیرند به صورت آگاهانه افکار و تصمیمات خود را بر مبنای اراده خداوند تنظیم و اتخاذ کنند به طور مستمر از این نیرو شگفت انگیز بهره مند می شوند و همه مسائل آنها به ساده ترین و بهترین شکل ممکن حل می شود و کارها پیش می رود و لذت و خوشبختی سراسر زندگی این افراد را در بر می گیرد.

شاید تعدادی از این افراد را می شناسید یا درباره آنها شنیده یا خوانده باشید.

در ذهن افکاری که آگاهی از اراده خداوند ندارند افکاری مرور می شود که بر مبنای اراده شخصی است.

  • این فرد شانس دارد.
  • پدرش ثروتمند بوده و او از ثروت پدرش استفاده می کند.
  • حتما پارتی دارد و رشوه می دهد که کارهایش انجام می شود.
  • او تحصیلکرده است و پست و مقام دارد.

اینها و صدها دلیل دیگر که در ذهن افراد ناآگاه مرور می شود باعث تقویت اراده شخصی آنها شده و فرصت بهره مند شدن از اراده خداوند در زندگی را از دست می دهند.

افراد خوشبخت و سعادتمند افرادی هستند که از تمام مزایای زندگی بهره مند می باشند.

افرادی که ثروت، سلامتی، روابط عاشقانه، دوستی با دیگران، آرامش و احساس خوب، خوش رویی و … را با هم دارند.

آنها از نظر خلقت با دیگران تفاوتی ندارند، تفاوت آنها فقط در اتخاذ تصمیم شخصی برای استفاده از اراده خداوند در زندگی می باشد.

حتی شاید آنها هیچوقت نوشته هایی مانند این را نخوانده باشند اما به این دلیل که نسبت به ورودی های ذهنی برخورد متفاوتی داشته اند در نتیجه ذهن آنها کمتر از دیگران تحت تاثیر فرمول های اراده شخصی قرار گرفته است.

این موضوع واضح می کند که همه ما به شکل پیشفرض تحت تاثیر و مدیریت اراده خداوند هستیم. اما هرچه بزرگتر می شویم به دلیل قرار گرفتن در معرض شنیده ها و دیده هایی که فرمول های شکل دهنده اراده شخصی را ایجاد می کنند، اتصال ما با منبع و منشاء جهان هستس ضعیف شده و به جای آن به شکل قوی در ارتباط با اراده شخصی قرار می گیریم.

  • افکار شخصی را با اراده خداوند ترکیب کنیم

افکاری که در ذهن ما مرور می شوند، طرح اولیه ای در روح جهانی (اراده خداوند) ایجاد می کند. از آنجایی که ما با قدرت اراده خداوند در ارتباط هستیم، بنابراین وقتی به موضوعی در ذهن خود فکر می کنیم که با اراده خداوند هماهنگی دارد، طرح اولیه از طریق ذهن ما در اراده خداوند شکل می گیرد و ما را به اراده خداوند (خواست خدا) متصل می کند.

در این صورت جریان به حقیقت تبدیل شدن طرح اولیه (آرزو) شروع می شود و اقدامات لازم از سوی اراده خداوند به جریان می افتد.

از آنجا که اراده خداوند باید از شکل نامرئی به شکل مرئی و قابل لمس تبدیل شود تا در زندگی قابل استفاده باشد از محدوده بدون زمان باید وارد محدوده زمان دار شود.

بنابراین تبدیل شدن اراده خداوند به شکل قابل استفاده در زندگی نیاز به زمان مشخص دارد.

هرچقدر هماهنگی ما با اراده خداوند در سطح بالاتری باشد فاصله زمانی کاهش می یابد تا جایی که به اشاره ای می توان آنچه نیست را به هست تبدیل کرد.

برای تجلی خواسته های خود از طریق اراده خداوند باید باور کنیم هرآنچه را که می خواهیم تجربه کنیم، حقیقتی موجود و در دسترس است که در سمت خداوند (معنویت) وجود دارد.

افکار شرطی شده، محدود کننده و افکاری که متجلی شدن خواسته ها را ممکن نمی داند را باید از ذهن خود بیرون کنیم.

باید باور کنیم هر خواسته ای که در ذهن ما شکل می گیرد در سمت خداوند به شکل انرژی نامحدود و پاک وجود دارد.

زمانی که خواسته های خود را در ذهن مرور می کنیم و نسبت به تحقق آنها باور داریم، احساس آرامش داریم. در این صورت بر مبنای اراده خداوند درباره خواسته های خود فکر کرده ایم.

اما زمانی که نسبت به تحقق خواسته های خود احساس ناآرامی و ناامیدی داریم، برمبنای اراده شخصی درباره خواسته های خود فکر کرده ایم.

نتیجه این دو طریق تفکر درباره خواسته ها با هم تفاوت دارد.

فردی که بر مبنای اراده شخصی به خواسته های خود فکر می کند در نهایت تصمیم می گیرد بر اساس افکار ذهن خود (اراده شخصی) برای رسیدن و تجربه خواسته هایش عمل کند.

از آنجا که عقل ما محدود است و با افکار اشتباه بسیاری در ذهن ما شکل گرفته است تصمیمات ما راه حل ساده و مناسب برای خلق خواسته هایمان نمی باشد.

اما فردی که بر مبنای اراده خداوند به خواسته های خود فکر می کند در نهایت تصمیم می گیرد آرامش خود را حفظ کرده، خواسته خود را رها کرده و از فرصت زندگی و شرایط فعلی خود استفاده کند.

این افراد به خداوند توکل کرده و اطمینان دارند که خواسته اش به شکل ساده و در زمان مناسب در اختیار آنها قرار می گیرد.

به بیان ساده تر:

اگر اعتقاد داشته باشیم که آنچه از طریق ذهن از خداوند درخواست می کنیم، از قبل در نیروی اراده خداوند وجود دارد و در موعد مقرر آن را دریافت خواهیم کرد، خواسته های ذهنی خود را به شکل مادی در زندگی تجربه می کنیم.

برای همسو شدن با اراده خداوند نیاز داریم باور کنیم که هرآنچه برای رشد و گسترش زندگی نیاز داریم در دایره قدرت اراده خداوند است.

باید تمامی شک و تردیدها را کنار بگذاریم تا افکار و خواسته های ما هماهنگ با نیروی اراده الهی در ذهن ما ایجاد و به سمت نیروی اراده الهی رهسپار کنیم.

در این صورت قدرت اراده الهی در هم جهت با زندگی ما به جریان افتاده و آنچه درخواست (دعا) کرده ایم را به سمت ما هدایت می کند.

این قسمت از سریال زندگی با اراده خداوند را با ذکر این نکته به اتمام می رسانم.

برای ملحق شدن به اراده خداوند، نیاز نیست گذشته خود را تغییر دهیم یا تمام فرصت هایی که تصور می کنیم از دست داده ایم را جبران کنیم.

همچنین نیاز نیست بر اساس معیارهای ارزشگذاری جامعه در خود و شرایط زندگی تغییر ایجاد کنیم.

برای ملحق شدن به قدرت اراده خداوند فقط کافی است نگرش های اشتباه خود درباره خداوند و زندگی را شناسایی و به مرور در جهت برطرف کردن آنها سعی و استمرار داشته باشیم.

این اقدام سرآغازی برای ملحق شدن به آگاهی معنوی به شمار می رود.

در قسمت بعدی پیشنهاداتی برای رهایی از افکار و نگرش های اراده شخصی و ملحق شدن به اراده خداوند ارائه خواهد شد.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

موزیک بی کلام
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=29710
برچسب ها:
9 نظر در مورد زندگی با اراده خداوند (قسمت ششم)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/09/12 18:17
      مدت عضویت: 140 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 451 کلمه

      بسیار عالی هست این بخش و البته بخشی های قبل  بهتره بگم کمکهای غیبی من همیشه مثل همه انسانهای دیگه این کمکهارا در زندگیم دیدم.  چیزهایی در زندگی دیدم. که بقول امعروف پام به زمین میچسبد از تعجب. 

      من در زندگیم خیلی حضور  خدارا احساس کردم  از بزرکترین چیزها تا کوچکترین حرکتها را از جانب پروردگارم حس وتجربه کردم  

       

      کمکهایی خیلی واضح بهم شده. اینقدر هون لحظه ها برام خوشایند بوده که همییشه تو ذهنم هک شدن   من بلد نبودم که خودم دارم خواستم با ذهنم فرنکاس میدم 

         نمیدنستم چرا  الان متوجه شدم که  اراده شخصی م را رها کرده بودم 

      وقتی اینقدر دوچار مشکل بودم از خودمم نا امید بودم و دیگه اراده ی برام

       باقی نمی موند که بهش تکیه کنم. و اونجا بود که خدا وارد عمل میشد چون نمیدنونستم چی به چی شکه میشدم ه فقط کمک خدارا میدیدم  برام خیلی عجیب بود و ستودنی و  از  خوشحالی گریه می کردم که خدایا تو چطور میدونی مشکلم چیه  تو که  راهی را پیش روم باز کردی  از این حرفها دارم. روز به روز ایمانم به خالقم بیشتر میشد  وقتی هز همه جا نا امید بودم ته ذهن وقلبم گواهی میداد خدا بامن است  یکی از لطفهای که پروردگارم بهم کرده  اینکه بچهایی سالم بهم داد   چرا. سالم چون همسر خودخواهم بخاطر خودش و دل خودش که نه اینکه موقع ازمایش خون قبل از ازدواج مثبت باسه از نشه با من ازدواج کنه. طی مراحلی که من بعدها فهمیدم  از با دوستی که تو آزمایشگاه داشت زدو بند کرده و ازمایش از من نگرفت  یادمه منرا تا مرکز آزمایشگاه برد  تازه قدیمترا چند نفری هم باهامون بود  دوست ازمایشگاهیش اعلامدکرد نیازی به این کار نیست. و بقیه هم باور کردن  من بعد ها فهمیدم وقتی شنیدم دور بریام همه ازمایس را انجام دادن تازه دوهزاریم افتاد  و بازم خداوند کمکم کرد خدارا هزارررران مرتبه شکر که پناه بی پناهان هستی.   الان درک می کنم توکل بر خدا یعنی چی. خدا اونوقت که حواسم نبوده بهم لطف کرده  من بلد نبودم به زبان جمله توکل بر خدارا بیاورم ولی همیشه  تو بی کسیام میدونستم یکی هواما داره از سلامتی بجها که بکذرم حالا رشد اخلاقی که داشتن. در جامه و محل کارشون. هرچیز بدی که در ما بود را آنها برعکس بودن. فرزندانی با معرفت. با شعور با فرهنگ من که مادرشون هستم و همه تربیتشون باخودم بوده هیچ نقشی در خوبیشون ندارم من هیچ کاری براشون نکردم وباز این هم یک هدیه  از جانب پروردگارم میدونم. چون میبینم خوانواده هی. که خیلی وقت گذاشتن برای تربیت و پشرفت فرزنداشون. که حتی یکی شا من انجام ندادم. چون همش درگیر زندگی. خودم بودم. همش از لطف خدا هست خدایا به خودت توکل می کنم همچنان یار و یاورمان باش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/06/06 04:43
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      انطباق افکار با اراده خداوند شرط همسو شدن با پروردگار برای گسترش و رشد زندگی است.زمانی که خوشحال نیستیم آرامش نداریم یعنی همسو با اراده خداوند نیستیم زمانی که در آرامش کامل هستیم یعنی همسو هستیم با اراده خداوند.

      این روزها من خیلی احساساتم بالا و پایین می شه و الان خوندن این متن خیلی نیازم بود واقعا چون همش شک و تردیدها میامد به سراغم همش فکرهای بی خودی ولی الان فهمیدم که یکی از راههای همسو شدن با اراده خداوند اینکه شک و تردیدها رو کنار بگذاریم  و وقتی به خدا توکل می کنیم یعنی باور داریم اون چیزی که انتظار داریم برامون اتفاق میافته .

      مثلا اگه همش در ذهنمون باشه فلانی باباش پول داره فلانی شانس داره یعنی همش داریم از اراده خودمون استفاده می کنیم و تصمیم می گیریم که چیکار کنیم .

      همه ما از اول که به دنیا اومدیم تحت سیستم اراده خداوند بودیم همه فرمولهامون دست نخورده بودن اما یواش یواش با شنیده ها این فرمولها بهم خوردن و ما رو جذب اراده شخصی خودمون کردن 

      تبدیل شدن اراده خداوند به شکل قابل استفاده در زندگی نیاز به زمان مشخصی داره.هر چقدر هماهنگی ما با اراده خداوند در سطح بالاتری باشه فاصله زمانی کاهش می یابد .برای تجلی خواسته های خود از طریق اراده خداوند باید باور کنیم هر آنچه و می خواهیم تجربه کنیم حقیقتی موجود و در دسترس است که در سمت خداوند وجود دارد.باید افکار محدود کننده و… رو دور کنیم.باید باور کنیم هر خواسته‌ای در ذهن ما شکل می گیرددر سمت خداوند به شکل انرژی نامحدود و پاک وجود دارد.

      فردی که بر مبنای اراده خداوند به خواسته های خود فکر می کند در نهایت تصمیم می گیرد آرامش خود را حفظ کرده خواسته خود را رها کند و از فرصت زندگی و شرایط فعلی خود استفاده کنه به عبارتی در زمان حال باشه و این افراد به خدا توکل کرده و اطمینان دارن که خواسته شان به شکل ساده و در زمان مناسب در اختیار آنها قرار می گیرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/30 17:39
      مدت عضویت: 817 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 397 کلمه

      با یاد ونام خدای مهربان

      خدا رو شکر می کنم که باز هم فرصتی برام فراهم شد تا در ادامه مسیر اگاهی های جدیدی به دست بیارم و بتونم آینده روشن تری برای خودم رقم بزنم.

       

      برای درک معنی توکل کردن چه جمله ای بهتر از این می تونم پیدا کنم

      “توکل کردن به خداوند ارتباطی به مذهب، دین و حتی نگرش ما ندارد بلکه به انتظاری که از خداوند داریم ارتباط دارد.”

       

      اشتباهی که سال ها منو از مسیر رسیدن و درک بهتر خداوند دور کرد.هر وقت از توکل صحبت میشد خودم را دربرابر سرنوشتی که از قبل تعیین شده می دیدم که قابل تغییر نیست و من حق هیچگونه دخالای در آن را ندارم ومی گفتم چه میشود کرد خدایا راضی به رضای تو هستم ودر واقع بدون هیچ رضایتی از درون و فقط بنا به این که این سرنوشت برای من نوشته شده اتفاقات پیش آمده را می پذیرفتم

      الان که این نوشته های باور ساز را می خوانم با خودم می گویم که خدایا چرا این همه سال در مورد توکل کردن اشتباه فکر می کردم در واقع توکلی در میان نبود من انتظارم را دریافت می کردم توکل فقط جنبه زبانی داشت واتفاقات بر اساس همان انتظاری که در ذهن من نقش بسته بود پیش می رفت.

      من توکل می کردم به خدا اما همیشه منتظر اتفاقات بدی بودم که دلم نمی خواست رخ بده ولی چون انتظارم همون بودحوادث همانطور اتفاق می افتادن.

       مثلا یک سال روز عاشورا از شهرستان به سمت محل اقامت خودمون میومدیم جاده ها شلوغ بود از روز قبلش همه می گفتن چند روز بمانید بعد بروید تا جاده ها خلوت تر باشند ممکنه تصادف کنید و این در باور وذهن من بود و به همسرم گفت دقت کن که تصادف نکنی و اتفاقا همون سال ما تصادف کردیم ومشکلاتی برامون پیش اومد یعنی مطالق انتظارمون پیش رفت با اینکه وقت حرکت گفتیم توکل به خدا اما اون توکل فقط زبانی بود و اناظار ما چیز دیگری بود. خیلی نمونه های دیگه تو زندگیم هست که بر اساس همان انتظاری که داشتم زندگی پیش می رفت.

      اما الان میخوام فقط به خدا بگم که من منتظرشادی و حال خوبم.منتظر سلامتی جسمانی، منتظر نعمت ،ثروت،شادمانی، روابط عالی دوستانه وعاشقانه منتظر رزق و روزی فراوان و منتظر هرچه خیر وخوبی و اتفاقات عالی هست می مونم و فقط همین انتظار را دارم و برای همه ی این موارد ذهنی و دلی به خدا توکل می کنم.خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/16 10:41
      مدت عضویت: 622 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      سلام

      ما آدمها سرنوشت خودمان را خودمان تعیین میکنیم و اینقدر قدرت داریم که هیچ مسئله ای نتونه تداخل ایجاد کنه در این روند

      ولی این موضوع بستگی داره به دو تا ایمان داشتن،

      یکی ایمان به خودم به عنوان اشرف مخلوقات ،آن آفریده ای که از ابزار قدرتمند ذهن برخوردار است و میتواند زندگیه خود را بیافریند

      یکی ایمان به خدا به عنوان هدایتگر،حامی،کاتالیزور،مشوق ،دانای کل و آگاه و آن نیروی همیشه در جهت خیر.

      خدایی که به همه چیز مسلط است و همه چیز را مدیریت میکنه به بهترین شکل با ترتیب دادنه همزمانیها 

      و من باید با خدا خودم را هماهنگ کنم

      چجوری هماهنگ کنم؟ با توجه به زیباییها،(با طرح این سوال در لحظاتی که حسم خنثی ست یا منفی : در این لحطه چه چیز زیبایی وجود دارم که من اونو ندیدم؟)(هر آفریده ای،چون خدا اونو آفریده،زیباست) با داشتن احساس رضایت ( از خودم،از زندگی از کارم ) (همون پذیرش هر چیزی،به همون شکلی که هست)با این دیدگاه که هرچیزی که با چشم دارم میبینمش،از خداست مال خداست ،و جای قدردانی و سپاسگذاری داره،اعتبار همه چیز رو به خداوند میدم .

       

      من باید آگاه باشم که هر جایی که مقاومت نشوم دادم و احساسم در مورد قضیه ای بد شد،باید به خودم،طرز فکرم،طرز نگرشم نوع نگاهم شک کنم نه به آنچه که بیرون از من است.

      اون واکنش من نسبت به وقایع بیرون،شرایط ،آدم‌ها و هرچیزی که در پیرامونم هست تنها دلیلش ،هرچیزیست که در درونم دارم و بس .چون وقایع خنثی هستند و نوع نگرش من به اونها برچسب خوب و بد میزنه 

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/10 19:25
      مدت عضویت: 622 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      برای همسو شدن با اراده الهی فقط کافیه نگرش‌های اشتباه در مورد خدا و زندگی رو شناسایی و برطرف کنیم

      این نگرش‌های اشتباه چی هست ؟ من فک میکنم تمام نشد ها اشتباهه،تمام افکار محدو کننده در مورد خدا و زندگیم،مثلا اینکه من باید با سختی به خواسته هام برسم،خدا منو قابل نمیدونه که بخواد بهم لطف کنه ،من باید خیلی مواظب باشم در مورد خدا،چون ممکنه منو قصاوت کنه و طرد بشم،خدا نگه من چقد پر توقع ام،خدا منو زیاد دوست نداره،اخه من زیاد خوب نیستم،من ارزش چیزای خوب رو ندارم چون باهاشون راحت نیستم ،چون حس میکنم اونا مال بنده های خیلی خاص خداست، خدا خواسته هاما یکی نه یکی برآورده میکنه،شاید خدا صلاح میدونه که یکی نه یکی برآورده کنه ،من هنوز شایستگی چیزای خوب رو ندارم،من باید حد و حدود بشناسم در مورد خودم و خواسته هام،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/07 00:35
      مدت عضویت: 740 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,341 کلمه

      زندگی با ارداه خداوند (قسمت ششم)

      سلام دوستان همراهم و استاد عطارروشن 

      جمله   به خدا توکل کن   رو زیاد شنیدم ،میدیدم که طرف میگه توکل به خدا ولی همش نگران بود ، برای همه مشکلشو بیان میکرد و در انتها هم اتفاق خوبی براش نمیفتاد چونکه از قبل حدس میزد که کارش انجام نمیشه در واقع انتظار شکست داشت 

      من همیشه فکر میکردم خدا فقط مخصوص آدم های مذهبیه و مال من نیست ،تصور میکردم توکل کردن چونکه به خدا مربوط میشه و خدا هم که مال مذهبی هاست پس توکل مال من نیست و از بس میدیدم که هر کسی به خدا توکل کرد شکست خورد ،به این باور رسیدم که توکل چیز درست و صحیحی نیست

      حالا متوجه میشم که همه افرادی که در ظاهر به خداوند توکل داشتند در واقع به باورهای خود تکیه کرده بودند و بر اساس درونیاتشون به مسیرهای مشابه افکارشون هدایت میشدن

      اگر بخواییم به روش قدیم فکر و عمل کنیم که مشخصه به بیراهه خواهیم رفت چونکه ذهن همیشه بهانه ای داره برای اذیت کردن و ترسوندن ما 

      مخصوصا تو جو و محیط کشور ما تا دلت بخواد اخبار های ناراحت کننده یکی پس از دیگری بوقوع می پیوندن و اگر بخواییم بهشون توجه کنیم که چیزی به اسم آرامش برای ما نمیمونه 

      قبلا که مثل همه آدم ها مدام سرم تو اخبار بود و حوادث، مدام حالم بد بود و با اون موج ناآرام منهم ناآرام میشدم و الان که تا اونجاییکه بتونم کاری به دیگران و اخبار ندارم و میفهمم که حالم خیلی بهتر از قبله 

      پس باید آگاهانه مراقب آرامش درونی خود باشیم و تا میتونیم‌ از ذهنمون استفاده نکنیم ،ذهن ما که پر از باورهای مخربه و مرتب مارو هدایت میکنه به زندگی بی کیفیت

      امروز که مهمان داشتیم و یکی از مهمان ها بمن گفت فریده من هنوز هم اون سریالی که سالها پیش با هم تماشا میکردیمو تماشا میکنم ،حالا اون سریال چی بود؟ موضوع سریال در مورد سقوط واقعی هواپیماها بود یعنی از لحظه سوار شدن مسافرها تا سقوط و بررسی جعبه سیاه هواپیما 

      ببین من قبلا چه سریالهایو تماشا میکردم ، بهش گفتم این سریالهارو تماشا نکن ،برنامه ریزی سقوط در زندگیت ساخته میشه ،گفت ، مگه تا حالا هواپیمایی که من توش بودم  سقوط کرده ؟ ،بهش گفتم قرار نیست هواپیمای شما سقوط کنه ، در جنبه های دیگه زندگیت سقوط میکنی 

      هر چی بهش گفتم اهمیتی نداد و منهم رهاش کردم و ترجیح دادم دیگه چیزی بهش  نگم 

      حالا که از حساسیت ذهن و کانون توجه خودم آگاه شدم و میدونم ذهن من مثل گوگل عمل میکنه که وقتیکه مطلب مورد علاقمونو در اون سرچ میکنیم و گوگل برامون همون مطالبو میاره ،ذهن ما هم به هر آنچه توجه کنیم همراستای همونهارو پیدا میکنه و در مسیر ما قرار میده و اصلا براش مهم نیست ما چه مطلبیو سرچ کردیم همونجوری که برای گوگل فرقی نمیکنه ما دنبال چه اطلاعاتی هستیم

      ذهن هاییکه پر از عقاید مخربه که نمیتونه با اراده خداوند هماهنگ بشه ،اراده خداوند بر زیبایی هاست ،ثروته،فراوانیه که درست برعکس محتویات ذهن منفی قرار داره 

      اول و آخر هر چیزی برمیگرده به داشتن باورهای مناسب که منطبق با اراده خداوند باشه ، ما در زمان تولد دارای  سرشت و فطرت پاک بودیم که هماهنگ بود با اراده خدا ،به مرور در طول زندگی با شنیده ها و دیده های الگوهام و جامعه برنامه ریزی شدیم بسمت ناخواسته ها 

      و هر چقدر وجود ما آلوده تر شد از منبع خود دورتر شدیم ،از خواسته هامون فاصله گرفتیم ،حالمون بد شد،شکست خوردیم و بیمار شدیم 

      وقتی از ذات الهی خود دور شدیم و باور کردیم که دنیا جای ناامنیه ،جای ترسناکیه ، زندگی سخته ،پول داشتن کار هر کسی نیست و بیماری در ذهن ما طبیعی و سلامتی غیر طبیعی شد ،باعث شد باور نکنیم که خداوند که قدرت مطلق است که  میتواند با هماهنگ شدن اراده من با خودش  دنیای منو متحول کنه ،ما انتظار داشتن شرایط خوب رو نداشتیم و نداریم

      زمانیکه براحتی خونه و ماشین ووووو خریدم همه گفتن فریده شانس آورد ،گفتن فریده کلا خوش شانسه و منهم باور کرده بودم که شاید شانس گاهی در مسیر من هم قرار بگیره و این‌ موردهای خوب هم بخاطر شانس من بوده 

      گاهی برای خودمون یا دیگران پیش اومده که کاریو میخواستیم انجام بدیم و براحتی اون کار انجام شده و هیچ مانعی در راه نبوده و گاهی هم برای انجام کاری ،مدتها تلاش و زحمت میکشی و رنج میبری یا اون کار انجام نمیشه یا اگر هم انجام بشه با کیفیت نیست که اینها همون تطبیق با ارداه خداوند یا اراده شخصی خودمونه

      اولین قدم اینه که باور کنیم و بپذیریم که در دایره قدرت خداوند ،ما به هر آنچه نیاز داریم ،موجود هست و نگران نباشیم

      برای رسیدن به خواسته باید ۳ مرحله رو بگذرونیم ،مرحله درخواست ،اجابت ،دریافت 

      درخواست های ما با برخورد ما به تضادها در ما بصورت آگاهانه یا نااگاهانه بوجود میاد ، خداوند هم که بسرعت خواسته های مارو  اجابت میکنه ،مشکل اصلی در دریافت کردن ماست 

      که اینجا مسئله برمیگرده به  اراده شخصی ما که باید بر اراده خداوند منطبق باشد و هر چقدر این اراده ها هماهنگتر باشند زمان رسیدن و تجربه خواسته ها سریعتر انجام خواهد شد

      بعد از اینکه تونستیم خواسته خودمونو بخواییم ،اولین فکر منفی که سد راه ما میشه ،اینه که حالا چجوری ما به خواستمون میرسیم ؟ما که به اندازه کافی پول نداریم ،ما که پول خونه مورد علاقمونو نداریم وووو

      و زمانیکه میریم بدنبال پیدا کردن راهی باشیم برای بدست آوردن خواسته هامون با خیل عظیمی از مشکلاتمون روبرو میشیم که در انتها  تصمیم میگیریم قید رویاهای خودمونو بزنیم و اتفاقا از اون به بعد افکار منفی بیشتریو در خودمون پرورش میدیم و یجورایی بهمون ثابت میشه که خداوند نمیخواد برای ما کاری انجام بده و از خدا دورو دورتر میشیم 

      همین حالا که همه آدم ها از شنیدن برخی خبرها حالشون بده و مدام از هم میپرسن اگر فلان چیز فیلتر بشه چکار کنیم ،من در آرامش کامل به خودم میگم‌ ،من به خداوند توکل دارم و خداوند خودش منو به مسیرهای عالیتر هدایت میکنه و با این مدل افکار ،درونم پر از آرامش میشه ،من کاری ندارم چه مسائلی در کشورم‌ میگذره ،من میدونم وقتی مراقب ورودی هام باشم و به اراده خداوند مطمئن باشم دیگه هیچ مسئله ای نمیتونه ناراحتم کنه و میدونم مسیرم از بدنه جامعه جدا خواهد شد، مهم اینه که بتونم در هر شرایطی خودمو در آرامش نگه دارم

      موضوع مهمی که ما سالها متوجه ش نبودیم همین بود که اعتقاد نداشتیم که میتونیم از طریق ذهنمون از خدا درخواست کنیم که تمام خواسته های ما از قبل برای ما فراهم شده است ،مگر قبل از اینکه ما به دنیا بیاییم شیر ما توسط مادرمون آماده نبود؟ ما بدنیا نیومدیم که خدا یدفعه بگه ای وای تو بدنیا اومدی ،حالا غذاتو چکار کنم ؟ 

      همه چیز برای ورود ما به این دنیا آماده بود ، عشق بی حد مادر و پدر ،غذا و تمام وسایل رفاهی در خدمت ما بود

      ولی هر چقدر بزرگتر شدیم بیشتر از قدرت خداوند و خودمون دور شدیم‌ و پر شدیم از افکار و انتظارات منفی 

      ما خداوندو حتی کوچیکتر از خواسته هامون دیدیم و باور نکردیم که نیروی هوشمند جهان برای ورود ما ،جهان را بسیار وسیع و شگفت انگیز آفرید تا ما بیاییم و لذت ببریم و شاد باشیم 

       آخه اگر ما نعمت های جهانو استفاده نکنیم و دست نخورده بمونن به چه دردی میخورن

      مثل وقتیه که ما برای شام مهمان دعوت کردیم و مهمان های ما از هیچ نوع غذایی نمیخورن و غذاها دست نخورده میمونه ، میزبان همیشه دوست داره غذاهاش تا آخرش خورده بشه تا احساس عالی داشته باشه 

      ما نتونستیم خداوند و قدرتشو درک کنیم ،فکر کردیم داشتن چندتا خونه و ماشین و ویلا ووووو از قدرت خدا خارجه 

      من برای تقویت فراوانی در خودم این تمرینو انجام میدم ،هر وقت سوار هواپیما میشم و از اون بالا به زمین های پهناور نگاه میکنم به خودم میگم فریده خواسته تو حتی به اندازه سر  سوزن هم نیست بین اینهمه عظمت جهان ،اونوقت تو درگیر این خورده خواسته ها هستی ؟ باید دیدمونو وسیعتر کنیم 

      برای همسو شدن با اراده خداوند باید باورهای مخرب خود را در مورد خداوند تصحیح کنیم ،باید باورهای درونی خود را تقویت کنیم تا بتونیم با قدرت خداوند همسیر بشیم و راحتر به خواسته هامون برسیم 

      کامنت ادامه دارد…… 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/16 01:35
      مدت عضویت: 266 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 739 کلمه

      سلام . 

      من دیشب این نوشته ها رو خوندم اما بخاطر جراحی که امروز پسرم داشت نتونستم دیدگاهم رو بنویسم 

      در حالیکه خود داستان جراحی پسر من و هدایت شدن من به سمت دکتری خوب و خبره و فوق تخصص هم از همان جریانهایی بود که اراده ی من هیچ دخالتی  نداشت و همه اراده ی الله م بود 

      بگذریم . امروز وقتی کنار تخت پسرم نشسته بودم  ، مرد پیری در تخت کنار پسرم بستری بود توجه مرا به خود جلب کرد 

      پیرمرد خیلی مسن بود و بیماریهای زیادی داشت و با اینکه اصلا به هوش نبود هرزگاهی چشمانش را باز میکرد و میگفت « من راهم را گم کرده ام » و در آن چند ساعت که من آنجا بودم هر چند دقیقه این جمله را تکرار میکرد 

      اولش فکر کردم  به خاطر بیماری  اش هست  اما چرا فقط این جمله را تکرار میکرد فرزندش مرتب میگفت نه بابا تو کنار منی و گم نمیشی اما باز پیرمرد ساکت میشد و دوباره بعد از چند لحظه تکرار میکرد « من راهم را گم کرده ام » 

       

      همانجا به فکر فرو رفتم . واقعا چقدر از ما راهمان را گم کرده ایم . 

      واقعا چقدر از پدر و مادر بزرگهای ما شاید با اینکه سالها زندگی کردند و  تجارب زیادی دارند  در آخرین روزهای زندگیشان واقعا راهشان را گم نکرده اند 

       

      راهی که اکثر اطرافیان ما میروند و اگر کسی بخواهد خلاف آن راه را برود  از نظر آنهافردیست که نمیداند و اگاه نیست .

       

      در حالی که مسیر آنها غلط است و خلاف جهت جریان اصلی زندگی .و قانون اصلی خداوند 

      راه صحیح همان راه توکل است . همان راهیست که اراده ی ما در اراده ی الله محو میشود و دلها ارام است . 

      راهیست که نگرانی و استرس و دلشورگی هیچ معنایی ندارد چون این گونه احساسات همه از منیت و اراده ی اشخاص است که ایجاد میشود 

      کسی که خودش را در جریان الهی رها میکند دیگر برایش نگرانی نمی ماند همانگونه که خود خداوند میفرماید یاران خدا نه غمی دارند ونه ترسی 

       

      رها شدن و آسودگی خیال  فرد مومن در نیرو و اراده ی الله ی که در همه جا جاریست و تمام دنیا و کائنات در احاطه ی آن نیروی عظیم و لایتناهی  هستند مانند رها شدن طفلیست در آغوش والدین . 

      قطعا زمانی که من با چالشی روبرو میشوم اگر بخواهم با اراده ی خودم و با افکار محدوده خودم تصمیم بگیرم چون آگاهی من کم است با نگرانیها و استرسهایم اکثر وقتها خطا میکنم و اگر هم در چالشی پیروزی نصیبم میشده قطعا بطور ناخودآگاه خودم را کنار کشیده بودم و کلا بی خیال آن چالش شده بودم 

       

      و اکنون که وارد مسیر صحیح شده ام  با نیروی توکل یا همان یکی شدن اراده ام با آن نیروی عظیم و آگاهی محض صد در صد ایمان دارم نتایج تمام چالشهایم عالی ست 

       

      از نشانه های یکی شدن بااراده ی  خداوند  حال و احساس خوب است که همین حال خوب میتواند در تاریکیها و چالشها چراغ هدایت ما و عبور ما باشد 

       

      یکی دیگر از نشانه ها باورهای ماست زمانی که با اراده ی خودم حرکت میکنم تمام باورهایم محدود و ناقص است در حالیکه وقتی با خداوندم به وحدت و یگانگی میرسم و دیگر من و تویی نمیاند باورهایم همه قوی و نا محدود و لا یتناهیست . عاشق این باورهای الهیم . 

       

      باز به یاد حرف آن پیرمرد افتادم قطعا راه او اشتباه بود چرا که نباید این همه بیماری او را احاطه میکرد ما در هر زمانی که در یگانگی خداوند باشیم حالمان عالیست و  این حال خوب  قطعا اتفاقات خوب بدنبال دارد و این همه بیماری این پیرمرد نشان از حال و احوال نامناسب او  در گذشته بوده که چنین سرنوشتی را برایش رقم زده بود 

       

      و در آخر خدا را شاکرم که راه اصلی و صحیح زندگی را یافتم  که همان یکرنگ شدن و محو شدن در اراده ی خداوندی قادر متعال و غنی و بخشنده و مهربان است

       

      خدایا میدانم که تو آگاهتر از من هستی هر جا که حال و کارم خرابه قطعا منیت من در حال عمل است و 

      هر گاه کارهایم عالی در حال پیشرویست یعنی منیتی دیگر نیست همه اوست 

       

      خدایا شکرت 

      ممنون استاد 

      که چراغ هدایت همه ی ما شدید تا هیچ گاه  پشیمان نشوم 

      از مسیری که در تمام زندگی سپری کردم و همیشه سر بلند و سرافراز فریاد برآورم 

       

      من هیچ گاه راهم را گم نکرده ام چون راهنمایی داشتم تا با توکل کردن به او و یکی شدن با او  بهترینها را خلق کردم و بهترین افرادکه دستان او بودند را ملاقات کردم  

       

       

      سپاس ای نیروی عظیم و دائما  جاری و ساری 💚💚💚

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      اشرف مخلوقات
      1400/04/15 01:18
      مدت عضویت: 813 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 631 کلمه

      بنام یگانه خالق هستی 

      خدا رو سپاسگزارم باز هم قدم بعدی برام روشن شد باز هم مسیرم را روشنتر کرد .

      اولین جمله عجب جمله ی فوق العاده ایی میشه ساعت ها فقط در مورد همین جمله نوشت 

      توکل کردن به خدا ارتباطی به مذهب ،دین وحتی نگرش ما ندارد بلکه انتظاری که از خداوند داریم ارتباط دارد .

      اشتباهی که سالهای سال که در مورد درک توکل داشتم ومعنای اشتباهی که ذهنم هست رو میخوام تغییرش بدم .هر گاه از توکل صحبت میشد خود را دربرابر سرنوشتی از قبل نوشته میدیدم که هیچ دخل وتصرفی در آن نمی توانستم داشته باشم وآنرا پذیرفتم وخود را بعنوان کسی که راضی به رضای خدا می دانستم وتوکل میکردم هر چه پیش آید خوش آید حالا این پیش آمدها چه خوب چه بد .

      اما الان توکل تمام آنچه را که پذیرفته بودم را شست اینکه ارتباط به دین ومذهب وحتی نگرش من نداره وسعت این سه کلمه خیلی زیاد هست اینکه چه دینی چه مذهبی چه قومیتی هستی وچه نگرشی داری نیست بلکه آنچه انتظار از خدا داریم .

      توکلی که قبلا منتظر عذاب وسختی وامتحانات خدا بود اما الان میخوام بهش بگم منتظر سلامتی جسمانی منتظر نعمت وثروت منتظر روابط خوب وعالی ودوستانه وعاشقانه منتظر کسب وکاری که آزادی زمانی ومکانی ومالی به من بده منتظر هر آنچه خیر وخوبی هست چون خودش فقط خیره .

      آره استاد قبلا درزندگی خودم منتظر بودم که خدا هر چی اتفاق بد هست رو بیاره وفکر میکردم که توکل کردم به خدا و ناتوانی در تغییر زندگی که او برام در نظر گرفته ،اما الان میخوام یاد بگیرم بر اساس اراده ی خدا عمل کنم وخودم رو همسو با اراده خدا کنم میخوام تمام اون چیزهای که شنیدم ومن در گذشته به آنها عمل کردم را تغییر بدم میخوام افکاری که بر اساس اراده ی خودم عمل کردم را پیدا کردم واونها رو مرور کنم مثلا همون جاهایی که گفتم خودم انجام دادم را بشناسم مثلا رفتن من سر کاری که زمانی به شدت بهش نیاز داشتم وهر طور بود خودم رفتم وبه زور خودم را با چندر غاز میخواستم سیر کنم که دستم تو جیبم باشه رفتم جایی مشغول شدم که با کمترین حقوق وکلی توهین وتشر مشغول کردم واز اینکه در چنین کاری مشغولم شاد بودم اما در واقع هر بار ناراحت وعصبی تر وبا چشمانی گریان به خونه بر می گشتم هر چه جهان به من می گفت بسه دیگه ادامه نده اینجا جای تو نیست اما بازهم من قبول نکردم تا اینکه به قول معروف حسابی دعوا وبا ناراحتی اومدم بیرون اما اونجا فقط یک چیز رو به رئیس اونجا گفتم ورفتم وآن این بود من از خدا کار میخوام نه از تو .

      اونجا وقتی کار رو به خدا سپردم خدا حقوق ده برابری به من داد ولی باز من فراموش کردم که وقتی خودت رو به این نیرو می سپاری منتظر معجزه باشی چون خدا شاهکار می کنه .

      اینکه بتونم افکارم را منطبق با اراده ی خدا کنم وهمسو بشم با خدا تا زندگیم وخودم گسترش پیدا کنم نیاز به زمان دارم نیاز به شناخت دارم نیاز به ایمان وعمل دارم باید افکاری که ترسها ومحدود بودن ونگرانی را برای من بوجود می آوردندرا پیدا کنم واونها همسو کنم با طبیعت وقانون این جهان .

      مثل یه دانه آرام آرام رشد کنم بدون اینکه نگران آب یا کود وخاک باشم کافیه متصل بشم به همون یگانه نیرو .

      اینکه احساس آرامش وسکوت ذهنی که دارم فقط به خاطر اینه که همه چیز رو به اون نیرو سپردم اینقدر آرومم که حتی فکر نمی کنم چی بنویسم وکدوم کلمه انتخاب کنم کلمه ها خود به خود یکی پس از دیگری میان واین یعنی طبیعی بودن این یعنی همسو بودن با نیرو خدا واراده ی او. 

      باز میخوام این قسمت از نوشته های شما رو استاد بخونم وکم کم درک کنم چون هر بار دریچه ی جدیدی برام باز میشه 

       

      ادامه دارد 

      .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      عارفه متناسب
      1400/04/14 23:54
      مدت عضویت: 753 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      سلام استاد

      چقدر زیبا نوشتی برای ملحق شدن به اراده خداوند، نیاز نیست گذشته خود را تغییر دهیم یا تمام فرصت هایی که تصور می کنیم از دست داده ایم را جبران کنیم.

      استاد من از سن ۳۱ سالگی به ایده الهی که بهم گفته سد عمل کردم و به خاطر شرایط بیماری هر بار تمرین و تکرار من به تعویق میافته و نمی تونم مستمر رو کارم وقت بذارم والان ۳۲ سالمه و هر بار نجوای ذهنی به من میگه باید فرصت های از دست رفته وقت و زمان رو جبران کنی سنت داره میره بالا و کی میخوای به موفقیت برسی..

      ولی میخوام هم جهت با راده الهی باشم چون اراده الهی میتونه منو به مسیرهایی هدایت کنه که با طی کردنه یه روند تکاملی صعودی همه چیز تو سالهای بعد جبران بشه ..

      در صورتی که با این نجوا احساسم بد نشه..

      بهش گوش نکنم و از اراده الهی فاصله نگیرم.

      مثل سیلِ عظیمی که چند سال پیش ایران رو درگیر کرد و کم ابی کل کشور تو دوهفته جبران شد

      خوشی ها فرصت ها لذت ها و سعادتها میتونه مثل همین سیل وارد زندگیمون بشه و تمام فرصت های به اصلطلاح از دست رفته رو جبران کنه‌.

      پیس رفتن بر اساس اراده الهی میتونه تورو به مسیری هدایت کنه که تو یکسال اونقدر مسافرت بری که تمام مسافرتهای نرفتت حبران بشه..

      تمام رستوران های نرفته‌.‌.خریدهای نکرده..

      رابطه عاشقانه نداشتت رو جبران کنه…چون نیرو اراده الهی لایتناهیه..اون بی نهایته‌..فقط باید خودت رو مسیرت رو بسپری به اراده الهی و یادت نره وقتی توکل کردی با راده الهی پیش بری..

      گوش جان بسپری و خودت رو در آغوش الهی رها کنی با بی عقلی نه با دانش و دانسته های قبلی..

      خدایا…من خودم رو به اراده الهی تو میسپارم..

       

      استاد این نوشته ها عالین..

      من از سالها پیش شمارو میشناسم و کاملا لمس میکنم با وجودم که چطور با پیش رفتن با اراده الهی اینچنین خداوند به قلب و قلم شما جاری و ساری شده..استاد خیلی دوستتون دارم و واقعا سپاسگزار خداوندم بابت بودنتون و داشتنتون.

      مرسی که هستید

      بی صبرانه منتظر مقالات بعدی هستم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم