ورود / ثبت نام
0

زندگی با اراده خداوند (قسمت یازدهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت های قبلی درباره ویژگی های قدرت اراده خداوند توضیح داده شد. همچنین برای هر ویژگی راهکار چگونگی هماهنگ شدن با آن شرح داده شد.

در این قسمت راهکارهای موثری برای ایجاد هماهنگی بیشتر با اراده خداوند و رهایی از شک و تردید ارائه می شود.

برای همسو شدن با این نیرو باید از حواس خود استفاده کنیم و همچنین سعی کنیم در طی زندگی روزمره واکنش خود به مسائل مختلف را بر اساس اراده خداوند تنظیم کنیم.

برای این منظور جهت تقویت فرمول های صحیح همسو با اراده خداوند در ذهن خود می توانیم از راهکارهای زیر استفاده کنیم.

1- قدرت اراده خداوند را تجسم کنید.

واکنش های ما در زندگی روزمره بر اساس آنچه از قبل در ذهن ما ذخیره شده است رخ می دهد.

تصور کنید بارها شنیده باشید فردی دروغگو می باشد، در مواجه شدن با او چه احساسی دارید؟

در مثالی دیگر اگر بارها شنیده باشید شغل با حقوق مناسب پیدا نمی شود در جستجو برای پیدا کردن شغل انتظار شما چه خواهد بود؟

واکنش های ما به عوامل بیرونی بر اساس انتظاری است که در ذهن ما ایجاد شده است بنابراین با ایجاد فرمول صحیح در ذهن خود می توان به راحتی می توان واکنش های خود به عوامل محیطی را تغییر داد.

من برای ایجاد فرمول های صحیح همسو با نیروی اراده خداوند از تجسم ویژگی های قدرت اراده خداوند استفاده می کنم.

برای این منظور باید هفت ویژگی اراده خداوند را که در قسمت های قبلی توضیح داده شد را بار دیگر مطالعه کنید و برداشت خود از هر ویژگی را در ذهن خود تصور کنید.

به هنگام تجسم ویژگی های اراده خداوند نگران قضاوت شدن توسط خداوند نباشید و شک و تردید به خود را ه ندهید. آزاد و رها هر تصویری که به شما احساس خوب می دهد را در ذهن خود مرور کنید.

نیروی اراده خداوند قابل رؤیت نیست بنابراین چشمانتان را ببندید و به هر شکلی که دوست دارید آن را تجسم کنید.

با تجسم ویژگی های اراده خداوند در واقع شما تصویری از خدا به شکلی که دوست دارید در ذهن خود ایجاد می کنید و به مرور بر اساس آن تصویر و ویژگی هایش در زندگی رفتار خواهید کرد.

هفت ویژگی قدرت اراده خداوند را یک بار دیگر مرور می کنیم.

خلاقیت، مهربانی، عشق، زیبایی، گسترش، فراوانی نامحدود و پذیرش

من هر بار که می خواهم به خلاقیت خداوند فکر کنم در ذهنم دنیایی را تجسم می کنم که موجودات با بی نهایت شکل و رنگ در آن وجود دارد و از تجسم این تنوع و زیبایی احساس خوبی در من ایجاد می شود. سپس خلاقیت خداوند را به موضوعی که دوست دارم در زندگی تجربه کنم ارتباط می دهم.

مثلا به خلاقیت خداوند در ایجاد تنوع رفتار در انسانها فکر میکنم و از خدا می خواهم رابطه ای با همسرم داشته باشم که سرشار از عشق و محبت باشد.

به این شکل خلاقیت نیروی اراده خداوند را به خواسته خودم ارتباط می دهم.

با تکرار تجسم ویژگی های اراده خداوند، فرمول های صحیح درباره خداوند در ذهن شما ایجاد می شود و به طور خودبخودی در دنیای پیرامون خود نمونه های تجلی ویژگی های اراده خداوند را مشاهده خواهید کرد.

خلاقیت خداوند در خلقت را مشاهده می کنید، مهربانی را در دنیای مادی مشاهده می کنید، زیبایی، گسترش، فراوانی نامحدود و پذیرش را در دنیای پیرامون خود مشاهده می کنید.

به این شکل شما ذهن خود را برای تمرکز بر نکات مثبت و دیدن زیبایی ها برنامه ریزی خواهید کرد.

سال ها در کتاب ها و سخنان انگیزیی درباره مثبت اندیشی مطلب خوانده بودم و تصور می کردم مثبت اندیشی به معنای نمایش احساس خوب و شادی به دیگران است در حالی که از درون آن شرایط را نداشتم اما به مرور که در مسیر درک قدرت خداوند در خلق زندگی پیش رفتم به این درک رسیدم که مثبت اندیشی به معنای تغییر نگاه یا توجه نکردن به مشکلات یا درد کشیدن و صحبت نکردن نیست؛ بلکه لازم است ذهن خود را برای مثبت اندیشی برنامه ریزی کنم.

تجسم اراده خداوند و ویژگی های او در ذهنم به من کمک کرد تا ذهنم را برای توجه و تماشای اراده خداوند در دنیای پیرامونم برنامه ریزی کنم و شک و تردید را در وجودم کمرنگ کنم و اکنون به شکل متقاوتی مثبت اندیش بودن را درک و تجربه می کنم.

لازم به ذکر است انجام این پروسه نیاز به تکرار و تمرین دارد و انتظار اینکه با چند روز تمرین کردن به مهارت لازم برای کنترل ذهن دست پیدا کنیم صحیح نمی باشد.

همچنین تجسم کردن را کار پیچیده و خاصی تصور نکنید که شاید شما از عهده انجام آن بر می آیید. خواندن نوشته های مربوط به ویژگی های اراده خداوند نوعی تجسم کردن است.

تجسم کردن فقط بستن چشمان و فکر کردن به موضوع دلخواه نیست بلکه شما زمانی که در حال خواندن مطالب هستید نیز در حال تجسم کردن هستید.

2- همواره سعی کنید خودتان باشید.

یکی از فراگیرترین مشکلات انسانها تغییر حالت احساسی بر اساس رفتار طرف مقابل است.

شاید سخت ترین مرحله کنترل ذهن، رسیدن به مهارت بی توجهی به رفتار دیگران باشد. اما این مهم برای هماهنگ شدن با نیروی اراده خداوند الزامی است.

باید مانند آینــه رفتار کنیم.

حتما در مقابل آینه قرار گرفته اید، او شما را نشان می دهد اگر اخمو و عصبانی باشید همین را به شما نمایش می دهد.

نفر بعدی که در مقابل آینه قرار می گیرد او را بر اساس تصویری که از شما دیده است نمایش نمی دهد بلکه خود او را به خودش نشان می دهد.

آینه تحت تاثیر افرادی که در مقابلش قرار می گیرند قرار نمی گیرد و دچار شک و تردید نمی شود که چه تصویری به فرد مقابل خود نشان دهد.

این ویژگی آینه را باید در شخصیت خود نهادینه کنیم.

البته در گذشته من عقیده داشتم با هر فردی باید مثل خودش رفتار کرد. اگر کسی به من خوبی کرد به او خوبی میکنم و اگر کسی در حق من بدی کرد من هم با او بد خواهم بود.

این هم نوعی خاصیت آینه بودن است که در مقابل هر فردی مثل خودش باشیم که در گذشته اینگونه بودم. و مشاهده میکنم که بسیاری از انسان ها همین عقیده را دارند که باهرکس باید مثل خودش رفتار کرد.

اما این طرز برخورد با قدرت اراده خداوند همسو نیست و باعث پریشانی افکار و عدم تمرکز بر گسترش و بهبود زندگی می شود.

بنابراین برای همسو شدن با اراده خداوند باید جنبه دیگر آینه را در خود ایجاد کنیم که نسبت به فردی که در مقابلش قرار می گیرد واکنش نمی دهد و همواره آینه باقی می ماند.

بنابراین باید تصمیم بگیرید برای همسو شدن با اراده خداوند همواره خودتان باید. خودی که عاشق آن هستید و بودن در آن شخصیت به شما احساس خوب می دهد.

به افرادی که در زندگی با آنها روبرو می شوید وابسته نباشید و دعا نکنید که این افراد مطابق میل شما در کنارتان بمانند، بروند یا سر راهتان ظاهر شوند.

به قضاوت و داوری درباره ی خودتان و دیگران در این باره که بسیار چاق یا لاغر هستند، قد بلند یا کوتاه، زیبا یا زشت و … هستند پایان دهید و هرگز افراد را بر اساس ویژگی ها بررسی نکنید.

به این طریق عملکردن دقیقا مطابق با رفتار قدرت اراده خداوند با انسان ها می باشد. قدرت اراده خداوند شما را بدون قضاوت، داوری و وابستگی می پذیرد.

بسیاری از درگیری های ذهنی انسانها به دلیل رعایت نکردن این موضوع بسیار مهم است. در ذهن ما مملو از فرمول هایی است که هر کدام درباره فرد دیگری می باشد و تصور کنید در زندگی روزمره چه میزان از فضای ذهنی ما با مرور کردن این فرمول ها اشغال می شود. به همان اندازه ما فرصت کمتری برای هماهنگ شدن با نیروی اراده خداوند برای گسترش و بهبود زندگی خواهیم داشت.

اگر تمام عمر خود را صرف فکر کردن و قضاوت دیگران کنیم در نهایت نمی توانیم تاثیر یا تغییری در زندگی دیگران ایجاد کنیم اما به شکل عالی فرصت های زندگی خود را نابود خواهیم کرد.

بنابراین برای هماهنگ شدن به نیروی اراده خداوند لازم است که فضای زیادی از ذهن خود را از ناخالصی ها خالی کنیم.

به کار بردن خاصیت آینه در مواجه شدن با افراد و موضوعات زندگی سبب می شود همواره شخصیت مورد علاقه خودمان را داشته باشیم و مدت زمان بسیاری بیشتری در احساس خوب پایدار قرار بگیریم.

تا زمانی که نسبت به رفتار و گفتار دیگران واکنش نشان می دهیم نمی توانیم احساس پایدار را در زندگی تجربه کنیم.

بارها این تجربه را داشته ایم که حالمان خوب بوده است اما به واسطه شنیدن حرف دیگران یا مشاهده حرکتی که مورد پسند ما نبوده است نه تنها از آن احساس خوب خارج شده ایم بلکه تا مدت ها در احساس بد باقی مانده ایم.

میزان موفقیت ما در همسو شدن با نیروی اراده خداوند به پایداری احساس ما بستگی دارد.

3- تمرکز بر نکات مثبت و زیبایی ها

در بسیاری از کتاب های موفقیت درباره تمرکز بر نکات مثبت خوانده بودم و تصور میکردم که باید به زیبایی های پیرامون خود توجه کنم اما از آنجاکه ذهن من مملو از فرمول های همسو با اراده شخصی بود، تمرکز آگاهانه بر زیبایی های پیرامون کار سخت و طاقت فرسایی بود و همیشه بعد از چند دقیقه این تصمیم را فراموش می کردم و دچار شک و تردید می شدم که آیا در مسیر صحیح همسو شدن با قدرت اراده خداوند هستم یا خیر!

مدت ها به این شکل سپری شد و در تکاپوی به خاطر داشتن تمرکز بر نکات مثبت دنیا بودم تا به لطف خدای مهربان درک بهتری از این موضوع کسب کردم و از آن پس تمرکز بر نکات مثبت برای من ساده تر شد.

نکته ضروری در یادگیری تمرکز بر نکات مثبت این است که از تمرکز بر نکات مثبت خود باید شروع کنید.

من مدت ها به دنبال تمرکز بر نکات مثبت پیرامون خود بودم درحالی که زیبایی در خودم سراغ نداشتم و از آنجه که نیروی اراده خداوند بر اساس احساس و درون ما پاسخ می دهد هرکز تلاش من برای تمرکز بر نکات مثبت تاثیرگذار نبود.

من درک کردم که باید ابتدا از عشق ورزیدن و احترام قائل شدن برای خودم شروع کنم و سپس می توانم به زیبایی های اطراف خود توجه کنم.

فردی که در خود زیبایی نمی بیند و از خودش متنفر است نمی تواند زیبایی را در دیگران یا پیرامون خود مشاهده کند.

تمرکز بر نکات مثبت از طریق چشم شروع نمی شود بلکه از طریق ذهن و تمرکز بر خوبی ها، نکات مثبت، توانمندی ها و سایر موضوعات رضایت بخش خود شروع می شود و سپس از طریق چشم با دیدن زیبایی های پیرامن تکمیل می شود.

نکته جالب توجه این است که چنانچه قسمت های قبل را با دقت مطالعه کرده باشید قطعا نگاه ما نسبت به خودتان تغییر کرده است و این شروع ماجرای تمرکز بر نکات مثبت است.

امروز که در حال خواندن این نوشته هستید به نسبت روزی که قسمت اول را مطالعه کردید به شکل بسیار بهتری می توانید بر خوبی ها و نکات مثبت خود توجه کنید.

این از ویژگی های قدرت اراده الهی است که همانگونه که از طریق جاری ساختن این آگاهی ها مشغول آموزش ما می باشد در حال آماده سازی ما برای درک سطوح بالاتر هماهنگی و صلح با خود و قدرت اراده خداوند است.

از این لحظه که این نوشته را مطالعه می کنید، باید با عشق ورزیدن به خودتان و محیط پیرامون و با احترام گذاشتن به همه جنبه های زندگی می توانید در زندگی خود شاهد مهربانی و عشق به همراه زیبایی باشید.

به این عبارت توجه کنید:

در هرجایی که باشید، همیشه چیز زیبایی برای توجه و مشاهده وجود دارد.

هم اکنون نگاهی به پیرامونتان بیندازید و زیبایی را به عنوان کانون توجه خود انتخاب کنید. می توانید وسیله، رنگ یا فردی را بعنوان منبع زیبایی انتخاب کرده و به او توجه کنید.

در مرحله بعد به یک نکته عالی در وجود خود توجه کنید و خود را برای داشتن آن موضوع تشویق و تحسین کنید. می توانید چهره خود را مورد توجه قرار دهید، یا خلاقیت خود در انجام کار مورد علاقه تان را بعنوان موضوع زیبا انتخاب کنید.

در این شرایط شما به احساس بهتری نسبت به قبل خواهید رسید چون در یک زمان به زیبایی درون و بیرون از خود توجه کرده اید.

مثال مخالف این وضعیت را بارها تجربه کرده ایم، زمانی که طبق عادت به موضوعات مختلفی مثل بیماری، خشم، رنج و … توجه می کنیم.

وقتی ناراحت هستیم و به ناراحتی فرد دیگری توجه می کنیم میزان ناراحتی ما افزایش می یابد. در مورد بیماری و عصبانیت و سایر موضوعات نامناسب به این شکل است.

بنابراین همه انسانها در توجه به نازیبایی های درون و بیرون به درجه استادی رسیده اند و به همین دلیل است که شرایط زندگی اکثر انسانها به شکلی است که خودشان از آن وضعیت گله و شکایت دارند و نمی دانند که عامل اصلی بودن در آن شرایط خودشان هستند.

اگر قصد تغییر کردن دارید و می خواهید با نیروی اراده خداوند همسو شوید باید با عشق ورزیدن به خود اطرافتان همواره به نکات مثبت خود و دیگران توجه کنید.

توجه به زیبایی ها سبب می شود قدرت اراده خداوند را در زندگی خود درک و تجربه کنیم.

4- همواره سپاسگزار باشید

سالها تصور می کردم سپاسگزاری بیان این کلمه می باشد. در مقطعی از مسیر تغییر کردن تصور می کردم سپاسگزاری نوشتن جملاتی است که به خداوند نشان می دهد من انسان سپاسگزاری هستم.

نوشتن هر روز جملات سپاسگزاری در ابتدا برای من لذتبخش بود اما پس از مدت کوتاهی مانند نماز خواندن های سال های قبل کاری اجباری شد و تصور می کردم اگر هر روز جملات سپاسگزاری را ننویسم از مسیر دریافت نعمت ها توسط خداوند محروم می شوم.

مدت ها گذشت تا به درک واضح تری از سپاسگزاری رسیدم و آن برنامه ریزی ذهن برای سپاسگزاری بودن بود.

ذهن معنی سپاسگزاری را نمی داند و درک نمی کند اما احساس را به خوبی درک می کند.

به این نتیجه رسیدم که من زمانی سپاسگزار هستم که احساس خوبی داشته باشم و زمانی احساس خوبی دارم که از شرایط زندگی راضی باشم.

از نشانه های واضح رضایت از زندگی کاهش محسوس گله و شکایت کردن است که به لطف خدا در این مورد به خوبی عمل کرده ام.

به عقیده من نیروی اراده الهی به کلام یا نوع نوشته یا طریق بیان جملات سپاسگزاری ما واکنش نمی دهد بلکه به احساسی که از رضات از زندگی در ما ایجاد می شود واکنش نشان می دهد.

زمانی موفق به تجربه رضایت از زندگی خواهیم شد که احساس اطمینان از حمایت خداوند را در قلب و ذهن خود ایجاد کرده باشیم.

برای این منظور به گستردگی نیروی اراده خداوند فکر کنید. به این موضوع بیاندیشید که چگونه نیروی اراده خداوند زندگی شما را مدیریت می کند.

به راحتی می توانید فکر کنید، به راحتی می خوابید و بیدار می شوید، هرچه می خورید را در بدن شما هضم می کند و اکسیژن را به تمام سلول های بدن شما می رساند.

نیروی اراده خداوند همه فعالیت های لازم جهت ادامه حیات انسانها را بدون چشم داشت و قضاوت و داوری در مورد آنها انجام می دهد.

این نیرو در تمام اجرای جسم، محدوده فکر و وسعت دنیای مادی ما حضور دارد و همانگونه که مدیریت جسم ما را به بهترین شکل به عهده دارد می تواند مدیریت افکار و دنیای مادی ما را نیز عهده دار شود.

این مهم در صورتی رخ خواهد داد که همانگونه که نسبت به فعالیت های بدن خود افکار منفی و همسو با اراده شخصی نداریم درباره افکار و زندگی مادی خود نیز افکار منفی و همسو با اراده شخصی نداشته باشیم.

مساله مهم این است که ذهن ما درباره زندگی در دنیا و همچین آخرت مملو از فرمول های همسو با اراده شخصی است.

به اندازه ای درگیر فرمول های اراده شخصی شده ایم که ارتباط با خداوند و حتی توصیف های ما درباره خداوند بر مبنای فرمول های اراده شخصی صورت می گیرد.

هربار که خود را بنده نالایقی می دانیم که مورد خشم و غضب خداوند قرار گرفته است در واقع بر اساس فرمول های اراده شخصی درباره خداوند فکر و تصمیم گیری کرده ایم.

هربار که با انجام حرکتی خاص احساس می کنیم مورد قبول خداوند قرار گرفته ایم یا بخاطر انجام ندادن عمل خاصی تصور می کنیم که از خداوند دور شده و مورد غضب او قرار خواهیم گرفت بر اساس فرمول های اراده شخصی درباره خداوند و خود فکر و قضاوت کرده ایم.

به نظر من سپاسگزاری بر مبنای اراده شخصی هیچ تاثیری در بهبود احساس و شرایط زندگی ما در دنیا و آخرت ندارد.

سپاسگزاری باید به صورت واکنش وجود ما به خود و دنیای پیرامون انجام شود تا زندگی ما را متحول سازد.

جهت برنامه ریزی ذهن برای سپاسگزار بودن باید به ویژگی های قدرت اراده خداوند توجه کنیم و با فکر کردن و منطقی کردن آنها به این باور برسیم که خداوند همواره بر اساس آن ویژگی ها در وجود و بیرون از وجود ما حضور دارد.

در این صورت است که با چشم و گوش و بینی و دست و پا و همه اعضای بدن خداوند را لمس و تجربه خواهیم کرد.

در این صورت نیروی اراده خداوند به سپاسگزاری ما واکنش نشان می دهد.

نیروی اراده خداوند که در وجود ما قرار دارد کلید دست یابی به خواسته ها و آرزوهای می باشد. اگر به این نیروی الهی که در وجود ما جریان دارد احترام بگذاریم و توکل کنیم، موجی از اراده و آگاهی در درون ما جریان می یابد.

نیرودی اراده خداوند در وجود ما به سپاسگزاری قلبی ما واکنش نشان داده و درخواست های ما را دریافت می کند و هر قدمی را که باید برداشته شود، می داند

برای ختم این موضوع به دوبیتی زیبایی از باباطاهر رجوع می کنیم.

به صحرا بنگرم صحرا ته وینم ….. به دریا بنگرم دریا ته وینم

بهر جا بنگرم کوه و در و دشت ….. نشان روی زیبای ته وینم

5- شک و تردید نداشته باشید

وقتی شک و تردید درباره عملکرد و تاثیر نیروی اراده خداوند کنار گذاشته شود وفور نعمت از راه می رسد و هرچیزی ممکن می شود.

همه ما دوست داریم از افکارمان برای خلق زندگی که دوست داریم استفاده کنیم، اگر در توانایی خود برای ساختن زندگی به شیوه ای که آرزویش را دارید شک و تردید به خود راه دهیم، از پذیرفتن قدرت اراده خداوند خودداری کرده ایم.

این مهمترین دلیل عدم تغییر و گسترش زندگی انسانهایی است که تصمیم می گیرند با اتکا به قدرت ذهن، خالق شرایط خود در زندگی دنیایی باشند.

حتی زمانی که آنچه را که در زندگی آرزویش را دارید انجام می دهید اما به نظر می رسد که اتفاق خاصی رخ نمی دهد، باز هم شک و تردید به خود راه ندهید.

به خاطر داشته باشید با تکرار عبارت “من به خداوند توکل کرده ام” می توانید احساس خود را از هجوم افکار منفی و همسو با اراده شخصی در امان نگه دارید.

شک و تردید، همچون دو شریک زندگی خیانتکار در وجود ما هستند که به وسیله ایجاد ترس و نگرانی بخاطر تلاشی که انجام می دهیم، باعث می شوند خیر و برکت هایی را که اغلب می توانیم به دست آوریم را از دست بدهیم.

اکثر ما در مسیر تغییر کردن و همسو شدن با قدرت اراده خداوند جهت گسترش و بهبود زندگی به خاطر آنچه دیگران به ما می گویند و یا به واسطه آنچه توسط حواس پنجگانه خود از محیط پیرامون دریافت می کنیم دچار شک و تردید می شویم.

اما وظیفه ما بعنوان فردی که “با خداوند پیمان بسته” و “به خداوند توکل کرده” است این است که هرگز به این آگاهی شک نکنیم.

همانگونه که هرگز شک نکرده ایم که خداوند ما را خلق کرده و در این دنیا قرار داده است.

هرگز به قدرت آفرینش خود که توسط خداوند در وجود شما قرار داده شده است شک نکنید.

اگر نتیجه لازم را کسب نکرده اید به خود شک کنید که همچنان بر اساس فرمول های اراده شخصی فکر و عمل می کنید.

هرگز به خداوند و قدرت اراده اش در گسترش و بهبود شرایط زندگی خود شک نکنید.

در ادامه نوشته های باور ساز به چگونگی بهبود ارتباط با قدرت اراده خداوند خواهیم پرداخت. البته ممکن است این روش ها برای شما غیرعادی به نظر برسید اما پیشنهاد می کنم امتحانش کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

موزیک بی کلام
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=29923
برچسب ها:
11 نظر در مورد زندگی با اراده خداوند (قسمت یازدهم)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/08/01 19:13
      مدت عضویت: 118 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 817 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام 

      برداشت من از قسمت اول تا الان : 

      زمانی که ما به دنیا اومدیم خدا از روح خودش در ما دمید و به ما قدرت تفکر و تصمیم گیری داد  

      خدا برای ما سرنوشتی مقدر کرد 

      واونسرنوشت تقریبا برای همه انسانها یه چیزه و اونهم گسترش روز افزون عشق و زیبایی و وفور و فراوانی نعمتهاست و تنها تفاوتش در خلاقیت هست که هرکدوم از ماها از چه طریقی به تعمتهایی که دوست داریم برسیم و چطور لذت ببریم 

      مثلا یکی علاقه ش هنره وبهش توجه میکنه وتمرین میکنه وبیشتر یاد میگیره و حرفه ای میشه وکارهاش ممکنه خیلی معروف بشه مثل استاد فرشچیان یا پیکاسو و… 

       

      یکی علاقه ش درمان مردم هست و تلاش میکنه و یاد میگیره و دکتر میشه و یا پروفسور میشه وراههای درمان خاصی رو یاد میگیره و میشه کسی مثل پروفسور سمیعی  

      این اشخاص طبق علاقه شون و اراده خداوند پیش رفتند و موفق شدن 

      به نظر من اراده خدا در علاقه هر شخص به رشته مورد نظرش هست  

       

      حالا یه عده میان و فکر میکنند ببینند چه رشته ای مفید هست و از چه طریقی میتونند بیشتر پول در بیارند و علاقه شون رو رها میکنند و به امید موفقیت بیشتر اراده خدا را رها میکنند و طبق اراده شخصی خود ادامه میدهند و تلاش میکنند وزحمت میکشند و نهایتا به جایی میرسند که از سطح آرزوهاشون خیلی پایینتر هستند 

      رسیدن به آرزوها از طریق اراده شخصی کاری سخت وطاقت فرصاست و درآخر امکانپذیر نیست ولی رسیدن به آرزوها در مسیر هماهنگی با اراده خدا کاریست دلپذیر وراحت چون اراده خداوند همزمانی هایی رو برای ما پیش میاره که همه چی عالی پیش بره 

       

      خوب حال ما با این ذهنمون که پر از فرمولهای اشتباه در مورد خدا و اراده خداست چطور به اراده خدا دست پیدا کنیم؟!  

       

      پرسیدن یه سری سوالات اولیه از خودمون یکم بیشتر کمک میکنه بهمون به نظرم 

      اینکه من در مورد خدا چی فکر میکنم و از زمان کودکی تا حالا در مورد خدا به من چی گفته شده؟! 

      سوال بتدی درمورد اینکه چه گناههایی رو انجام دادم که حس میکنم بین من و خدا فاصله افتاده ؟

      خوب حالا همه میدونیم که خدا بخشنده س و در درون ما قرار داره وهیچوقت هیچ فاصله ای بین ما نبوده و ما با اراده شخصی فکر میکردیم که به واسطه اون گناهان فاصله بین ما افتاده ،حالا ما از خدا معذرت خواهی میکنیم و ایمان داریم که او ن ما رو میبخشه و کوله بار سنگینمون رو زمین میزاریم و ادامه میدیم حالا باید قدرت اراده شخصی اشتباه (فرمولهای ذهنی اشتباه)رو کمرنگ کنیم و قدرت اراده خداوند رو در درونمون پررنگ کنیم.چطوری؟! تکرار ویژگی های اراده خداوند و تمرین ویژگیهای خداوند در خودمون  

      ویژگیهای خداوند:

      خلاق بودن ،مهربانی ،عشق ورزیدن ،زیبایی ،گسترش نامحدود و پذیرش 

       

      برای من درکش اینطوری راحتتر بود که ویژگی اصلی اراده خداوند 

      گسترش وفراوانی خلاقیت ومهربانی وعشق وپذیرش همه هست 

      ماهم باید این ویژگیهارو درخودمون تقویت کنیم تارفتارمون و اراده شخصیمون در راستای اراده خداوند قرار بگیره 

       

      اینطوری میتونیم به یه برنامه جامع برای زندگی روزمره مون داشته باشیم: 

      افکارمون رو به دودسته سبز و قرمز دسته بندی کنیم  افکار سبز :افکاری که حس خوبی به ما میدن 

      افکار قرمز :افکاری که حس خوبی به ما نمیدن 

      افکار سبز رو پرورش بدیم و افکار قرمز و سریع پاک کنیم 

       

      اعمال :اعمالمون روهم به دودسته سبز وقرمز تقسیم میکنیم واعمای که حس خوب به خودمون و طرف مقابل میده رو انجام بدیم و اعمالی که برای خودمون یا اطرافیان حس بد داره رو انجام ندیم  

      کینه رو از دل بیرون بندازیم و اینکارها رو بدون اینکه از کسی انتظار پاسخ داشته باشیم انجام بدیم مثل آب دادن به گل 

      کینه مثل جام زهر است که خودمون بنوشیم و منتظر باشیم دیگران بمیرن چون کینه باعث جدایی ما از اراده خداوند میشه پس همه رو سریع باید ببخشیم به خاطر اینکه از اراده خداوند جدا نشیم 

       گفتار :گفتارمون هم سبز و قرمز میشه 

      گفتاری که حس خوب برای خودمون و اطرافیان داره رو انجام میدیم و گفتاری که برای خودمون و اطرافیان حس بد داره رو انجام نمیدیم اینجوری درونمون و دوروبرمون پر از رنگ سبز میشه 

       

      اگر کسی کاری ازمون بخواد که انجامش بهمون ضربه بزنه نمیپذیریم و حال خوب خودمون رو در اولویت قرار میدیم  

      هرروز کارهایی رو انجام میدیم که دوست داریم 

      هرروز فایلهای انگیزشی و موضوعهای مرتبط ببینیم تا ذهنمون به این رویه عادت کنه و اینجوری میشه ذهن منفی باف رو کنترل کرد  

       

      همواره باید سعی کنیم خودمان باشیم و به خاطر دیگران خودمون رو تغییر ندیم و وابسته به اشخاص اطرافمون نباشیم ودنبال نکات زیبایی در خودمان بگردیم هم در خصوصیات اخلاقی و تلاشها و چهره واندام  و خلاصه اینکه دید مثبت رو از درون خودمون شروع کنیم و بابتش سپاسگذار باشیم 

      درواقع همون حس خوبی که پیدا میکنیم یه جور شکرگذاری هست  

       

      گله نکنیم و شکایت نکنیم 

      همیشه و در هر جا دنبال زیبایی ها باشیم و لذت ببریم 

      شک وتردید نکنیم و اگر تلاشهامون در رابطه به چیزی جواب نمیداد به درون خودمون رجپع کنیم ببینیم کجای کار خودمون اشتیاه هست وگرنه خدا همیشه باماست  

      خدایا سپاس بابت حال خوبم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/07/13 04:19
      مدت عضویت: 834 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 596 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      این قسمت خیلی خیلی مفصل بود و من از دیروز چند بار اونا خوندم که بهتر درکش کنم خیلی مبحث عمیقی هستش که آگاهی های خوبی می ده ممنون استاد .

      همیشه باید سعی کنیم در زندگی روزمره واکنش خودمون رو نسبت به مسایل مختلف رو بر اساس اراده خداوند تنظیم کنیم .همونطور که در زندگی با طعم خدا یاد گرفتیم که آیا الان حرف زدنمون و یا تصمیممون بر اساس اراده خداونده یا شیطان ! اونجا این مبحث به طور مفصل توضیح داده شد و من همیشه توی ذهنم هست همیشه میاد پونه می خوای بر اساس اراده خدا باشی یا شیطان ! که مردم توجه نمی کنن اراده شیطان هم فکر کنم همون اراده شخصی خود آدم می شه  

      و اما اینجا یاد می گیریم که برای جهت تقویت فرمولهای صحیح همسو با اراده خداوند در ذهن باید چیکار کنیم

      ۱- قدرت اراده خداوند و تجسم کنیم در قسمتهای قبلی هم این ذکر شد که تجسم کنیم خدا دستمون و گرفته من از اونروز که اینو یاد گرفتم در مسایل خیلی از این استفاده کردم حالا باید اینو تمرین و تکرار کنیم با ویژگیهای خداوند و اون چیزی که می خوایم تجربه کنیم .حالا اتفاقا از وقتی همسو شدنم با اراده خداوند کارهایی و می گفتم نمی تونم ولی از وقتی که همسو شدم یه چیزهای جدیدی که تا الان انجام نداده بودم و انجام دادم و به خودم افتخار کردم.خدایا شکرت با اینکه می هم درست بود اصلا نمی تونم و نشد نیومد جلوم خدایا شکرت . و شک و تردید رو باید از بین ببریم که همیشه این شیطون شک و تردید و میاره برامون و آدم و به شک می ندازه.

      ۲- همواره سعی کنید خودتون باشین در مقابل کارهای دیگران واکنش نشون ندین مثل اینه باید باشیم که وقتی تو ایینه نگاه می کنم عصبانی و خندان و… ایینه هیچ کاری نمی کنه .به افراد در زندگی نباید وابسته باشیم که من باید اینو ترک کنم کم کم چون وابستگی هام خیلی زیاده قضاوت نباید بکنیم درباره دیگران حرفهای بیخودی بزنیم که این کار خیلی زمان می بره من اگه خودم باشم اوکیه ولی وقتی با کسی حرف می زنم جایی می رم هی مردم دیگران و قضاوت می کنن هی من هیچی نمی گم ولی یه وقتا هم یه چیزی آدم می گه …. 

      ۳- تمرکز بر نکات مثبت و زیبایی ها که من الان خیلی وقته که اینو تمرین می کنم ولی بعضی وقتا هم یادم می ره بعد دوباره یادم میاد همیشه به نکات مثبت خودم توجه می کنم حالا هر کی تایید بکنه یا نکنه خودم می دونم اوکی هست و همینطور در مورد آدمای دیگه به چیزهای مثبتشون توجه می کنم و همینطور در اطراف به قول شما در هر شرایطی حتی بد هم یه چیز زیبایی وجود داره که باید بتونیم ببینیمش.۴- سپاسگزاری که این هم از شما یاد گرفته بودم که بالاترین سپاسگزاری کردن احساس خوب داشتنه و وقتی احساس خوب داشته باشیم یعنی از زندگی راضی هستیم . ولی من همچنان یه دفترچه سپاسگزاری دارم دوست دارم که هر شب یادداشت کنم 

      ۵- شک و تردید نداشته باشید واقعا مهم همیشه ذکر من تو روز اینه که من به خدا ایمان دارم من به خدا توکل کرده ام خدایی که همه کارهای بدن منو همواره مدیریت می کنه این همه خلقت و … پس همه چیز همه کارها و مدیریت می کنه دیگه نباید شک و تردید به خودمون راه بدیم همه چیز تحت مدیریته خداونده و فقط ما باید خودمون و همیشه وصل به این نیروی منبع و منشع بدونیم و هیچ وقت فکر نکنیم که از این نیرو جدا شدیم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/07 21:32
      مدت عضویت: 621 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 250 کلمه

      سلام نمیدونم از کجا بنویسم وچجوری بنویسم

      یادمه دیروز بود که از خدا خواستم هدایتم کنه دستمو بگیره

      چند سالی میشد که داشتم قوانین جهان وکیهان را کار می‌کردم با اساتید عالی که زندگیشون نشون از واقعیت میداد کار میکردم ومیکنم

      در زمینه لاغری که خدا مرا هدایت کرد به سمت شما استاد ودوره های لاغری را دارم کار میکنم وعالی دارم نتیجه میگیرم 

      غذا خوردنم دیدگاهم نسبت به غذا همه چیز تغییر کرده 

      ولی نمیدونم چجوری بود که قانون تو زندگیم تو بعد مالی تغییر زیادی نکرده بود مصمم فایلها را گوش میکردم 

      تمرینها را انجام می‌دادم تا این که این اواخر با کتابی آشنا شدم که تغییر زیادی در افکار ایجاد کرده بود ولی میدونستم یک چیزی کمه باید جور دیگه ای باشم

      تا اینکه دیروز عاجزانه از خدا کمک خواستم .هدایت خواستم 

      گفتم مگه نه اینکه هدایت میکنی دستمو بگیر من به کمکت نیاز دارم

      بعد با خودم گفتم برم فایلهای دوره لاغری را گوش کنم 

      وتمرینها روزم را انجام بدم که هدایت منو به سمت این نوشته ها برد .

      استاد نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم از دیشب دارم میخونم وگریه میکنم انگار که خدا رودر رو نشسته وداره باهام حرف میزنه 

      استاد عزیزم از ته دلم براتون دعا کردم واز خدا خواستم هزاران برابر این عشق را به زندگیتون برگردونه 

      نمیدونین چه کمکی به من کردین چه آرامشی به من دادید 

      بارها از روی شونه هام برداشته شد همه چیز را به خدا سپردم دست از جنگ برداشتم و تصمیم گرفتم اراده شخصی ام را کنار بگزارم وبا اراده خداوند زندگی کنم

      ممنونم که با عشق نوشتید ….سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/13 22:05
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 98 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      وای که من چه قدر دروغگو بودم یک عمر نماز میخوندم ولی هیچ وقت به خدا توکل نکردم و صبحم رو با استرس و نگرانی شروع میکردم هیچ وقت به خدا اعتماد نکردم وهمیشه با نگرانی به مسایل توجه کردم البته نعمت ها رو از جانب خدا و البته زرنگی خودم میدیدم و تمام مشکلات به علت گناهی میدیدم که خدا من تنبیه کرده یا خواسته که برایم اینگونه رقم بخورد همونطوری که تناسب خودم خودم از بین بردم تمام زندگی هم در دستان خودمان و ما میتونیم بهش قدرت بدیم

      خدایا دوست دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/12 13:21
      مدت عضویت: 818 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,000 کلمه

      با یاد ونام خدای مهربان

      خوشحالم که در این لحظه ذهنم تمرکز و یاری کرده تا در راستای اراده خداوند قرار بگیرم و نظرم را ثبت کنم. این قسمت را چند روز دارم مطالعه می کنم

      افکار وباورهای خودمو بررسی می کنم از خدای خودم خجالت می کشم که این همه باور اشتباه نسبت به خالق مهربانم داشتم و برای شناخت بیشترش هیچوقت کاری نکردم.

       از شما استاد عزیز هم سپاسگزارم که این قسمت رو به سایت اضافه کردید که بتونیم استفاده کنیم و باورهای اشتباهمونو اصلاح کنیم.

       

      شناخت من از خداوند اندک بود هیچوقت به این همه خلاقیت خدا توجهی نداشتم. از دیدن گل های رنگارنگ ذوق می کردم اما به خالقش توجهی نمی کردم. دیدن منظره غروب خورشید باعث میشد حتی بیت شعری بنویسم واز خط زیبا استفاده کنم،کلا ذوق هنری زیادی داشتم و کارهای هنری زیادی درست می کردم که اطرافیان تعریف و تمجید می کردند اما خودم بی توجه بودم و هیچوقت سعی نکردم اون وجه خودمو گسترش بدم و در راستای اراده خداوند به اون خلاقیت وسعت ببخشم.

       

      نگاه زیبا بین داشتن خیلی خوبه، هرجا باشی فقط جلوه های زیبایی رو می بینی و از هر چیزی می تونی حسابی لذت ببری متاسفانه اشتباه من این بوده که همیشه دنبال یه شاهکار بزرگ تو وجود خودم بودم و از این همه استعدادی که شاید خیلیا حسرت اونو داشتن در راستای اراده خداوند استفاده نکردم و بهشون بی توجه بودم.

       

      کم کم دارم متوجه میشم که چطوری می تونم در راستای اراده خدوند به خودم توجه بیشتری کنم تا بتونم موفق تر عمل کنم.

      مثال آینه خیلی عالی بود اگه بتونم از این قسمت همین یک مورد رو به خوبی عمل کنم در زندگیم کلی تغییرات ایجاد میشه ماها همیشه یاد گرفتیم که خیلی راحت تحت تاثیر دیگران و غم و اندوهشون قرار بگیریم انگار هرکی روبروی ما میشینه و از غم وغصه هاش میگه ما همونو تو وجودمون تکثیر می کنیم و حسابی بهش می پردازیم . خود من اگه با همچین آدمی برخورد می کردم تا چند روز کل زندگیم تحت رفتار اون شخص قرار می گرفت و کنترلی روی خودم نداشتم.

       

      ویژگی آینه به من یاد داد که تحت تاثیر افرادی که در مقابلشون قرار می گیرم نباشم  و باید بتونم این ویژگی آینه را در شخصیت خود نهادینه کنم.

      باید یاد بگیرم که همیشه شخصیت مورد علاقه خودم را حفظ کنم چون اینطوری می تونم مدتها در احساس خوب بسر ببرم و نسبت به گفتار و رفتار وعملکرد دیگران واکنش نشان ندهم که البته این نکته خودش نیاز به تمرین زیادی داره،چون سالها فقط یاد گرفتم که نسبت به اطرافیانم همیشه عکس العمل نشون بدم و الان باید رو خودم خیلی کار کنم.

       

      باید به زیبایی های اطرافم بیشتر توجه کنم و به این نکته توجه کنم که

      در هرجایی که باشیم، همیشه چیز زیبایی برای توجه و مشاهده وجود دارد.

      بله فقط کافیه چشم زیبا بین داشته باشیم زیبایی ها یکی بعد از دیگری خودشونو نشون میدن. دنیای اطراف ما پر از زیبایی هست ما حیاط خلوت آرومی داریم که گاهی صدای پرنده ها توش شنیده میشه و حس و حال خوبی به ادم میده، گلدونای گل و گیاه و سرسبزی اونا بهم حس آرامش میده و زیبایی رنگ های سبز اونا چشممو نوازش می کنه، شادابی و لبخند پسرم و بازی های کودکانه و سر وصداش زیبایی خونه ی منه اینو وقتی متوجه شدم که هر وقت بچه هام مریض میشن روح زندگی تو خونه جریان نداره.

      در مورد زیبایی های خلاقیتی خودم من خط زیبایی دارم وقتی تمریناتمو می نویسم از خوندن دوباره اونا حس خوبی بهم دست میده و ارتباط بهتری با اون تمرینات می گیرم. کارهای هنری زیبای دخترم و صدای تاری که می نوازه واقعا حس وحال خوبی داره . دنیای اطراف من پر از زیباییه و خدا روشکر می کنم به خاطر این همه زیبایی که هر روز تو زندگی می بینم.

      توجه به زیبایی ها باعث میشه بهتر بتونم قدرت اراده خداوند را در زندگی درک کنم.

       

      در مورد سپاسگزاری باید بگم قبل از این که با سایت استاد آشنا بشم بیشتر انسان گله گذاری بودم تا سپاسگزار. همیشه فکر می کردم سپاسگزاری مال آدمایی هست که پولدارن و هیچ خواسته ای تو زندگیشون نیست و به هر چی خواستن رسیدن. گاهی فکر می کردم واسه چی باید سپاسگزار باشم اخه مگه خدا بهم چی داده؟؟

      همزمان با آشنایی سایت استاد هدایت شدم به دوره سپاسگزاری راندا برن و خوندن کتاب شکرگذاری و دیدن فایل های مربوطه و… تازه اونجا کمی متوجه شدم که چقدر نعمت دارم که باید بابتشون خدا رو شکر کنم و سال ها به چشمم نمی یومدن. گاهی فایل های استاد رو باز می کردم که ایشون با یه انرژی خاصی می گفتن خدا رو شکر کنید برای آغاز یه هفته ی خوب، خدا رو شکر کنید برای یه روز خوب، خدا را شکر برای همین لبخند، برای این که در مسیر درست حرکت کنیم و… 

      دفترچه ای گرفتم و توش بابت همه ی نعمت های خدا سپاس گزاری می کردم اما ته ته دلم باز هم انگار گله وشکایت از اطرافم داشتم الان کم کم دارم می فهمم اصلا به نوشتن نیست به احساسه، به حال خوبه به اون حس درونی خودم برمی گرده به لبخند رضایت بخشم مربوطه. 

      نیاز به نوشتن هیچ جمله ای نیست. همین که من الان از ته دلم راضیم و حس خوب دارم و میگم خدایا شکرت برای این حال خوب همین میشه سپاسگزاری.

      دیگه هیچ جای ذهنم شک وتردیدی به قدرت و مهربونی خدا ندارم می دونم که خودش منو به این مسیر هدایت کرده و هوامو داره. از وقتی به خدا توکل کردم و گفتم که خدایا من در راستای اراده تو میخوام حرکت کنم، میخوام تغییر وتحول به زندگیم بدم یه جورایی همه وجودم سرشار انرژی شده حس می کنم که من مسافر کشتی ای هستم که ناخداش کس دیگه ای هست من از مسیر سفرم لذت می برم و همه چی رو به او سپردم خدایا به امید خودت.

       با تکرار عبارت “من به خداوند توکل کرده ام”  احساسم را از افکار منفی و همسو با اراده شخصی خودم دور می کنم و همه چیز رو به دستان توانای خدا می سپارم و در مسیر اراده او حرکت می کنم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/25 19:24
      مدت عضویت: 741 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,133 کلمه

      زندگی با اراده خداوند (قسمت ۱۱)

      سلام دوستان و استاد محترم و تشکر برای این آگاهی های عالی

      وقتی به این موضوع فکر میکنم که چه افکار و باورهایی نسبت به خداوند داشتم ،پر از ترس میشم ، من نسبت  به قدرتمندترین نیروی جهان، عقاید ضعیف و ناتوان داشتم

      من خدارو به عنوان موجودی قوی قبول داشتم ولی تصور میکردم که اون نیرو برعلیه منه و با من لجه ،بعد انتظار داشتم زندگیم از همه لحاظ عالی باشه هر چند با داشتن اونهمه درونیات ناصحیح باز هم خداوند مهربان بوده که الان من در شرایط نرمال و خوبی زندگی میکنم

      خدا کیست ؟ سئوالیه که باید از خودمون بپرسیم و به جواب های خود تفکر کنیم و آگاهانه بخواهیم که جواب ها و باورهای جدیدی از خدا در خود بسازیم که همین شناخت خداوند مهمترین بخش زندگی ماست 

      اگر ما باور بر خلاقیت خداوند نداشته باشیم زندگی رو یک زندگی بدون جذابیت و حوصله سر بر میبینیم ،در کامنت های  قبل هم نوشتم که هزاران بار بمن میگفتن تو که خلاقیت نداری ،خلاقیت برای من کارهای هنری تعریف شد ،نقاشی و انشاء نوشتن تعریف شد ،منم که بلد نبودم انشاء قشنگی بنویسم ،بلد نبودم یه سالادو دیزاین کنم ،انگ خلاق نبودنو بر خودم زدم ،همین الان هم میخوام کاری انجام بدم میگم منکه بلد نیستم  غذا یا میز غذارو تزئین کنم از دخترم که بنظرم هنرمنده کمک میگیرم 

      هر چقدر که خودمو خلاق تصور نکردم حس ناتوانی در من قویتر شد 

      چند روزه توی دفتر تمریناتم مینویسم که من ذهن بسیار خلاقی دارم و ذهن من بسیار با من همکاری میکنه ،بلخره باید یجوری این حس های خاموش وجودمو بیدار کنم 

      زیبایی های جهان ،تنوع در نعمت ها ، کوه ، آب ، دریاها ،جانوران ، حیوانات ،انسان ها وووو نشان از قدرت و فراوانی خداوند است که باید هر روز به چشمان خود ،به حواس خود بیاموزیم که سبک زندگی به این شکله که من بهت میگم‌

      شکل زندگی جدید خودمونو برای ذهنمون توضیح و توصیفش کنیم تا دیگه نخواد کورکورانه زندگی بی هدفیو دنبال کنه 

      چشمانمونو توانا کنیم در دیدن زیبایی ها ،هر روز برای خودمون و به افتخار خودمون ادای احترام  کنیم ،تحسین کنیم موجودیت خودمونو که خداوند برای داشتنش به فرشته ها دستور داد در مقابل انسان  تعظیم کنند 

      خودمونو بشناسیم ،از خودمون سئوال کنیم ،،،، که من کیستم؟؟

      جوابمون به این سئوال عزت نفس مارو نشون میده ،عزت نفس چیه ؟ عزت نفس یعنی احترام به ذات درون الهیت که سالهاست زیر خروارها خاک افکار و قضاوت های دیگران مدفون شده 

      سالها نقش هر شخصیو بازی کردیم بجز خود حقیقیمونو ، هر جایی خواستیم بریم‌ قبلش بهمون گفتن که این کارو نکن ،اون کارو نکن 

      ما یاد گرفتیم با هر کسی شکل خودش رفتار کنیم ،خونه اقوام پولدارمون رفتیم یه مدلی رفتار کردیم ،خونه افراد تحصیلکرده رفتیم یه مدل دیگه وووو  و این وسط مدل خودمون که منحصر بفرد بود گم شد 

      هر چقدر ما از درون واقعی خود دور شدیم ،مشکلات ما بیشتر شد ،شادی در ما کمتر شد ،سلامتی از بدنمون رفت، هر روز صبح که از خواب بیدار شدیم چندین تا لباس اجتماعی بر تن کردیم 

      و حالا عاجزانه بدنبال خدا و شناخت خدا هستیم ،قبل از پیدا کردن خدا ،باید با خودمون روبرو بشیم تا بزرگی و عظمت خداوند در ما جا بشه 

      وقتی من بفهمم و درک کنم که جایگاهم کجاست،چقدر عزیز و مهم هستم‌ برای خدا ،اشرف مخلوقاتش هستم ، عزیز دردانه خداوند هستم و نترسم از عذاب و خشم خداوند  وقتی آرام شدم ،وقتی درونم‌ در صلح رفت ، گسترده تر میشم ، مهربانتر خواهم شد ،دید و درونم بزرگتر میشه ،خلاقیت ها بسمتم سرازیر میشن ،میتونم عشقو دریافت کنم و بجای کمبود ،فراوانی رو میبینم 

      در طول این چند سال که در حال آموزش هستم‌ ،بیشتر اوقات تلاش کردم که به سبک گذشته  خود زندگی نکنم ، هر زمان که به یاد آوردم ،تونستم یکمی بیشتر بسمت خواسته های جدیدم رفتار کنم که انجام همین تغییرات هم نیاز به تکرار داشته و داره تا در انتها به سبک عادی زندگی تبدیل بشه 

      واکنش های قبلی من که کاملا اشتباه و بر اساس اراده شخصی خودم بود که اونم پر بود از فرمول های مخرب در مورد پول، روابط ،خدا، وزن و آدم ها 

      هر چقدر باورهای من ضعیفتر بود نتایج زندگیم هم بی کیفیتر بود ،در واقع انتظارات من طبق درونیاتم بود

      نوشتن و خوندن همین مطالب نوعی تصور کردن صفات خداوند است ، هر زمان احساس کنیم‌ که حالت خنثی داریم و چیزی خوشحالمون نمیکنه به فراوانی و زیبایی خود و  جهان و اطراف خود توجه کنیم که این تمرین  نوعی تصور کردن صفات خداونده ،عشق دادن به تمان ذرات جهان هستی که پر هستند از هوشمندی ، ما فکر میکنیم اجسام شعور ندارند ولی همین مبلی که روش میشینیم شعور داره ،ذراتش در حال حرکت هستند 

      ما میتونیم به تمام چیزهاییکه در کنار ما و در خدمت ما هستند عشق هدیه بدیم ، این تمرینیه که هر زمان یادم بیاد انجامش میدم ، به تمام اشیاء ی که در کنار من هستن عشق میدم‌، به تختم،به رختخوابم، به قاشق و بشقابم،به یخچالم،به گاز و لباسشویی م به هر چیزی که میبینم و متوجه میشم‌ که اونها هم میفهمن

      من سالهاست هر زمان که سوار ماشینم‌ میشم بهش سلام میکنم قربونش میرم و دوسش دارم ،حس میکنم ماشینم خوشحال میشه وقتیکه من سوارش میشم برای همین ماشینم‌ خیلی خوش انرژیه 

      اینها تغییراتیه که اگر در زندگیمون بوجود بیاریم میتونیم شاهد بهترین اتفاقات باشیم ،با همین تمرینات بظاهر کوچیک

      تمرین کنیم که فضای ذهن خودمونو برای خودمون خالی نگه داریم و به بقیه زیاد فکر نکنیم ،همه ما در زندگی اطرافیانی داریم که در نزدیکی ما زندگی میکنن و گاهی از رفتار و نوع نگرششون حالمون بد میشه که برای خود منهم زیاد پیش اومده و کم وبیش پیش میاد ،باید این عادتو در خودم تغییر بدم و سریع از رفتار اطرافیانم بهم نریزم و حس و حال خودمو بد نکنم و نسبت بهشون بیخیال بشم 

      دقت کردم وقتی زیادی مراقب رفتارهای اطرافیانم هستم ،گفتگوهای منفی درونیم بیشتر هم میشه و اون لحظاته که متوجه میشم باز هم ریموت ذهنمو دادم دست شیطان و شیطان داره واسه خودش سخنرانی میکنه و اینو از احساسم متوجه میشم

      متاسفانه بدلیل نوع تربیت خانواده ها اون زمانها که خیلی بلد نبودند از بچه های خود تعریف کنن یا تشویق کنن و بجاش خوب بلد بودند که تنبیه و توبیخ و تحقیر کنن ،در من حس خود زیبابینی رشد نکرد و خودمو یک دختر خوب و عالی و دوست داشتنی و زیبا نمیدیدم،حتی جهان اطرافم هم برای من امن و خوشایند تعریف نشد 

      برای همین سالها جلوی آینه  نمیرفتم و خودمو نگاه نمیکردم و اگر هم نگاه میکردم که فقط در حد ایراد گرفتن و بد وبیراه گفتن از خودم بود 

      چیزی به عنوان زیبایی در خودم پیدا نمیکردم چه شخصیتی چه قیافه ای و همیشه از همه فراری بودم و دختر خجالتی و بدون اعتماد بنفسی بودم

      از آدم ها هم که تا جاییکه تونسته بودن بد گفته بودن و من تصور میکردم همه آدم ها نامن و بد هستند

      جهان و اتفاقاتش هم که بصورت نافرمی برام تعریف شد ،در واقع دنیای درون و بیرون من پر بود از ناخوبی ها و نمیدونم چرا از من انتظار داشتن که یک شخصیت خیلی موفقی بشم

      خدارو شکر به برکت شرکت در  دوره های ذهنی و برخوردم به تضادها ،دوست داشتم که در خودم نیروهای درونیمو تقویت کنم 

      در بیشتر تمرینات ذهنی ،موضوع عزت نفس و حرمت نفس مورد بسیار مهمیه که با انجام تمریناتش و همینطور خوندن کتاب هایی تونستم ۸۰ درصد از شخصیت قبلیم فاصله بگیرم و به توانایی های درونم مسلط بشم 

      یکی از تمریناتم که هر روز انجام میدم ،توجه بر زیبایی های خودمه چه در قیافم چه در شخصیت و رفتارها و تغییراتم که خدارو شکر خیلی هم زیاد هستن 

      هر زمان خودمو تو آینه نگاه میکنم با تحسین و عشق و تشویقه، نکات مثبت شخصیتیمو مینویسم و بهشون توجه میکنم ،به همون اندازه که توانایی های درون منو تخریب کردن الان باید ترمیمشون کنم 

      قبلا زیاد به ناراحتی های اطرافیانم توجه میکردم و ماها درگیرشون میشدم‌ بدون اینکه متوجه بشم که عامل در جا زدن هام‌ و حال ناخوبم بخاطر توجه به مشکلات دیگران بوده و از زمانیکه با دوره های ذهنی آشنا شدم ،خودبخود از مدار اطرافیانم‌ خارج شدم و خیلی دیر به دیر همدیگه رو در حد چند ساعت مهمونی میبینیم و متوجه شدم که من با تغییر مسیر در ذهن و رفتارهام ،در حال تجربه کردن دنیای متفاوتی از اونها هستم ،من تشبیه ش میکنم به عوض کردن ریل قطار که وقتی ریل عوض میشه قطارها با سرعت از همدیگه دور میشن‌

      اولین بار که با کلمه شکر گذاری آشنا شدم ،نمیدونم چند سالم بود شاید ۷ یا ۱۰ ساله بودم ،بعد از نهار ، عموم بهم گفت اینهمه غذا میخوری یه خدایا شکرت هم بگو 

      منکه تا اون موقع نمیدونستم خدا کیه یا چیه ،فقط بخاطر عموم تو دلم میگفتم خدایا شکرت که گفتن این جمله هم بعد از چند روز یادم رفت

      از اونجاییکه با خدا در درونم لج بودم و باور داشتم که خدا هیچ کاری برای من نکرده ،دلم نمیخواست شکر گذاری کنم و اصلا دلیلشم نمیدونستم برای چیه ، با خودم فکر میکردم که خدا نشسته و داره بنده هاشو چک میکنه ببینه کی بعد از نهار میگه خدایا شکرت یا نه و  اون زمانها فکر میکردم فقط بعد از غذا باید شکر گذاری کنی 

      از اون زمان به بعد دیگه بهش فکر نکردم تا ،از ۱۵ سال پیش که مدام مادرمو در حال گفتن خدایا شکرت میدیدم ، دلم نمیخواست شکل مادرم رفتار کنم چونکه اونو زن موفقی نمیشناختم 

      مادرم مدام بهم میگفت انقدر ناشکر نباش خدا میزنه کمرت ،نصفت میکنه ، خدا قهرش میگیره ووو و مدام از خشم خدا برای من تعریف میکرد و من اتفاقا بیشتر از اون خدای مادرم دورو دور تر میشدم 

      تا اینکه وارد دوره های ذهنی  شدم و از اونجاییکه همه افرادی که به این مسیر هدایت میشن از جایی ،از کتابی یا از ویس و استادی ،اولین بار با این مطالب آشنا میشن و همگی یه دوره های مشابه رو میگذرونن ، که گذروندن همون دوره ها و کتاب ها باعث میشه  ما به مسیرهای بهتری هدایت بشیم ،منهم لابلای آموزش هام به کتاب معجزه سپاسگذاری هدایت شدم

      کتابو که خوندم نظرم نسبت به شکر گذاری تغییر کرد و چونکه همزمان در دوره ها هم بودم و باورهای خداشناسیم هم در حال بهتر شدن بود ،ترغیب شدم که تمرین سپاسگذاریو روزانه انجام بدم و از ۴ سال پیش تا حالا ۷۰ درصد این تمرینو انجام میدم ،هر چند که استاد میگن حس و احساس رضایت داشتن ،یعنی سپاسگذار بودن ولی من باز هم هر روز داشته های خودمو یا مینویسم یا میخونم چونکه میدونم با این تمرین توجهم میره بر داشته هام 

      وقتی توجه میکنم به داشته هام ،دارم به جهان اعلام میکنم که من راضیم من خوشنودم با داشتن مثلا سلامتیم ،ماشینم،خونم،بچه هام وووو 

      وقتی حس رضایتمندی به جهان میفرستم ،جهان هم مثل آینه حس رضایتمندی بیشترو برای من تدارک خواهد دید 

      و نظر استاد در این قسمت هم برمیگرده به تقویت اراده خداوند در درون خودمون که با تقویت ویژه گی های خداوند میتونیم با تمام وجود حس سپاسگذاری داشته باشیم و حس میکنم برای درک این قسمت از صحبت های استاد باید تایم بیشتری در تمرینات باشم تا آگاهانه تر بهش فکر کنم ،هر چند نتایج چندین سال اخیر زندگیم نشان دهنده اجرای تمریناته 

      الان که در حال نوشتن هستم و به قسمت آخر  نوشته های استاد رسیدم ،که شک و تردید دو مورد مهمی هستند که باعث میشن ما به آنچه میخواهیم نرسیم ، و متوجه شدم در تمام شکست هاییکه خوردم این دو مورد بسیار دخیل بودن و همچنان هم کم و بیش آزار دهنده هستن

      هر چند بودن این دو باور مخرب در افکار ما حتی در حد خیلی کوچیک هم میتونه به تنهایی باعث شکست ما بشه ،که بنظر من تمام اینها برمیگرده به حس توانمندی درونی یا همون عزت نفس ما که مدام برای هر کاری حس شکست و تردیدو در ما تقویت میکنه 

      در افکار من هنوز هم  برای انجام  کارهام این تردید و شک وجود داره ،شاید کاملا واضح و مشخص نباشن ولی اینو متوجه شدم یه ** حس ناتوانی ریز و زیر پوستی** در خودم گاهی حس میکنم که بمن میگه اگر برای همه شده برای تو نمیشه ،که همین الان مچ این باور مخرب پنهانو در خودم گرفتم

      باور شک و تردید در انجام تمام خواسته هام مثل اینکه میخوام لاغر بشم ،میخوام خدارو به سبک باورهای جدیدم بسازم ،میخوام مسائل مالیمو گسترش بدم ،میخوام اعتمادبنفسمو تقویت کنم وووو  در تمام این خواسته های من ، این ویروس  مخرب در حال پخش کردن سم تو * نمیتوانی * های خودشه 

      درس امروز که از این جلسه گرفتم و باید روش بیشتر متمرکز بشم ،برداشتن شک و تردید در انجام کارهام،افکارم و تصمیماتمه ،هر چند این باورو قبلا هم در خودم شناسایی کرده بودم ولی الان برام واضحتر و مطمئن تر شد که ریشه  بیشتر  در جا زدن هام در این باور مخربه

      ممنون برای این آگاهی های عالی که باعث میشه با خوندن و نوشتنم ،به لایه های زیرین ذهنم دستیابی پیدا کنم و بکشم بیرون هر آنچه در من طلسم هاییو بوجود آورده که باعث شده سالها روی تردمیل بدوم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/08 16:03
      مدت عضویت: 293 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 618 کلمه

      بنام خداوند مهربان

      استاد واقعا ممنونم ..با نوشته های زندگی با اراده خداوند چشمم بجهانم گشوده شد وتازه دارم به حقایقی دست پیدا میکنم اونم با احساس…با تک .تک ذرات وجودم…احساسم برام تازگی داره.

      خدایی هیچ چیز نمیتونست منو شاد کنه…همیشه در حالت  منطقی بودم.

      شکر گزار بودم ولی درکل…به دونه..دونه نعمتهایی که خداوند بهم داده به این شکل آگاه نبودم.

      یعنی شکر گزاری هم بلد نبودم.وتازه یاد گرفتم که از داشتن چیزی ذوق کنی واحساس خوبی داشته باشی براستی قدر دان هستی..

      وهر کس اول باید خودش را ببیند.دوست داشته باشد.وبه خودش عشق بورزد…..این را اصلا متوجه نمیشدم.

      فکر میکنم که با خواندن این دست نوشته ها پرده ایی از جلوی چشمم کنار رفته…

      من از دیدن طبیعت وزیبایی هایش سیر نمیشوم.از دیدن درخت…سرسبزی..گل ..گیاه..رود جنگل..دریا پرندگان …خلاصه همه این چیزها برام زیبا وهر لحظه جذاب است واز دیدنشان  سرمست میشوم..

      ولی چرا اصلا متوجه شخص خودم نبودم در حیرت هستم..‌

      واقعا من چرا سلامتی…اندام سالم …مو..دست وپا..ناخن ..پوست و…سایز موارد دلخواه.را دارم ولی کارکرد صحیح هیچ یک از اعضای بدنم رو واضح وبدون پرده  نمی دیدم..وفقط حواسم متوجه مثلا یه ایراد کوچولو حالا اونم از نظر خودم بود.واصلا تشویق وتحسین از خودم را بلد نبودم.وتازه تعریف دیگران از خودم رو از سر غلو کردن میدونستم.

      من تازه معنی این حرفها رو درک میکنم تازه متوجه نکات مثبت در خودم میشوم…تازه چشمم باز شده..ودرکم زیاد شده…الان می بینم در شرایطی هستم که برای خیلیها شاید آرزو حساب میشه.ولی برای من عادی بوده….

      .یعنی خدا رو شکر خیلی زیاد شکر

      من الان خجالت زده تک..تک اعضای بدنم هستم که خدا رو شکر درحد عالی به کار روزانه خودشون مشغولند..وتنها هر روز نگاهم به حجم شکم خودم بوده.وکلا بهم میریختم..ویادم نبوده که از سایر اعضای بدنم‌که مورد رضایت من هستند تمجید کنم.

      لطف خداوند بود که شما استاد تصمیم گرفتید این نوشته های ارزشمند رو برای بیداری امثال من بنویسید ودر سایت قرار بدید..

      این نوشته ها رو بارها وبارها میخونم وهر دفعه بهتر متوجه وضعیتم میشوم.

      خداوندا هر چقدر شکر گزار باشم کم است..من بنده غافل… حواسم به همچی بود غیر خودم..

      با منطق و متکی به داشته ها با اطمینان پیش میرفتم واز نعمتهای فراوانی که خداوند مهربان بمن ارزانی کرده غافل بودم …البته سپاسگزار بودم ولی نه از این منظر….…اما حالا بخوبی درک میکنم که اراده شخصی جز رنج ومحدودیت هیچ چیز در بر ندارد

      وتا اینجا عمرم رو مفت از دست داده ام

      منبعد تمامی اعضای بدنم رو حس میکنم از وجود با ارزشم تشکر میکنم کلی تشکر شاید جبران مافات بشه…وبعد خودم را به اراده خداوند میسپارم.

      من اکنون خلاقیت خداوند را خیلی بهتر از قبل درک میکنم.از مهربانی خداست که با وجود غفلت افراد با آنها مهربان است…وهمین بس که ما را در راه درست قرار میدهد که معنای عشق و زیبایی وشکر گزاری وداشتن نعمتها را درک کنیم.

      خداوند مهربان که اینهمه فراوانی نامحدود برای مردم قرار داده واگر اون آموخته های خشک وپر از تعصب در ذهن ما حک نبود براستی چقدر عالی  وزیبا به درک این خداوند راستین ویکتا میرسیدیم.

      باپذیرش وشکرگزاری از شرایط فعلی خودم وبا سعی در پاک کردن ذهنم از گذشته…از اون همه کارهایی که باصصلاح برای رضای خدا انجام دادم ونتیجه  منفی وحتی ضرر در بر داشته دست برمیدارم وهمسو با اراده خداوند مهربانی که جدیدا باهاش آشنا شدم.میشوم.

      سعی میکنم شک وتردید…ترس ونگرانی را از خودم دور کنم.وتنها به خداوند توکل میکنم .وامیدوارباشم به تجربه کردن خواسته هایی که قبلا با استدلال ومنطق فکر کردن به آنها هم برام کاری غیر منطقی بود.

      با درک نکات مثبت در خودم ..در اطرافیانم..وتمرکز بر خوبیها …توانمندیها…وهر موضوع رضایت بخش از طریق ذهنم …وبعد دیدن با چشمانم وشکر گزاری فراوان بابت همه داشته هایم خودم را برای درک بالاتر هماهنگی وصلح باخود وقدرت اراده خداوند آماده کنم.که شاهد مهربانی.عشق وفراوانی وزیبایی باشم.وبا اطمینان به گستردگی نیروی اراده خداوند ومدیریت او بر زندگی خودم حضور او را در زندگیم مشاهده کنم…. آمین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      اشرف مخلوقات
      1400/05/06 13:24
      مدت عضویت: 814 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 988 کلمه

      بنام یگانه خالق هستی 

      پرودگار و ربم که برای من همه چیز می شود اگر باورش کنم وهمسو باهاش باشم .

      وقتی به خودم نگاه می کنم از روزی که اینکه نوشته ها رو می خونم می بینم چقدر آرام تر شدم همین آرامش نشان میده که در مسیر صحیحم احساسم خوبم البته در اغلب اوقات نسبت به گذشته کمتر ناراحت وعصبی میشم این واکنش ها برای من نشانه هایی هستند که به من میگن ادامه بده باز بیشتر وباز بیشتر وباز بهتر تا بهتر درک کنی ومسیر رو دقیق تر طی کنی .

      شب گذشته خواستم نظر بزارم کلمات وجملات باهم جور نبودند اون جمله ها احساس واقعی بودن رو به من نمیدادند چند بار پاک کردم ودوباره نوشتم فهمیدم الان من همسو با اراده ی خداوند برای نوشتن نیستم برای همین اومدم با خودم ویژگی های خداوند رو بررسی کردم که خوابم برد .

      ویژگی ها خداوندرو که برامون یکی  یکی باز کردید ومفهومش رو گفتید اینجا دیگه نوبت منه که بتونم از این ویژگی های خداوند در زندگیم استفاده کنم .

      اول از همه باید همیشه مثل آب جاری باشم نباید ساکن باشم چون به گندآب تبدیل میشم جاری بودن یعنی پاکی وزلالی باید تمام فرمول های گذشته را پاک کنم دقیقا باید مثل کامپیوتر عمل کنم با اینکه میشه اطلاعات قبلی رو برگردانی اما وقتی ویندوزش عوض بشه دیگه نیاز به اطلاعات قبلی نداره از امروز باید مثل یک دریافت کننده ی موج ومثل آهنربا باید عمل کنم باید بدونم که چه موجی را میفرستم وچه موجی دریافت می کنم باید بدونم آهنربای من در برابر چی قرار میگیره که همونو به خودش جذب می کنه .

      میخواهم رها باشم مثل هوا، جاری باشم مثل آب ،چون خداوند آزادی را برای من آفریده .

      ترسهایم را بایدبگذارم کنارفرمول قضاوت شدن وقضاوت کردن را سعی کنم برای همیشه پاکش کنم این فرمول را دیگران در ذهنم گذاشتن که خداوندما را بر اساس کارهایی که انجام میدهیم قضاوت می کنه .منم همین فرمول رو برای دیگران بکار می بردم ومی گفتم چه کاری خوب وچه کاری بد هست ،اما امروز بدن قضاوت شدن از سمت خدا روبرو شدم این احساس باعث شده از خدا نترسم ویژگی خلاقیت خداوند باعث گسترش جهان شده ودنیای ما را زیباتر کرده هر انسانی رو با چهره ایی مختلف با رنگی متفاوت تنوع موها حتی رنگ چشم ها فرق می کنه اخلاق وخصوصیات متفاوت اینها همه از خلاقیت خداوند هست از اینجا به بعد نوبت منه که بخوام چطوری با رفتار بشه خوب یا بد دعوا ومشاجره یا عشق همه ی اینها فراوانی هست یک پرنده رو می بینم با صدای زیباش حرکت های قشنگش جثه ی کوچک وبالهای ظریفش دومی از زمین تا آسمان با این پرنده فرق می کنه چه پرنده های زیبایی هست یکی از یکی دیگه زیباتر خوش آوازتر هر کدام از اینها در بردارنده ی هفت ویژگی خداوند هستند چرا واقعا من نمی تونم مثل یک پرنده باشم مگه ما پرنده ایی داریم که دیگران ظاهرش رو قضاوت کنند ولی اون پرنده افسرده بشه وآواز نخونه حتی کلاغ هم از نظر ما زشت هست باز هم میخونه واصلا براش اهمیتی نداره که قضاوتی می کنند ونظر دیگران چیه !

      پس خدا هم هیچ وقت منو قضاوت نکرده چون اگر قضاوت کرده بود تا الان نه نعمتی نداشتم 

      خدا همه چیز می شود همه کس را 

      اگر عشق میخوام پس خدا برای من عشق میشه اگر پول میخوام خدا برای من پول میشه اگر خونه وماشین میخوام برای من میشه اگه میخوام خدا همنشین من بشه پس همنشین میشه با من ،خدا همه چیز میشه 

      چقدر مناجات ملاصدرا قشنگه ، خدا برای ابراهیم گلستان شد چه ایمانی داشته ابراهیم براش کوهی از آتش درست کردند وانداختنش تو آتش ولی آتش گلستان شد.

                                            چرا ؟

      چون هم آتش خدا بود هم گلستان، برای دشمنان ابراهیم آتش بود ولی برای ابراهیم گلستان این ایمان ابراهیم بود که به این نیرو یقین داشت پدر ابراهیم کسی بودکه برای مردم بت می ساخت ومی پرستید ولی ابراهیم هرگز راه پدر وجامعه اش را ادامه نداد واز تهدید های هیچکس ابایی نداشت اون به نیرویی قویتر از همه ایمان داشت وهرگز نترسید برای همین وارد آتش شد واون آتش با اراده ی خدا گلستان شد.

      اما من از ترس اینکه دیگران به من بگویند راه را اشتباه میری واشتباهه حتی کلمه ایی بر زبان نمیارم سالها بدون اینکه بدانم نماز چی هست فقط می خوندم وخم وراست میشدم وهنگام خواندن تمام حواسم جایی دیگه بود تازه نماز تموم می شد می گفتم نمی دونم چند رکعت نماز خوندم سالها کورکورانه رفتار دیگران را انجام میدادم بدون اینکه بدانم سوره ی حمد یعنی چی ؟چی توش هست؟ خدا گفته اگه میخوای شروع کنی چطور واز کجا شروع کنم ؟!چون می ترسیدم فارسی بخوانم وباید عربی بخوانم تازه تلفظش هم باید درست انجام بدم .

      انگار خدا خدای عربیه وفقط زبان عربی بلده وبقیه زبانها براش معنایی نداره .

      اما خدا بهم میگه با نام من آغاز کن که بخشنده وبسیار مهربانم ومرا ستایش کن که فرمانروای جهانیانم هم می بخشم وهم مهربانم من پادشاه روز جزام از من کمک بگیر واز من یاری بخواه وازمن هدایت بخواه تا هدایتت کنم به راه درست همون راهی که نعمت وخوشبختی میدم به کسانی که منو باور کردند نه کسانی که گمراه شدند ونه اونهایی که مورد عضب قرار گرفتند 

      اینکه چطور از این نیرو استفاده کنم دست خودمه باید بسازمش همونطوری که ابراهیم گلستان را ساخت همان طوری که سلیمان با استفاده از این نیرو تمام اجنه را به تسخیر درآورد همانطور که عیسی مردم را شفا میداد همانطوریکه برای مریم مائده آسمانی می شد همانطوری که برای ذکریا یحیی شد و و و ….بالاخره باید بسازمش وبریزم بیرون هر چه داخلم هست بریزم بیرون اون چیزهایی رو که فرو کردم تو مغزم بریزم وبشکنم بت های نمیشه ها رو ، وبسازم خدای شدن ها چون با این خدا همه چیز می شود باید باورش کنم باید تسلیم هدایتش بشم باید باید باید ترسهامو رها کنم تا همسو بشم با اراده ی خدا.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 33 از 7 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/05/06 20:15
        مدت عضویت: 267 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 227 کلمه

        احسنت بر شما دوست فهیم من 

        چقدر لذت بردم با خوندن تک تک جملاتتون و اشک شوق ریختم که در این مسیر دوستانی دارم یکتا پرست 

        دوستانی دارم که با هم تصمیم گرفته ایم حتی خدایمان را از نو بسازیم ، پاک و بزرگ و مهربان و بخشنده و قادر متعال ، 

        خدایی که واقعا هر چه بخواهیم می شود خدایی که با او  حتی سختیها هم اسانی می شود همانگونه 

        که برای ابراهیم اتش ، گلستان شد . 

        و قطعا برای ما هم می شود چرا نشود ، وقتی از ته دل بگوییم اشهد ان لا اله الله ، وقتی 

        از نو  بر چنین خدایی ایمان بیاوریم 

        وقتی از نو مسلمان شویم ، نه مسلمانی به شیوه ی آبا و اجدادیمان ،

        بلکه اسلامی بیاوریم  که از تسلیم شدن همه جانبه و سر سپردن به خدایی که خیلی خیلی عظیم و مهربان است و پاک است و زلال . 

        به به 

        بنازم چنین خدایی را . 

        بنازم چنین بی همتای

          دایما ، جاری را  در لحظه لحظه ی زندگیمان 

        خدایی که روزهایمان را به صورت چِک سفید امضا در اختیارمان قرار می دهد و می گوید تو فقط بنویس ای بنده ی من .

        تو فقط بگو چه می خواهی . امضای او قبل از نوشتن خواسته ی ما پای تمام  آنها  هست 

        ممنون ای مهربان من . ای با شکوه من و 

         

        ممنون از شما دوست خوبم . 

        و ممنون از استاد که چنین زیبا  ما را به وجد می اورند 

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 13 از 3 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/05 16:49
      مدت عضویت: 267 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 581 کلمه

      به نام خدا

      ممنون استاد ،  در این نوشته هم مثل تمام نوشته های قبلی همسو شدن و یکی شدن با اراده ی الله را کاملا واضح و روان توضیح دادید 

      ما کاملا ازاد هستیم تا خدایمان را هرگونه که می خواهیم در ذهن بسازیم چون خداوند همه چیز می شود همه کس را . 

      چون خداوند هر انچه در فکر  ما بگنجد یا نگنجد را شامل می شود و ما هر ویژگی از خداوند را به هر مقدار  در ذهنمان  باور کنیم و پرورش دهیم به همان میزان هم  میتوانیم از ان ویژگی در زندگی بهره مند شویم 

      مثلا من ویژگی بی نهایت. و گستردگی خداوند را در ذهنم پرورش میدهم . چگونه ؟ 

      با دیدن گستردگی و بی نهایت بودن خداوند در جهان پیرامونم ، در ایجاد اقیانوسها و دریاها و رودخانه های خروشان و یخچالها و یا در گستردگی آسمانها 

      و با توجه به این ویژگی ایمان می آورم که همین نیروی پهناور و گسترده می تواند بینهایت پول و ثروت رابطه ی خوب  و …. را در زندگی من خلق کند 

      چون خدایی که من در ذهنم ساختم بینهایت و فراوان و غنی است 

      و با توجه و تمرکز بر ویژگیهای دیگر خداوند میتوانم خدایی را در ذهنم بسازم  به بهترین شکل زیبا و مهربان و غنی و خلاق و گسترده و پهناور و پذیرش گره من در تمام شرایط 

       

      خب طبیعتا با پروراندن چنین پروردگاری با این همه ویژگی  مگر میشود انتظاری غیر از دریافت همین ویژگیها در زندگی خودم داشته باشم 

       

      حالا باید برای  هر چه بیشتر هم جهت شدن با چنین خدایی  ، خود واقعی ام را کشف کنم 

      خودی که تابع احساسات نباشد و در مقابل دیگران همان باشد که هست ، 

      چون اگر بخواهیم  در مدار همان  خدایی که گسترده و عظیم است باشیم باید قطعا گسترده باشیم . انقدر گسترده که با هر ناملایماتی متزلزل نشویم و افول نکنیم ، چون 

      خشم و عصبانیت ، هرگز  هم سو با مدار خداوند نیست 

      باید تا میتوانیم بزرگ شویم و دریا دل و این بزرگترین و مهمترین کاریست که باید در کنترل ذهن مهارت پیدا کنیم. باید انگونه  قوی شویم که 

      بابرخورد با  هر چالشی در زندگی  فقط به دنبال نکات مثبتش باشیم و از آن نکات بهترین بهره را ببریم 

       

      استاد مثال ایینه را مطرح کردند ، مثل آیینه که هر کس را می بیند بدون هیچ گونه تغییری فقط تصویرش را نشان میدهد ، 

      و وقتی ما چنین پروردگار عظیم و مهربان و بی حدو حسابی را در ذهن پروراندیم باید به او ایمان بیاوریم ، 

      چون طبیعی است که انتظاراتی که از وجود چنین خدایی داریم همان است که ما می خواهیم

       

      و اگر گاهی دچار شک و دو دلی شدیم باید به خودمان شک کنیم که هنوز با همان خدایی که از قبل در ذهنمان داشتیم عمل میکنیم چرا که بسیاری از ما  هنوز خدایی را میشناسیم  محدود و اندک و ساخته ی فلان کتاب و فلان شخص

       

      در حالیکه این باورهای محدود و غم انگیز و ناراحت کننده و ترسناک اصلا با اراده ی 

      الله همسو و هم جهت نیست 

      چرا که خداوندی که ما در حال شناخت آن هستیم ، زیبا و مهربان و خلاق و لایتناهیست . خداوندیست که همه وقت و همه جا کافیست ما با او هم جهت شویم تا مارا  بپذیرد و زمین و زمان را برای رسیدن ما به خواسته هایمان بسیج کند . به همین راحتی و آسانی و با ایمان خالص 

      خداوندی که 

      با تمرکز و توجه بر ویژگیهایش می توانیم خلق کنیم انچه می خواهیم را 

      خدایا شکر بودنت را ، شکر قوانینت را 

      و شکر افرادی که دستان توهستند برای هدایت تک تک ما 

      و متشکرم استاد بخاطر این نوشته های بسیار عالی و راهگشا 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mohammad.siii8148@gmail.com
      1400/05/03 23:05
      مدت عضویت: 144 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      مطالب بسیاااار زیبا و دلنشین

      واقعا که وجود خداوند درون ما نهادینه شده است

      و ما باید راه ارتباط با ان را یاد بگیریم

      ودر لحظه لحظه زندگیمان بکار ببریم

      خواسته خداوند است که ما خالق زندگی خود باشیم

      خالق زیباییها

      اماااا این مسیر قدرت بسیااار زیادی نیاز داره که بتونیم افکارمون را به خوبی مدیریت کنیم

      من تمام تلاشم را میکنم که با قدرت ذهن خودم و راهنمایی های شما عاااالیترین نتایج ممکن را کسب کنم به امید روزهاای روشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم