ورود / ثبت نام
0

زندگی با اراده خداوند (قسمت سیزدهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت های قبلی به طور مفصل درباره اراده شخصی و اراده خداوند توضیح داده شد که برای نفوذ آگاهی و درک بهتر باید بارها مطالعه شده و به آنچه گفته شده است فکر کنیم.

اکنون می دانیم هر انسانی داره اراده شخصی و آزاد است که می تواند انتخاب کند. در واقع همه ما در زندگی به طور پیوسته مجبور به انتخاب کردن هستم. انتخاب های ما در زندگی سرنوشت ما را رقم می زنند.

بسیاری از انسانها تصور می کنند سرنوشت آنها از قبل توسط خداوند مشخص شده است و آنها خلق شده اند که در مسیر سرنوشت خود حرکت کنند بنابراین در تمام طول زندگی هیچ تصمیم یا تلاشی برای تغییر زندگی خود اتخاذ نمی کنند.

واقعیت امر این است که سرنوشت ما از قبل مقرر نشده است بلکه این ما هستیم که در زندگی روزمره با اتخاذ تصمیمات مختلف سرنوشت خود را رقم می زنیم.

عدم اطلاع از این واقعیت سبب شده است که انسان هایی که در شرایط بهتری زندگی می کنند را انسان های خوش شانس یا خداداده می دانیم و خودمان را بدشانس یا بخت برگشته خطاب می کنیم.

هر انسانی به واسطه تصمیماتی که در زندگی روزمره اتخاذ می کند سرنوشت خود را رقم می زند. اگر تصمیمات ما بر اساس اراده شخصی باشد سرنوشتی را رقم می زنیم که موجب ایجاد احساس بد و نارضایتی از زندگی در ما نمی شود و اگر تصمیمات، بر اساس اراده خداوند باشد سرنوشت ی را رقمی می زنیم که باعث ایجاد احساس خوب و خوشبختی در ما می شود.

تصور کنید تصمیم گرفته اید مهارتی را بیاموزید، یا کسب و کاری را شروع کنید.

اگر جملاتی مانند این را با خود مرور می کنید:

  • من این کار را انجام خواهم داد.
  • من هرگز از هدفم دست بر نمی دارم.
  • من هرگز دست از تلاش برنمی دارم.
  • من هرگز تسلیم نخواهم شد.
  • من بهترین فرد در این حرفه یا کسب و کار خواهم شد.

کاملا صحیح است که این جملات نشان از تصمیم قاطع ما برای رسیدن به هدف دارد و ویژگی های پسندیده و قابل تحسینی هستند اما مانع برقراری ارتباط موثر با قدرت اراده خواند می شوند.

این تصمیمات بر اساس اراده شخصی ما اتخاذ شده اند و از آنجا که اراده شخصی در مقایسه با اراده خداوند تاثیر بسیار کمتری دارد حتی اگر به هدفمان برسایم، باعث ایجاد احساس خوب و خوشبختی در زندگی شما نمی شود.

چه بسیارند انسان هایی که با تلاش و سخت کوشی تمام فرصت خود برای زندگی کردن را صرف رسیده به اهداف خود کرده اند اما احساس خوشبختی و سعادت ندارند و در مقابل اندک افرادی هستند که با آرامش و لذت از زندگی به اهداف خود می رسند و سرشار از احساس خوشبختی و رضایت از زندگی هستند.

تفاوت این دو گروه فقط در اتخاذ تصمیمات روزمره شان برای رسیدن به خواسته هایشان است. یکی بر اساس اراده شخصی تصمیم می گیرد و عمل می کند و دیگری بر اساس اراده خداوند.

ارتباط خواسته ها و تصمیمات

خواسته ها و آرزو ها به وسیله تصمیمات ما به واقعیت تبدیل می شوند.

تصمیمات به دو گروه تقسیم می شوند: تصمیمات “اجباری” و “اشتیاقی

اگر برای رسیده به آرزوهای خود از تصمیمات اجباری استفاده کنید حتی اگر به خواسته خود برسید، احساس خوشبختی و رضایت از زندگی را تجربه نمی کنید. اما اگر با استفاده از تصمیمات اشتیاقی به اهداف خود برسید سرشار از احساس خوب و رضایت از زندگی خواهید شد.

تصور کنید نیاز به پول دارید و خواسته شما ثروتمند شدن است.

برای دست یابی به پول به این نتیجه می رسید که باید شغل و فعالیتی داشته باشید.

حالت اول: شغل و فعالیت مورد علاقه شما “نقاشی” است اما تصویر ذهنی شما درباره علاقه تان که بر اساس شنیده ها و دیده های شما ایجاد شده است حاکی از این است که نقاشی شغل پول سازی نیست و از این طریق نمی توانید به خواسته خود دست پیدا کنید.

بر اساس داده های محیط پیرامون تصمیم می گیرید رشته حسابداری را برای رسیدن به آرزوی ثروت مند شدن انتخاب کنید درحالی که به آن علاقه ندارید و تنها به این دلیل که زمینه کاری و آینده بسیار واضح تر و موفق تری را برای حساب داری تصور می کنید وارد این مسیر می شوید.

سالها در رشته حساب داری تلاش می کنید، موانع زیادی را با سخت کوشی و تحمل رنج بسیار از سر راه خود بر می دارید و مهارت لازم را کسب می کنید و به درجات بالایی در حرفه حسابداری می رسید، درآمد بسیار خوبی از این راه به دست می آورید و پس از 20 سال صاحب املاک زیاد و پس انداز قابل توجهی می شوید.

حالت دوم: برای رسیدن به پول و خواسته ثروتمند شدن رشته نقاشی را انتخاب می کنید چون از کودکی علاقه زیادی به نقاشی کشیدن داشتید.

وارد دانشگاه شده و یادگیری مهارت های لازم برای نقاشی کشیدن را دنبال می کنید.

هر روز با عشق و علاقه برای یادگیری بیشتر و درک مفاهیم و نکات آموزشی جدید راهی دانشگاه می شوید.

پس از چند سال مهارت های لازم را کسب می کنید و با عشق و علاقه کسب و کار شخصی خود را راه اندازی می کنید.

هر روز ایده های خود را دنبال می کنید تا کسب و کار شما رونق گرفته و این طریق جریان پول وارد زندگی شما می شود.

پس از 20 سال شما صاحب املاک و پس انداز قابل توجهی هستید.

این مثال را با زندگی خود مطابقت داده و هر دو حالت را برای خود تصویرسازی کنید.

در کدام حالت شما احساس خوشبختی و رضایت از زندگی را تجربه خواهید کرد؟

مسلما در حالت دوم

این تاثیر تصمیمات برای رسیدن به اهداف است.

تصمیاتی که بر اساس عشق و علاقه ما اتخاذ می شوند همسو با قدرت اراده خداوند هستند و نتیجه نهایی آنها احساس خوب و رضایت از زندگی خواهد بود و تصمیماتی که بر اساس اراده شخصی و منیت اتخاذ می شوند در نهایت باعث ایجاد احساس خستگی و نارضایتی از زندگی خواهند شد.

اراده شخصی ما اعتقاد دارد خواسته ها و آرزوهای که مورد علاقه و اشتیاق ما هستند هرگز محقق نمی شوند. بنابراین ما را تشویق می کند تا تصمیمات خود را بر اساس آنچه مورد استقبال و تایید دیگران است اتخاذ کنیم.

اراده شخصی از ما می خواهد در مورد اتخاذ تصمیماتی که عاشق آنها هستیم با دیگران مشورت کنیم و از آنجایی که عشق و علاقه انسان ها با یکدیگر تفاوت دارد، تقریبا در همه موارد تصمیم ما مورد تایید دیگران قرار نمی گیرد و به ما پیشنهاد می کنند تصمیم منطقی و عاقلانه ای بر اساس اوضاع و احوال جامعه اتخاذ کنیم.

اراده شخصی اعتقاد دارد معیار ارزش گذاری انسان ها بر اساس موفقیت ها، پیروزی ها و تشویق و تمجیدهای دیگران می باشد بنابراین همواره ما را تشویق می کند برای موفقیت در زندگی پیرو دیگران باشیم.

اراده شخصی می گوید همواره باید با ارائه مدرک و سند برتری خود را بر دیگران ثابت کنید. در این صورت باید همواره در رقابت با دیگران باشید و زندگی مانند مسابقه ای خواهد شد که خط پایان آن “مرگ” است.

در این صورت انسانها برای دستیابی به اهداف شخصی و با نام اراده، هر کسی را که سد راهشان قرار بگیرد از بین می برند، کلاهبرداری می کنند، دزدی می کنند، دروغ می گویند و همواره سعی می کنند زرنگ تر از همنوعان خود باشند.

شاید افراد از نظر مادی به هدف های شخصی خود برسند اما ذهنشان، آن مکان درونی که همه زندگی خود را از آنجا کنترل می کنند به آنها اجازه نمی دهد احساس آرامش و خوشبختی داشته باشند.

برای رسیدن به آرزوها و خلق شرایطی که دوست دارید در دنیای مادی تجربه کنید باید از تصمیمات مبنی بر اراده شخصی خودداری کنید و بر اساس آنچه در قسمت های قبل مطرح شده تصمیمات خود را بر اساس قدرت اراده خداوند اتخاذ کنید.

در این صورت نه تنها با حفظ آرامش و احساس خوب در مسیر خلق رویاهای خود حرکت می کنید بلکه از رسیدن به آنچه آرزو کرده اید سرشار از احساس خوب و رضایت درونی خواهید شد.

مسیر تحقق رویای گسترش تناسب فکری

در سال 1394 خواسته ای در من شکل گرفت و آن داشتن کسب و کار اینترنتی بود، هدف از این خواسته رسیدن به استقلال مالی، آزادی زمانی و مکانی بود.

من در رسیدن به خواسته خود که گسترش سایت تناسب فکری است همواره سعی می کنم تصمیماتی بر اساس قدرت اراده خداوند اتخاذ کنم.

ناگفته نماند در این چند سال بارها تصمیماتی اتخاذ کرده ام که منشاء اراده شخصی داشته اند و نه تنها نتیجه مطلوب به همراه نداشته اند بلکه باعث آزار و اذیت فراوان من شده است.

داستان خلق “نوشته های باورساز” نمونه ای از تصمیمات من بر اساس قدرت اراده خداوند می باشد که اطلاع از آن می تواند منجر به درک بهتر حرکت در مسیر خواسته ها بر اساس قدرت اراده خداوند شود.

نیمه های خردادماه بود در یک روز پنجشنبه مثل روزهای دیگر از خواب بیدار شدم. چند جمله ای با خدا صحبت کردم و با توکل به او برای شروع یک روز عالی و قدم بر داشتن در مسیر خلق رویایم از رخت خواب خارج شدم.

یک لیوان قهوه به همراه چند تکه بیسکوئیت آماده کردم تا ضیافت زندگی در دنیا را لذیذتر کنم.

طبق عادت هر روز گوشی موبایل را برداشتم و وارد واتس اپ شدم. دنیایی به رنگ سبز که کمتر از ده مخاطب در آن حضور دارند.

ناخودآگاه وارد بخش استوری شدم و اسم خواهرم به تنهایی در لیست استوری من نمایان شد.

استوری را باز کردم و با تصور همسرش که به تازگی عازم بهشت شده بود مواجه شدم، همزمان تصنیفی غم انگیز از طریق گوشم و عبارتی جانکاه از طریق چشمانم وارد فضای ذهنم شد.

هنوز به خودم نیامده بودم که تصویر تغییر کرد و چهره مادرم که یک هفته زودتر از دامادش عازم بهشت شده بود در مقابل دیدگانم ظاهر شد.

به فاصله چند ثانیه چهره خندان خاله ام که همچون مادرم عزیز و مهربان بود و یک هفته زودتر از مادرم عازم بهشت شده بود ظاهر شد.

ترکیب تصویر سه نفر از عزیزانم به همراه آن عبارت تکان دهنده و تصنیف غم انگیز، فرصت تصمیم گیری برای توجه نکردن به آنچه باعث احساس بد در من می شود را از من ربود و جند لحظه بعد احساس عجیبی در من شکل گرفت.

پس از اتمام صفحات استوری، خاطرات خوب عزیزانم را در ذهنم مرور کردم، اما طولی نکشید که اسیر نجوای ذهن شده و دلسوزی برای خواهر که سه نفر از عزیزانش را از دست داده بود افسار ذهن مرا به دست گرفت و افکار یکی پس از دیگری در ذهنم مرور می شد.

زمانی به خود آمدم که بیش از نیم ساعت از کلیک کردن روی استوری خواهرم گذشته بود.

سالها بود از آن حال و احساس فاصله گرفته بودم اما به یک باره افکار و نجواهای ذهنی به من هجوم آورده بودند.

برنامه روزانه ام را انجام می دادم اما ذوق و شوق هر روز را نداشتم و با اینکه مرور افکار در ذهنم را متوقف کرده بودم اما آثار اندوه در من واضح بود تا جایی که پسرم به من گفت: چی شده بابا امروز سرحال نیستی!

بعد از ظهر آن روز در حال مطالعه دیدگاه های اعضای سایت بودم که با پاسخی به دیدگاه خودم در دوره ورود به سرزمین لاغرها مواجه شدم.

خواندن پاسخ مرا کنجکاو کرد تا نوشته خودم را بازبینی کنم.

با کلیک کردن روی نام خودم به آن دیدگاه هدایت شدم، با خواندن اولین جمله متوجه اشتباه خودم شدم و توصیه ای که در آن دیدگاه به دیگران کرده بودم به کار خودم آمد و ظرف چند دقیقه به احساس خوب همیشگی رسیدم.

آن روز تصمیم گرفتم نوشته هایی مانند آنچه به خودم کمک کرده بود تا به احساس بهتر برسم را از طریق واتس اپ برای خواهرم ارسال کنم تا شاید احساس بهتری را در او ایجاد کنم.

این تصمیم اول من برای کمک کردن به فرد دیگر برای رسیدن به احساس خوب و رهایی از افکار منفی بود.

هنوز تصمیم خود را عملی نکرده بودم که ایده بعدی از طرف اراده خداوند به من داده شد، نوشته هایی در ارتباط با نقش خداوند در زندگی برای تاثیر بیشتر بر افکار و احساس خواهرم بنویسم و برای او ارسال کنم.

خوشحال شدم چون به این شکل هم برای خودم آگاهی ناب و الهی مرور می شد و هم خواهرم از این آگاهی استفاده می کرد.

شروع به نوشتن کردم و هنوز چند خط ننوشته بودم که ایده بعدی به من داده شد.

نوشته های خود را روی سایت تناسب فکری قرار بدم تا علاوه بر خودم و خواهرم، افرادی که علاقمند به دریافت آگاهی الهی هستند از آن استفاده کنند.

قسمت اول زندگی با اراده خداوند را نوشتم و قبل از اینکه روی سایت قرار بده ایده بعدی به من داده شد که قرار دادن موزیک بی کلام برای این نوشته ها بود.

اولین موزیک را با استفاده از نرم افزارهای ادیت صدا آماده کردم و زمان آن را به چند برابر افزایش دادم و برای اولین نوشته قرار دادم.

در این مرحله ایده بعدی به من داده شد که اضافه کردن پخش خودکار موزیک به هنگام باز کردن نوشته بود.

اجرای این ایده با امکانات آن زمان سایت تناسب فکری امکانپذیر نبود.

موضوع را به مدیر فنی سایت اطلاع دادم و به لطف خدا طی چند ساعت این امکان به سایت اضافه شد که به هنگام وارد شدن به هر قسمت از نوشته های باورساز موزیک بی کلام شروع به پخش شدن می کند.

قسمت ها یکی بعد از دیگری شکل گرفتند و آگاهی ناب، توسط قدرت اراده خداوند و از طریق من برای استفاده خودم، خواهرم و افرادی که علاقمند به مطالعه و دریافت این آگاهی هستند آماده شد.

همه افرادی که به نوشته های باورساز هدایت می شوند قبل از اینکه این نوشته ها خلق شود بارها به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه درخواست درک و اطلاع از این آگاهی را به خداوند داده اند.

من با اراده شخصی تصمیم گرفتم در جهت تقویت ارتباط با خداوند و گسترش آرامش در خودم و خواهرم، این نوشته ها را خلق کنم.

اما از آنجا که مدت هاست تصمیم گرفته ام بر اساس اراده قدرت خداوند تصمیمات روزمره ام را اتخاذ کنم به ایده های الهی یکی بعد از دیگری عمل کردم و این نوشته های به شکلی فراتر از انتظار و تصور من آماده و در اختیار انسان هایی که از مدت ها قبل درخواست آن را داده بودند قرار گرفت.

نکته جالب توجه اینکه در نهایت این نوشته ها را برای خواهرم ارسال نکردم، بلکه لینک مربوط به “نوشته های باورساز” را از طریق واتس اپ براش ارسال کردم با این پیام:

“سلام آبجی
انشاالله احساست خوب باشه😊
یه سری نوشته روی سایت میذارم خیلی خوبن، اگه دوست داشتی بخونشون”

خواهرم در جواب نوشت: “سلام صبح بخیر ممنونم حتما میخونم دستت درد نکنه❤️❤️❤️”

انشاالله نوشته های باورساز را دنبال کرده باشد تا بداند تصمیم اراده شخصی اش در آن صبح پنجشنبه، چگونه منجر به جاری شدن اراده خداوند در خلق این نوشته ها شده است.

نقش تصور در خلق خواسته ها

ما با اراده شخصی و از طریق جسم به تنهایی نمی توانیم اراده کرده، خلق کنیم و به چیزی جان ببخشی.

باید اراده شخصی (منیت) را رها کنیم.

البته هر انسانی در زندگی هدف دارد و برای رسیدن به آن هدف سرشار از عزم و اراده است اما این توهم را کنار بگذارید که فقط با استفاده از اراده شخصی می توانید آرزوهای قلبی خود را به واقعیت تبدیل کنید.

شما به صورت ناخودآگاه در جستجوی ارتعاش هماهنگ بین تصورات (آرزوهای) خود و منبع و منشا آفرینش هستید.

اگر بتوانید پایان کار را تصور کنید هیچ مانعی وجود ندارد. ابزار و وسیله ها را خلق می کنید و در پیوستن به خواسته های خود از محدودیت ها فراتر می روید.

باید در دنیای تصور و خیال، پایان کار را ببینید و کاملا مطمئن باشید که چنین نتیجه ای در دنیای مادی وجود دارد و با استفاده از قدرت اراده خداوند می توانید آن را متجلی کنید.

از آنجا که منبع و منشا آفرینش درباره هر موضوعی با هفت ویژگی فوق العاده اش اقدام می کند، شما نیز برای رسیدن به خواسته های خود باید از این روش استفاده کنید و هفت ویژگی اراده خداوند را در تصمیمات خود برای رسیدن به خواسته هایتان مدنظر داشته باشید.

به شک و تردیدها و اراده شخصی خود توجه نکنید.

مممئن باشید با اتکاء مداوم به قدرت تصور خود می توانید همه خواسته های خود را به واقعیت تبدیل کنید.

این عبارت را بارها بخوانید و آن را باور کنید.

“اگر تصور خلاق برای خداوند عمل می کند، بی شک برای من هم عمل خواهد کرد”

خداوند از طریق تصور، هر چیزی را در دنیای واقعیت موجود می کند.

إِنَّمَا أَمْرُهُ‌ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ‌ يَقُولَ‌ لَهُ‌ کُنْ‌ فَيَکُونُ‌

فرمان او هرگاه چيزى را اراده كند، تنها اين است كه به آن بگويد: باش، پس مى‌شود.

(يس ٨٢)

این شیوه رسیدن به آرزوها می تواند طریق جدید شما برای تصمیم گیری های روزمره تان باشد.

در قسمت بعدی به شرح پاسخ این پرسش می پردازیم: چطور به آنچه می خواهم برسم؟

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

موزیک بی کلام
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=30043
برچسب ها:
7 نظر در مورد زندگی با اراده خداوند (قسمت سیزدهم)

دیدگاهتان را بنویسید

      1400/08/04 00:41
      مدت عضویت: 116 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 459 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      سلام 

      این متن رو چندین بار خوندم و وقتی خواستم دیدگاه بنویسم زندگی خودم جلو چشمم اومد یه مثال واضح 

      من در سن شانزده سالگی شروع کردم به یادگیری آرایشگری اونزمان همه رشته ها آموزشش باهم بود و تقریبا دوسالی طول کشید تا دوره های من تمام شد 

      قبل ازینکه برم پدرم قول داده بود که بعد از اتمام برای من سالن باز کنه پس من به امید اینکه قراره سالن بزنم و مستقل بشم سعی کردم خوب یاد بگیرم و در آخر سالن زدم و به خیال خودم جای سالن در تعداد مشتری تاثیر داره پس جای خوب و گرونی هم گرفتم اما ،به خاطر نداشتن تجربه کافی من درامدی که نداشتم هیچ به زور کرایه مغازمو جور میکردیم 

      تا اینکه سال بعد تصمیم گرفتم در مکان خلوت تر و ارزانتر سالن بزنم که از پس کرایه ش بر بیام اونجا من فهمیده بودم که از کارهای خودم راضی نیستم و وقتی خودم راضی نیستم قطعا مشتریها هم رضایت ندارند پس ثصمیم گرفتم قیمت رو فوق العاده پایین بیارم(هدفم پول نبود و هدفم لذت بردن از کارم بود) تا تعداد مشتریها زیاد بشه تا دستم راه بیفته 

      خوب همینطورهم شد و در مدت کمی دستم حسابی راه افتاد و چیزی نگذشت که من وقت سرخاروندن نداشتم و واقعا سرم شلوغ بود یه مدت که گذشت هی به خودم میگفتم باید قیمتارو بالا ببرم باید جامو عوض کنم تا مشتری دلش بیاد پول بیشتری بده (هدفم دوباره رفت روی فقط پول دراوردن )خوب جامو عوض کردم و قیمتارو بالا بردم وسایل سالن به روز شد و تبلیغای آنچنانی 

      و اولش هم خوب بود تا اینکه مدتی گذشت و مدها تغییر کرد و من دوباره رضایت مشتریهارو نداشتم و تلاشم برای جلب مشتری فقط تبلیغات بود. و دوباره بزرگ کردن جاو لوکس کردن جا .اما یکم بعد سالن خلوت خلوت 

      و در نهایت با شکست سالن بسته شد و درامدی که جمع شده بود بابت کرایه چندماه سالن داده شد و تمام  

      میتونست عاقبت بهتری داشته باشه اگر به جای اینکه پول و خرج تبلیغات و … کنم برم ودوره های خاص در جاهای معتبر ببینم و کارم رو ارتقا بدم تا رضایت مشتری جلب بشه

       

      هدف من یکی بود ولی یه بار با اراده شخصی و یه بار با اراده خدا جلو رفتم و زمین تا آسمون نتایجم فرق داشت 

       

      چقدر خوب که این نوشته ها هست تامن بخونم و جواب سوالاتم رو پیدا کنم 

      و چقدر جذابتر و تاثیرگذارتر میشه وقتی که همراهش موزیک بیکلام هست و موزیکه ها هم واقعا به جا انتخاب شدن 

      من با اینکه حال دوفرزندم و خودم بد بود و عصر از مطب دکتر اومدم و الانم زیر پتو بودم به خاطر لرز و بدن درد ولی با خوندن این نوشته ها سعی کردم حالمو خوب کنم و خیلی هم خوب شد حالم 

      خدایا سپاس بابت حال خوبم 

      و سپاس از استاد عزیر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/07/16 04:33
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 468 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      انتخاب های ما در زندگی سرنوشت ما رو رقم می زند.سرنوشت ما از قبل مقرر نشده بلکه این ما هستیم که در زندگی روزمره با اتخاذ تصمیمات مختلف سرنوشت خود را رقم می زنیم. اگر تصمیم ما بر اساس اراده شخصی باشه سرنوشتی و رقم می زنیم کهموجب ایجاد احساس بد و نارضایتی از زندگی در ما می شود.اما اگر تصمیمات بر اساس اراده خداوند باشه سرنوشتی و رقم می زنیم که باعث ایجاد احساس خوب و خوشبختی در ما می شود.

      تصمیمات به دو گروه تقسیم می شن.

      ۱- اجباری اگر برای رسیدن به ارزوها از تصمیمات اجباری استفاده کنیم حتی اگر به آرزومون برسیم احساس خوشبختی و رضایت نمی کنیم.

      ۲- اشتیاقی اما اگر با استفاده از تصمیمات اشتیاقی به اهداف خود برسیم سرشار از احساس خوب و رضایت از زندگی می شیم.

      تصمیماتی که بر اساس عشق و علاقه ما اتخاذ می شن همسو با قدرت اراده خداوند هستن و در نتیجه نهایی آن احساس خوب و رضایت خواهد بودو تصمیماتی که بر اساس اراده شخصی گرفته می شن در نهایت باعث خستگی و نارضایتی از زندگی خواهند شد.

      اراده شخصی اعتقاد دا ره که ارزوها و خواسته های مورد علاقه ما هرگز محقق نمی شوندبنابراین ما رو تشویق می کنه تا تصمیمات خود را بر اساس آنچه مورد استقبال و تایید دیگران هست اتخاذ کنیم .دقیقا همینطور بوده از بچگی به ما یاد دادن که باید مورد تایید بقیه باشه همه چیز از روی عقل و منطق باید تصمیم بگیریم.هیچ وقت  نظر خودمون مهم نبوده که ما اصلا چی دوست داریم .نه این نمی شه .

      اگر تصور خلاق برای خداوند عمل کند بی شک برای من هم عمل می کند .خداوند از طریق تصور هر چیزی را در دنیای واقعیت موجود می کند.

      همونطور که در قرآن اومده خداوند می گوید باش و اون هست.

      پس همیشه باید آدم به کاراش توجه کنه و نمی خواد توجه کنه به اینکه خدا چه جوری می خوادخواسته هامون و برآورده کنه .ما باید طرف خودمون و درست کنیم اون طرف خود به خود درست می شه. باید گله و شکایت نکنیم،درد دل نکنیمو دلسوزی نکنیم.مهربون باشیم و ویژگیهای خدا رو در خودمون ایجاد کنیم خلاقیت و عشق،گسترش ،پذیرش و زیبایی 

      یعنی حواسمون باشه دیگران و قضاوت نکنیم، غیبت نکنیم حرفهای بی خودی نزنیم.خودمون و با کسی مقایسه نکنیم فقط خودمون و با خودمون مقایسه کنیم… و ایده ها هی داده می شن برای بهتر زندگی کردن.

      حالا چند وقت پیش یه ایده ای اومد توی ذهنم .ما این خونه و ۱۶ سال پیش خریدیم بیشتر چیزهاشو عوض کردیم چون قدیمی بود ولی در خونه و عوض نگرده بودیم نمای بیرون و رنگ زده بودیم قبل ولی این ایده به ذهنم اومد که می ن

      تونیم در و رنگ کنیم برای همین رفتیم وسایلشو خریدیم که رنگ کنیم ایشالله .حالا این یه چیز کوچیکه که توی این چند سال به فکرم نرسیده بود.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/16 19:19
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 517 کلمه

      با یاد و نام خدای مهربان ، خدایی که دنیا را با خلاقیت بی نظیرش رنگ آمیزی کرد، خدایی که فراوانی نعمت هایش بیکران است، خدایی که همیشه به یاد ماست و برای آسایش و راحتی ما نعمت های زیادی در اختیارمان قرار داده و اگر تا کنون نتوانسته ایم به طور دلخواه از این نعمت ها استفاده کنیم مقصرش خود ماهستیم ، اطلاعات و باورهای غلطی که تو ذهنمون داریم و حتی گاهی فکر می کنیم که این سرنوشت وتقدیرمون هست که از اول برامون نوشته شده.

       

       از همون بچگی بهمون می گفتن سرنوشت، پیشونی نوشت و از اینجور چیزا و ماهم اینو باور کردیم و هرجا که خواسته ای داشتیم و بهش نمی رسیدیم می گفتیم سرنوشتمون همینه، اینو خدا برا ما نخواسته و با همین باورهای اشتباه روزگار خودمونو گذروندیم غافل از این که سرنوشت ما از قبل برامون مقرر نشده بلکه تصمیماتی که ما در زندگی می گیریم سرنوشتمون را می تونه تعیین کنه.

       

      شاید خیلی از ماها در زندگی هیچوقت این گونه فکر نکرده باشیم که تصمیمات تا چه اندازه می تونه سرنوشت ما را تغییر بده، شاید حتی در حین گرفتن تصمیم فقط رای و نظر خودمون را ملاک قرار می دادیم و در واقع طبق اراده شخصی خودمون می خواستیم کارها را پیش ببریم.

       

      خودمن همیشه فکر می کردم اگه با اعتماد به نفس و با تلاش و کوشش خودم کاری رو پیش ببرم حتما موفق میشم و برای شروع خیلی از کارها که بعدها به موفقیتی که انتظارش را داشتم نرسید این خودم بودم که تصمیم می گرفتم، و می گفتم من می تونم من انسان با اراده ای هستم و حتما کارم نتیجه بخش میشه و مزد تلاشمو می گیرم.

       

       اون تصمیمات تنها بر اساس اراده شخصی خودم بود و هیچوقت اون احساس رضایت مندی را به من نداد.گاهی شکست در این موضوعات را به شانس و اقبال نسبت می دادم و می گفتم خدا به من شانس نداده وگرنه طبق محاسبات خودم باید نتیجه می داد.

       

      خدا رو شکر توی این مسیر دارم یاد می گیرم که باید در راستای اراده خداوند کارامو پیش ببرم.اینطوری هم احساس رضایت مندی می کنم و هم کارم به نتیجه دلخواه می رسه.

       

      تصمیمات اگر اجباری باشه نمی تونه انسان رو به هدفش برسونه کلا وقتی کاری از روی اجبار باشه اون ذوق و شوق رسیدن به نتیجه کمرنگ میشه  و وقتی احساس آدم موقع انجام اون کار خوب نباشه پس رضایت مندی هم به دنبال نداره.

       اما اگر تصمیم ما از روی اشتیاق برای رسیدن به اهدافمون باشه سرشار از احساس خوب و رضایت از زندگی میشیم و اون کار نتیجه رضایت بخشی برای ما داره.

       

      به نظرم دیدن استوری خواهرتون در اون صبح پنج شنبه و احساسی که اون موقع در اثر ناراحتی به شما دست داد دریچه ای تازه به روی شما باز کرد و این حتما در راستای اراده خداوند برای گسترش سایت بوده چون با این نوشته ها آرامش را نه تنها برای خواهرتان بلکه برای خیلی از اعضای سایت به وجود آوردید. خداوند روح آن بزرگواران را شاد کند و همان گونه که ما با خواندن این نوشته ها به آرامش می رسیم امیدوارم که روح درگذشتگان شما هم در آرامش ابدی باشه.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/30 16:19
      مدت عضویت: 739 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 641 کلمه

      زندگی با اراده خداوند ( قسمت سیزدهم )

      سلام وقت بخیر 

      در قسمت های قبلی در مورد اراده خداوند صحبت کردیم‌ و گفتیم که برای رسیدن به خواسته ها میتونیم از اراده خداوند استفاده کنیم تا راحتر و با حال بهتر به هدف هامون برسیم

      هر روز که از خواب بیدار میشیم ،انتخاب های بیشماری داریم که تنها بعضی از اونها مارو به مسیر خواسته هامون میبره

      هر لحظه میتونیم انتخاب کنیم که در مسیر زیبایی های بیشتر باشیم و توجه کنیم به فراوانی و زیبایی ها ، توجه بر زیبایی ،زیبایی بیشترو به زندگی ما دعوت میکنه ، بر عکس قبلا که بما آموزش دادند که سرنوشت ما از قبل نوشته شده و ما هیچ تاثیری بر زندگی خودمون نداریم

      با آموزش تنها همین یک باور اونم بشکل اونقدر عمیق و قوی در ما ، باعث شد که ما بپذیریم این تنها ترین مسیر زندگیمان است  و با پذیرش این باور ، دست از تمام رویاهایمان کشیدیم

      هر وقت از اطرافیانم میپرسیدم چرا فلان شخص زندگی بهتری داره ،میگفتن ،اونا شانس دارن ، با ما فرق دارن ،عزیز کرده خدا هستن وووو 

      منهم یاد گرفته بودم که بدنبال شانس باشم چونکه تنها گزینه ای بود که میتونستم ازش استفاده کنم، میدونستم از گیت خدا که نمیتونم رد بشم ،اونکه قید منو زده و برای من چیزهای خوب نمیخواد ،پس یا باید دنبال شانس باشم یا یه چیزی که بتونم از مسیر قبلیم خارج بشم و جالبه که بین تمام اطرافیانم و اقوام ،تنها کسی که دلش خواست ریشه ای و از مسیر صحیحش بدنبال تغییر زندگیش باشه من بودم و هنوزم هستم 

      الان که فکر میکنم از خودم سئوال میکنم چرا من بدنبال تغییر و رشد بودم و هستم ؟ چرا من شرایط و تربیت گذشتگانمو نپذیرفتم؟ چرا من سالهاست تو این مسیرم و رها هم نکردم؟ من باید چه کاریو انجام بدم که الان نمیدونم؟ من برای چی به این کره زمین اومدم ؟؟؟؟؟ و یه عالمه چرا در مغزم بوجود اومده  

      دوست دارم تسلیم اراده خداوند باشم تا خدا برام رقم بزنه هر آنچه رو که در اراده قدرتمنده خودشه ،میدونم تو هر مسیری که هدایتم کنه ،پر قدرت خواهم بود با توجه به اینکه وقتی خدا برات راهیو رقم میزنه نیاز به دست و پا زدن اضافی نداری 

      برام جالبه ،تمام مطالب ذهنی که در طول روز میخونم یا گوش میکنم یا کتابی  مطالعه میکنم ،مخصوصا شب هاییکه با ویس های صدای خودم به خواب میرم ، تا صبح خواب آموزش هامو  میبینم و تمام اونهارو در خواب مرور میکنم ،دیشب تا صبح در حال آموزش بودم  

      در مورد رسیدن به پول و ثروت ، زیاد شنیده بودم که بعضی شغل ها پولسازن و توصیه همه به داشتن اون شغل ها بود، حتی تو بعضی از اونها هم وارد شدم ولی نتونستم موفقیتی کسب کنم ،اونوقت ها دلایل زیادی داشتم برای شکست هام‌، فکر میکردم آدم خوبی تو مسیرم نیومده ،تصور میکردم همه بد و کلاهبردار شدن ،دست زیاد شده ووو  ولی بعد از آموزش های ذهنی متوجه شدم که درون من برای موفقیت برنامه ریزی نشده

      خداوند از بینهایت طریق مارو هدایت میکنه به مسیرهاییکه با اراده خودش هماهنگ باشه ، تمام کارهاییکه براحتی برامون انجام شد و برای رسیدن بهش  سختی نکشیدیم بخاطر بودن در مسیر اراده خداوند بوده و تمام راه هاییکه با سختی رفتیم و به هدفمون نرسیدیم یا  رسیدیم  ولی حالمون خوب نبود بر پایه باورهای منفی درونمون شکل گرفته

      دیدن استوری خواهرتون هم بسیار ناراحت کننده بوده براتون  هم الهام بخش که الان اینهمه مقالات عالی در این سایت خلق شده که هم شما و هزاران انسانی که به این قسمت هدایت میشن خواهند خوند و تغییراتی بزرگی در درون و بیرونشون بوجود میاد

      تصور کردن یکی از راه های رسیدن به خواسته هاست ،در اصل برای اولین بار ما در ذهن خود به خواسته ای فکر میکنیم و بعد برای رسیدن به آن تلاش فیزیکی هم خواهیم داشت که در ادامه راه اگر درونیات تمیزتری داشته باشیم میتونیم به خواستمون برسیم 

      این کامنت ادامه دارد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/15 20:30
      مدت عضویت: 535 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      سلام استاد چه جوری بفهمیم که کارهایی که میکنیم براساس اراده شخصی هستش یا اراده خداوند منظورم تصمیماتی رو که میگیریم برای حل مسائل روزانه خود م من میدونم ویژگیهای خداوند روولی نمیتونم توی تصمیماتم چه جوری باید از اونها استفاده کنم ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/05/15 21:28
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        سلام و درود
        در ادامه بیشتر در این باره توضیح داده خواهد شد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/14 11:26
      مدت عضویت: 821 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 238 کلمه

      سلام وممنون از این دل نوشته زیبای این هفته و ممنون که به ما هم اجازه دادید در این مسیر شریک و همراه شما باشیم و خیلی زیبا بود این قسمت و موسیقی این قسمت هم زیبا بود و من امشب همین طور که متن را می‌خواندم موسیقی  متن پخش شد و بچه هام با موسیقی خوابیدن و دختر می گفت چقدر قشنگه حس آرامش به بچه ها داد وسریع به خواب رفتن و‌واقعا بچه ها خیلی پاک هستن و زندگی کردن را باید از آنها یاد گرفت با کوچکترین حرکتی شاد میشن ولحظه به لحظه لذت می برن وغم و قصه ندارن وراحت از کنار مشکلات عبور می‌کنند و سریع فراموش می‌کنند و کینه به دل نمیگیرن وراحت و آسا ن از کنارمشکلات عبور می کنن درسته که فوت عزیزان شما اتفاق افتاد وبا دیدن  استور ی آنها شما به این فکر افتادید ومثل زنجیر همه چیز حل و فصل شد واین کار بزرگ را انجام دادید وچقدر ديدگاه ما انسانها را تغییر  میده و خیر و ثوابش برسه به روح مادر وخاله و داماد  شما چرا که چراغ هدایت را روشن کردید سپاسگزارم از شما. تا خداوند نخواهد برگی از درخت نمیفته چرا که قدرت و عظمتش را شکر و همه ما انسانها  آفر یده او هستیم وبه این دنیا امده ایم تا به تکامل برسیم و به نزدش برگردیم چه بهتر که با اراده و خواسته او زندگی کنیم واز لحظه لحظه زندگی لذت ببریم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم