ورود / ثبت نام
0

زندگی با اراده خداوند (قسمت بیست و سوم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره تاثیر قدرت اراده خداوند در ارتباط با انسانها توضیح داده شد. درک رابطه بین ما و خداوند و دیگر انسانها به ما کمک می کند تا در زمینه ارتباط با دیگران روش متفاوتی را در پیش گرفته و از نتایج عالی آن بهره مند شویم.

به اندازه ای که روابط شما با دیگران تغییر کند به همان اندازه رابطه شما با خداوند بهبود پیدا می کند و احساس آرامش و در صلح بودن با خود را تجربه خواهید کرد.

تاثیر روابط با دیگران بر زندگی شخصی

بسیاری از انسانها به اشتباه تصور می کنند قانع کردن دیگران یا برتری بر دیگران باعث پیروزی و ایجاد احساس خوب در آنها می شود. درحالی که این افراد همیشه درگیر مسائلی هستند که نه تنها باعث آرامش آنها نمی شود بلکه روابط آنها با افراد دیگر را خدشه دار می کند.

تصور کنید امروز با فردی مواجه شده اید که از نظر شما رفتار درستی نداشته است. با او وارد بحث شده و سعی کرده اید او را متوجه رفتار اشتباهش کنید چون نیروی اراده شخصی به شما اصرار می کند نباید جلوی اشخاصی که به شما بی احترامی می کنند کوتاه بیایید، اراده شخصی تاکید می کند باید او را سرجایش بنشانید والا تصور می کند شما انسان ضعیف و نادانی هستید.

در پیروی از گفتگوهای ذهنی اراده شخصی زمانی را صرف جر و بجث کردن با آن فرد می کنید. با فرض براینکه شما موفق به اثبات ادعای خود شده باشید و احساس پیروزی و رضایت از عملکرد خود داشته باشید میزان قابل توجهی از انرژی ضعیف و پست آن رابطه را در ذهن خود ذخیره و با خود حمل کرده اید.

جهت واضح شدن موضوع تصور می کنیم ظرفیت ذخیره انرژی منفی در وجود ما عدد 20 باشد. به این معنی که هرگاه میزان انرژی منفی وجود ما از عدد 20 عبور کند به صورت ناخودآگاه از طریق واکنش دادن نسبت به محرک های بیرونی مقدار اضافه بر عدد 20 را از ذهن خود خارج می کنیم.

با مشاجره ای که با شخص داشته اید شما به مقدار 18 عدد از ظرفیت ذخیره انرژی منفی ذهن خود را پر می کنید.

چند ساعت بعد در شرایط دیگر فرزند شما یا هر فردی رفتاری انجام می دهد که میزان انرژی منفی آن فقط عدد 3 می باشد اما به این دلیل که از قبل 18 عدد از مخزن خود را پر کرده اید با اضافه شدن تنها 3 عدد انرژی منفی که در مقایسه با انرژی منفی شخص قبل قابل ملاحظه نیست سیستم ایمنی ذهن شما وارد عمل شده و از طریق واکنش دادن به رفتار نفر دوم میزان اضافه بار مخزن ذخیره انرژی منفی را خارج می کند.

شما به صورت ناخودآگاه کل فشار مخزن انرژی منفی خود را در واکنش به فرزند خود یا هر انسانی که از هر نظر شایسته این برخورد نبوده است خارج می کنید.

بارها این تجربه را دارید که در برابر رفتار نه چندان مهم همسر، فرزند یا اطرافیان خود واکنش تندی از خود نشان داده اید به گونه ای که چند دقیقه بعد از نحوه برخوردتان متعجب شده اید که چرا من این برخورد را کردم؟ او که چیز خاصی نگفت!!!!

واکنش ناخودآگاه شما به محرکت ها بر اساس میزان فشار انرژی منفی ذخیره شده در ذهنتان صورت می گیرد. عدم اطلاع از این مکانیسم به سادگی می تواند باعث بروز واکنش های جبران ناپذیری شود.

بسیاری از قتل ها به همین دلیل ساده رخ می دهد به شکلی که قاتل پس از ارتکاب جرم از عملکرد خود در آن لحظه متعجب است و آن را بی سابقه می داند.

برای داشتن ذهنی آرام و تجربه آرامش درونی لازم است که از ذخیره انرژی های پست و ضعیف در ذهن خود جلوگیری کنید.

مشاجره با دیگران به هر دلیل باعث ذخیره انرژی پست در مخزن وجود شما می شود.

فکر کردن و مرور خاطراتی که احساس بد در شما ایجاد می کند به منزله تقویت کردن انرژی پست ضعیف شده ای است که از سالیان قبل در مخزن شما ذخیره شده است.

بسیاری از انسانها لحظات زیادی از زندگی روزمره خود را صرف فکر کردن، مرور کردن و صحبت کردن درباره موضوعی می کنند که سالها از وقوع آن گذشته است و حتی ممکن است فرد مخاطب اکنون در قید حیات نباشد اما بارها از طریق مرور خاطرات انرژی های پست چند سال قبل را دوباره در ذهن خود فعال کرده و قدرت می بخشد.

تا آنجا که می توانید به پیشنهادات قدرت اراده شخصی خود برای پرداختن به موضوعاتی که باعث ذخیره شدن انرژی های پست و ضعیف در وجود شما می شود پاسخ منفی بدهید.

برخی از انواع پیشنهادات قدرت اراده شخصی جهت آشنایی به شرح زیر است:

1- مشاجره با دیگران برای اثبات بی گناهی.

2- بحث کردن با دیگران برای اثبات مقصر بودن آنها.

3- صحبت کردن درباره موضوعات ناراحت کننده ای که هیچ تغییری در آن نمی توانیم ایجاد کنیم.

4- فکر کردن به موضوعاتی که قبلا رخ داده و باعث ناراحتی ما شده است.

5- فکر کردن به موضوعاتی که رخ نداده اما بیم رخ دادن آنها را داریم.

6- درد و دل کردن با دیگران درباره مشکلات خود و گوش دادن به درد و دل دیگران.

7- پیگیری اخبار مربوط به حوادث، بیماری ها و هر موضوعی که برای دیگران رخ داده است.

8- فکر کردن درباره دیگران به گونه ای که تمرکز ما بر رفتارهای ناشایست او باشد.

9- غیبت کردن و بیان رفتار و عملکرد نادرست افراد برای دیگران.

10- فکر کردن به رفتارهایی که ممکن است در مواجه شدن با فرد خاصی از او سر بزند.

این لیست را می توان تا اعداد 2 یا سه رقمی ادامه داد. با توجه به همین ده ردیف متوجه می شوید که تقریبا همه افکار و رفتار ما نامناسب بوده و در جهت ذخیره انرژی پست و ضعیف در وجودمان است.

اکنون بیشتر برای شما دلیل تمام نشدن مشکلات زندگی خود و اطرافیانتان واضح شده است.

اکثر انسانها در بیشتر اوقات زندگی در حال تکرار افکار و رفتاری هستند که انرژی های ضعیف را در وجود آنها ذخیره می کند.

سیستم جهان هستی در پاسخ به میزان انرژی ذخیره شده در هر فرد اتفاقات و شرایط را وارد زندگی او می کند.

این کامل ترین و ساده ترین تعریف قانون جذب است.

بسیاری از افراد تصور می کنند قانون جذب راهکار یا روشی شگفت انگیز است که اگر به آن دست پیدا کنند زندگی آنها گلستان می شود. این در حالی است که همه ما در هر لحظه در حال استفاده از قانون جذب هستیم و خود خبر نداریم.

قانون جذب یاد گرفتنی نیست بلکه عمل کردنی است.

وقتی بدانید قانون جذب همان سیستم هوشمند جهان هستی است که بر اساس نوع و میزان انرژی ذخیره شده در مخزن وجود هر فرد اتفاقات را در زندگی او رقم می زند.

اگر باور کنید قانون جذب به این شکل عمل می کند به جای جستجو برای درک و یادگرفتن قانون جذب تمام تمرکز خود را صرف ذخیره انرژی مثبت در وجود خود می کنید.

میزان انرژی مثبت وجود شما به حد مناسب که برسد اتفاقات به صورت خودبخود در زندگی شما رخ می دهد.

شب گذشته با فردی درباره همین موضوع صحبت می کردم.

او درباره مشکل خود از من راهکار می خواست و من بعد از ارائه چند دقیقه توضیحات و ذکر مثال که همه مورد تایید او بودند تمرینی برای او درنظر گرفتم و گفتم این تمرین را به مدت 10 روز انجام بده و ببین چه نتیجه ای خواهد داد.

اولین سوالی که مطرح کرد این بود:

اگر من این تمرین را انجام بدم مثلا چطور این اتفاق در زندگی من رخ خواهد داد؟

پاسخ دادم:

نمی دانم چطور اتفاق خوب رخ خواهد داد اما همانطور که هر روز اتفاقاتی رخ می دهد که حال تو را بد می کند اتفاقاتی رخ خواهد داد که حال تو را خوب می کند.

این اشتباهی است که اکثر افرادی که با مباحث قانون جذب مواجه می شوند مرتکب می شوند.

اینکه اگر من تغییر کنم چگونه شرایط، افراد، موقعیت مالی یا هر موضوع دیگری در زندگی من تغییر خواهد کرد.

همه ما در زندگی شاهد اتفاقاتی بوده ایم که احساس ما را بد کرده است، با افرادی مواجه شده ایم که موجب ناراحتی ما شده اند، معاملاتی کرده ایم که بعدا متوجه شدیم مورد کلاهبرداری قرار گرفته ایم، موقع رانندگی با افراد بی احتیاط مواجه شده ایم که موجب ترس و وحشت ما شده اند و هزاران مورد دیگر.

هیچکدام از ما دلیل و چگونگی رخ دادن این اتفاقات را نمی دانیم اما همه ما به خوبی از میزان سطح انرژی و نوع انرژی ذخیره شده در ذهن خود اطلاع داریم.

پس می توان تشخیص داد این اتفاقات باعث آزاد شدن انرژی در وجود ما می شوند که هم نوع انرژی ذخیره شده در وجود ما هستند.

پس اگر نوع انرژی ذخیره شده در وجود خود را تغییر دهیم، قطعا اتفاقاتی در زندگی ما رخ خواهد داد که انرژی همسو با انرژی ذخیره شده در وجود ما را گسترش خواهد داد.

چگونه این اتفاقات رخ خواهند داد؟ هیچ کسی نمی داند. فقط خدا می داند.

نقش خداوند در زندگی ما

خداوند هیچ نقشی در زندگی شما ندارد. این شما هستید که در زندگی خود ایفای نقش می کنید.

شاید اولین بار باشد که این جلمه را می شنوید و احتمالا موجب ترس، نگرانی و سردرگمی شما شود.

دوباره تکرار می کنم:

خداوند هیچ نقشی در زندگی شما ندارد.

بارها شنیده ایم که خداوند سرنوشت ما را رقم می زند. او اگر صلاح بداند خواسته ام را اجابت می کند و اگر صلاح نداند مانع اجابت خواسته ام می شود و در عوض خواسته ای که به صلاح من باشد را برای من اجابت می کند.

خداوند خواسته است که …..

خداوند نخواسته است که ….

خداوند دوست دارد …..

خداوند دوست ندارد …..

همه آنچه درباره خداوند شنیده ایم و می دانیم را می توانید در ادامه 4 عبارت بالا بنویسید.

این تمام آنچیزی است که درباره خداوند می دانیم.

با نهایت احترام برای تمام آنچه در این سالها درباره خداوند شنیده اید و باور کرده اید تمایل دارم دوباره تکرار کنم: خداوند هیچ نقشی در زندگی شما ندارد.

بسیاری از انسانها تصور می کنند خداوند هر روز مراقب آنهاست و از صبح تا شب آنها را زیر نظر دارد و درباره هر انسان به شکل جداگانه ای فکر و تصمیم گیری می کند.

درباره یک موضوع مثلا قبولی در کنکور، عده ای عقیده دارند خدا برای آنها خواسته که قبول شوند و همان لحظه عده ای قبول دارند که خدا برای آنها نخواسته است که قبول شوند.

همان افرادی که عقیده دارند خدا برای آنها خواسته در صحنه دیگری از زندگی نظرشان تغییر کرده و عقیده دارند این بار خدا برای آنها نخواسته است.

اگر به زندگی خود و اطرافیانتان توجه کنید همیشه درگیر این ماجرا بوده اید که کجا خدا برای شما می خواهد کجا برای شما نمی خواهد.

این نگاه به عملکرد خداوند به دلیل داشتن نگاه انسانی به خداست.

نگاهی که تقریبا همه انسان های جهان به خداوند دارند.

این درحالی است که خداوند همین لحظه به هیچ کدام از ما نگاه خصوصی و شخصی ندارد.

خداوند نیاز ندارد بداند من در این لحظه مشغول چه کاری هستم یا می خواهم چه تصمیمی بگیرم و لازم نمی داند در تصمیمات من دخالت کرده و خوب یا بد بودن آن را به من گوشزد کند.

او مرا آزاد آفرید و وارد این دنیای مادی کرد و به من فرصت داد تا هرآنچه می خواهم در این دنیای مادی تجربه کنم و پس از مهلت مقرر مرا به سوی خود باز می گرداند و گزارش عملکرد مرا بررسی می کند.

خداوند جهان هستی را هوشمند آفریده است. از این جهت لازم نمی داند در هر لحظه چشم به مخلوقات خود داشته باشد و آنها را زیرنظر بگیرد.

توضیحات مرتبط با عملکرد قانون جذب در ابتدای همین نوشته را به یاد بیاورید.

خداوند سیستمی در جهان قرار داده است که به صورت اتوماتیک پاسخ درخواست های انسانها را می دهد.

درخواست ها بررسی نمی شوند. صلاح یا شر بودن آنها سنجیده نمیشود و درخواست هیچ بنده ای تغییر پیدا نمی کند.

درخواست ها از طریق فریاد زدن یا گریه زاری کردن توسط خداوند دریافت نمی شود بلکه هر انسان به واسطه سیستم ذهن خود درخواست هایش را ارسال می کند.

زمانی که شما مشغول گریه زاری به هر دلیل برای اجابت دعای خود هستید، گوش خداوند صدای شما را نمی شنود بلکه احساس شما را دریافت می کند.

اگر هنگام گریه کردن در احساس بد باشید، خداوند دریافت می کند این بنده نیاز به تجربه اتقاقات بد بیشتری دارد.

اگر هنگام گریه کردن در احساس خوب باشید و فقط جهت برآورده شدن دعای خود گریه می کنید خداوند دریافت می کند این بنده نیاز به تجربه اتقاقات خوب بیشتری دارد درحالی که شما گریه می کنید.

احساس شما در هر لحظه به منزله دعا و درخواست شما از خداوند است.

خداوند به همه چیز آگاه است و حتی نیاز نیست برای او تعیین کنید که چه چیزی می خواهید شما فقط کافی است با احساس خوب و رضایت از بودن در دنیای مادی به زندگی خود ادامه دهید.

تمام نکات ارائه شده در قسمت های قبل نوشته های باورساز در جهت تغییر نگرش شما درباره خداوند می باشد. آگاهی که سبب می شود شما آگاهانه از همسو بودن با قدرت اراده شخصی دست برداشته و با قدرت اراده خداوند همسو شوید.

قدرت اراده شخصی شما در نهایت به قدرت اراده الهی ختم می شود. زمانی که شما بر اساس قدرت اراده شخصی خود فکر و عمل می کنید، نتیجه آن به شکل احساس در شما ذخیره می شود. اگر احساس منفی را در خود ذخیره کرده باشید سیستم قدرتمند اراده خداوند به انرژی ضعیف ذخیره شده در شما پاسخ داده و اتفاقاتی که انرژی همسو با آنچه در خود ذخیره کرده اید را وارد زندگی شما می کند.

نوشته های باورساز به شما کمک می کند تا از همسو بودن با قدرت اراده شخصی دست بردارید. به این شکل شما به مرور انرژی ضعیف کمتری را وارد مخزن وجود خود می کنید. به اندازه ای که از میزان انرژی منفی وجود شما کاسته شده و در مقابل انرژی قدرتمند الهی جایگزین شود، اتقاقات و شرایط جدید و متفاوت در زندگی شما رخ می دهد. اتفاقاتی که انرژی همسو با انرژی تازه ذخیره شده در مخزن وجود شما هستند.

اگر فردی به دلیل همسو بودن با ارده شخصی همواره در احساس بد باشد و مخزن وجود خود را از انرژی های ضعیف پر کرده باشد اهمیتی ندارد به چه میزان برای جلب رضایت خداوند از طریق انجام اعمال و رفتار نمایشی تلاش می کند، خداوند تغییری در شرایط او ایجاد نخواهد کرد تا زمانی که او خودش بخواهد و تصمیم بگیرد و خود را همسو با قدرت اراده خداوند قرار دهد.

همسو شدن با قدرت اراده خداوند از طریق رفتارهای نمایشی از قبل توصیه شده بدون ایجاد تغییر در احساس و نگرش فرد رفتار کننده انجام نمی شود. بلکه همسو شدن با قدرت اراده خداوند یک طریق و روش نگرش و زندگی است و هیچ شباهتی به آنچه به ما گفته شده است ندارد اما نتیجه آن صدها برابر قوی تر و تاثیرگذارتر از روش های قبلی است.

میزان همسو بودن با قدرت اراده خداوند یا اراده شخصی، احساس شما در هر لحظه از زندگی است.

اگر احساس بدی دارید به هر اندازه نیایش کنید اما احساس شما تغییر نکند تاثیری در بهبود شرایط زندگی شما نخواهد داشت.

اگر احساس خوبی دارید و مانند دیگران یا گذشته نیایش نکنید تاثیری در خراب شدن یا مورد عذاب الهی قرار گرفتن شما نخواهد داشت.

به این نکته توجه کنید:

احساس بد همیشه دلیل دارد اما احساس خوب می تواند هیچ دلیلی نداشته باشد.

دلیل اینکه ذهن انسان به طور خودبخودی تمایل به احساس بد دارد این است که ما موجوداتی منطقی هستیم و باید برای هر حالت در زندگی دلیل داشته باشیم. چون به راحتی می توانیم برای احساس بد خود دلیل داشته باشیم به صورت ناخودآگاه ترجیح می دهیم در احساس بد باشیم چون برای آن دلیل داریم و این برای ما منطقی تر است.

وجه مقابل احساس بد، احساس خوب است.

اگر شما در احساس بد نباشید، خودبخود در احساس خوب خواهید بود. از این رو ممکن است دلیل قانع کننده ای برای احساس خوب نداشته باشید، از این رو به صورت ناخودآگاه تصور می کنید یک جای کار ایراد دارد که من حالم خوب است چون دلیلی برای آن ندارم.

از آنجایی که قدرت اراده شخصی همیشه با منطق سروکار دارد ترجیج می دهد در احساس بد باشد چون منطقی و قابل قبول است.

بسیاری از ضرب المثل ها و پندهایی که از گذشته به ما رسیده و وعده ناراحتی و غم و غصه را می دهد به این دلیل است که آنها هم دلیل قانع کننده ای برای احساس خوب و خوشحال بودن نداشته اند اما انبوهی از دلایل منطقی برای بودن در احساس بد سراغ داشته اند.

بنابراین وعده نگران بودن، ناراحت شدن و اتفاقات بد را داده اند.

در قسمت بعدی درباره عملکرد خداوند در واکنش به انرژی درونی انسان توضیح داده می شود.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

موزیک بی کلام
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.com/?p=30434
برچسب ها:
3 نظر در مورد زندگی با اراده خداوند (قسمت بیست و سوم)

دیدگاهتان را بنویسید

      پونه عدل تهرانی
      1400/08/04 02:52
      مدت عضویت: 833 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 746 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      این جمله چقدر زیباست که گفتین به اندازه‌ای که روابط شما با دیگران تغییر کند به همان اندازه با خداوند رابطه شما بهبود پیدا می کند و احساس آرامش و در صلح بودن با خود را تجربه می کنید .

      ااینکه حتما باید یه کسی و سرجاش بنشونی اثبات کنی که تو درست می گه این خیلی در اطرافیان من هست و من اینجوری بزرگ شدم ولی خودم اینجوری نبودم حالا یا نخواستم بلد نبودم نمی دونم یا شاید هم خدا می خواسته که من همسو باشم با اراده خودش ولی همیشه اطرافیانم به منم می گفتن تو چقدر ترسویی دختر باید اینجوری رفتار کنی .. ولی من هم این باورها در وجودم رخنه کرد و دیگه فکر کردم همه اطرافیانم شجاع هستن ولی من ازم هیچ کاری بر نمیاد تمام دوران کودکی و جونی به همین صورت گذشت و کم کم چند سال پیش که با معلم یوگا آشنا شدم وقتی می رفتم کلاس خانم حرف‌هایی و می زدن مثل یه مشاور بودن برای من همیشه مسایلمو باهاشون در میون می ذاشتم و یواش یواش دید من عوض شد که حالا اینها و جور دیگه ای یاد گرفته بودم کسی می خواست بحث کنه من اصلا ا وارد بحث تمی شدم الان هم همینطورم بزار هر چی می خوان بگن بگن این هیچی بلد نبست نمی فهمه و واقعا الان که دیگه اصلا نمی خوام انرژیم پایین بیاد .

      دیدم که یه سری از آدم‌ها از جای دیگه دلشون پره بعد تا مثلا بچون یا کس دیگه کاری می کنه حرفی می زنه مثل بمب منفجر می شن که این ربط به خودشون داره ربطی به اون کار بچه و اون شخص نداره .من خیلی هم به بعضی از اطرافیانم یه موقع ها که عصبانی می شن و درگیر می گم نباید اعصابشون و خورد کنن آرامششون و بهم بزنن بعد به من می گن اخه تو نمی دونی …. دیگه من چی بگم  چون من برای کسی مسایلم و نمی گم بعضی ها فکر می کنن اوکی تو که نمی دونی …..

      ادم به خاطر آرامش خودش حالا همه موضوع ها که گفته شد تا اینجا که کجاها چیکار بکنیم که انرژیمون منفی نشه من اوکیم ولی مثلا یه سری فکرها و من خیلی توی ذهنم مرور می کنم مخصوصا الان که سرکار نمی رم و بیشتر توی خونه ام یه سری احساسم بد می شه باید خیلی روی این کار کنم قبلا اینجوری نبودم و یه سری من که گفتم در دل خیلی وقته که نمی کنم الان ولی تا تلفن می زنم به کسی شروع می کنن همش می گن فلانی اینطور نمی دونم چیکار کنم این موضوع و چه جوری باید برخورد کنم توی بحث ها و غیبت ها شرکت نمی کنم و فقط می شنوم .

      سیستم جهان هستی در پاسخ به میزان انرژی ذخیره شده در هر فرداتفاقات و شرایط  را وارد زندگی او می کند.

      قانون جذب همان سیستم هوشمند جهان هستی است که بر اساس نوع و میزان انرژی ذخیره شده در مخزن هر فرد اتفاقات را در زندگی او رقم می زند.وقتی میزان انرژی مثبت وجود شما به حد متناسب برسد اتفاقات به صورت خود به خود در زندگی شما رخ می دهد.اگر نوع انرژی ذخیره شده در وجود خود را تغییر دهیم .قطعا اتفاقاتی در زندگی ما رخ خواهد داد که انرژی همسو با انرژی ذخیره شده در وجود ما راگسترش دهد.چطوریش هم هیچ کس جز خدا نمی دونه .

      در فایلهای کجا یادم نیست این موضوع مطرح شده بود که نگاه همه ما به خدا یه نگاه انسانیه و  اگه به صلاحمون باشه اگه نباشه ولی این انقدر در وجود من یکی رخنه کرده بازم یاد اور خوبی بود چون من الان چند روزی راجع به چیزی همش فکر می کردم و می گفتم اگه به صلاح باشه خدا درست بشه اگه نه …

      او مرا آزاد آفرید و وارد این دنیای مادی کرد و به من فرصت داد تا هر آنچه را می خواهم در این دنیا تجربه کنم و پس از مهلت مقرر مرا به سوی خود باز می گرداند و گزارش عملکرد مرا بررسی می کند.

      خداوند با احساس کار می کنه احساس خوب احساس بد.

      میزان همسو بودن با قدرت اراده خداوند یا اراده شخصی احساس شما در هر لحظه از زندگی است.

      اگر احساس بدی دارید به هر اندازه نیایش کنید اما احساس شما تغییر نکند تاثیری در بهبود شرایط زندگی شما نخواهد داشت.اگر احساس خوبی دارید نیایش نکنید تاثیری در خراب شدن یا مورد عذاب الهی قرار گرفتن شما نخواهد داشت.

      احساس بد همیشه دلیل دارد ولی احساس خوب می تواند هیچ دلیلی نداشته باشد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/29 22:07
      مدت عضویت: 816 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 792 کلمه

      با یاد و نام خدای مهربان

      خواندن و درک کردن نوشته های باورساز فرصتی است که در مورد خودم فکر کنم در مورد رفتارها وکارهایی که تا قبل از این از نظر خودم ایرادی نداشتن و همیشه عیب و ایراد را در دیگران می دیدم چقدر خدا دوستم داشته که به این دوره هدایت شدم به این که بخونم و آگاهی های خودمو بالا ببرم و بتونم در راستای اراده خدا زندگی کنم تا الان خیلی فرصت ها رو از دست دادم ولی هر وقت شروع کنی خوبه هر وقت تصمیم بگیری تغییر کنی خوبه مهم اینه که ساکن و راکد نباشی

       

      تاثیر روابط با دیگران بر زندگی شخصی

      تا جایی که یادم میاد من واقعا این خصلت بد رو داشتم هر جایی که فکر می کردم حق با منه سعی می کردم دیگران را متوجه این کار بکنم و گاهی مجبور بودم بحث کنم تا اونا را قانع کنم و خلاصه این که خیلی انرژی مصرف می کردم

      گاهی حتی مشاجره می کردم و با ناراحتی و عصبانیت همراه میشد و ظرفیت خالی خودمو واقعا پر می کردم شاید یه درجه از اون باقی می موند و گاهی واقعا در برخود ساده با یکی دیگه اون ظرفیت لبریز می شد و باعث ناراحتی نزدیکان خودم میشدم و بعد هم پشیمان می شدم که چرا اینقدر زود از کوره در رفته بودم ولی پشیمان شدن واقعا دیگه سودی برام نداشت چون در راستای اراده شخصی خودم باعث ناراحتی و آزردن دیگران شده بودم.

       

       الان دیگه متوجه هستم که برای داشتن ذهنی آرام و تجربه آرامش درونی لازم است که از ذخیره انرژی های پست و ضعیف در ذهن خودم جلوگیری کنم.

      بحث و مشاجره با دیگران به هر دلیل باعث ذخیره انرژی پست در مخزن من میشه و حالمو بد می کنه.

      گاهی حتی خاطرات روزها و سال های گذشته را داشتم و هر وقت اونا رو مرور می کردم خودم متوجه حس و حال بدم می شدم و واقعا اون لحظات از نظر سطح انرژی در مرتبه پست و پایین بودم و طبق قانون جذب همون انرژی های منفی و پست را جذب می کردم و روز به روز حالم بدتر می شد خوشحالم که با این دوره در مسیر درست دارم حرکت می کنم و اجازه مرور هر خاطره بد و مشاجره و بحث با دیگران را از وجود خودم دور کردم.

       

      نقش خداوند در زندگی ما

      من هم از اون دسته آدما بودم که طبق برداشت خودم هر جا دلم می خواست می گفتم خدا خواسته اینجور بشه، خدا نخواسته ما پولدار بشیم، خدا نخواسته خونه بزرگتر بخریم، خدا خواسته که دانشگاه قبول بشم، خدا خواسته که شاغل بشم، خدا نخواسته ماشینمونو تغییر بدیم و خلاصه فکر می کردم خدا از شب تا صبح فقط خواسته ها ونخواسته های زندگی ما رو رقم میزنه.

       

      این نگاه به عملکرد خدا به خاطر همون نگاه انسانی داشتن به خدا بوده نگاهی که در خیلی از اطرافیان خودم روزانه می بینم که برای هر خواسته و نخواسته ی زندگیشون همین جمله رو میگن که خدا خواسته یا خدا نخواسته…

       

      در حالی که سیستم هوشمند جهان هستی و خداوند اصلا اینگونه نیست خدا درخواست های ما را نه با گریه و زاری پاسخ میده نه با خواهش و التماس بلکه اون به احساس ما پاسخ میده هرجا که احساس خوب داشتیم در واقع داریم به کائنات و جهان هستی اعلام می کنیم که حالمون خوبه و طالب همین شرایطیم و هرجا که حال و احساسمون خوب نیست و ناراحتیم وگله وشکایت می کنیم یعنی از همین وضعیت بیشتر به ما بده.

       

      پس در واقع حال خوب و بد ما به احساس خودمون برمی گرده.به شادی درونمون یا اگه اهل گریه و زاری هستیم دیگه مشخصه که چه حالی داریم چون گریه واقعا حال آدمو بد می کنه وسطح انرژیشو پایین میاره

       حالا اگه یه فردی به خاطر اراده شخصی همیشه خودشو تو احساس بد قرار بده مخزن خودشو پر از انرژی ضعیف می کنه و دیگه مهم نیست که چقدر تلاش کنه که با دعا ونیایش و… خودشو به خدا نزدیک کنه چون خدا با توجه به احساس اون بهش پاسخ میده پس فرد باید بخواد که اون شرایط را تغییر بده و خودشو با خدا همسو کنه و در راستای اراده الهی حرکت کنه تا بهترین ها براش رقم بخوره.

       

      هر روز که نوشته های باور ساز رو میخونم و تکرار می کنم درکم بهتر و بیشتر میشه دوست دارم برداشت عمیق تر و بهتری داشته باشم تا بتونم آینده زندگی بهتری رو برای خودم و اطرافیانم رقم بزنم برای همین هر جلسه را چند بار میخونم و نقد وبررسیش می کنم نظرات دوستان را میخونم البته کامنت دوستان در روزهای اول خیلی بالا بود الان تعداد نظرات خیلی کم شده ای کاش دوستان همت کنند و نظر وبرداشتشون را بنویسند تا دیگران هم بتونن استفاده کنند.

      باز هم به خاطر این نوشته های زیبا و عمیق که دید ما رو به زندگی بهتر می کنه سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سیده آمنه یاقوتی
      1400/07/01 11:43
      مدت عضویت: 269 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 616 کلمه

      سلام استاد جونم

      واقعا برای این درک این حجم از فهمیدن آنچه یادآوری کردین برای خودتون قابل تحسینه

       

      خداروشکر الگوی موفقی مثل شما دارم که عجله نداره بخواد تو6ماه یانمیدونم چند وقت کن فیکون کنه

      بلکه باصبر وحوصله تلاش میکنه هر روز فقط یک قدم هرچندکوچک برداره و جلو بره

      ازقبل برای خودش چالش میچینه و حسابی به عمق نفوذ میکنه

       

      درک من از نوشته ی شما به این صورته ودوست دارم برام بنویسید درکم صحیح هست یا اصلاحش کنم

       

      اولین درکم از این چند جمله وقبل وبعدش«تصور می کنیم ظرفیت ذخیره انرژی منفی در وجود ما عدد 20 باشد. به این معنی که هرگاه میزان انرژی منفی وجود ما از عدد 20 عبور کند به صورت ناخودآگاه از طریق واکنش دادن نسبت به محرک های بیرونی مقدار اضافه بر عدد 20 را از ذهن خود خارج می کنیم»

       

      برداشت من اینه که وقتی باکسی بحثمون میشه 18عدد از ظرفیت به صورت پر وفشرده میگیریم و فنرمون فقط به 3عدد دیگه نیاز داره تا ما منفجربشیم توضیح میدم چطور

      من خودم این تجربه رو داشتم ودرکم اینه که من تاعدد 20تحمل دارم ومنفجر نمیشم که همون مثال شما میشه وفقط پر میشه اما لبریزنمیشه،ولی کافیه این عدد از 20 تجاوز کنه وبجای انرژی منفی 2،،،،انرژی منفی3رو ذخیره کنم اونوقته که بمب ،، من منفجر میشم و انقدر بد منفجر میشم که اصلا حال خودم رو نمیفهمم و این اتفاق رو من بسیار زیاد تجربه کردم پشیمانی های بعدش رو

       

       

      وهمین الان حین نوشتن این یادم اومد

       

      که یکی از دوستانم همیشه وقتی حالش بد بود میگفت آمنه خدانکنه کسی تو این حال پرش به من بگیره پودر میشه

       

      والان درک کردم واقعا که چی میگفت وحتی حال اون روز هامو درک میکنم

       

      وحتی درک میکنم این موضوع رو که میگفتن اگه کسی عاشق خودش باشه اگه از اون محبت به خودش لبریز شه و به کسی برسه اون حس و عشق بینظیره

       

      واین چیزی نیست جز احساس داشتن لیاقت وعدم لیاقت به نظرمن

       

      برگردیم سر ظرفیت عدد20

      که من اینو درک کردم اگر روند همینجور ادامه داشته باشه 

      روز به روز تحمل ما(یاهمون ظرفیت عددما)کم وکم تر میشه و دیگه با رفتارهای خیلی ساده و اصلا بی اهمیت سریع از کوره در میریم و ناراحت میشیم و انقدر نشخوارش میکنیم که هیییییی بدوبدتر میشه

       

       

      درک من از جمله ««سیستم جهان هستی در پاسخ به میزان انرژی ذخیره شده در هر فرد اتفاقات وشرایط راوارد زندگی اومیکند»»

       

      اینکه یعنی من به اندازه ی ظرف وجودم وباورهای موجود در اون جواب میگیرم نه بیشتر نه کمتر و ربطی به خواست خدا یا نخواستنش نداره

       

      ومن اینو عمیقا درک کردم بخصوص بااستناد به آیه ی سوره ی رعد(که میگه خداوند تغییر نمیدهد قومی را مگرانکه تغییر دهند آنچه درنفسهایشان است ، نمیگه انچه در جسمشون یابیرونشون یااطرافشون میگه انچه در نفسشون هست(یعنی همون انرژی ها،باورها)

       

      واین جمله طلایی

      اگر باور کنید قانون جذب به این شکل عمل می کند به جای جستجو برای درک و یادگرفتن قانون جذب تمام تمرکز خود را صرف ذخیره انرژی مثبت در وجود خود می کنید.

      میزان انرژی مثبت وجود شما به حد مناسب که برسد اتفاقات به صورت خودبخود در زندگی شما رخ می دهد.

      درک من اینه که بجای گشتن  دنبال آگاهی های جدید و هی انباشت اطلاعات وهی پرش ازاین استاد به این استاد یا این فایل ودوره به اون فایل و دوره 

      روی آگاهی های اصل و درست تمرکز کنم که اصل قوانین جهانه و هزاران بار تکرار کنم وعمل عمل عمل کنم 

      یعنی همون جمله معروف که میگه ایمان تمام ان چیزی است که به آن عمل نکرده ایم

      واولین جمله تاکیدی ساخت خودم که از دل متن کشیدم بیرون 

       

      اینکه راست میگه استاد ما همیشه میگیم نمیدونم چطوری وازکجا بدبختی ها پشت هم برام ردیف میشن و مجال نفس کشیدن بهم نمیدن

       

       

      پس الان میگم

      نمی دونم چطوری و ازکجا خوشبختی و پول و اتفاقات خوب پشت هم برام ردیف میشن و مجال نفس کشیدن بهم نمیدن😍💋💋💋

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم