ورود / ثبت نام
0

زندگی با اراده خداوند (قسمت هجدهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره راهکارهای افزایش سطح انرژی توضیح داده شد و 5 روش عملی برای افزایش سطح انرژی شرح داده شد. نکته قابل توجه این است که فقط خواندن و تکرار کردن این راهکارها تاثیری در افزایش سطح انرژی ندارد بلکه باید به آنچه گفته شده است عمل کنید تا به مرور نتیجه زندگی شما تغییر کند.

تمام سعی من در این است که نوشته های باورساز به صورت کاملا عملی ارائه شود.

زمانی که تصمیم گرفتم زندگی خود را تغییر دهم کتاب های زیادی در حوزه موفقیت و ارتباط با خداوند مطالعه کردم اما فقط زمانی که مشغول خواندن کتاب بودم احساس خوبی داشتم و چند دقیقه بعد از اتمام مطالعه همان شرایط احساسی و رفتاری قبل را تکرار می کردم.

در واقع مطالب خوب می خواندم اما به رفتارهای نادرست عمل می کردم و نتیجه زندگی من بر اساس عملکرد من شکل می گرفت نه مطالعه های من.

بعد از چند سال متوجه شدم برای تغییر کردن باید به شکل عملی تغییر در افکار و رفتار خودم ایجاد کنم تا در نهایت زندگی من تغییر کند و از آن زمان بود که مسیر موفقیت و تغییر کردن را به شکل متفاوتی سپری کردم.

تجربه من در عمل کردن برای تغییر کردن سبب شد که در آموزش های ارائه شده در سایت تناسب فکری همیشه تمرکز من بر ارائه آموزش های عملی باشد و به لطف خدا در این امر بسیار عالی عمل کرده ام.

نگرش عمل گرا بودن در نوشته های باورساز نیز مدنظر قرار گرفت و این نوشته ها به صورت مستندی عملی برای تغییر زندگی در حال آماده شدن است.

بنابراین علاوه بر بارها خواندن این نوشته ها باید سعی کنید به آنچه گفته شده است در زندگی روزمره خود عمل کنید.

برای اولین بار است که مطلب آموزشی ارائه شده است که تمرینات ذهنی برای ایجاد تغییر در افکار و نگرش افراد ارائه می دهد.

برای کسب نتیجه عالی از مطالعه نوشته های باورساز همواره سعی کنید به آنچه گفته شده است عمل کنید.

در این قسمت 5 راهکار دیگر برای افزایش سطح انرژی ارائه شده است که باید در زندگی روزمره به آنها عمل کنید.

به شما اطمینان می دهم از تغییر سطح انرژی و نتایج زندگی خود شگفت زده خواهید شد.

لازم به توضیح است که سطح انرژی موجود در وجود ما در بالاترین حد ممکن و هم تراز با سطح انرژی منبع یا خداوند است اما موانع ایجاد شده توسط اراده شخصی مانع بروز و تجربه آن شده است.

راهکارهای افزایش سطح انرژی در واقع راهکار رفع موانع جریان یافتن انرژی در وجود خودمان هستند که با استمرار در عمل کردن به آنها به مرور به شخصیت ما تبدیل می شوند.

در مشاوره هایی که با افراد داشته ام بارها می گفته می شد که: مدتی است به آنچه به ما گفته اید عمل می کنیم اما احساس بهتر در ما ایجاد نشده است و نتایج زندگی ما تغییر نکرده است.

ذکر این نکته ضروری است که تصور نکنید با انجام مراحل آموزشی نظر خداوند یا جهان هستی درباره شما تغییر خواهد کرد و دکمه تغییر زندگی شما فشرده خواهد شد.

شرایط و امکانات لازم برای بهره بردن از متعالی ترین سطح زندگی در وجود شما نهفته است و تغییری در میزان و ماهیت آن ایجاد نخواهد شد.

اگر نتیجه زندگی شما تغییر نکرده است تنها به این دلیل است که شما تغییر نکرده اید.

این بدان معنی نیست که شما اشتباه عمل کرده اید. ممکن است عالی و صحیح عمل کرده باشید اما باید بیشتر ادامه دهید تا از سطح انرژی بالاتری برخودار شده و نتایج زندگی شما تغییر کند.

در ادامه راهکارهای دیگری برای رفع موانع و افزایش سطح انرژی توضیح داده شده است.

6- کمتر در معرض رسانه ها قرار بگیرید

برنامه های خبری تلویزیون همواره در حال انتشار اخبار بد و ناپسند هستند و شما به راحتی اجازه می دهید تا آنها هر روز انبوهی از انرژی ضعیف را وارد محیط خانه و خانواده شما کنند.

این روزها انتشار اخبار از طریق رسانه های اجتماعی و موبایل به شدت در حال افزایش است.

قرار گرفتن در معرض انرژی های ضعیف منتشر شده از سوی رسانه ها سبب می شود تا شما انرژی های ضعیف بیشتری را جذب زندگی خود کنید.

دیدن و شنیدن باعث ایجاد فکر می شود.

مرور فکر باعث ایجاد احساس می شود.

شکل گیری احساس باعث جذب احساس های همشکل خود می شود.

تصور کنید امروز خبر تکان دهنده ای درباره شخصیتی مطرح می شنوید.

در ظاهر این است که این فقط یک خبر است.

اما بارها تجربه کرده اید که شنیدن یک خبر باعث ایجاد افکار در ذهن شما می شود و تا چند ساعت بدون توجه در حال مرور افکار درباره آن فرد و اتفاق در ذهن خود هستید.

از مرور این افکار احساسی در شما شکل می گیرد که قطعا احساس خوب و خوشایندی نیست.

اگر عادت به دنبال کردن احبار داشته باشید هر روز ده ها خبر و اتفاق وجود وارد که می تواند به راحتی افکار متعدد در ذهن شما ایجاد کند و مرور آن افکار قطعا احساس بد در شما ایجاد می کند.

به همین راحتی شما همواره در احساس بد خواهید بود و به مرور شرایطی را در زندگی تجربه می کنید که تداوم بخش احساس بد شما به شکل عمیق تر خواهد بود.

چند لحظه با خود فکر کنید هر روز چه میزان از اطلاعاتی که هیچ ارتباطی به زندگی شما ندارد از طریق رسانه های مختلف وارد زندگی شما می شود. اگر از میزان آن احساس ترس کردید سعی کنید از امروز در جهت کاهش میزان ورودی از رسانه ها تلاش کنید.

تقریبا تمام فیلم ها و سریال هایی که ساخته می شوند درباره موضوعاتی هستند که در زندگی شما رخ نداده است و با زندگی عادی و روزمره شباهتی ندارد.

اگر فیلم یا سریالی مشابه زندگی روزمره انسانها باشد موفق به جذب بیننده نخواهد شد چون انسانها دوست دارند چیزی را ببینند که در زندگی خود ندیده اند.

از آنجا که گرایش عمومی و پیش فرض انسانها به سمت مراقبت از خود است بنابراین فیلم و سریال هایی که جریان های طلاق، جنایت، خیانت و … را نمایش می دهند پربیننده تر از فیلم هایی هستند که موفقیت و شادی و لذت را به نمایش می گذارند.

به هر فیلم یا سریالی که به دیدن آن علاقمند هستید توجه کنید.

چه موضوعی را نمایش می دهد؟

اکنون به وضوح می توانید تاثیر برنامه های رسانده ای و نیت سازندگان را درک کنید.

7- با افراد مناسب معاشرت کنید

قرار گرفتن در معرض افرادی که میدان انرژی ضعیف دارند سبب می شود شما هم به طور ناخودآگاه سطح انرژی خود را کاهش دهید.

افراد دارای انرژی ضعیف تحمل قرار گرفتن در معرض انرژی های بالاتر را ندارند به همین دلیل همواره سعی می کنند انرژی دیگران را کاهش داده و همسطح انرژی خود قرار دهند.

سعی کنید با افرادی معاشرت کنید که از سطح انرژی بالایی برخوردار هستند.

از ماندن در معرض انرژی های ضعیف افراد به بهانه دلجویی، دلسوزی، همصحبتی و … جدا خودداری کنید.

شما هرگز نمی توانید با دلسوزی یا همدردی سطح انرژی دیگران را افزایش دهید اما می توانید انرژی های مشابه با سطح انرژی آنها را وارد زندگی خود کنید.

تنها بودن به مراتب بهتر از بودن با افراد دارای سطح انرژی پایین است.

البته فردی که آگاهانه در جهت همسو شدن با قدرت اراده خداوند تلاش می کند هرگز احساس تنهایی و نیاز به بودن با دیگران را ندارد.

اگر قبلا عادت داشتید همیشه با دیگران باشید یا از تنهایی فراری بودید و مدتی است نوشته های باورساز را مطالعه می کنید اکنون رفتار و عادت خود را بررسی کنید.

به شما اطمینان می دهم به مراتب کمتر از قبل به حضور دیگران برای احساس تنهایی نکردن نیاز دارید.

فردی که در هماهنگی با قدرت اراده خداوند قرار می گیرد هرگز احساس تنهایی نمی کنید و برای شاد و بودن و گذران زندگی نیاز به حضور یا معاشرت با دیگران ندارد.

شاید رعایت این مورد نسبت به موارد دیگر سخت باشد چون در موارد دیگر فقط موضوع خودمان بودیم اما در این مورد دیگران نقش دارند.

طبیعی است که شما در خانواده زندگی میکنید و افرادی در معاشرت با شما هستند.

نیاز نیست برای عمل کردن به این مورد عجله کنید یا سعی کنید به هرشکلی شده ارتباط خود با دیگران را قطع کنید.

شاید این تصمیم باعث بروز مشکلاتی شود.

اما در ذهن خود تصمیم بگیرید که با افراد دارای سطح انرژی پایین کمتر معاشرت کنید.

این تصمیم خودبخود انگیزه و میل شما برای بودن با دیگران را کاهش می دهد و تسلط شما بر پیرامون و روابطتان با دیگران را بهبود می بخشد.

8- از محیط دارای انرژی ضعیف خارج شوید

از قرار گرفتن در میدان انرژی ضعیف، جایی که در آن مصرف الکل، مواد مخدر یا رفتارهای ناشایست صورت می گیرد خودداری کنید.

از حضور در اجتماعاتی که کانون توجه آنها محکوم کردن، اعتراض کردن و … است خودداری کنید.

از جضور در مراسماتی که تعصبات دینی و فرهنگی را ترویج می کنند خودداری کنید.

از حضور در مکان یا مراسماتی که باعث کاهش سطح انرژی شما می شوند جددا خودداری کنید.

از حضور در طبیعت برای افزایش سطح انرژی درونی خود بهره ببرید.

به پارک ها یا نمایشگاه های گل و گیاه بروید و از دیدن رنگ ها و تنوع گل ها لذت ببرید.

زمانی را در هوای آزاد باشید، پیاده روی کنید، شنا کنید، در طبیعت قدم بزنید و از دنیای طبیعی لذت ببرید.

به دنیای کودکان وارد شوید و از سطح بالای انرژی درونی آنها لذت ببرید.

با کودکان بازی کنید، به صدای پرندگان گوش دهید، به طبیعت نگاه کنید و از این طریق به هماهنگ شدن خود با قدرت اراده خداوند کمک کنید.

به وضوح می توانید سطح انرژی اماکن را تشخیص دهید و انتخاب کنید که اوقات خود را در چه مکانی باشید.

9- به گسترش مهربانی عادت کنید

به صورت ناشناس در حد توان خود به افرادی که نیازمند هستند کمک کنید. این کار را از روی مهربانی و بدون انتظار تشکر انجام دهید.

در جستجوی افراد ناتوان و نیازمند نباشید بلکه از طریق توجه کردن به نشانه هایی که در مسیر زندگی شما ایجاد می شود فرصت های مهربانی کردن را شکار کنید.

مهربانی کردن بدون انتظار جبران یا حتی تشکر کردن، مهربانی همسو با قدرت اراده خداوند است.

مهربانی بدون چشم داشت برای هماهنگی با قدرت اراده خداوند سبب می شود جهان مادی در پاسخ به نیت و عمل شما رفتار مهربانانه ای با شما داشته باشد.

در این شرایط شما مهربانی را به طریق مختلف در زندگی دریافت و تجربه خواهید کرد.

برداشتن زباله ها از محیط زندگی نوعی مهربانی با طبیعت است.

همکاری با روح جهانی برای نظافت و آراستگی دنیا بدون چشم داشت و بیان آن برای دیگران به نیت های مختلف باعث می شود تا نیروی اراده خداوند از طریق شرایط و نعمت های بی پایان زندگی شما را منظم و آراسته کند.

هر عملی که از سرمهربانی نسبت به خودتان، دیگران یا محیط پیرامونتان انجام می دهید باعث انعکاس مهربانی خداوند در زندگی شما می شود.

10- ببخشید تا رها شوید

انتقام، خشم و نفرت انرژی های به شدت ضعیفی هستند که موجب جذب انرژی های مشابه خود به زندگی شما می شوند.

بخشش از متعالی ترین انرژی هاست. با بخشش دیگران خود را در معرض دریافت بخشش خداوند قرار می دهید.

اندیشه بخشش دیگران بدون هرگونه عمل تلافی جویانه نسبت به افرادی که در گذشته موجب آزار و اذیت شما شده اند را در ذهن خود گسترش دهید.

عده ای از افراد وقتی از مزایای بخشش مطلع می شوند تصمیم می گیرند دیگران را ببخشند و می گویند:

من فلانی را بخشیدم اما او را به خدا می سپارم، او را به تیغ برنده حضرت ابوالفضل می سپارم

این بخشش نیست، بلکه تاکید بر تدام انرژی ضعیف خشم و عذاب و انتقال است.

شما اگر از خداوند برای دیگران طلب تلافی و خشم کنید در واقع خواستار مشاهده ویژگی هایی از خداوند هستید که قادر به ارائه آن به شما نیست.

بنابراین وقتی دیگران را نفرین می کنید یا برای آنها درخواست عذاب می کنید عقیده های مبنی بر اراده شخصی را تقویت می کنید.

در این شرایط خود را از تجربه ویژگی های اراده خداوند محروم می کنید چون خشم، نفرت و انتقال از ویژگی های اراده خداوند نیستند.

بخشش به همراه رها کردن نتیجه بخش است.

ببخش و رها کن، ببخش و فراموش کن، ببخش و طلب سعادت و خوشبختی کن.

این طریق بخشیدن همسو با قدرت اراده خداوند است و به سرعت نتیجه آن را که آرامش درونی و افزایش سطح انرژی است را تجربه خواهید کرد.

در قسمت بعدی به بررسی و توضیح آخرین مانع ارتباط با قدرت اراده خداوند می پردازیم.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

موزیک بی کلام
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=30263
برچسب ها:
5 نظر در مورد زندگی با اراده خداوند (قسمت هجدهم)

دیدگاهتان را بنویسید

      پونه عدل تهرانی
      1400/07/24 02:29
      مدت عضویت: 832 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 865 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      ۵ تا راه بالا بردن انرژی و در فایل قبل یاد گرفتیم .سطح انرژی موجود در ما در بالاترین حد ممکن هم تراز با سطح انرژی منبع یا خداوند است اما موانع ایجاد شده توسط اراده شخصی مانع بروز تجربه آن شده.

      و اما ادامه داستان برای بالا بردن سطح انرژی 

      ۶- کمتر در معرض رسانه ها قرار بگیرید.

      قرار گرفتن در معرض انرژی‌های ضعیف منتشر شده از سوی رسانه ها سبب می شود شما انرژی های ضعیف بیشتری و جذب زندگی خود کنید.دیدن و شنیدن باعث ایجاد فکر می شود مرور فکر باعث ایجاد احساس می شود و شکل گیری احساس باعث جذب احساس های همشکل خود می شود.

      کلا کن از اول اهل اخبار و این حرف‌ها نبودم ولی خوب بالاخره آدم نمی تونه گوشش و بگیره انقدر مردم حرف می زنن ناخوداگاه می شنوه آدم حالا خیلی جالبه یکی از دوستام می دونه که دیگه من دوست ندارم چیزهای منفی بشنوم  و جایی هستیم که شروع کی کنن منفی حرف زدن من می گم بسه دیگه بهتره از چیزهای خوب حرف بزنیم .

      الان که این روزها تو خونه ام فیلمم و سریال می بینم گاهی ولی قسمتهایی که دوست ندارم و می زنم جلو ولی باید سعی کنم کمتر نگاه کنم یه وقتا شب که همسرم میاد دوست داره فیلمی چیزی ببینه بهش می گم تو رو خدا بکش بکشو اینا و بزار وقتی من رفتم خوابیدم یه چیز خنده دار و یا یه داستان خوب داشته باشه بزار و بیچاره اونم گوش می ده 

      ۲- با افراد مناسب معاشرت کنین

      قبل از این کرونا و اینا ما باز یه نیمجه رفتا و امدی داشتیم الان که دیگه نه خیلی هر از گاهی معاشرت می کنیم هفته ای یکی دو دفعه خونه مامانم می ریم دیگه به اون صورت نه این تابستون هم چند دفعه ای جمع شدیم دور هم . حوصله حرفهای بی خودی و اصلا ندارم فقط به خاطر اینکه تولد دوستم بود و به خاطر دخترم رفتم .

      البته خیلی اهل معاشرت هستم ولی کلا همسرم خیلی اهلش نیست من هم دیگه دوست دارم جاهایی برم که انرژی شون بالاست همش اه و ناله نمی کنن….

      کلا انرژی خوبی دارن حالا اینجا من یه خورده گیج شدم اگه کسی بخواد در دل کنه واسه آدم حرف بزنه بعد آدم باید گوش کنه نمی تونه بگه نه این اخه مهربونی نمی شه نمی دونم این جور موقع ها چیکار کنم بالاخره آدم یه موقع دلسوزی می کنه .

      من که دیگه الان من مرد تنهای شبم .منم الان چند ماهی هست که نمی رم سرکار و از صبح تا شب تنها هستم البته چند وقته که گفتم نمی رم سر کار شروع شد همه می گن اخه تنهایی چیکار می کنی حوصلت سر می ره کاری نداری بکنی تو خونه … برای همین حرف‌ها نمی خواستم بگم به کسی ولی دیگه مجبور شدم بگم چون دوست داشتم یه مدت توی خونه باشم من اصلا حوصلم سر نمی ره .ولی مامانم می گه اخه چرا موندی خونه تو که اهل جایی رفتن هم نیستی ….

      حالا باید به همه هم توضیح بدی .منم اصلا احساس تنهایی نمی کنم برنامه های خودم و دارم حالا تازه دارم به مرور برای خودم برنامه ریزی می کنم فایل ها رو گوش می دم . گل و گلدونام و نگاه می کنم 

      ۸- از محیط دارای انرژی ضعیف خارج شوید

      جایی نمی ریم خدا رو شکر دوستامون هم اهل این چیزا نیستن همه به فکر خودشون هستن نه اینکه مذهبی باشن فکر سلامتیشون هستن . امروز مامانم می گفت چرا نمیای نماز جمعه ها هنوز هم انلاین هستش ولی من چند وقته دیگه دوست ندارم شرکت کنم خودم توی خونه نماز می خونم حالا نمی دونم درسته یا نه ولی حوصله ندارم از این حرف‌ها همیشه بعد از خطبه هم همدیگر رو قضاوت می کنن فلانی اصلا خوب خطبه نگفت ….. حوصله ندارم دیگه چرا فارسی نگفتن چرا همش انگلیسی گفتن این چون و چرا ها .

      منم خودم طبیعت و خیلی دوست دارم پیاده روی می کنم خلاصه با طبیعت در ارتباطم خیلی . 

      ۹- به گسترش مهربانی عادت کنید.

      مهربانی کردن بدون انتظار جبران یا حتی تشکر کردن مهربانی همسو با قدرت اراده خداوند است.خیلی سعی می کنم که همیشه مهربان باشم مخصوصا با کلام که خیلی تاثیر داره .

      مهربانی بدون چشمداشت برای هماهنگی با قدرت خداوند سبب می شود جهان مادی در پاسخ به نیت و عمل شما رفتار مهربانانهای با شما داشته باشد.

      ۱۰- ببخشید تا رها شوید

      انتقام و خشم و نفرت انرژی های به شدت ضعیفی هستند که موجب جذب انرژی های مشابه خود به زندگی شما می شوند.بخشش از متعالی ترین انرژی هاست . با بخشش دیگران خود را در معرض بخشش خداوند قرار می دهید.

      این و هم من شنیدم خیلی ولی یادم نمیاد خودم گفته باشم .

      من فلانی و بخشیدم به خدا می سپرمش …. این بخشش نیست بلکه تاکید بر تداوم انرژی ضعیف خشم و عذاب و انتقال است وقتی دیگران و نفرین می کنید یا برای آنها درخواست عذاب می کنید عقیده های مبنی بر اراده شخصی و تقویت می کنید.

      بخشش به همراه رها کردن نتیجه بخش است.

      بخشش و رها کردن ،بخشش و فراموش کردن ، بخشش و طلب سعادت و خوشبختی کردن این طریق بخشیدن همسو با قدرت خداوند است و به سرعت نتیجه انار که آرامش درونی و افزایش سطح انرژی است را تجربه خواهید کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/02 21:40
      مدت عضویت: 739 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,273 کلمه

      زندگی با اراده خداوند (قسمت ۱۸)

      سلام وقت بخیر 

      خدارو شکر میکنم که در مسیر آموختن هستم و امیدوارم که بتونم از آموزش هام در زندگیم استفاده کنم، که اجرا کردن آموزش ها هم تکامل خودشو میخواد ،اوایل فقط کتاب هارو  میخونیم یا فایلی گوش میدیم ،بعد از مدتی متوجه میشیم که باید جدی تر مطالبو دنبال کنیم و کم کم بیاریمشون تو زندگیمون

      و عمل کردن به اونها کار مهمیه که باید انجام بدیم ،اینکه من یاد میگیرم از ویژه گی های خداوند بیشتر در درونم استفاده کنم و سر به زنگاه که در مخمصه ای هستم بتونم آگاه بشم و از اطلاعات نو پای جدیدم استفاده کنم مهمه

      مثلا زمانیکه با یکی از اطرافیانم در حال بحث هستم و صدایی در درونم میگه فریده یکمی از ویژه گی های خداوند که یاد گرفتی استفاده کن و مهربانانه تر برخورد کن و همون لحظه به خودم میام و یکمی بهتر و مهربانتر از قبل رفتار میکنم و همین یه ذره یه ذره ها اگر ادامه پیدا کنه تغییراتمون چشمگیر خواهد شد 

       

      یکی از راه های جذب انرژی منفی ،اخبار، tv، فضای مجازی است ،خدارو شکر میکنم که از  تلوزیون فقط برای کلاس های آن لاین یا دوره هام که میخوام تو صفحه بزرگ نگاه کنم یا برنامه هاییکه برای پیشرفت و رشدم مناسبه از tv استفاده میکنم و هیچ اخبار و برنامه دیگه ای دنبال نمیکنم 

      دیگه به اندازه کافی در سطح هر خانواده ای چندتا مسئله هست که بلخره به گوشت میخوره و درگیرشون میشیم و همینطور مسائل زندگی خودمون هم هست ،دیگه بخواییم از رسانه ها هم بشنویم که مشخصه حال و احوال نامناسب و ناخوش آیندی خواهیم داشت

      از وقتیکه وارد دوره های ذهنی شدم ناخوداگاه از اطرافیانم جدا شدم ،اوایلش همه میگفتن‌ فریده خودشو میگیره یا فریده سرشو کرده زیر برف و نمیخواد واقعیت جامعه و خودشو ببینه، جالبه منکه وارد دوره ها شدم در مسیر دوستی قرار گرفتم‌ که اتفاقا ایشون هم هم پای من شد در این مسیر و داریم در این مسیر آموزش میبینیم و لذت میبریم ،یعنی اگر اطراف من خالی شد ،شخصی وارد زندگیم شد که افکارش مثل خودم بود و با هم این مسیرو ادامه میدیم و همیشه ساعتها در مورد قوانین صحبت میکنیم 

      به مرور که دورم خلوتر شد و از  تمام افرادی که ساعتهای زیادیو باهاشون  وقت میگذروندم  دور و دور تر شدم ،هر چند براشون ناجالب بود که چرا فریده انقدر تغییر کرده ،چرا دیگه هم پای ما حرف نمیزنه ،چرا به حرف های ما نمیخنده ،حرف های ما چرا جالب نیست واسش ، چرا دوست نداره تو جمع ما باشه 

      و این دوری ادامه پیدا کرد تا اینکه بهشون اعلام کردم من خیلی خوشم نمیاد هر حرفیو بشنوم و در مورد هر موضوعی حرف بزنم ،با اینکه اوایلش با افکار من میجنگیدن که تا کی میخوایی از همه فاصله بگیری و از اینجور حرفا ولی من به راهم ادامه دادم و الان متوجه شدم  با اینکه درونم دوست نداره هر حرفیو بشنوه ولی مثل قبل با دیگران نمیجنگم و مدام بهشون نمیگم پیش من این حرف هارو نزنید ،اولا که جنس حرف های  اونها هم تا حدودی تغییر کرده و هم اینکه  زیاد در معرض بودن در کنار هم قرار نمیگیریم 

      مثلا اون هفته که پارتنر رقصم که ۱۰ ساله با هم یجورایی دورا دور دوستیم ،بهم گفت بریم توچال پیاده روی ، بهش گفتم باشه بریم ولی باید در مورد  یه موضوع ذهنی  با هم صحبت کنیم من دوست ندارم ذهنم آزاد باشه و دوستم هم مدل منو میشناسه و مخالفتی نمیکنه 

      چند روز پیش که رفته بودم آرایشگاهی که دخترم کار میکنه و سوپروایزر اونجا اومد شروع کرد در مورد واکسن زدن صحبت کرد و حرفش کشیده شد به حرف های ناراحت کننده منم خیلی زیر پوستی از دایره صحبت کردنش خارج شدم و ازش دور شدم که نخواد منو هدف قرار بده ،تا جاییکه بتونم مسئولیت گوش های خودمو به عهده میگیرم و اجازه نمیدم هر سمی واردش بشه ولی بلخره ما در کنار  خانواده زندگی میکنیم و هر کدومشون افکار منحصر به فرد خودشونو دارن و بخواییم نخواییم در معرض تششعات انرژی ها قرار خواهیم گرفت ،نه اینکه بخوام بگم دیگران بد هستند و من خوبم ،نه من راه و روشیه انتخاب کردم که باید مراقبش باشم و تا جاییکه تلاش و تمرین  میکنم جواب میگیرم 

      من قبلا به شدت از تنهایی فرار میکردم و دوست داشتم دورم شلوغ باشه ،نمیگم الان دوست ندارم ، در حال حاضر دوست دارم در کنار افرادی باشم که دید متفاوتی با دیگران دارن و ترجیحم تنها بودنه تا بودن در کنار افراد منفی

      عاشق جاهای سرسبز هستم ،وقتی میرم پارک نزدیک بازی بچه ها میشینم و از دیدن  انرژی بالاشون لذت میبرم 

      من هنوز هم در مورد مهربانی کردن با افرادی که یکمی ازشون دلگیرم مقاومت دارم و باید روی این موضوع تمرین کنم البته بهتر از قبل رفتار میکنم ولی جای بهتر شدن هم داره 

      در مورد بخشش و رها شدن که یکی از پاشنه های آشیل منه و میدونم در موضوعات دردناکی سالهاست که گیرم و این مدت در حال رمز گشایی در درونم هستم که اولین کاری که دارم انجام میدم پذیرش مسئولیت گذشته خودمه 

      متاسفانه هنوز افرادیو از ته قلبم نبخشیدم قبلا فکر  میکردم باعث و بانی تلف شدن کل عمرم بخاطر اشخاصیه که منو از کودکی تا چند سال پیش خیلی آزاردن و ازشون ناراضی بودم و همیشه دوست داشتم یجورایی خدا بزنه تو سرشون و ازشون انتقام کارهاییو که در مورد من انجام دادنو  بگیره و همیشه یه عالمه عقده ازشون به قلب و دل داشتم با اینکه از سالها پیش به نظرم خودم بخشیده بودمشون 

      ولی چند روز پیش متوجه شدم من کلامی بخشیدمشون ولی قلبم در اون سالها گیره و دلم میخواد یجورایی بهشون ثابت کنم که ببینید من حالم خوبه با اینکه شماها منو اذیت کردید و دوست داشتم به هدف هام برسم که ازشون انتقام بگیرم در واقع خواسته های من از سر عقده های من بود 

      این چند روز قشنگ دارم  درونمو پاکسازی حسابی میکنم از افکار پوسیده سالهای‌ گذشتم و احساس رهایی و سبکی میکنم 

      انگار خلاص شدم از اونهمه غم ،احساس میکردم ۳۷ سال در یک عالمه  درد فریز شده بودم و حس خفگی داشتم و با آموزش هاییکه در حال آموختن هستم ،که همین آموزش ، اون درد های فریز شده رو شناسایی کرده و انگار  اونها دارن داغ میشن ،آب میشن و از وجودم خارج میشن ،این روزها بغزهای زیادی داشتم که در ناحیه گلوم حس سفتی و خفگی میکردم ولی با صحبت کردن و واکاوی گذشتم ،بیشتر اونها در من کمرنگ شده و احساس سبکی میکنم 

      میدونم  سالهاییکه فکرم درگیر اون حجم از درگیری های درونیم بوده ،انرژی های منفی در وجودم پر بوده و الان  باید تمیز کنم خودمو از تمام ناخوبی ها ،میدونم در وجودم اراده خداوند نبوده و هر چی بوده خشم و عصبانیت بوده 

      میخوام بعد از ۴۵ سال ببخشم و رها کنم ،ببخشم و فراموش کنم ،ببخشم و طلب خوشبختی کنم ،که در درجه اول به خودم لطف کردم و باعث آزادی من از بندهای گذشتم میشه که مثل قل و زنجیر به دست و پای خودم بسته بودم و یجورایی خودمو در اون زمان و مکان طلسم کرده بودم 

      کشیدن بار سنگین فکر و خیال بیهوده فقط باعث شد سالهای زیادی از عمرم نتونم سرحال زندگی کنم و ۹۰ درصد مغزم درگیر گذشتم بود

      میدونم سالها در فرکانس احساس قربانی بودن بودم و باید خیلی سریع از اون حس های مخرب بیام‌ بیرون و بجاش احساس شجاعت و قدرت درونیمو بیدار کنم تا در مسیرهای توانمندانه تری قرار بگیرم

       

      از سالها پیش که با مقوله های ذهنی آشنا شدم بارها و بارها بخشیدم افرادیو که ناراحتم کردن ولی همین بخشیدن هم تکامل میخواد و انگار هر بار قسمتی از سنگینی درونم برداشته شده 

      و خدارو شکر که الان آگاه شدم و میخوام زندگی جدیدی برای خودم بسازم و به خودم تاکید کنم که  آدم ها  بد نیستند  آدم ها بلد نیستند 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/02 14:14
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 534 کلمه

      با سلام

      خوشحالم که در ادامه خواندن نوشته های باورساز امروز با آگاهی های جدیدی که به دست آوردم و عمل کردن به آنها می تونم در آینده زندگی را اونجوری که دوست دارم به پیش ببرم و از لحظه های زندگیم لذت بیشتری ببرم.

       

      واقعا امروزه رسانه ها نقش بسیار مهمی در زندگی خیلی از انسان ها دارند واگه نا آگاهانه در مسیر رسانه ها قرار بگیریم می تونه جریان زندگی را به سمت وسویی پیش ببره که دلخواه ما نیست. 

       

      خیلی از اخبار و وقایعی که هیچ نقشی در زندگی ما ندارند از طریق رسانه ها به گوش ما می رسه و ممکنه دیدن یک کلیپ یا یک خبر مدت ها ذهن ما رو درگیر کنه و بعد کم کم روی احساس ما اثر بزاره و در ذهنمون جا بگیره و تاثیرش رو در زندگی ما بذاره پس بهتره که خودمون تصمیم بگیریم که خیلی در معرض استفاده از اخبار ورسانه ها و… نباشیم.

       

      خیلی از سریال ها و فیلم ها واقعا لذت و خوشی های زندگی رو به ما نشون نمیدن بلکه غم وغصه و خیانت و… را به راحتی نشون میدن ومحتوای خوبی هم ندارند البته من خودم متاسفانه گاهی نگاه می کنم ولی از الان تصمیم دارم که بیشتر ورودی های ذهنم را کنترل کنم.

       

      چند سال قبل یه دوستی داشتم که واقعا انرژی منفی در وجودش موج می زد و هروقت ساعاتی را در کنارش بودم تحت تاثیر میدان انرژی منفیش قرار می گرفتم و هر وقت از هم جدا می شدیم تا مدت ها به حرفاش و کارهایی که می کرد فکر می کردم حتی گاهی سرم درد می گرفت و از داخل خودخوری می کردم که خدا رو شکر ارتباطم رو با ایشون به طور کلی قطع کردم.

       

      بعضی محیط ها هستن که واقعا ازشون غم و ناراحتی می باره و وقتی آدم در اون محیط قرار می گیره به طور کل انرژی مثبتش کم میشه باید به هر نحوی که شده سعی کنیم از اون محیط دور بشیم.

      برعکس گردش در طبیعت، رفتن به گل فروشی، رفتن کنار یه رودخونه و نگاه کردن به جریان آب، رفتن به جنگل و کوه خیلی حال آدمو خوب می کنه.

      من وقتی ناراحتم حتی رسیدگی به گل و گیاهان حالمو واقعا خوب می کنه باید سعی کنیم از این محیط ها بیشتر استفاده کنیم تا در مسیر اراده الهی قرار بگیریم و زندگی برامون لذت بخش تر بشه.

       

      تا جایی که حالمون خوب بشه سعی کنیم به دیگران کمک کنیم مهربانی بدون انتظار پاسخ داشتن از دیگران واقعا حال آدمو خوب می کنه، کمک به یه پرنده زخمی، جمع کردن زباله از محیط اطراف، نریختن زباله در مسیر رودخونه و… همه مهربانی به طبیعت هستن و می تونن روی احساس خوب ما تاثیر مثبت زیادی بزارن.

       

      کینه داشتن از دیگران،حس انتقام گرفتن، خشم وعصبانیت واقعا حال آدم رو خراب می کنه وبرعکس بخشش و مهربانی حس رهایی و آزادی به آدم میده. البته بهتره بخشش ما به خاطر دیگران ومنت گذاشتن روی اونا نباشه بلکه به خاطر آرامش خودمون باشه. چون اینطوری احساس سبکی بیشتری می کنیم.

      با بخشش دیگران می تونیم خودمون را درمعرض دریافت بخشش خدا قرار بدیم و اینطوری به سطح متعالی تری دست پیدا کنیم به نظرم وقتی کسی رو می بخشیم احساس قدرت بیشتری می کنیم یه جورایی انگار انرژی درونمون هم بیشتر میشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/07 11:41
      مدت عضویت: 291 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 882 کلمه

      با سلام وتشکر از استاد که با این نوشته های ارزشمند چشم و دل هر خواننده را بر روی حقایق میگشایند.

      با خواندن این دست نوشته ها واقعا تاسف میخورم که چرا زودتر پی به ارزش این جملات نمیبردم.شاید که این حرفها را در کتابی  میخوانم ویا جایی میشنیدم..ویا کسی بهم میزد ولی درک اینچنینی در موردش نداشتم.وممنونم استاد که با تعریف سیر تا پیاز این جریانات مسیر را برای ما روشن وهموار میکنید.

      خدا ازتون راضی باشه.

      من سالهاست که مراقبه میکنم ولی کمتر شده که در حال بیفکری قرار بگیرم..با هر ضرب وزور وتلاشی که میکنم خلاصه یه موضوع من رو از مراقبه حقیقی دور میکند..و اینم تقصیر خودم است که پیش از حد خودم را درگیر کار اطرافیان کرده بودم از سر دلسوزی وکمک..که مثلا من بزرگتر هستم و باید به اطرافیان خدمت کنم والا خدا بدش میاد وازم ناراضی میشه واز این حرفهای…….و 

      ای که دستت میرسد کاری بکن….

      پیش از آن که از تو نباید هیچ کار….سعدی

      و وقتی جواب خدمات سالیان خودم را با بیمهری و پرتوقعی و ایجاد فتنه .گرفتم چقدر طول کشید..با ناباوری..کلا مریض شدم…مدام در حال غر زدن وگله وشکایت بودم و از قدر نشناسی ناله میکردم..

      در نهایت بخشیدم ولی بخدا سپردم…اما بعدها دیدم که اگر خداوند به آنها عذاب بدهد من نه تنها خوشحال نمیشوم بلکه ناراحت هم میشوم بنابراین برایشان طلب خیر وآگاهی کردم ولی اینها کل عمر من رو بر باد داد..

      وقتی حال وروزت خرابه که اصلا نمیتونی افکارت رو جمع وجور کنی آنطور که باید وشاید به زندگیت برسی..حالا تر وتمیز هم بکنی نمیتونی از زندگیت لدت ببری..با اعصاب خراب بخوابی وبا فکر وذکر یاد کارهای بی نتیجه از خواب بیدار بشی..دائم در حال غصه خوردن باشی..یهو میبینی که بعد مدتی  تمام وقتت در بیمارستان ومطب دکتر ..آزمایش و جواب که اونم تماما غیر نرمال است میگذرد..

      و دیگه اونجاست که با اخطار دکترها مواجه میشی و باید یه فکر اساسی بکنی…اونوقت همچی رو رها میکنی…و میری در جایی که فقط تنها باشی..

      بخودت فکر کنی…یه چند صباحی از فکر دیگران هر چقدر هم نزدیک خارج بشی…

      و تازه چشم وچالت باز میشه که با زندگیت چه ها… که نکردی…

      تو که فکر میکردی در حال خدمت بخلق وراضی کردن خداوند از خودت هستی…حالا نه دیگران ازت راضی هستند..چون بنظرشون من‌میتونستم بهتر براشون مایه بذارم وکم کاری کردم..ونه خداوند راضی بود که به این وضع وروز در بیایم 

      .یه چیزی هم بدهکار شدم…

      و اونجا بود که بخودم پرداختم البته بعد مدتی که از اون تب وتاب وحال بد تقریبا بیرون اومدم..

      تازه بعد عمری مسافرتهای دو نفره با همسرم…زندگی بدون دیگران ….بالاخره خود خداوند من را نجات داد…و سپاسگزار هستم..

      والان فکر میکنم که اگر این درسهای ارزشمند رو از ابتدای جوانی بخوبی آموخته بودم اینهمه درگیر مشکلاتی که اصلا مربوط بمن نمیشد ..نبودم..

      و بازم خدا رو شکر که حالا هر چقدر کم..از باقیمانده عمر مانده ولی بازم به آگاهیهای درست وصحیح رسیدم…خیلی خونده بودم ولی درک درستی نداشتم..و حالا شرایطی پیش اومده که با لطف خدا و همت استادم از صفر تا صد آگاهیها رو کم کم یاد میگیرم و بر گوش جانم اثر میگدارد..چشمم تازه باز شده و حقایق را می بیند بقول فلاسفه پرده در حال افتادن است…

      الهی که همه… روزی به این اگاهیها دست پیدا کنند و باقبول آنها مسیری را در زندگی پیش ببرند که در سالهای بعد خوشحال باشند که وقتشان به بطالت نگذشته است…و در راه درست و ارتقا خودشان پیش رفته اند…نه رضایت دیگران..وترس از خدا

      زیرا خداوند زمانی از بنده راضی است که با شناخت صحیح از خودش که همان ذره ای از خداست ..زندگی راحت و بی دغدغه ایی برای خودش بسازد..به اهدافش که حالش را خوب میکند فکر کند و دنبالش برود و بهش برسد..در کل درک این عمر را بدرستی در یابد.

      و الان من تماما وقتم در یادگیری این مباحث میگذرد و در زمان فراغت از طبیعت و دیدن شگفتیهای در اون لذت میبرم..ذوق زده میشوم..

      اینهمه زیبایی و من بیخبر…از تک تک خلقت خداوند.‌از طلوع خورشید…تا غروب آن…از در آمدن ماه…تا هجوم پرندگان در صبح زود..از سرسبزی ودرخت وگلها…از میوه های گوناگون درختان در فصلهای مختلف

      از هر منظره زیبایی که هیچوقت برایم کهنه وعادی نمیشود..چون خلقت وزیبایهای خلق شده توسط خداوند هرگز عادی نمیشوند وخداوند هر لحظه در حال خلق زیباییهای جدید وجذاب  است..

      و سعی میکنم.. بسیار زیاد که این فرامین در عمق وجودم خانه کند و بصورت خیلی ساده در زندگیم انجام گیرد ..و دائم در حال تذکر ویادآوری فرمولهای درست بخودم نباشم..گاهی یادم برود مثل قبل عمل کنم..و تذکر..تذکر.‌و افسوس

      والبته خیلی بهتر شدم…چون وقتم رو آنطوری که دوست دارم میگذرانم و برای خودم هدف تعیین کردم و سفت وسخت بدنبال آن هستم حالا هر چقدر که طول بکشد…ولی من در راه درست و مورد علاقه خودم پیش میروم ..برای خودم..خود..خودم

      کاری که اصلا بلد نبودم و فقط برای دیگران از خودم مایه میگذاشتم…

      و همه آرزوی من سعادتمندی برای اطرافیان بود وبس

      وخدا رو شکر میکردم و آرزو داشتم که همه خوب و عالی باشند.

      پس خودم چی..‌منم یه له و لورده…

      حالا خودم را میبینم…و تازه متوجه میشوم که چقدر بمن احتیاج دارد..منی که اصلا درک درستی نداشتم.

      و تازه با خودم مهربان شدم.اصلا خودم رو دیدم

      خودم رو پیدا کردم…و همچنین خدای انفرادی خودم رو..

      باشد که با سعی وکوشش استمرار در روتین شدن آگاهیهای حقیقی به تجربه آرزوهایم نائل شوم..

      و به امید خدا همه عالم در حال گسترش آگاهیهای درست وناب باشد..

      وآنوقت زندگی کردن چقدر زیباست.

      هر کس مشغول کار خودش…ساختن زندگی دلخواه خودش…ولذت بردن از روزها ولحظات خودش

      به امید رسیدن به آن روزهای طلایی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/05 09:37
      مدت عضویت: 821 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 340 کلمه

      سلام ممنون از این دل نوشته ها که خیلی بر دل می نشیند واقعا برای من خیلی پیش آمده جایی رفتم یا منزل کسی که اصلا آرامش نداشتم و این انرژی منفی را کاملا حس میکردم احساس خفگی و دلم می خواست زودتر بیام بیرون و اصلا حرفی با کسانی که آنجا بودم نداشتم و احساس آرامش نداشتم و دلم می خواست برگردم خانه خودم وحتی گاهی به همسرم میگفتم خانه این ها خیلی دلگیر هست وبرعکس هم شاید منزل بعضی رفتم آنقدر انرژی مثبت و افکار مثبت دارن که دلم نمیخواد بر گردم خانه ولی در کل یاد گرفتم در کنار آدمهای منفی سکوت کنم وخودم را با موبایلم یا حتی با بچه ها سرگرم کنم واکثرا که مهمانی میریم و محیط برام سنگين و پر از موج منفی هست خودم را با بچها سرگرم میکنم تا زمان بگذره وبر گردم خانه و واقعا عاشق افرادی هستم که انرژی مثبت دارن و حامی هستن چرا که افراد زیادی را دیدم که کلا منفی هستن اگه روز باشه میگه شبه و من سعی میکنم اصلا بحث نکم چون نتیجه ندارد .به نظر من اگر عاشق طبیعت باشی و هستی را در آنها ببینی مثلا این درختان که در کنار ما هستن واقعا زیبایی استوار بودن بی منت در کنارشون سایه گرفتن و گرفتن اکسیژن را به ما نشان می دهد بی منت ما باید هر کار و کمکی به هر کس را می‌کنیم بی منت و انتظار باشه و فقط به خاطر آرامش خودمان و کمک به فرد مورد نظر باشه طوری که در خودت احساس رضایت بکنی برای ریا و سواستفاده نباشه عشق خالص و واقعی مثل عشق الهی به بندگانش بالا بردن سطح انرژی بالاترین هنر خوب  زیستن هست هرچی سطح انرژی بالاتر باشه از نظر روحی و ذهنی محکمتر و مستقل تر هستی ونیاز به دوستان دوست نما نداری چرا که تنها نیستی و می دونی جان جانانی در کنار هست لحظه به لحظه مواظب هست که خودت با خلوت خودت کیف میکنی. باز هم ممنونم از این که در کنار شما هستم دوستان هم فکر دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم