0

زندگی با اراده خداوند (قسمت بیست و یکم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره راهکارهای رهایی از خودبزرگ بینی توضیح داده شد. مقایسه نکردن خود با دیگران، تلاش نکردن برای بیشتر داشتن به هر قیمتی، درک کردن ارزش واقعی خود و رها کردن شهرت و اعتبار بعنوان موانع اتصال با قدرت اراده خداوند توضیح داده شد.

در سال های اول آشنایی با قدرت اراده خداوند همیشه این سوال در ذهنم بود که خداوند چگونه به من جواب می دهد؟!

چگونه اتفاقات خوب وارد زندگی من خواهند شد؟

چگونه نتایج زندگی من تغییر خواهد کرد و من تجربه های بهتری از زندگی در دنیای مادی خواهم داشت؟

اشتیاق زیادی برای درک رابطه خداوند با خودم داشتم. چرا که در این سالها درک کرده بودم که در وجود من نیرویی نهفته است که بخشی از نیروی خلاق جهان هستی است بنابراین مطمئن شده بودم که با اتصال به آن می توانم انسان دیگری باشم اما اینکه جهان هستی بعنوان صحنه بازیگری من در زندگی چگونه باعث رقم خوردم اتفاقات در زندگی ام خواهد شد را نمی توانستم به وضوح درک کنم.

اشتیاق من برای درک این موضوع سبب شد دریچه ای از آگاهی خالص الهی به روی من باز شود و طریقه عکس العمل جهان هستی به خواسته ها و درخواست های من را به صورت تئوری و عملی درک و تجربه کنم.

صحبت درباره چگونگی واکنش جهان هستی به آنچه آرزو می کنیم در دوره های رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن به صورت کامل و عملی شرح داده شده است. اما برای آشنایی با عملکرد آن بخش از قدرت اراده خداوند که در بیرون از شما در حال مدیریت و سازمان دهی دنیای پیرامونتان است در این قسمت توضیحاتی ارائه می شود.

اطمینان دارم درک این آگاهی سبب می شود تغییر و تحولی عظیم در نگرش و عملکرد شما ایجاد شود.

آنچه برای دیگران بخواهید را خود دریافت می کنید

این جمله را همه شما شنیده ایم که آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند.

عادل ترین مردم کسی است که آنچه را برای خود می پسندد برای مردم نیز بپسندد و آنچه برای خود روا نمی دارد برای آنان نیز روا ندارد.

گزیده ای از سخن پیامبر (ص)

امام علی (ع) در نامه ای به فرزند خود امام حسین (ع) در اینباره چنین گفته است:

اى فرزند ، خود را در آنچه میان تو و دیگران است، ترازویى پندار.

پس براى دیگران دوست بدار آنچه براى خود دوست می‌داری و براى دیگران مخواه آنچه براى خود نمی‌خواهی.

به کس ستم مکن همانگونه که نخواهى که بر تو ستم کنند.

به دیگران نیکى کن، همانگونه که خواهى که به تو نیکى کنند.

آنچه از دیگران زشت می‌داری از خود نیز زشت بدار.

آنچه از مردم به تو می‌رسد و خشنودت می‌سازد، سزاوار است که از تو نیز به مردم همان رسد.

آنچه نمی‌دانی مگوى، هر چند، آنچه می‌دانی اندک باشد و آنچه نمی‌پسندی که به تو گویند، تو نیز بر زبان میاور و بدان که خودپسندى، خلاف راه ثواب است و آفت خرد آدمى.

سخت بکوش، ولى گنجور دیگران مباش و چون راه خویش یافتى، به پیشگاه پروردگارت بیشتر خاشع باش.

ميزان الحكمه – جلد سوّم – صفحه 179

این تمام آن چیزی است که باید درباره عملکرد قدرت اراده خداوند بدانید و مورد توجه قرار دهید.

اگر آرزو می کنید دیگران در آرامش باشند، آرامش دریافت خواهید کرد.

اگر آرزو می کنید دیگران عشق و محبت را احساس کنند، عشق و محبت دریافت خواهید کرد.

اگر فقط به زیبایی و ارزشمندی دیگران توجه کنید به زیبایی و ارزشمندی شما توجه خواهد شد.

هرآنچه را در قلب خود برای دیگران بخواهید، قدرت اراده خداوند که آگاه بر درون و بیرون شماست، همان را وارد زندگی شما می کند.

لازم به ذکر است آنچه در مقابل دیگران یا در صحبت درباره دیگران بر زبان می آورید ممکن است با آنچه در قلب شما می گذرد تفاوت داشته باشد بنابراین بین گفتاری که بر زبان جاری می کنید و آنچه در قلب خود مرور می کنید تمایز قائل شوید.

قدرت نگرش و خواسته قلبی شما بی نهایت بار قوی تر از کلامی است که درباره دیگران بر زبان جاری می کنید.

بسیاری از انسانها به صورت عادتی به هنگام جدا شدن از دیگران برای آنها دعا می کنند.

در پناه خداوند باشی، خوش باشی، روز خوبی داشته باشی و ….

اما در قلب خود نسبت به آن افراد کینه و نفرت دارند و دوست دارند شاهد سختی و رنج کشیدن آن فرد باشند تا بخاطر آنچه از او در دل دارند به آرامش برسند.

تفاوتی ندارد آن فرد چه رفتار یا گفتاری نسبت به شما داشته است، شما آنچه برای او می خواهید را در زندگی تجربه خواهید کرد و مطمئن باشید او نیز همان را که برای شما خواسته یا حتی درمورد شما اعمال کرده است در زندگی تجربه خواهد کرد.

در واقع هر رفتاری یا حتی فکری درباره دیگران داشته باشید، جهان هستی و قدرت اراده خداوند شما را در جایگاه فردی که نسبت به او روا داشته اید قرار خواهد داد تا احساس بودن در آن شرایط را تجربه کنید.

سال های زیادی از عمرم را با بدخواستن و نفرین کردن و …. دیگران گذشت و در آن سالها به خودم حق می دادم درباره دیگران به آن شکل رفتار یا فکر کنم چون عقیده داشتم آنها در حق من بدی کرده اند یا باعث رنجش من شده اند.

نتیجه زندگی من در آن سالها رنج بی پایان بود. هر روز با مسائلی روبرو می شدم که سبب می شد با سختی و احساس بد زندگی کنم.

همیشه عصبانی و خشمگین بودم، بسیار اهل گله و شکایت کردن بودم و زمین و زمان را مقصر زندگی و شرایط خودم می دانستم.

اما از زمانی که درک کردم آنچه برای دیگران می خواهم وارد زندگی خودم خواهد شد سعی کردم به مرور این طرز نگرش و گفتار درباره دیگران را اصلاح کنم.

گرچه در این کار به شکل عالی عمل نکرده ام اما به اندازه سعی من در تغییر افکار و نگرشم درباره انسانها، شرایط زندگی من به شکل شگفت انگیزی تغییر کرد

اگر عادت دارید همواره درباره دیگران صحبت کنید یا آنها را سرزنش کنید بدانید که این نگرش شما دارای انرژی به شدت ضعیف می باشد و قدرت اراده خداوند انرژی همراستای آنچه گسترش می دهید را وارد زندگی شما خواهد کرد.

بنابراین این تصور اشتباه را رها کنید که به خاطر عصبانیت یا رفتار بدی که دیگران با شما داشته اند آنها را نفرین یا از خدا می بخواهید آنها را به سزای اعمالشان برساند.

نفرین و درخواست شما از خداوند تاثیری بر زندگی دیگران نخواهد گذاشت چون هیچ انسانی قدرت تغییر زندگی دیگری را ندارد اما درخواست های شما به اندازه ای قدرتمند هستند که می توانند زندگی شما را دگرگون کنند.

شاید به طریق مختلف شنیده باشید که به نفرین کردن یا درخواست عذاب کردن در کتابهای دینی اشاره شده است و پیامبران و امامان هم در مواقعی انسان های بی ایمان و کافر را نفرین کرده اند.

اینها خرفاتی بیش نیست، من نمی توانم بپذیرد انسانی در جایگاه پیامبر خداوند باشد و درکی از عملکرد قدرت اراده الهی نداشته باشد و از خداوند بخواهد دیگران را دار عذاب کند یا به سزای اعمالشان برساند.

هیچ انسانی در هیچ جایگاهی قدرت تغییر زندگی انسان دیگری را ندارد و خداوند به درخواست انسانها برای تغییر زندگی دیگران واکنشی نمی دهد.

احتمالا شنیده باشید که دعای مادر بالاترین قدرت و شرایط اجابت را دارد اما چه بسیارند مادرانی که سالهاست برای فرزندان خود دعا می کنند اما هیچ تغییری در وضعیت زندگی آنها ایجاد نشده است.

دعا کردن یا نفرین کردن، تاثیر و تغییری در زندگی دیگران ایجاد نمی کند. قدرت اراده خداوند در وجود هر انسان نهفته است و انسانها می توانند با انتخاب همسو شدن با قدرت اراده خداوند آرزوها و خواسته های خود را محقق کنند.

اگر فردی همسو با اراده شخصی فکر و عمل کند و دچار مشکلات متعدد در زندگی شده باشد، هرچقدر شما یا دیگران برای او دعا کنید در زندگی او تاثیری ندارد مگر اینکه خودش تصمیم بگیرد میزان همسو بودن با اراده شخصی را کاهش داده و در جهت افزایش همسو شدن با قدرت اراده خداوند سعی و تلاش کند.

در این صورت قدرت اراده خداوند از طریق او وارد عمل شده و در جهت رشد و گسترش زندگی در دنیای مادی متجلی می گردد و آن فرد نتیجه تجلی اراده خود در دنیای مادی را به شکل نعمت و شرایطی که احساس خوب ایجاد می کند تجربه خواهد کرد.

در مورد نفرین کردن دیگران هم دقیقا به همین شکل است و هیچ انسانی قدرت ایجاد مشکل یا برهم زدن شرایط زندگی دیگران را ندارد و بارها شاهد این موضوع در زندگی بوده اید که شاید برخی افراد از شخص خاصی ناراحت بوده و از او نفرت دارند و همواره آرزو می کنند خداوند جواب اعمال او را به شکلی که خود می دانند بدهد اما مدت ها گذشته است و هیچ تغییری در شرایط زندگی آن فرد به واسطه نفرین ها یا دعاهای دیگران صورت نگرفته است.

این عبارت را با دقت بخوانید و به آن فکر کنید:

خداوند به خواست شما، در زندگی دیگران تغییر ایجاد نمی کند،

اما خواسته ی شما را با کمال میل وارد زندگی تان می کند.

پس بر آنچه در افکار و قلب خود برای دیگران می خواهید آگاه باشید چرا که در حال درخواست کردن از خداوند برای تجربه آن شرایط هستید.

از دیگران انتظار نداشته باشید اما پذیرا باشید

اراده شخصی همواره به ما گوشزد می کند که دیگران مسئول زندگی ما هستند.

از دیگران انتظار داریم به ما محبت کنند، دست یاری به سوی ما دراز کنند، به ما احترام بگذارند و عشق و محبت خود را نثار ما کنند.

به اندازه ای که میزان خوشبختی خود در زندگی را وابسته به دیگران بدانید به همان اندازه خود را از قدرت اراده خداوند محروم کرده اید.

تا سن 35 سالگی با این عقیده زندگی می کردم که دیگران مسئول شرایط من در زندگی هستند.

دیگران شامل والدین، بستگان، دوستان و حکومت و خداوند بود.

عقیده داشتم برای خوب زندگی کردن خانواده ام باید شرایط و امکانات زندگی مثل خونه و ماشین و … را فراهم کنند و چون شرایط مالی آنها به گونه ای نبود که آنچه می خواستم را برای من تهیه کنند آنها را باعث و بانی بدبختی و مشکلاتم می دانستم.

در مورد بستگان هم این عقیده را داشتم و انتظار من این بود که آنان هایی که شرایط مالی خوبی دارند باید به من کمک کنند تا شرایط زندگی من بهتر شود و چون این کار را نمی کردند از همه آنها متنفر بودم.

انتظارات مختلفی از دوستانم داشتم و اصلا دوست خوب از نظر من فردی بود که از خودگذشتگی کنه و به رفع مشکلات من کمک کنه.

انتظارم از دولت سبب شده بود که همیشه درمورد مقصر بودن آنها با دیگران صحبت کنم. اینکه بی عرضه و نالایق هستند، دزد هستند و فقط به فکر منافع شخصی خودشان هستند.

خدا هم که همیشه پایه ثابت گله و شکایت های من بود و او را مقصر سرنوشتم در زندگی می دانستم و همیشه از خدا شاکی بودم که چرا در این کشور، شهر، خانواده و شرایط مرا متولد کرده است و هیچ کاری برای تغییر شرایط من نمی کند.

تا زمانی که از دیگران انتظار فراهم کردن شرایطی برای بهبود زندگی را داشتم هر روز شرایط من بد و بدتر می شد و نفرت و کینه من از دیگران بیشتر می شد.

اما از روزی که تصمیم گرفتم زندگی خودم را تغییر دهم و مسئولیت تمام جنبه های زندگی ام را به عهده گرفتم اولین نتیجه آن رهایی از انتظار از دیگران بود. آرامشی که این تغییر نگرش در من ایجاد کرد سبب شد که آرام آرام افکار و عملکرد بهتری داشته باشم و شرایط زندگی من به طور واقعی و قابل لمس تغییر کرد.

به اندازه ای که با قدرت اراده خداوند همسو شوید، انتظار شما از دیگران برای فراهم کردن شرایط مطلوب برای زندگی کاسته می شود.

شما از دیگران انتظار ندارید اما از آنجا که خداوند از طریق دیگران هم در زندگی شما متجلی می شود، اشتیاق دیگران برای کمک کردن یا همراهی خود را شاهد خواهید بود.

در این صورت باید پذیرای کمک یا همکاری دیگران باشید.

پذیرای همکاری دیگران بودن در حالی که واقعا انتظاری از آنها ندارید با اینکه منتظر کمک دیگران باشید کاملا تفاوت دارد.

فردی که سعی می کند بجای همسو ماندن با قدرت اراده شخصی با قدرت اراده خداوند همسو باشد، مسئولیت زندگی و شرایط خود را برعهده می گیرد.

این فرد در مسیر رشد و گسترش زندگی از طریق ایجاد افکار و تصمیمات همسو با قدرت اراده خداوند حرکت می کند. در مسیر حرکت حتما الهامات و راهنمایی های الهی دریافت خواهد کرد که به بهبود عملکرد او کمک می کند اما حمایت پروردگار فقط از طریق الهامات نیست بلکه در مواقع ضروری از طریق انسانها به کمک شما می آید و افرادی را در مسیر زندگی شما قرار می دهد که با اشتیاق دوست دارند به شما کمک کنند.

وسیله که نیاز دارید را به شما هدیه می دهند، ایده ای به شما می دهند که در راستای بهبود اهداف شخصی تان است، به شما کمک می کنند وسایلتان را جابجا کنید، شما را دعوت می کنند تا همراه آنها یک روز زیبا و فرحبخش را تجربه کنید.

به بی نهایت طریق انسانها به سمت شما هدایت می شوند تا به شما در جهت همسو ماندن با قدرت اراده خداوند کمک کنند.

در این شرایط باید پذیرای کمک و همراهی دیگران باشید. پذیرش شما باعث تکمیل شدن تصمیم همسو با قدرت اراده خداوند آن اشخاص است که وقتی از طرف شما درخواست کمک آنها پذیرفته می شود احساس بی نظیری را تجربه می کنند.

در واقع شما با پذیرش درخواست کمک کردن آنها این فرصت را فراهم می آورید تا انسانی دیگر در جهت همسو شدن با قدرت اراده خداوند برای گسترش عشق و محبت حرکت کند.

بارها در گفتگوی افراد مشاهده کرده ام که فرد اصرار می کند به فرد دیگری کمک کند اما او به شدت مقاومت می کند و اصلا قبول نمی کند کمک دیگران را بپذیرد.

چقدر فرصت های ابراز عشق و محبت به یکدیگر را با عادت عدم پذیرش که ویژگی اراده شخصی است نابود کرده ایم.

ویژگی های اراده خداوند را در انسانها پیدا کنید

هر انسانی مجموعه ای از افکار و عملکرد هایی است که برخی از آنها همسو با اراده شخصی و برخی دیگر همسو با اراده خداوند هستند.

هرچه افکار و رفتارهای بیشتری از انسان همسو با قدرت اراده خداوند باشد آن فرد از لحاظ معنوی شرایط بهتری را تجربه می کند و این ارتقاء تا جایی می تواند ادامه پیدا کند که فرد به پیامبری مبعوث شود.

بنابراین هیچ انسانی صد در صد تحت تاثیر اراده شخصی یا صد در صد تحت تاثیر اراده خداوند نیست چون جهان مادی دوجهی است و امکان ندارد یک وجه بدون وجه مقابل در دنیای مادر وجود داشته باشد.

بنابراین حتی در مورد پیامبران هم افکار و رفتاری همسو با قدرت اراده شخصی وجود داشته است اما به دلیل کمرنگ بودن آن یا کم بودن تعداد آنها تاثیری در تجربه معنوی آنها نداشته است.

اکنون شما با ویژگی های اراده خداوند آشنایی دارید و با اندکی تمرکز می توانید در هر انسانی برخی از آن ویژگی ها را مشاهده کنید.

این تغییر نگرش زمانی امکانپذیر است که به گفته اراده شخصی که می گوید: آن فرد هیچ نکته مثبتی ندارد بی توجه باشید.

اگر در گذشته عقیده داشتید: او انسان … است، اکنون آن صفت و نگرش را رها کنید و بپذیرید که او نیز دارای صفاتی است که نشان دهنده حضور قدرت اراده خداوند در درون است. پس شما باید به آن وجه از افراد تمرکز کنید که بیانگر ویژگی های اراده خداوند هستند.

در مشاوره با افرادی بسیاری که در روابط زناشویی خود دچار مشکل بودند این سوال را مطرح می کردم:

درباره خوبی های همسرت 10 مورد را بیان کنید؟

کمتر از 5 نفر از صدها نفری که با آنها مشاوره داشته ام توانسته اند 5 نکته مثبت درباره همسر خود بیان کنند و این در حالی بود که بیش از 10 یا 20 نکته منفی درباره همسر خود به خاطر داشتند و به راحتی آنها را بیان می کردند.

زمانی که من درباره همسر آنها توضیحات فرضی می دادم، در لابلای توضیحات من تایید می کردند که همسر آنها این ویژگی مثبت و خوب را دارد و این در حالی بود که آن را به خاطر نداشتند.

چون تمام توجه و تمرکز آنها بر نکات منفی و رفتارهای همسو با اراده شخصی همسرشان بود.

توجه کردن به افکار یا رفتارهای همسو با اراده شخصی افراد نه تنها فرمول های اراده شخصی شما را تقویت می کند بلکه سبب می شود آنها بر نمایش آن وجه از وجود خود که مورد رضایت شما نیست اصرار کنند بدون آنکه تصمیم به انجام این کار داشته باشند.

این نکته بسیار مهم است و دوست دارم دوباره آن را بیان کنم.

آنها بدون آنکه تصمیم گرفته باشند شما را اذیت کنند، به صورت خودبخودی رفتاری را نشان می دهد که موجب تشدید ناراحتی و عصبانیت شما خواهد شد.

سیستم قدرت اراده خداوند به این شکل است که به هرآنچه توجه کنی به مرور در زندگی شما گسترده می شود.

همه افرادی که در زندگی زناشویی دچار مشکل هستند این تجربه را دارند که در ابتدا زندگی با عشق و محبت در جریان بود اما به مرور با هر رفتار اشتباه از همسر خود ناراحت شده و درباره آن رفتار جر و بحث کرده اند.

این یعنی تمرکز کردن بر رفتارهای همسو با اراده شخصی افراد.

نتیجه این رفتار، تشدید و تکرار خودبخودی همان رفتار یا رفتارهای مبتنی بر اراده شخصی بیشتری خواهد شد.

بنابراین باید سعی کنید همیشه به آن چیزی توجه کنید که اطمینان دارید ویژگی مثبت و همسو با قدرت اراده خداوند است. در این صورت نه تنها افکار و رفتار همسو با اراده خداوند در وجود شما گسترش می یابد بلکه افراد در مواجه شدن با شما گفتار و رفتاری را از خود نشان می دهند که همسو با قدرت اراده خداوند می باشد.

تاکید می کنم این تغییر رفتار دیگران به صورت کاملا خودبخودی صورت می پذیرد.

شاید در ذهن شما هم مانند من که تازه این موضوع را درک کرده بودم این سوال ایجاد شود که: اگر من به ویژگی های مثبت همسرم توجه کنم چطور او تغییر خواهد کرد؟ و مانند من عقده داشته باشید که همسرم عوض شدنی نیست.

دقیقا عقیده داشتم که اگر حتی من تغییر کنم همسرم هرگز تغییر نخواهد کرد و او همچنان همین فردی که همیشه باعث رنجش و آزار من است باقی می ماند.

اما احساس درونی من که همان قدرت اراده خداوند است مرا ترغیب کرد تا بدون توجه به نتیجه کار فقط سعی کنم به آنچه در همسرم می بینم و باعث خوشحالی من است توجه کنم.

امروز که این نوشته را می نویسم 5 سال از آن روز می گذرد و هرگز درک نکردم چگونه همسرم تا این حد تغییر کرد.

امروز بیشتر از هر زمان دیگر اطمینان و ایمان دارم که با تغییر نگرش و همسو شدن با قدرت اراده خداوند، نه تنها شرایط مادی زندگی بلکه رفتار انسانها در جهت تجربه خوشبختی در زندگی دگرگون خواهد شد.

فکر کردن به این که چگونه این تغییر صورت خواهد گرفت از حربه های قدرت اراده شخصی برای تضعیف امید و انگیزه شما برای همسو شدن با قدرت اراده خداوند برای تجربه زندگی بهتر است.

هرگز به چگونه تغییر کردن دیگران فکر نکنید و تمام تمرکز خود را صرف همسو شدن با قدرت اراده خداوند از طریق راهکارهای ارائه شده در این قسمت کنید. به شما اطمینان می دهم از نتیجه سعی خود شگفت زده خواهید شد.

در قسمت بعدی درباره چگونگی عملکرد قدرت اراده خداوند در واکنش به تصمیم ما برای همسو شدن با او توضیحات شگفت انگیز ارائه می شود.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

موزیک بی کلام
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=30377
برچسب ها:
5 نظر در مورد زندگی با اراده خداوند (قسمت بیست و یکم)

دیدگاهتان را بنویسید

      پونه عدل تهرانی
      1400/07/30 04:23
      مدت عضویت: 875 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 713 کلمه

      به نام خدا 

      وقت بخیر عزیزان

       

      انچه برای دیگران بخواهید را خود دریافت می کنید.آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.اگر اروز می کنید دیگران در آرامش باشند آرامش دریافت خواهی کرد.اگر به زیبایی و ارزشمندی دیگران توجه کنید به زیبایی و ارزشمندی شما توجه خواهد شد.هر آنچه را در قلب خود برای دیگران بخواهید قدرت اراده خداوند همون و وارد زندگی شما خواهد کرد .به قول معروف از هر دست بدی از همون دست می گیری نمی دونم درست می گم یا نه .

      قدرت نگرش و خواسته قلبی شما بی نهایت بار قوی تر از کلامی است که درباره دیگران بر زبان جاری می کنید.بسیاری از چیزهایی که به طور عادتی می گیم در پناه خدا باشی ،خوش باشی ،،، اما در قلب خود کینه داشته باشی و دوست داشته باشید سختی بکشه شما آنچه رو که برای او می خواهید در قلبتون اونو تجربه می کنید.و من اینو به وضوح دیدم حالا نه بالافاصله یه چیزی دیدم در همین اطرافیان که بعد از چندین سال طولانی براشون اتفاق افتاد و در همون موقعیت قرار گرفتن به همین دلیل من خیلی می ترسم و مواظب حرف زدنم هستم .همش درباره دیگران صحبت کردن و سرزنش کردن انرژی منفی زیادی داره یعنی همون غیبت و قضاوت کردن .اتفاقا صبحی جایی بودم که باز همین حرفهای بی خودی و… اینا اولش همه گفتن ما که غیبت نمی کنیم ولی اخرش بالاخره ته حرف‌ها حرف از قضاوت کردن دیگران بود که من هیچی نگفتم یه وقتا دلم می خواد جایی نرم به خاطر این چیزهاست ولی هر از گاهی مجبور می شم چون خونه دوست صمیمیم بود ولی من در این بحث ها شرکت نکردم .

      ولی من این جمله رو قبول ندارم که دعا کردن تاثیر و تغییری در زندگی دیگران ایجاد نمی کند . من نفرین و اره قبول دارم ولی دعا همین خوبیه و سلامتی که برای دیگران هم آدم دعا می کنه حالا دیگران همین خانواده خودش همین که برای سلامتی دعا می کنه من دعا می کنم برای اطرافیانم اطرافیانم دعا می کنن برای ما ها مثلا مادر بزرگم همینطوره صبح ها همیشه دعا می کنه برای هممون .

      دعا کردن هم یه جور چیز خواستن برای دیگران دعا می کنیم سلامت باشن آرامش داشته باشن پس در زندگی خودمون هم جاری می شه .

      از دیگران انتظار نداشته باشید اما پذیرا باشید .

      اینجا که صبح رفتم همه حرف‌ها در غالب انتظار داشتن از دیگران بود که من خیلی می شه گفت به ندرت از کسی انتظار داشتم الان که دیگه هیچی هیچ وقت از کسی انتظار کاری و ندارم مثلا با من بیاد بریم جایی یه کاری بکنه همیشه با خدا صحبت کردم و به قول شما خودش ممکنه افرادی و سر راهم قرار داد که مثلا کمکم کنن برای رسیدن به چیزی . من فکر کنم در این مورد با اراده خدا همسو هستم بیشتر از موارد دیگه اصلا آدم وقتی انتظار هم نداره آرامش بیشتری داره الان دیدم صبحی که همه صحبت می کردن توی اون مهمونی آرامش نداشتن همش به خاطر همین انتظار داشتن بود .

      هر انسانی مجموعه ای از افکار همسو با اراده شخصی و همسو با اراده خداوند داره . و هر چه افکار و رفتارهای بیشتری از انسان‌ها همسو با قدرت اراده خداوند باشن آن فرد از لحاظ معنوی شرایط بهتری و تجربه می کنه .

      مثلا همین نکته مثبت دیدن در دیگران نمی دونم از کی ولی من خیلی وقته که به این توجه می کنم بالاخره هر کی یه مزایایی داره یه معایبی هیچ گل بی عیبی وجود نداره .من هم به همین ها توجه می کنم مثلا دیروز که دوستم دعوتم کرد برای امروز اصلا حوصله نداشتم می خواستم نرم پولی بعدش فکر کردم با خودم حالا لطف کرده دعوت کرده برم دیگه سعی کنم مهربون باشم تو جمع حرفهای بی خودی نزنم و حالا می خواستن برن یه مسافرت زنونه ولی اصرار به من . من گفتم نمی تونم یه وقتها هم خوب جایی که دوست نداشته باشم رد می کنم.نمی دونم بالاخره آدم از خودشم اختیار داره کجا بره کجا بیاد .

      من هم در همه شرایط مثلا همین شرایط کرونا همیشه دعا می کردم و همیشه شکرگزار بودم که حالا خوبه یه مدت کنار هم هستیم همه خانواده دور همیم می پریم می خوریم جمع می کنیم یه دوره صمیمیت بود منظورم اینکه  من به نکات مثبت هر چیزی فکر می کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/07/30 23:36
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        سلام و درود
        به این سوال فکر کنید
        اگه هر روز ده ها بار برای سلامتی فردی دعا کنید اما اون فرد افکار و رفتاری داشته باشه که منجر به بیماری اش بشه به نظر شما دعای شما قوی تر و تاثیرگذارتره یا افکار و رفتار خودش؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/16 07:55
      مدت عضویت: 859 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 536 کلمه

      با سلام

      وقتی بچه کوچکی بودم و مدرسه می رفتم یادمه تو کتابای درسی یه حدیثی داشتیم که می گفت هرچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و هرچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند درک بچگی من از این حدیث خیلی زیاد نبود شاید در حد خوراکی و لباس بود که اونم با خودم می گفتم خوب سلیقه ها متفاوته و هر کی یه چیز دوست داره و نمیشه من بگم چون از این خوشم میاد بقیه هم خوششون بیاد. البته بعدها که بزرگتر شدم بهتر معنی و مفهومش را درک می کردم.

       

      اما چرا ماها اینطور بزرگ نشدیم؟ چرا هرچیزی که برای خودمان می خواستیم برای دیگران نخواستیم؟ شاید بزرگی درگاه الهی را  خوب درک نکرده بودیم!

      شاید درک درستی از ثروت نامحدود الهی نداشتیم!

      شاید فکر می کردیم اگه خدا به همه بده و همه در رفاه و آسایش باشن چیزی به ما نرسه!

       

      شاید قدرت اراده الهی را مثل ثروت و داشته های خودمون محدود و اندک می دیدیم و فکر می کردیم اگه به همه ببخشه چیزی به ما نرسه و تموم بشه!

       

      ما در ظاهر برای هم بهترین ها رو آرزو می کنیم و به زبان می اوریم اما آیا واقعا از ته دلمون واسه همدیگه بهترین آرزوها را داریم؟ آرزوی خوشبختی، رفاه، آسایش و آرامش و هر چیز خوب دیگه!!

       

      بهتر است با خودمان رو راست باشیم ما گاهی از ته دل برای دیگران بدترین ها را می خواستیم چون از دستشان دلخور و ناراحت بودیم و دلمون می خواست یه جوری زمین بخورن تا یه کمی دل ما شاد بشه.

       

      من خودم خیلی وقتا از دست کسانی اعصابم بهم می ریخت حالا به واسطه ظلمی که در حقم می کردن (اون موقع نمی دونستم که به خاطر نوع رفتار خودم بوده) و اونا را مرتب به خدا واگذار می کردم و همش منتظر بودم که خدا اونا رو تنبیه بکنه بلکه دل من خنک بشه اصلا هم نمی دانستم که من آن موقع داشتم به رفتارهای همسو با اراده شخصی خودم پیش می رفتم و همین باعث می شد مرتب از اطرافیانم رفتارهایی را ببینم که مورد رضایتم نبودند

       

      در واقع همون زمان علت اینکه آنها آن رفتارها را نشان می دادند خود من بودم که آن رفتار را جذب می کردم و این سیستم قدرت الهی بود که به هر چیزی توجه می کردم آنرا در زندگیم گسترش می داد

       

      در طی این سال ها بارها شده که من از رفتار همسرم ناراحت می شدم و هر چه بیشتر سعی می کردم که اون رفتار را انجام نده بیشتر و بدتر روی انجام همان رفتار تاکید می کرد همیشه فکر می کردم فقط میخواد منو حرص بده الان متوجه میشم که چرا این اتفاقات می افتاده و خدا را شکر می کنم که الان فرصت دارم تا بهتر عمل کنم

      .

      در محیط کار هم همینطور بارها پیش می آمد که از رفتار همکاری دلخور می شدم و بارها در برخورد با من همان حرکت از سوی او صورت می گرفت و من هر بار بیشتر اعصابم بهم می ریخت.

       

      الان که این آگاهی های عالی را دارم مطالعه می کنم سعی و تلاشم اینه که به چیزهایی توجه کنم که مطمئن هستم همسو با اراده خداوند هستند و این طوری می تونم رفتار و افکار همسو با اراده خداوند را در زندگی خودم گسترش بدم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/30 21:53
      مدت عضویت: 334 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 386 کلمه

      با عرض سلام

      استاد واقعا به مطلب مهمی اشاره کردید.منم همش فکر میکنم که همسرم برای اینکه لج منو در بیاره مداوم در حال خوردنه..‌

      با قند بالا …یه عالمه جلوی من شکر توی چای خودش میریزه و مثلا با نون..کره..عسل میخوره و من نمیتونم ساکت باشم…با اوقات تلخی میگم.بابا جون …تو که میخوای عسل بخوری ..دیگه چرا تو چای شکر میریزی اونم اونقدر.‌‌

      یا چای خودش رو با چندین و چند تا قند میخوره

      هر چی من بیشتر توضیح میدم..

      بنظرم میاد اون بدتر میکنه..اصلا تعداد دفعات چای خوردنشون زیاد تر کرده

      یعنی دم به ساعت میره کتری رو جوش میاره و چای میخوره…

      بچه ها میگن اصلا بهش کار نداشته باش..

      ولی خوب وقتی جلوی چشمم کار خطایی انجام میشه .مگه میتونم ندید بگیرم

      بهش میگم بنظرم با چاقو افتادی بجون قایق خودت..آخه کدوم آدم عاقل می بینه قندش بالاست .میاد یه عالم قند وشکر میخوره

      یا در مهمونیها میدونه من حساسم..عمدا چند لیوان نوشابه میخوره

      خوب این اگه لجبازی نیست پس چیه؟

      اونقدر از دست این کارهاش کلافه میشم که اصلا خوبیهاشو نمی بینم.

      اگه بیرون باشم دنبال کارهای خودم ..خوب نمی ببنم و حالیم نیست.

      ولی وقتی تو خونه هستیم چیکار باید بکنم…

      مثلا براش تخم مرغ بده…ولی واقعا اگه با مخالفت من روبرو نشه دوست داره هر روز به تعداد زیاد وقت وبیوقت نیمرو بخوره…

      کلا چیزهای رو زیاد میخوره که دکتر براش منع کرده

      علاوه بر صبحهانه..ناهار و شام..

      من خودم سالهاست که از وعده ناهار ببعد هیچی نمیخورم…یعنی عادت کردم..نمیتوونم بخورم..ولی اون همواره در آشپزخانه مشغوله

      و من فکر میکنم داره روی اعصابم راه میره

      اونم با چکمه

      حالا توی این نوشته های باور ساز ..خوندم که یعنی مثل اضافه وزن که خودم مسئولش هستم.

      یعنی مسئول دله گیری و..زیاد خوری همسرم هم من هستم…باورم نمیشه..والا

      باید یه چند بار دیگه این متن رو بخونم…

      و بگردم ببینم با این غیط و غضبی که من دارم..چه چیز مثبتی میتونم در اون پیدا کنم که بتونه این معضل رو پوشش بده

      ولی استاد عزیزم…واقعا از خوندن نوشته هاتون لذت میبرم و اینکه چقدر پر از آگاهیه.

      من اسمشو گداشتم…آگاهیهای باورساز

      و چقدر عالی واقعا تبریک میگم که به این درجه از آگاهی رسیدید که خداوند مهربان شما رو لایق میدونه و  اینگونه با لطف بهتون این الهامات ارزشمند رو میده.

      و اینکه از خداوند بسیار سپاسگزارم که من را هم با لطف خودش در این مسیر پر از آگاهیهای درست قرار داده..تا بتونم کلا همچی رو از نو…بصورت درست وصحیح یاد بگیرم..

      واقعا ممنونم.هم از خداوند

      و هم از شما

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/07/09 10:52
        مدت عضویت: 857 روز
        اندازه متن
        دیدگاه فنی
        محتوای دیدگاه: 458 کلمه

        سلام استاد بعد اینکه این متن رو خوندم و ب قسمت اینکه آنچه برای دیگران بخواهید خود تجربه میکنید، یادم اومد ک چند وقتیه دارم همش میگم  ک فلانی ها هرچی ب من کردن سرشون بیاد یا خونواده دارن سر خونوادشون بیاد،بعد از خودم پرسیدم حالا تو دوست داری هرچی ب دیگران کردی سرت بیاد یا حتی سرخونواده خودت! ؟ دیدم منکه اینقد در حال قضاوت ها در مورد دیگران در ذهنم هستم حتی تحمل یک کدوم از این قضاوت هارو راجب ب خودم ندارم و… و بعد چند نفر رو لیست کردم برای خودم و گفتم خب من چ چیزی رو دوست دارم در برخورد با این افراد تجربه کنم ؟اینکه هرچیزی ک از سر ناآگاهی کردم بخشیده بشه در لحظه و محو بشه از جهان طوری ک رفتار ناآگاه من انگار از اول وجود نداشته و تحسین و تمجید بشم و عمیقا اون حس هایی ک خودم عاشقشم بهم گفته بشه ،و بعد با خودم گفتم همین رفتارو در قلبت نسبت ب بقیه بکن الان، حالا هرچی ب من کردن از درونم عمیقا و کاملا محو بشه و حتی انگار همچین چیزی نبوده از اول، و حس هایی ک تحسین و تمجیدشون هستش عمیقا در جان و تنم نمایان شه، تو دلم این حس اومد ک برای هرکدوم از اون افراد ی ویژگی شون ک نسبت ب تو داشتن رو عمیقا ببخش و از خداوند بخواه در قلبت محو کنه این رفتاراشونو و ی حس خوب از ی تجربه خوب با هم بودنتون رو از خداوند بخواه همین حالا برات با همون وضوح همان لحظه در ذهنت تداعی کنه، باورتون نمیشه اولین نفر همسرم رو ک تقریبا تا 2 روز دیگ کارهای جدایی مون تموم میشه و ایشون برا همیشه از پیشم میرن انجام دادم و از خدا خواستم کارهاشون رو یجوری از ذهنم محو کنه انگار اصلا از اول نبوده و خاطره ای رو خداوند در ذهنم برام تداعی کرد حتی با وضوح بالا ک ب جرات میگم همچین تجربه ی لذت‌بخشی رو در هیچ زوجی اطرافم ندیدم، بعد حس کردن این تجربه دستم روی قلبم بود حس کردم قلبم انگار صداش بلندتر و جذابتر شد وهمسرم یساعت بعد منو برای شامی ک آماده کرده بود برد و دقیقا همون حس و حال تصورم باهمون وضوح و خوشحالی موقع شام برام اتفاق افتاد، الان ک دارم اینو مینویسم گریه میکنم ک چطور رابطم رو با قضاوت های ذهنیم خراب کردم، من نمیدونم خدایا من تسلیم توام و امروز رو فقط ب پاک کردن و حس کردن ویژگی های موردعلاقم با همسرم و بقیه اختصاص میدم و تصمیم گرفتم این رو ازین ب بعد هرشب برای حداقل ینفر قبل خواب انجامش بدم انشالا در طول زمان خداوند قلبم رو همینطور جذاب برام بزنه، خداوند بهتون برکت ببخشه استاد و شادی و نور بیشتر رو در قلب شما وهمسرتون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم