ورود / ثبت نام
0

زندگی با اراده خداوند (قسمت شانزدهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره موانع درونی رسیدن به خواسته ها توضیح داده شد و گفتگوی درونی، سطح انرژی و ارزشمندی خود، بعنوان سه موضوع مهم درونی در ایجاد موانع برای رسیدن به خواسته ها عنوان شد.

درباره موضوع گفتگوی درونی که بسیار مهم و تاثیرگذار است توضیحات مفصل داده شد و توصیه می شود بارها آن را مطالعه کنید و سعی کنید آنچه گفته شده است را در زندگی روزمره خود به کار بگیرید تا به مرور شخصیت شما به شکل همسو با اراده خداوند تغییر پیدا کند.

در این قسمت درباره سطح انرژی و تاثیر آن در ایجاد موانع ذهنی برای رسیدن به خواسته ها توضیح داده می شود.

سطح انرژی خود را بررسی کنید

آیا شور و شوق و انگیزه لازم برای تجربه خواسته های خود را دارید؟

بسیاری از انسانها آرزوی رسیدن به خانه، ماشین، همسر و شرایط زندگی بهتر را دارند اما شور و اشتیاق رسیدن به آن شرایط را ندارند و عقیده دارند اگر به آن شرایط رسیدند آن زمان شور و شوق و احساس خوب خواهند داشت.

این طرز فکر بیان می کند که انسانها می خواهند به واسطه قرار گرفتن در شرایط بهتر به احساس خوب یا شور و اشتیاق برای زندگی کردن برسند و این در حالی است که احساس و شور و شوق موضوعاتی کاملا درونی هستند و هرگز به واسطه عوامل بیرونی تحت تاثیر و تغییر پایدار قرار نمی گیرند.

اگر در شرایطی هستید که عقیده دارید بودن در آن باعث ایجاد احساس بد یا ناامیدی و حسرت شما شده است و تصور می کنید زمانی که در شرایط بهتر قرار بگیرید خودبخود احساس و شور و شوق متفاوتی خواهید داشت سخت در اشتباه هستید.

چون با این احساس و شور و شوق هرگز در شرایط بهتر قرار نخواهید گرفت که تازه بعد از آن بخواهید احساس جدید را در خود ایجاد کنید.

شرایط فعلی شما نتیجه احساس و شور و اشتیاق شما برای زندگی کردن است و اگر از شرایط خود راضی نیستید قطعا احساس خوب و شور و شوق مناسبی برای زندگی کردن ندارید. بنابراین اگر شما هم جزء آن دسته از افراد هستید که شرایط زندگی را عامل احساس خود می دانند و منتظر هستند تا به هر شکلی شرایط زندگی آنها تغییر کرده و سپس به شکل عالی و با ذوق و شوق زندگی کنند، باید با این واقعیت روبرو شوید که هرگز این شرایط را تجربه نخواهید کرد.

چون شرایط شما بر اساس احساس شما شکل گرفته است و اینکه منتظر تا با تغییر شرایط به احساس بهتر برسی تصمیم اشتباهی است که شاید به واسطه فراگیر بودن این طرز فکر در جامعه باور اینکه این نگرش اشتباه است کار ساده ای نباشد.

خواسته و آرزوهای شما شرایط جدیدی هستند که باید در زندگی شما ایجاد شوند. این شرایط زمانی ایجاد می شوند که شما از نظر احساس و شور و شوق زندگی در حد و اندازه های آن شرایط باشید.

شاید در اطرافیان خود فردی را می شناسید که به نظر شما آدم سرحال و خوش اخلاقی است، همیشه آرام است و لبخند بر لبش دارد و بودن در کنار آن فرد به شما احساس خوبی می دهد.

اگر دقت کرده باشید زمانی که آن فرد در شرایطی قرار می گیرد که از نظر دیگران بسیار سخت و طاقت فرساست، آن فرد خیلی از وضعیت همیشگی خود دور نمی شود.

او در شرایط مختلف همواره آرام است و احساس پریشانی در او مشاهده نمی کنید.

این افراد دارای احساس و شور و شوق مناسب برای زندگی کردن هستند و شرایط درونی آنها تحت تاثیر عوامل محیطی قرار نمی گیرد.

رسیدن به توانایی داشتن احساس خوب و شور و شوق زندگی پایدار نیاز به مراقبت از افکار دارد.

خودتان را در نظر بگیرید:

از زمانی که مشغول خواندن نوشته های باورساز شده اید چه احساسی دارید.

اگر مطالعه این نوشته ها به عادت روزمره شما تبدیل شده باشد، شما در این مدت احساس تسلط بیشتری بر افکار و احساس خود دارید.

کمتر از قبل احساس ناامیدی کرده اید.

کمتر از قبل عصبانی شده یا از کوره در رفته اید.

کمتر از قبل احساس بدبختی یا عذاب وجدان داشته اید.

کمتر از قبل نیاز به توجه یا تایید دیگران داشته اید.

اینها نتیجه رسیدگی به افکار و احساستان است.

کاری که شاید تا قبل از این نمی دانستید که باید هر روز انجام دهید.

هر روز مشاهده می کنم که اطرافیانم سعی می کنند از طریق مختلف افکار همسو با اراده شخصی خود را قوی تر کنند.

از طریق گفتگو کردن، شنیدن و دنبال کردن موضوعاتی که خواسته آنها نیست، آب و نور کافی در اختیار درخت اراده شخصی خود قرار می دهند و سپس از نتیجه زندگی خود متعجب هستند.

این افراد همواره در حال درگیری با موضوعات زندگی هستند. از جنبه های مختلف زندگی گله و شکایت دارند و همواره دعا می کنند خداوند باعث و بانی مشکلاتشان را نابود کند.

آنها نمی دانند که باعث و بانی مشکلاتشان خودشان هستند.

زمانی که شما تصمیم می گیرید به صورت آگاهانه آب و نور کافی به نهال قدرت ارده خداوند بدهید سطح انرژی متعالی شما افزایش می یابد. این نوع انرژی از قدرت چندین برابر انرژی اراده شخصی برخوردار است و به همین دلیل اگر شما قسمت های قبل نوشته های باورساز را مطالعه کرده باشید به طور خودبخودی نگرش و عملکرد ذهن شما در واکنش به شرایط بیرونی تغییر کرده است.

تغییر احساس شما در این مدت ثابت می کند که شرایط احساسی ما ارتباطی به شرایط پیرامون ندارد. شما در همان شرایط قبل هستید اما با توجه به آگاهی هایی که انرژی برتر و قوی تری دارند، از سطح انرژی قوی تری برخوردار شده اید و نتیجه آن احساس آرامش درونی بیشتر به نسبت گذشته است.

واضح است که انرژی را صورت نوشیدنی وارد بدن خود نکرده اید یا از طریق تزریق آمپول سطح انرژی درونی خود را تقویت نکرده اید.

شما به بالاترین سطح انرژی که برابر با انرژی پاک و متعالی خداوند است مجهز شده اید. این ویژگی از طرف خداوند در وجود هر انسانی قرار داده شده است اما استفاده از آن اجباری نیست بلکه انسان اختیار دارد انتخاب کند در چه سطحی از انرژی قرار داشته باشد و به واسطه سطح انرژی خود دنیا را تجربه کند.

برای همسو شدن با قدرت اراده خداوند باید سطح انرژی خود را به سمت متعالی تغییر دهید به این کل انرژی درونی شما قدرت قدرت گرفته و می تواند خواسته های شما را به جهان هستی (خداوند) ارسال کند.

گیرنده رادیویی را در نظر بگیرید که با تقویت سیستم های خود قدرت امواجش را بیشتر می کند تا افرادی که در فاصله دورتری نسبت به فرستنده قرار دارند نیز امواج رادیویی را دریافت کنند.

شما با ارتقاع سطح انرژی خود قدرت امواج درونی خود را افزایش می دهید. نتیجه این اقدام ارسال درخواست های قوی تر برای جذب خواسته ها می باشد.

آلبرت انیشتن می گوید: “تا زمانی که حرکتی صورت نگیرد، حادثه ای رخ نمی دهد”

اگر می خواهید حادثه، رخ دادن و به واقعیت تبدیل شدن آرزوهای خود را مشاهده کنید باید انرژی درونی خود را از طریق افزایش سطح ارتعاش به حرکت در آورید.

برای درک بهتر این مطلب به این توصیه توجه کنید:

خودتان و همه ی افکارتان را به صورت مجموعه ای از انرژی در نظر بگیرید که همواره با جهان هستی در ارتباط است.

اراده شخصی همواره می گوید: شما فقط مجموعه ای از استخوان و اعضای بدن هستید بنابراین برای تحقق خواسته هایتان باید از طریق مغز و اعضای بدن خود تلاش کنید، باید از دیگران سبقت بگیرید، باید رقیبان را ناکام کنید تا به اهداف خود دست پیدا کنید و فرد موفقی باشید.

اما اراده خداوند می گوید شما مجموعه ای از انرژی های همسو با انرژی خالق جهان هستید و از طریق ارتباط با او می توانید به راحتی هرآنچه را می خواهید در زندگی خود خلق و تجربه کنید. برای خلق خواسته هایتان نیاز ندارید با کسی مبارزه کنید، دیگری را شکست دهید یا سعی کنید از طریق مختلف نتیجه را به نفع خود تغییر دهید.

فقط کافی است سطح انرژی درونی خود را ارتقاء دهید تا ارتعاش درخواست های شما قوی تر شود.

جهان هستی همواره پاسخ ارتعاشات قوی تر را می دهد چون ذات و ماهیت خودش قوی و بی نهایت است.

بنابراین کاملا طبیعی است که انرژی بی نهایت نمی تواند پاسخ مناسبی به ارتعاشات ضعیف و پست بدهد. از این رو باید برای ارتقاء سطح انرژی درونی خود همواره تلاش کنید.

شاید برای شما جالب باشد که بدانید به راحتی می توانید سطح انرژی خود را اندازه گیری کنید.

انرژی درونی شما در ارتباط مستقیم با احساس شماست و همچنین بر پیرامون شما تاثیر می گذارد.

هرچه انرژی درونی شما قوی تر باشد، انرژی های پست و ضعیف اطراف خود را خنثی می کند به این شکل شما در مواجه شدن با مسائل بیرونی واکنش و برخورد متفاوتی خواهید داشت.

شاید این تجربه را داشته باشید که از حرکت یک کودک به شدت عصبانی و برافروخته شده باشید و این در حالی است که در زمانی دیگر نسبت به همان رفتار کودک خود واکنش متفاوتی داده باشید.

این تفاوت در واکنش شما به محرک بیرونی بخاطر تفاوت در سطح ارتعاش انرژی درونی شماست.

هرچه در هماهنگی بیشتری با قدرت اراده خداوند باشید، سطح انرژی درونی شما متعالی تر می شود و ناهماهنگی های بیرونی، به خاطر برخورداری از انرژی های پست و ضعیف قادر به رویارویی با شما نخواهند بود و هرگز به شما آسیب نمی رسانند.

“از دوران کودکی بارها شنیده بودم که پیامبر اسلام (حضرت محمد) معصوم بوده است به این معنی که هرگز خطا و اشتباهی مرتکب نشده است.

با درک موضوع سطح ارتعاش درونی به این نتیجه رسیدم که معصوم بودن پیامبر به خاطر تصمیم خداوند و درنظر گرفتن شرایط خاص و ویژه برای پیامبر نبوده است بلکه این پیامبر بوده است که از طریق هماهنگ شدن با قدرت اراده خداوند و بالا بردن سطح انرژی درونی خود تحت تاثیر انرژی های ضعیف و پست اطراف خود قرار نمی گرفته است.

این شرایط نه فقط برای پیامبران بلکه برای همه انسانها مهیاست اما از آنجا که درباره آن آگاهی نداریم تصور عموم به این شکل است که پیامبران انسان های خاص و انتخاب شده از سوی خداوند بوده اند.”

(این عقیده و درک شخصی من می باشد و قبول یا رد آن بنا به سلیقه شخصی خواننده است)

هدف از بیان این توضیحات آگاهی پیدا کردن نسبت به سطح انرژی خود در زندگی روزمره می باشد. چنانچه مطالعه این مطلب در شما احساس خوب و آرامش بخشی ایجاد کرده است مطمئن شوید که این آگاهی با آنچه از ازل توسط خداوند در وجود شما نهفته شده است هماهنگی دارد.

از این پس باید در افزایش دادن سطح انرژی درونی خود مهارت کسب کنید و همواره سعی کنید انرژی های ضعیف و پست را از طریق توجه نکردن به آنها از بین ببرید.

تصور کنید فردی به شما حرفی را می زند که بلافاصله احساس خشم و عصبانیت در شما ایجاد می شود. این حالت درونی به سبب قرار گرفتن در معرض انرژی های پست و ضعیف است.

باید سعی کنید به آنچه شنیده یا دیده اید توجه نکنید تا از گزند انرژی تضعیف کننده در امان باشید.

بدیهی است در ابتدای امر شاید قادر به مهار تمام انرژی های ضعیف کننده اطراف خود نباشید اما مطمئن باشید همانطور که در انجام سایر فعالیت های زندگی خود مهارت کسب کرده اید با تکرار و تمرین در این موضوع هم به مهارت قابل قبول دست پیدا می کنید.

در نهایت هدف ما این است که به هماهنگی بیشتری با قدرت اراده خداوند دست پیدا کنیم و از این طریق سطح انرژی درونی خود را افزایش دهیم.

سطح انرژی خود را افزایش دهید

هر فکری که با خود مرور می کنید داری نوعی انرژی است که یا شما را تقویت خواهد کرد یا تضعیف می کند.

اکنون که به این قسمت از نوشته های باورساز رسیده اید به خوبی تفاوت افکار را می دانید و احساسی که از مرور کردن آنها در شما ایجاد می شود را می شناسید. بنابراین تشخیص اینکه فکری که اکنون در سر دارید چه احساسی در شما ایجاد می کند برای شما کار ساده ای خواهد بود.

احساسی که از هر فکر در شما ایجاد می شود نمایان کننده تاثیری است که آن فکر در میزان انرژی و شور و شوق شما ایجاد می کند.

قطعه شعری از “آنتونی دی ملو” این واقعیت را به زبان دیگری بیان می کند:

“چرا هر کس در اینجا شاد و خوشحال است به غیر از من؟

حضرت عیسی پاسخ داد: زیرا آنها یاد گرفته اند در هر جایی خوبی و زیبایی را ببینند.

چرا من در هر جایی خوبی و زیبایی را نمی بینم؟

زیرا آنچه را در درونت نمی بینی نمی توانی خارج از وجودت آن را مشاهده کنی.”

تفاوت میان افرادی که نیازمند جلب توجه و رضایت دیگران هستند با آنانی که بدون توجه به نظر دیگران زندگی می کنند این است که اگر به زیبایی درون خود توجه نکنی احساس رضایت از وجود و بودن خود نخواهید داشت به همین دلیل به دنبال رضایت از بودن خود در نظر دیگران خواهید بود.

انتظاری که هرگز برآورده نخواهد شد چرا که آنچه را در درون خود نمی بینید در بیرون از شما دیده نخواهد شد.

اگر باور کنید مظهر تجلی روح خداوند هستید، همان را در دنیای بیرون خود مشاهده خواهید کرد.

همسو شدن با اراده خداوند مهمترین اقدام برای تمرکز بر درون و مشاهده زیبایی وجود خود است و برای این مهم فقط کافی است که موانع اتصال را از میان بردارید.

موانع اتصال با قدرت اراده خداوند افکار و نگرش هایی هستند که قدرت اراده شخصی را تشکیل می دهند. اراده شخصی هموارد در حال ساختن موانع برای جلوگیری از اتصال با قدرت اراده خداوند است.

یکی از تاثیرگذارترین اقدامات برای رفع موانع اتصال با قدرت اراده خداوند افزایش انرژی درونی است.

زمانی که از انرژی درونی قوی تری برخوردار باشید نسبت به انرژی های ضعیف پیرامون خود واکنش نشان نمی دهید. این انرژی های ضعیف در عین حالی که ضعیف هستند اما با تجمع کردن می توانند مانع اتصال با قدرت اراده خداوند شوند.

تصوی کنید دوشاخته رشته سیمی که صد لامپ رنگارنگ به آن متصل شده است را از پریز برق خارج کنید. با یک عمل ساده، زیبایی که صد لامپ رنگی ایجاد کرده بودند را خاموش می کنید. آن لامپ ها وجود دارند و آمادگی و توانایی روشنایی و رنگین کردن محیط زندگی شما را دارند اما این شما هستید که با خارج کردن دوشاخه از پریز برق خود را از این همه زیبایی محروم کرده اید.

اگر اتصال صد عدد لامپ رنگی به رشته رسیم، 10 ساعت زمان نیاز داشته باشد، اتصال یک عدد دوشاخه به ابتدای رشته سیم فقط چند دقیقه زمان نیاز دارد و جدا کردن آن دوشاخته از پریز برق فقط یک ثانیه زمان می برد اما نتیجه 10 ساعت سعی و تلاش برای اتصال لامپ های رنگی را از بین می برد.

افکار ضعیف کننده در عین حالی که ساده هستند اما می توانند مانع دریافت نعمت های بی شمار شوند.

بنابراین رفع موانع شاید در ابتدا کار سختی باشد اما نتیجه این اقدام ارزش سعی و استمرار داشتن را دارد.

  • به انرژی های تضیف کننده واکنش نشان ندهید

سال ها شنیده بودم مشت جواب مشت است اما زمانی که موضوع افزایش سطح انرژی را درک کردم به این نتیجه رسیدم که لبخند جواب مشت است.

با بلند کردن صدای خود یا مبارزه کردن نمی توانید راه حل مناسبی برای تغییر شرایط پیرامون خود پیدا کنید زیرا آن شرایط دارای انرژی های تضعیف کننده هستند و پرداختن به آنها فقط باعث تشدید موانع ذهنی اتصال با قدرت اراده خداوند خواهد شد.

وقتی به انرژی های پست واکنش نشان می دهید با انرژی های پست وجود خود مواجه می شوید و به سادگی شرایطی را ایجاد می کنید تا انرژی پست بیشتری را به سمت خود جذب کنید.

اگر کسی به شیوه ای سرشار از نفرت با شما رفتار می کند و شما در واکنش به نفرتش از خود نفرت ساطع می کنید، میدان انرژی پست خود را به میدان پست پیرامون تان اضافه می کنید. در این شرایط میزان انرژی پست پیرامون شما افزایش می یابد و هر فردی وارد این میدان شود تحت تاثیر آن قرار می گیرد.

اگر نسبت به فردی که با عصبانیت با شما برخورد می کند خشمگین هستید، در حقیقت تلاش می کنید تا از طریق محکوم کردن شرایط را تغییر دهید.

توصیه اکید این است که از انرژی های ضعیف کننده ای که انسان های پیرامون تان آنها را به کار می برند استفاده نکنید.

اگر سطح انرژی خود را افزایش دهید دیگران نمی توانند سطح انرژی شما را پایین آورده و شما را تحت کنترل خود در آورند.

بارها تجربه کرده اید که فردی با شما با عصبانیت برخورد کرده است و بلافاصله شما عصبانی شده و در جواب او خشم و نفرت از خود ساطع کرده اید و تا چندین ساعت یا روز سرشار از احساس بد بوده اید.

در این حالت شما اجازه داده اید تا فرد دیگری با استفاده از سطح انرژی پست خود اختیار شما را در دست گرفته و افکار و احساس شما را مدیریت کند.

خشم، نفرت یا عصبانیت از شرایط موجود نه تنها منجر به بهبود آن نخواهد شد بلکه باعث تشدید نابسامانی در زندگی می شود.

همه افرادی که اضافه وزن دارند دوست دارند که لاغر شوند اما نفرت و عصبانیت آنها از چاقی نه تنها باعث لاغری آنها نمی شود بلکه به سادگی باعث تشدید چاقی آنها می شود و این در حالی است که افراد چاق به شدت در حال مبارزه و اعمال روش های مختلف برای رهایی از چاقی هستند.

نفرت، خشم و عصبانیت از جنس انرژی ضعیف هستند و به راحتی اتصال به اراده خداوند که سرشار از سلامتی و تناسب اندام است را قطع می کند و فرد همواره در سطح انرژی ضعیف به زندگی خود ادامه می دهد.

افرادی که از آموزش های لاغری با ذهن استفاده کرده اند این تجربه را دارند که در روزها و هفته های اول به افزایش سطح انرژی پرداخته می شود و به همین دلیل است که همه شرکت کنندگان در دوره ورود به سرزمین لاغرها قبل از این که لاغری را در جسم خود مشاهده کنند احساس خوب لاغر شدن را در ذهن خود تجربه می کنند.

این تجربه به دلیل افزایش سطح انرژی درونی و هماهنگ شدن با قدرت اراده خداوند برای حلق رویای لاغری است.

زمانی که تصمیم می گیرد از طریق افزایش سطح انرژی درونی و واکنش ندادن به انرژی های ضعیف پیرامون خود اتصال قوی تری با قدرت اراده خداوند برقرار کنید، شور و شوق شما برای زندگی کردن افزایش می یابد. احساس می کنید به هرآنچه آرزویش را دارید می رسید. احساسی که قبلا به خاطر عقیده به نرسیدن به آرزوها همواره بد و ناامید کننده بود.

وقتی انرژی درونی خود را افزایش می دهیم، قدرت اراده الهی در وجود ما نمایان می شود. در این شرایط گرچه هنور آرزوهای ما به شکل واقعی در زندگی رخ نداده اند اما احساس ما به شکل عالی تغییر پیدا می کند.

همان شادی که تصور می کردید با رسیدن به آرزوها نصیب تان می شود را از همین الان در وجود خود احساس و تجربه می کنید.

خود را سرشار از عشقی می بینید که تصور می کردید آن را از دست داده اید و مدت ها در جستجوی آن بودید.

احساس فراوانی و وفور نعمت را که تصور می کردیم اگر به آرزوهایمان برسیم تجربه خواهیم کرد را از همین الان در وجود خود احساس می کنید.

اکنون بار دیگر به گفته آلبرت انیشتن توجه کنید:

“تا زمانی که حرکتی صورت نگیرد، حادثه ای رخ نمی دهد”

تغییر احساس درونی شما به واسطح افزایش سطح انرژی همان حرکتی است که آلبرت انیشتن آن را لازمه رخ دادن اتفاقات می داند.

زمانی که ویژگی های اراده خداوند را در خود احساس کنید، انرژی لازم برای رخ دادن اتفاقات را در وجود خود ایجاد کرده اید.

در قسمت بعد درباره راهکارهای موثر برای افزایش سطح انرژی توضیح داده می شود.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

موزیک بی کلام
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=30145
برچسب ها:
7 نظر در مورد زندگی با اراده خداوند (قسمت شانزدهم)

دیدگاهتان را بنویسید

      پونه عدل تهرانی
      1400/07/22 03:01
      مدت عضویت: 824 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 818 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      بسیاری از انسان‌ها آرزوی رسیدن به خانه ،ماشین،،،، را دارن اما شور و اشتیاق با آن شرایط و ندارن عقیده دارن اگر به آن شرایط رسیدن آن زمان شور و اشتیاق دارن . شور و اشتیاق یه حالت درونی هستش و هرگز به واسطه عوامل بیرونی تحت تاتثیر و تغییر قرار نمی گیرد و این کاملا اشتباه است .

      من هم خیلی اینجوری بودم قبلا تا کم کم یاد گرفتم که این روش درست نیست و همیشه سعی می کردم احساسم خوب باشه و عوامل بیرونی روم تاثیری نزارن انقدر که خوب بودم که سفر آخری که به ایران کردم یه شرایطی بوجود اومد ولی من تحت تاثیر قرار گرفتم ولی نزاشتم حالم بد بمونه .جاریم یه دوره هایی رفته بود که کف دست و فشار می داد می گفت چه مشکلی داری! خلاصه به من می گفت تو خیلی ریلکس هستی و اصلا استرس و اضطراب نداری و واقعا هم همینطور بود خیلی انرژی بالابی داشتم همش اهنگ می زاشتم می رقصیدم و پست های خوب می ذاشتم و شر می کردم ولی الان نمی دونم چرا انرژی من چند وقتیه که احساس می کنم خیلی پایینه الان سه هفته است ولی روی خودم دوباره شروع کردم به کار کردن البته از حرف کسی و چیزی ناراحت نمی شم و واکنش نمی دم فقط اون احساس خوبی و قبلا داشتم می خوام دوباره تجربه کنم به قول همسرم نزده می رقصیدم دوباره می خوام اونجوری بشم نمی خوام افکار منفی بیاد توی سرم می خوام با خودم مهربون باشم افکار خوب و مرور کنم تقریبا این ویژگی های خدا رو تونستم توی خودم بوجود بیارم به زیبایی‌ها توجه می کنم ولی نمی تونم از بعضی چیزها فرار کنم مثلا دیروز بازم مسیله ای بوجود اومد که جایی بودم و دو نفر حرف که می زدن یکی خیلی عصبانی شده بود و همش داد می زد من گفتم لزومی نداره خودتو کنترل کن از این حرف‌ها ولی باز که اومدم خونه حالم بد شده بود به هر کس که زنگ می زنم الان که فقط به یکی دو نفر من تماس می گیرم که مجبورم ولی انقدر گله و شکایت می کنن هر چی من حرف تو حرف میارم …. ولی باید زنگ بزنم .

      من دیگه قضاوت کردنم خیلی کمتر شده تا یادم میافته ادامه نمی دم خیلی پیشرفت کردم .

      مثلا قبلا من هی وقتی می رفتیم خرید هی می گفتم حالا بزار لاغر شم بعد میام اینو می خرم که بهم بیاد .حالا بزار برم سر کار دیگه همه چی خوب می شه . حالا بزار بچم از آب و گل در بیاد بعد فلان کار رو می کنم . و نتونستم اون طوری که باید در زمان حال زندگی کنم و لذت ببرم به غیر یه چند صباحی .

      باز هم همه چی بر می گرده به احساس . احساس خوبمون و باید غالب باشه همیشه .بعضی ها در سخت ترین شرایط همچنان اروم هستن و آرامش دارن و تحت تاثیر عوامل محیطی قرار نمی گیرن.باید مراقب افکارمون باشیم.

      ما با ارتقا سطح انرژی خود قدرت امواج درونی و افزایش می دیم نتیجه این ارسال درخواست های قویتر برای جذب خواسته ها می باشد. خودمون و افکارمون مجموعه ای از انرژی هستن که همواره با جهان هستی در ارتباط هستن.

      اراده شخصی می گه همیشه باید از دیگران بزنیم جلو رقیبان و ناکام کنیم تا به هدف برسیم اما اراده خداوند می گه از طریق ارتباط با او می تونید به هر خواسته‌ای برسید و اونو تجربه کنید.نیازی به این کارها سبقت و کلاه برداری نداره فقط کافیه که سطح انرژی درونیمون و افزایش بدیم .انرژی درونی شما ارتباط مستقیم با احساس شماست.هر چه این انرژی قوی تر باشه انرژی های ضعیف اطراف و خنثی می کنه.

      هر چه در هماهنگی بیشتری با قدرت اراده خداوند باشیم سطح انرژی متعالی تر می شه و نمی زار ه و نمی زاره انرژی بیرونی آسیب بزنه بهمون.باید به این انرژی‌های پست و ضعیف اطراف توجه نکنیم.

      همسو شدن با اراده خداوند مهم‌ترین اقدام برای تمرکز بر درون و مشاهده زیبایی وجود خود است.و باید موانع اتصال و برداریم.افزایش انرژی درونی .افکار ضعیف کننده مانع دریافت نعمتهای بی شمار می شوند.به این انرژی‌های تضعیف کننده نباید واکنش نشون بدیم.

      لبخند جواب مشت است .با بلند کردن صدای خود یا مبارزه کردن نمی توانید راه حل مناسبی برای تغییر شرایط پیرامون خود پیدا کنید زیرا آن شرایط دارای انرژی تضعیف کننده هستن و پرداختن به آنها فقط باعث تشدید موانع ذهنی اتصال با قدرت اراده خداوند خواهد شد.اگر سطح انرژی خود را افزایش دهید دیگران نمی توانند سطح انرژی شما رو پایین بیارن و شما رو تحت کنترل خود در آورند.

      نفرت،خشم و عصبانیت از جنس انرژی ضعیف هستن و به راحتی اتصال به اراده خداوند که سرشار از سلامتی و تناسب اندام است را قطع می کند و فرد همواره در سطح انرژی ضعیف به زندگی ادامه خواهد داد.

      زمانی که ویژگی های اراده خداوند را در خود احساس کنید انرژی لازم برای رخ دادن اتفاقات خوب را در وجود خود ایجاد کرده اید!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/26 08:04
      مدت عضویت: 807 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 792 کلمه

      با یاد و نام خدای مهربان

      خیلی خوشحالم که با خواندن نوشته های باور ساز اطلاعات جدید به دانسته هام اضافه می کنم و متوجه خیلی از اشتباهاتی میشم که این سال ها انجام می دادم و هیچوقت به اشتباه بودنشون پی نبرده بودم ولی در همین مدت کوتاهی که این نوشته های باور ساز رو میخونم متوجه اونا شدم.

       

       من یکی از همون کسانی بودم که همیشه فکر می کردم باید در شرایط ایده ال و دلخواهم باشم تا بتونم شاد باشم یعنی شادی و خوشحالی من فقط در صورتی می تونست پایدار باشه که اون شرایط برام مهیا باشه در غیر اینصورت شادی برام معنی نداشت و هیچ شور وشوقی برای زندگی نداشتم. 

       

      خدا رو شکر می کنم که با این مسیر آشنا شدم الان می دونم که همه چیز به احساس خودم برمی گرده الان به خوبی متوجه میشم که شرایط زندگی نمی تونه عاملی برای احساس خوب من باشه چون همین شرایطی که الان دارم به واسطه ی احساسم شکل گرفته من باید بتونم خودم شرایطی را فراهم کنم که بهم احساس خوب بده.

       

      خواسته و آرزوهایی که دارم در واقع شرایط جدیدی هستن که باید بتونم در زندگیم  ایجاد شون بکنم . این شرایط زمانی بوجود میان که من از نظر احساس و شور و شوق زندگی در حد و اندازه های آن شرایط باشم. پس در واقع همه چیز به خودم و درون خودم بر می گرده.

       

      باید از اینجا به بعد بیشتر مراقب افکار و احساسات خودم باشم، باید بتونم آگاهی های جدیدی که دارم یادمی گیرم رو تو زندگیم استفاده کنم احساس خوب و داشتن شور و شوق نیاز به مراقبت داره باید مواظب ورودی های ذهنم باشم مراقب افکار روزانه و گفتگوهای درونی با خودم باشم.

       

      از وقتی که مشغول خوندن نوشته های باورساز شدم حس و حالم خیلی بهتر شده افکارم هدفمند تر پیش میرن، دیگه زود از کوره در نمیرم و عصبانی نمیشم، دیگه به بدبختی و فقر ونداری فکر نمی کنم به این فکر نمی کنم که تو این جامعه نمیشه آسایش و آرامش داشت دیگه دنبال تائید شدن توسط بقیه نیستم من واسه خودم زندگی می کنم و سعی می کنم از داشته های الانم لذت ببرم و برای رسیدن به هدف های بالاتر روی فراوانی نعمت ها ی خدا تمرکز بیشتری داشته باشم.

      سعی می کنم هر روز برای خودم و گفتگوهای درونی ذهنم وقت بزارم، باید بتونم همیشه خودمو تو حس و حال خوب نگه دارم از داشته های الانم لذت می برم وقتی پیاده روی می کنم گفتگوی درونی منفی ندارم و از حس وحالی که با فایل های پیاده روی می گیرم انرژیم خیلی بیشتر میشه و واقعا حس و حال خیلی خوبی بهم دست میده.هر روز به دنیای اطرافم عشق بیشتری هدیه می کنم تا دریافتی بیشتری داشته باشم.

       

      برای اینکه بتونم با قدرت اراده خداوند مهربان همسو بشم باید سطح انرژی خودم را به سمت بهتر شدن هدایت کنم.وقتی انرژی درونم قدرت بیشتری بگیره در سطح بالاتری از ارتعاش قرار می گیرم و می تونم دریافتی های بیشتری داشته باشم و زودتر در مدار رسیدن به خواسته هام قرار بگیرم.

      قبل از آشنایی با سایت تناسب ذهنی من کلا آدم زودرنجی بودم خیلی زود از کوره در می رفتم و عصبانی می شدم هر حرفی می تونست سطح انرژی منو حسابی پایین بیاره و هر حرفی منو مدتها درگیر خودش می کرد ومن همیشه در حال  پاسخ دادن به انرژی های پست بودم و اینطوری انرژی پست بیشتری رو به سمت خودم جذب می کردم.

      کینه، ناراحتی خشم و عصبانیت همگی دارای انرژی ضعیف هستند و خیلی راحت اتصال به اراده خداوندرا قطع می کنند و اینجوری آدم  همیشه در سطح انرژی ضعیف به زندگی خودش ادامه میده.

       

      اون زمان  من فکر می کردم اگه در برابر رفتار دیگران سکوت کنم  و واکنشی نداشته باشم اونا حق رو به خودشون میدن و من اینو نمی خواستم  اما نمی دونستم که با اون عصبانیت و نفرت در واقع دارم یه میدان منفی از انرژی پست رو در اطراف خودم جمع آوری می کنم و شاید فکر می کردم اینطوری در حال تغییر اون شرایط هستم اما در واقع داشتم توی اون شرایط بد غرق می شدم. الان دیگه می دونم که برعکس باید سطح انرژی خودمو بالا بیارم تا از تسلط دیگران روی خودم کم کنم. می دونم کار سختی هست ولی حتما با تمرین کردن بهش مسلط میشم باید بتونم افکار و گفتگوهای ذهنیمو کنترل کنم باید ورودی های خوب به ذهنم بدم

      برای دریافت خواسته ها و رسیدن به اونا باید در سطح بالای انرژی باقی بمونم تا قدرت اراده الهی را بتونم دروجود خودم ببینم باید یاد بگیرم که همه چیز به احساس خوب خودم برمی گرده وقتی تصورات خوب داشته باشم انرژیم بالاتر میره، شادی درونم بیشتر میشه و همین احساس خوب می تونه منو در سطح بالای انرژی قرار بده تا راحت تر به آرزوها، خواسته ها و اهداف قشنگم برسم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/18 23:35
      مدت عضویت: 730 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,743 کلمه

      جلسه ۱۶ زندگی با اراده خداوند

      سلام و درود به همراهان هم قدم و استاد بینظیر

      خوشحالم که الان میتونم دسترسی داشته باشم به آگاهی های ناب و کم نظیر ،خدارو شکر میکنم که منو به سرزمینی هدایت کرد که میتونم و اجازه دارم تو بیشتر کوچه هاش قدم بزنم و هر لحظه درونمو  قویتر  و توانمندتر کنم ،خوشحالم که پروفایلی دارم که به هر آنچه نیاز داشته باشم فقط با یک کلیک وارد اون میشم و غرق دنیای جدیدم میشم 

      در قسمت قبل از گفتگوهای درونی گفتیم ،اینکه گفتگوهای درونی ما ،تجربیات حال حاضر زندگی مارو رقم میزنن که همین گفتگوها از عقاید و باورهای ما نشاءت گرفتن و باورهای ما هم طبق اراده شخصی مون بوده که فعلا در حال شناسایی و رفعشون هستیم 

      سالها تصور میکردم اگر حالم خوب نیست چونکه خونه ندارم ،خونه دار بشم دیگه مدام حالم خوب خواهد بود ،خونه خریدم خیلی هم خوشحال بودم ولی بعد از مدتی باز هم مثل قبل غر و شکایت ها شروع شد ،همینطور ماشین ،وسایل منزل ،رابطه خوب ،مسافرت های متنوع وووو ولی باز همچنان من از درون ناراضی  بودم

      چند روز پیش داشتم در مورد قوانین و این جنس آگاهی ها با خواهرم صحبت میکردم ،بهم گفت فریده تو که خونه تو منطقه خوب تهران داری ،ماشین داری ،وسایل رفاهی داری،مسافرت میری وووو پس چرا انقدر دنبال کننده مطالب ذهنی هستی ؟ 

      بهش گفتم اولا که من میخوام به سطوح بالاتری برسم و زندگی مورد علاقمو داشته باشم و اینکه  من سالهاست همه این چیزهارو دارم ولی هر دفعه فقط یه مدتی حالم باهاشون خوب بود و باز هم خلاء درونیم اذیتم میکرد ،من دارم درونمو میسازم که بتونم با هر آنچه دارم لذت ببرم ،من میخوام چشمان بیناتر و سپاسگذار تری داشته باشم ، من میخوام حالم از درون خوب باشه

      و اگر حسم با خودم و داشته هام خوب باشه ،داشته های بیشتری وارد زندگیم میشه که اونوقت لذت عمیقتری میبرم از شرایطم 

      هر چند خواهرم حرف های منو متوجه نشد و حق هم بهش میدم چونکه تو این مسیرها نیست

      تمام عمرم شنیده بودم اگر خونه و ماشین خوب داشته باشی میتونی  خوشحال باشی ،یاد گرفته بودم اول به خواسته هام برسم بعدا خوشحالم بشم  ،اولین بار که از استادی شنیدم که با حال خوبه که میتونید به خواسته هاتون برسید تعجب کردم البته که رسیدن به خواسته ها بسیار برام دلنشینه و جزء هدف هام هست ولی دوست داشتم این مطلبو متوجه بشم که چجور میشه با حال خوب به خواسته هام برسم 

      با حال خوب میتونید به خواسته هاتون برسید نه اینکه اول به خواسته هاتون برسید و بعدا خوشحال بشید 

      یعنی چی ؟ آخه منکه برعکسشو شنیده بودم ،حالا باید چکار کنم ؟ چجوری بدون رسیدن به داشته هام حالم خوب باشه؟

      من فقط بلد بودم داشتن شرایط نامطلوبمو  به گردن دیگران بندازم ،اطرافیانم ،خانواده ،کشور ووو و خودمو دخیل ندونم در تجربه  کردن زندگیم 

      دوست نداشتم مسئولیت زندگیمو بپذیرم و مدام در حال نق زدن بودم و روزها و سالها سرگرم این نوع زندگی کردن بودم

      و سالهاست با بودن و تمرین کردن دارم یاد میگیرم که مراقب ورودی هام‌ باشم ،خودمو ۱۰۰ درصد مسئول تمام اتفاقات زندگیم‌ بدونم و با این کار از ذهنم میخوام که برای مسائلم‌ راه حل های صحیح پیدا کنه 

      وقتی خودم مدیر درون و بیرونم میشم‌،قدرت های درونیم قویتر میشه و انرژی درونم منو میبره بسمت انجام کارهای مورد علاقم ، حال و هوام تغییر میکنه و ارتعاشم با اتفاقات بهتر هماهنگ میشه 

      در این مسیر باید مراقب ورودی هامون باشیم ، مثلا امروز با دوستم رفته بودیم امیر شکلات ۲ تا موکا سفارش دادیم و نشستیم صندلی های بیرونش داشتیم با هم صحبت میکردیم که صاحب کافه اومد بیرون ، ایستادن با چندتا دوستانشون شروع کردن به صحبت کردن  در مورد  تجربیات گرفتن این ویروس 

      اون لحظه با دوستم بهم نگاه کردیم و تصمیم گرفتیم بریم تو ماشین بشینیم و نوشیدنیمونو تموم کنیم ،بهش گفتم ما مسئول چجوری حرف زدن مردم نیستیم ولی مسئول گوش و شنیدن های خودمون هستیم 

      همین تمرینات بظاهر کوچیک باعث تغییرات بزرگ خواهد شد ،من مراقب خودم هستم جهان هم منو میبره تو مسیرهای شبیه به توجهاتم

      از زمانیکه نوشته های باورسازی میخونم در کنار آموزش های دیگم ،تونستم افکار و رفتارهای خودمو بیشتر مراقبت کنم ،مثلا نوع نگاه خشم آلودم به بعضی از اطرافیانم مهربانانه تر شده ،هر روز به خودم یادآوری میکنم که وجود من خلاقه ،هر زمان یادم بیاد فراوانی هارو میبینم ،مثلا امروز که  یکی از رستورانهای بزرگ و معروف  بودیم  و میدیدم که آدم ها در صف هستند تا نوبتشون بشه برای غذا خوردن ،فراوانیو میدیدم 

      هر زمان ماشین ها ،خانه ها ،درختان ووو میبینم به یاد میارم فراوانی و گستردگی جهانو و هر چقدر این تمریناتو انجام بدم مدارم تغییر میکنه 

      خدارو شکر میکنم که هر روز گوش و حواس خودمو در اختیار اگاهی های جدید میذارم و شاهد متفاوت زندگی کردن خودم با اطرافیان و افراد دیگه هستم ،امروز داشتم با شخصی صحبت میکردم که حالش خوب نبود و تجربیات عاطفی بدیو گذرونده بود ،چند ساعت باهاش صحبت کردم و مطمئنش کردم تا تغییرات اساسی مخصوصا در عزت نفسش نداشته باشه نمیتونه زندگی پر نشاط تری داشته باشه ،بهش گفتم خسته نشدی از اینکه سالهاست از یک دریچه به جهان نگاه میکنی ؟ اگر این پنجره منظره خوبی نداره ببندش و پنجره دیگه ای باز کن 

      این مدت که در حال پاکسازی درونیاتم هستم و چند وقت یکبار حجم وسیعی از من های قبلم‌ ،شناسایی و شکسته میشناحساس میکنم درونم سبکتر شده و انرژی فدرتمندی از من آزاد میشه 

      امروز صبح که طبق هر روز در حال انجام تمریناتم بودم و از اونجاییکه  مابین تمریناتم اگر  یدفعه موضوعی بیاد تو ذهنم که در موردش باید با خودم صحبت کنم حتما صحبت میکنم ،شروع کردم با خودم در مورد موضوع مسئولیت پذیری حرف زدن و انقدر مطلب برای گفتن داشتم که بعد از ۱ ساعت که خودمو بمب باران آگاهی کردم احساس کردم انرژی درونیم داره غلیان میکنه  حالم چنان خوب شده بود که خودم متوجه شدم پرده ابهام  سنگینی از جلوی ذهنم کنار رفته 

      انقدر انرژی م بالا بود که کارهای آشپزخونمو با یه قدرت خاصی انجام میدادم و سرحال بودم انگار کلید گنجیو بمن داده بودن ،دوستم بهم زنگ زد گفت میایی بریم تا جایی کار دارم ؟ بهش گفتم آره میام و امروز تا ساعت ۷ غروب که بیرون بودیم فقط از تمریناتمون و اتفاقات و شناسایی باورهامون باهم صحبت کردیم و من این روزها دقیقا همسو شدن با اراده خداوندو درک میکنم 

      میدونم با پاک شدن درونم ،با شناسایی عقاید قدیمم و تمیز کردن وجودم ،به فرکانس های اراده خداوند نزدیکتر میشم که تو اون فرکانس فقط حال خوب و اتفاقات خوب هست

      میدونم که  با احساساتم لحظه به لحظه دارم به جهان میگم که من کی هستم و چی میخوام ،انگار دوربین حسی ،هر لحظه داره منو رصد میکنه 

      زمانهاییکه خودم آگاه میشم‌ و رفتارها و افکارمو رصد میکنم به خودم میگم آیا این رفتارهای من  شکل رفتارهای آدم های موفقه ؟ اگر نیست تلاش میکنم تغییرش بدم 

      سالها تلاش کردیم که به خواسته هامون نزدیک بشیم ،ما با خوداگاه ۵ درصدی تلاش میکردیم ولی ناخوداگاه ۹۵ درصدی ما برای زندگی در راستای اراده شخصی برنامه ریزی شده بود برای همین تلاش ۵ درصدی ما به جایی نرسید

      حالا داریم ۹۵ درصد ناخوداگاهمونو در راستای اراده خداوند   برنامه ریزی میکنیم که نیازی نباشه ما خودمونو بکشیم برای داشتن خواسته هامون ، برای اراده خداوند خواسته های ما یک سر سوزن  در اقیانوس هم نمیشه ،وقتی خواسته هامونو بزرگ و دست نیافتنی  میبینیم یعنی خداوند رو انقدر بزرگ نمیبینیم که بتونه مارو به خواسته هامون برسونه ،برای همین نا امید میشیم 

      ما دلمون میخواد به جایگاه های بزرگ برسیم ولی خودمون به اون‌ حد قوی نیستیم ، زمین و باند فرودگاها باید تحمل وزن هواپیمارو داشته باشن ،وقتی زمین سست باشه نمیتونه سنگینی هواپیمارو تحمل کنه ،خواسته های ما حکم هواپیما و ما زمین فرودگاه هستیم ،باید خودمونو برای وسعت خواسته هامون آماده و مهیا کنیم و جهان اینهارو به خوبی میدونه برای همین تا ما رشد نکنیم در مسیرهای متفاوت قرار نخواهیم گرفت 

      من بارها این تجربه رو داشتم که زمان هاییکه سطح انرژیم خوبه ،هر اتفاقی نمیتونه ناراحتم کنه و براحتی ازش میگذرم و برعکس هر وقت انرژیم پایینه هر چیزی ناراحتم میکنه و تحملم کم میشه 

      اینکه بخوام در مقابل رفتارهای نامحترمانه عکس العمل خنثی داشته باشم کار سختیه و بیشتر اوقات چکشی رفتار کردم و البته این روزها که تمریناتم جدی تر از قبل شده ،تلاش میکنم مودبانه تر و محکمتر حرف هامو بزنم ،هر چند گاهی این رفتارها به گفتگوی درونی منفی کشیده میشه ولی باز هم سعی میکنم رشته افکارمو ببرم بسمت دیگه ای که کمتر حالم بد بشه 

      و دوست دارم یه روزی بتونم تمام اموزه هامو به عمل تبدیل کنم و جواب هایی بر پایه اراده شخصیم نداشته باشم

      جمله جالبی استاد نوشتن ؛؛ وقتی به انرژی های پست واکنش نشون میدیم با انرژی های پست وجود خودمون روبرو میشیم و باعث میشیم انرژی پست و اتفاقات پست بیشتریو بسمت خودمون هدایت کنیم و بعد غر میزنیم که چرا این اتفاقات رخ داد

      و این تجربه رو داشتم زمان هاییکه در برخورد با مسئله ای خشمگین شدم چقدر حال خودم بد میشه و زمان هاییکه آرامتر و مهربانتر هستم حالم بهتره، دوست دارم انقدر قدرتمند بشم که در مقابل ناملایمتی ها آرام باشم ، هنوز نتونستم تجربش کنم ولی سعی میکنم بیشتر مراقب باشم 

      در مورد چاقیم ، سالها مبارزه کردن و ناراحت بودن از چاقیم ،باعث شد بیشتر شکست بخورم و چاقتر بشم ولی من تصور میکردم در حال درمان چاقی خودم هستم و اولین قدمی که در دوره مقدماتی برای لاغر شدنمون بر میداریم ،توقف حس بد و مبارزه با چاقیست 

      تمام اتفاقات زندگی ما بر اساس باورها و شنیده های ماست که اول از درون ما شروع شدند ،اول حس کردیم ،تصور کردیم و بعد تجربه کردیم ،الان هم اول انرژی بالای درونمونو حس میکنیم و بعد بصورت تجربیات الهی وارد زندگیمون میشن

      پس حس کردن درونی ما ربطی به شرایط بیرونی ما نداره ،مثلا امروز یا بعضی روزها که من آگاهانه حالمو بهتر میکنم که شرایط بیرونی من تغییری نکرده ولی  احساسم خوبه ،وقتی احساسم خوبه ،جهان هم همسطح حسم منو به مسیرهای شبیه به درونیاتم هدایت میکنه 

      پس مراقب ورودی های خودمون باشیم ،مسئول تمام جنبه های زندگیمون باشیم که وقتی مسئول بشیم ذهنمون به کمکمون میاد که مسائل مارو حل کنه با پذیرفتن مسائل زندگیمون حس قدرت بیشتری خواهیم داشت و به مسیرهای قدرت مندانه ای هدایت میشیم

      هر لحظه ای که به یاد میاریم به خودمون بگیم که ما کی هستیم و برای چی به این جهان اومدیم ،خودمونو بزرگ ببینیم تا جهان هم مارو بزرگ بدونه و مارو ببره تو مسیر و  شرایط عالیتر ،شبیه به  ویژه گی های خداوند عمل کنیم تا سطح انرژی هامون بالاتر بره و زندگی با کیفیتری داشته باشیم‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/15 11:15
      مدت عضویت: 282 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 578 کلمه

      با سلام

      خوشحالی”بخشی از ما میباشد.وشادی حسی است که از آن می آید….”تونی دی لیسو”

      شادی وشادکامی بیش از یک آرمان و آرزوست.

      دکتر دیپاک چوپرا میگوید…شادکامی طبیعت حقیقی .سرچشمه ومنبع هستی میباشد.

      با گسترش آگاهی درون خود..در خواهیم یافت که هیچ محدودیتی برای شادکامی وجود ندارد.

      در حالیکه در خوشحالی خود رشد میکنیم.شادیمان را بدون هیچ تلاشی با دیگران.سهیم خواهیم شد.

      ما به این طرز تفکر عادت کرده ایم که برای بدست آوردن خوشحالی باید چیزهایی را که میخواهیم بدست آوریم تا احساس شادی کنیم.

      ولی این را باید بدانیم که:

      ما باید باخوشحالی وشادی” درونی در عوض بیرونی” برای رسیدن به هدفهایمان آشنا شویم.

      بجای جستجوکردن برای یک شادی موقت .یکی بعد دیگری…

      باید بدنبال منبع نامحدود ودائمی شادی که اساس وبنیاد ما میباشد….باشیم.

      “شادکامی طبیعت بنیادی من است.”

      زمانی که ما با شعف وسرور درون خود ارتباط برقرار می کنیم.آنگاه شادی .فهم وادراک ورضایت را در تمام اعمال خود خواهیم یافت.

      “ شادکامی یک دانایی است.” 

      احساس شادی کردن سفر فوق العاده به درون برای درک شادکامی که برای آن زاده شده ایم.

      نه هدفی که بدنبالش برویم..پاداشی در آخر هرکارنیست.

      بلکه شادکامی با ما بوده است و طبیعت وجود ما میباشد.شادی وسرور در هسته خود واقعی ما جای دارد.

      آن در درون ما و در نزدیک بودن با سرچشمه هستی است….یعنی جریان انرژی زا

      زمانی که شادی اصیل را بشناسیم و اجازه دهیم در ما جاری شود به طریقهای مختلف وارد جریان زندگی ما میشود.

      وزندگی شروع به بهتر شدن میکند.

      گرچه میلیونها انسان در جستجوی شادکامی وخرددر خارج از خود هستند…ولی این جستجو هیچ لزومی ندارد ..شادکامی با زمان محدود میشود.هیچ لذتی دائمی نیست…رسیدن به آرزوها تکراری وعادی میشود…..در حالیکه:

      سرچشمه شادکامی دائمی است که در آگاهی ما آرمیده است.

      تبدیل خرد به حقیقت..

      طبیعت بنیادی ما که شادکامی است.باید آنراکشف کنیم.

      وباعث گسترش آن شویم.

      در ارتباط با سرمنشا،میفهمیم برای شادکامی نباید تقلا کرد زیرا آن بخشی از طبیعت وجودی ماست.

      باید شادکامی را شناخت وآنرا گسترش داد.

      با سکوت….و رفتن بدرون…با مراقبه

      تجربه سکوت را عمق بیشتری ببخشیم..شادکامی گسترش میبابد..مانند رایحه گلهای یاس در نسیم..

      سکوت نه به آن معنی که با فکروخیالهای روزمره و افکار خود خاموش باشیم…یعنی لحظاتی در آرامش و با آگاهی بر “دم و باز دم ”سعی به رفتن به درون خود کنیم…

      لحظاتی با خودمان درخلوت باشیم..از هر مسئله ای دور باشیم…وبا تکرار همین کار چند دقیقه ای..به عمق وجود خود پی میبریم.

      رهایی و سرور را درک میکنیم.وآنرا ساطع میکنیم.

      گسترش شادی ساده است 

      بر عکس مملکت ما که تماما در حال پراگندگی غم و غصه وناراحتی ومراسمهای عزاداری به هر عنوان است.

      در جای..جای دنیا آئین های خردمندان دنیا مسیری را برای شادی مردم برپا میکنند.

      هیچ دلیلی برای محدودیت سرور وشعف وجود ندارد..اگر اصولی باشد.

      ما به اشتباه فکر میکنیم که اگر ثروتمند باشیم.زیبا..سلامت..موفق و….باشیم آنوقت میتوانیم شاد باشیم…واین درست نیست.‌‌

      با سرچشمه سلامتی در درون خود ارتباط داشته باشید..و نتیجه آن شعف وسرور برای شماست.

      کما اینکه ما را ترسانده بودند که اگر از عمق وجودت ذوق کنی… دیگه بدبخت میشی..فلان آیه رو چهار مرتبه بخون…تا خدا چیزی رو ازت نگیره..‌

      وحتی دوست من میگفت من خوشبخت بودم..شوهر..بچه..خونه..زندگی..ماشین..کار

      یکمرتبه ذوق کردم…خدا ازم گرفت…

      الله اکبر …چه طرز فکری..یعنی در ذهن ما چه چیزها جا سازی شده که بلای جان و زندگی ما است.

      وما در اینجا هستیم..سایت تناسب فکری که بتوانیم این مزخرفات ومهملات پوچ وبیهوده را از ذهن خود خارج کنیم..خودمان را از بند پوسیده اسارت افکار واهی نجات دهیم.و بجاش با یادگیری آگاهیهای درست و روتین شدن آنها در زندگی… تازه با دنیای راستین آشنا شویم ومنبعد با افکار صحیح و خیال راحت و آسوده تر زندگی کنیم.

      زیرا هر چه که میخواهیم در پیش فرص طبیعت ما وجود دارد..فقط باید آنها را پیدا کنیم.

      البته از راه درست…ونه از بیراه ها..

      به امید خدا

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/06 09:40
      مدت عضویت: 806 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      فوق العاده بود استاد عالیتررررین پیام عالی، خداوند با هرپیام شما در اینجا منو میبره صدجا میچرخونه تا ک مفهوم صحبتاتونو درک کنم ب اندازه خودم، واکنش نشون دادن بدترین چیز در دنیاست مقابله ب مثل کردن آدم را در حد وحشتناکی خفیف و پست میکنه طوری ک در منجلاب دست و پا هم بزنی نمیتونی بیای بالا مگر با اراده خداوند، و بنظرم خداوند چقدر باید آدم رو دوست داشته باشه تا این درک رو از این تجربه ب انسان بده و دوباره خودش دستش رو بگیره، چقدر برای درک این متن من در رنج قرارگرفتم و گریه کردم تا ک خداروشکر پناه بردم ب خداوند و نجات پیدا کردم، ب جایی رسیدم ک گفتم بابااااا خداوند نسبت به همه ی بندگانش از جمله روح و بدن وفکرو احساس  ک فکر میکنم خودم هستم هم تعصب داره و هرنوع برچسب و صفتی رو ب تجربه خودم میاره هرنوع خشم و نفرت و احساس بد نسبت ب رفتارای ناهنجار دیگری تجربه خودم میشه، پس فقط بی تفاوت و خنثی نسبت ب بیرون، و پرشور نسبت ب اراده خداوند و انرژی درونی.   یاد ی متن از بزرگی افتادم ک می‌فرماید: این را خوب می‌دانیم، حتی نفرت از حقارت هم آدم را سنگدل می‌کند، حتی خشم بر نابرابری هم صدا را خشن می‌کند، آخ…..  ماکه خواستیم زمین را برای مهربانی محیا کنیم، خودنتوانستیم مهربان باشیم….. خودنتوانستیم مهربان باشیم…… 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/27 13:40
      مدت عضویت: 282 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 732 کلمه

      با سلام

      استاد واقعا خداوند را سپاسگزارم که وارد این سایت شدم..یعنی هدایت شدم..در واقع..

      من کلا یه آدم دیگه شدم..دید واحساسم کاملا عوض شده…نقطه نظراتم بکل تغییر کرده..دیگه دنبال هیچ خبر…فیلم…موضوعی نیستم وتا جایی که بشه سعی میکنم همیشه بیرون از هر مطلبی باشم..فقط دوست دارم با این ذهن جدیدم که به لطف شما تازه باهاش آشنا شدم تنها باشم…و با هم حرفهای خوب ولذت بخش بزنیم..

      براستی خودم‌شگفت زده هستم…من که هر روز کافی بود یه خبر بشنوم کلا زمین وزمان رو بهم میدوختم…هر لحظه آماده فنگ بودم که عصبانی بشم…و داد وبیداد کنم و راجع به اون موضوع انتقاد کنم..حرف بزنم زیاد وبعد هم گله از خداوند که می بینی چرا پس کاری نمیکنی .‌‌مگه تو خدا نیستی…پس ملت حق دارند ازت ببرند…و خلاصه روز خراب کن واقعی بودم.

      وجالبتر اینکه هر روز یه بحث داغ تا موقع خواب داشتم که ذهنم رو ..اعصابم رو داغون بکنه..‌

      ولی الان همون خبرها…حتی شدید تر…اصلا دوست ندارم راجع بهشون حرف بزنم…و جالبتر اینکه نمیخوام به اون جریان فکر هم بکنم…

      در حیرتم تا همین چند وقت پیش این منفی باف بلند بلند مثل یه معلم بد اخلاق باهام حرف میزد وتمامی خاطرات بد رو بهم یاد آوری میکرد یعنی چیزهایی رو بهم میگفت که کلا برای سالها پیش بود واصلا یادم رفته بود..تذکر..پشت تذکر بود که میداد وعملا دامن میزد به حال واحساس بد وعصبانیت من..

      ولی خداوندا شکرت من الان در پیاده روی تکنفره که تا بحال اصلا انجام نمیدادم وهمیشه یکی بود که بدو بدو از موضوعات روزمره باهاش حرف بزنم..

      من تنها… با ذهنی که تازه باهم آشنا شدیم..مدتهای زیادی در آرامش مشغول گپ وگفت هستیم وچقدر لذت میبرم…..

      من بخاطر چند کیلو اضافه وزن وارد سایت شدم والان اصلا اون موضوع کمتر مد نظرم هست وعاشق آگاهیهای ارزشمندی هستم که روزانه از شما دریافت میکنم..

      وچقدر درست است وقتی که میگویید این آگاهیهای صحیح ودرست پیش فرض خلقت ما بوده و ما در اثر مراحل مختلف زندگی خودمان با دادن آگاهیهای غلط آنها را پس زدیم.

      چون من وقتی به این مطالب میرسم مثل این است که گمشده ام را پیدا کرده ام…

      درست است که همه را درک میکنم وقبول دارم ولی خوب خیلی مدت زمان طولانی با یه نگرش دیگه رفتار کردم…و ناخودآگاه با وجود سعی وتمرین زیاد یه خورده گاهی مثل قبلها سریع اماده جوابگویی میشوم…ولی خیلی زود متوجه میشم و با فکر کردن وحتی جدیدا کمک ذهن جدیدم به موقعیت درست میرسم….واقعا نمیدونم به چه زبانی ازتون تشکر کنم

      زبان من از سپاسگزاری قاصر است.

      ولی بدونید  که جمله به جمله این نوشته های با ارزش رو میخونم بارها..مینویسم..تکرار میکنم با اونها به ارامش میرسم وسعی فراوان دارم تا در کل زندگیم ازشون استفاده کنم.

      وهمیشه بیصبرانه منتطر نوشته های بعدی هستم..

      جالبه براتون بگم‌که‌من کلا چون آدم منطقی بودم و همش کارم با داشته ها وموجودیم همسو بود..آرزوهای چندانی واسه خودم نداشتم…الان که فکر میکنم می بینم که آرزوهای من در حدی بوده که سالم باشیم بتونیم بچه هامون رو به سروسامان برسونیم…در هر لحظه که به ما نیاز دارند در دسترس اونها باشیم..ومیخوام بگم ارزوها وخواسته هایم خلاصه شده بود در بهتر وراحتتر زندگی کردن بچه هام…همین وبس

      ولی الان چشمهام باز شده که بابا جون…شاید منم برای خودم ارزویی داشته باشم که اینقدر بهش بی توجهی کردم…سوخته واز بین رفته.‌

      تازه شهامت پیدا کردم به این قضییه فکر کنم..وبا ذهن جدید عزیزم مذاکره کردم و در نهایت تعجب دیدم که منم دوست دارم مثلا فلان کار رو انجام بدم.

      چقدر جالب تا حالا بهش فکر نکرده بودم..یعنی خواسته ام کمی دور از حد تصوره…اما می بینم که نباید نا امید بشم..باید خوش بینانه بهش فکر کنم..ازفکر کردن واحساس تجربه اون خواسته به وجد بیام…و بعد دیدم که کم کم برام خواسته ام که اونهمه بزرگ ونشدنی جلوه میکرد چقدر در دسترسه…وقتی این همه اتفاقهای شگفت انگیز در دنیا در حال انجام شدنه..پس خواسته من هم شدنیه…

      در هر صورت استادم منطورم تشکر بی حد از شماست که این حال وهوای خوب را برای من ساختید..چشمم طور دیگری اطرافم را می بیند..

      و انتظارم کلا متفاوت شده است..

      زندگی کنونی خودم را با چشمان پر بصیرت می بینم و احساس رضایت میکنم..گو اینکه تا همین چند وقت پیش فقط نفص ها ونقصانها را می دیدم.

      شاید الان اونها سرجاشون باشند ولی من داشته هامو می بینم وشاد وراضی میشوم..احساسم خوب میشود.

      واینها همه را مدیون شما هستم که با تکرار فراوان موضوعات و ساده گفتن وساده جلوه دادن آنها..با پیگیری مستمر در این موضوع سعی فراوان کردید تا یکی مثل من به راه درست و حقیقی هدایت بشه.

      تنها میتونم بگم که خدا ازتون راضی باشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/27 01:32
      مدت عضویت: 542 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 253 کلمه

      سلام خدمت شما استاد عزیزم 

      من وقتی این متن رو خوندم به یاد جریانی افتادم که چند روز پیش برام اتفاق افتاده بود.من قبلا ادمی بودم که گله شکایت ازم میبارد و از وقتی دارم با این نوشته ها روی خودم کار میکنم سعی میکنم انرژی خداوند رو در قلب و اطرافم افزایش بدم.جریان از این قرار بود که من به همسرم گفتم که از بیرون میای میوه و پیاز و سبیزمینی بخر و بعد از برگشت همسرم وقتی خریداشو دیدم یه لحظه ذهنم شروع کردکه اینا چیه خریده همشون بزرگن خوب نیستن و…و میخواستم دهنمو باز کنم چیزی بگم یک آن به خودم اومدم که بابا تو داری چیکار میکنی دوباره میخای مثل قبل رفتار کنی همون لحظه دوباره به کیسه های خرید نگاه کرد و باورتون نمیشه دیدم واقعا چقدر اینایی که خریده بود چقدر عالی بود همون لحظه از همسرم بابت خرید خوبش تشکر کردم که چقدر وسایلی که گرفتی تازه و خوبن و همون لحظه من حسم انقدر خوب شد که دیدم همسرم با اینکه خیلی خسته بود یه لبخند قشنگ زد گفت چندتا مغازه رفتم تا جنس تازه داشته باشن و اصلا لحن صحبتمون باهم عوض شد و اون انرژی خدایی رو میشد تو دوتاییمونم دید.

      استاد من اول از نوشتن تو سایت میترسیدم و فقط متنارو میخوندم و فایلارو گوش میدادم الان چند روزه به خودم میگم اگه تو این انرژی خوبو دریافت میکنی باید با نوشتنت اونو گسترشش بدی به خاطر همون هر چیزی به ذهنم میاد بعد خوندن متن همون لحظه میام مینویسم 

      ممنمونم بابت این متنهای بینظیرتون. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 36 از 8 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم